"صراط" - ۲۶ دیماه هر سال یادآور خاطرهای به یاد ماندنی از یک «فرار» تاریخی است. فرار محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۵۷ از ایران که در اثر اوجگیری رشد و بالندگی و فهم عمومی در نفرت از رژیم سلطنتی پهلویها صورت گرفت، نشانی در تاریخ کشور نهاد که تا سالیان مدید، بایستی پیرامون آن سخن گفت. نشانی که گواهی صادق بر آن است تا هر گاه ملت در فهم عمومی و بینش و درک سیاسی به درجهای رسند که از قلدرآن و دیکتاتور صفتان مطالبه حق نمایند، آنان موقعیت را برای خود تنگ دیده و فرار را بر قرار ترجیح دادهاند. علاوه بر محمدرضا پهلوی نمونههای مشابه دیگر فراوانی نیز میتوان در تاریخ جستجو کرد که محیط پیرامونی اینگونه افراد - هرچند هم به ظاهر وسیع و تجملاتی باشد - نمیتواند آنان را تحمل نموده و آنان را منزوی ساخته است. به گزارش سرویس سیاسی صراط به نقل از هفته نامه نه دی، مهدی هاشمی رفسنجانی نمونه اعلا و کاملی است که میتوان فرار او را از قانون و عدالت بررسی کرد . گرچه میتوان علاوه بر این، فرارهای بنیصدر، رجوی، کشمیری، شهرام جزایری و اخیراً خاوری را هم ضمیمه نمود اما به راستی دقت در روند 2 ساله فراری دادن مهدی هاشمی رفسنجانی از عدالت سوگنامه ای است که شرح آن مثنوی هفتاد من کاغذ می طلبد.
وقتی فتنه ۸۸ شعله میکشید و مهدی رفسنجانی اتاق جنگ تشکیل داده بود تا به یکباره طومار نظام اسلامی را در هم بتند، او هیچگاه به فکر فرار از کشور نبود. وقتی ارتباطات خارجی با سرویسهای جاسوسی بینالمللی او را بر آن داشت تا اراذل و اوباش در تهران را به صف کند و آنان را به جان و مال و ناموس مردم بیاندازد، هیچگاه به فکر فرار از کشور نبود. او وقتی با پولهای کثیف بادآورده «شرخری» میکرد و با پررویی تمام، نظام مظلوم اسلامی را به مبارزه میطلبید گمان هم نمیکرد که روزی مجبور به فرار از کشور شود و حمایتهای بی دریغ هاشمی هم برای او کارگر نیافتد. اما از آنجا که میان فرار او و فرار محمدرضا، شباهتی عجیب برقرار بود، وقتی او از ایران گریخت «همه» دوستان پشتش را خالی کرده و مردم نیز مطالبه دستگیری و مجازات قاطع این آقازاده شرورپرور را داشتند. مهدی هاشمی اما تودهنی خورد. سلسله برنامه ریزی های او برای انهدام پایه های اعتماد مردم به انقلاب اسلامی فرو ریخت و او از مردمی که پشت سر ولی فقیه عادل زمان ایستادند و قدرت نَسَب مهدی رفسنجانی را به هیچ انگاشتند به هیچ انگاشته شد و این عامل اصلی فرار مهدی هاشمی شد. مهدی این را دیده بود که علیرغم هزینههای هنگفت در فتنه ۸۸ اما نظام اسلامی هیچگونه تزلزلی به خود راه نداده و اساساً این خاندان پرحاشیه است که هر روز در دیدگاه مردم مغضوبتر از دیروز میشود و از این جهت بود که فرار را بر قرار ترجیح داد. فرزند پر قدرت و نفوذ هاشمی رفسنجانی که سال ها با حمایت پدر بر بخش های عمده ای از ارکان اجرایی و تاثیرگذار کشور حکمرانی میکرد اما به بهانه سرکشی از شعبات دانشگاه آزاد فرار کرد. این یعنی آنکه انقلاب اسلامی تا بدانجا پیش رفته که یکی از گلوگاههای اصلی هجمه به پایه های اعتبار نظام اسلامی که قدرت فراوانی نیز در اختیار دارد دیگر نمیتواند از قدرت خود بهرهمند شده و باید صحنه را خالی کند. سرکشی از واحدهای دانشگاه آزاد بهانهای بود که به «دروغ» از سوی خاندان رفسنجانی و منتسبین آنها در دانشگاه آزاد به مردم گفته شد تا اگر آبها از آسیاب افتاد «مهدی» هم به کشور بازگردد. اما امروز و در حالیکه دو سال از این فرار میگذرد، مهدی هاشمی رفسنجانی با پول دانشجوهای بیچاره در لندن ایام میگذارند و اتفاقاً اسناد جدید به دست آمده از وی، هر روز پروندهاش را قطورتر میسازد. تاثر برانگیز آنکه مهدی هاشمی رفسنجانی هم اکنون اسناد فراوانی از روند شکلگیری، تداوم، اوجگیری و دامنهدار شدن فتنه ۸۸ و فتنههای مشابه، اختلاسهای مالی و اقتصادی و زدوبندهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشور دارد و امیدوار است که این اسناد را هیچگاه افشا نکند. امیدی که با توجه به روند مطالبه مردم از خاندان هاشمی چندان واقعی به نظر نمیرسد. امید دیگر مهدی به نفوذ قبلی پدرش و حمایت او از مهدی است . اینکه «او میخواهد به کشور بازگردد ولی من به او گفتم که باز نگردد» امید مهدی را افزون میکند اما واقعیت آن است که دیگر افسار حلقه های نفوذی همچون گذشته در اختیار نفوذ پذیران نیست . این بار مردم خود مطالبه می کنند و تا این مطالبه به تحقق نرسد از پای نمی نشینند. و مگر 9 دی این واقعیت را اثبات نکرد؟ حقیقت آن است که مهدی هاشمی رفسنجانی کلید برخی رمزهای سازمانهای جاسوسی را کاملاً بلد است و میداند که خود و سایر ایادی فتنهگر چگونه توانستهاند فتنه ۸۸ را برای براندازی نظام اسلامی کلید بزنند. اما تاریخ گواهی خواهد داد که مهدی هاشمی چون عمر محمدرضا پهلوی نمی تواند اسرار را مخفی کرده، او مجبور میشود با خفت و خواری راه کشور را طی کرده و در زندان، پرده از رموز ناگفته بردارد.
مهدی هاشمی رفسنجانی حمایت امنیتی و رسانهای سرویسهای جاسوسی غربی و رسانههای وابسته به ایشان نظیر BBC و VOA و... را لمس نموده است. اما این حمایتها نه تنها موجب نشده که مردم جفاهای او به نظام و مردم را فراموش کرده و خواهان استرداد و محاکمه عادلانه او شوند که روز به روز عمق بدبینی و انزجار مردم از حامیان نسبی و سببی او نیز بیشتر شده است. مردم امروز می بینند که مهدی هاشمی علاوه بر پروندههای قطور سیاسی، امنیتی، اقتصادی، پروندههای سنگینی از فسادهای گوناگون دارد. اینکه خاندان هاشمی رفسنجانی برای حفظ و زنده نگاه داشتن روحیه مهدی، هر هفته با وی در دبی، لندن یا.. دیدار داشته و مقدماتی از [...] را برای وی مهیا میکردند و گذرنامههای آنان از این بابت مضبوط شده است، اخباری است که از سوی بسیاری از مطلعین تأیید میشود و این مظلومیت و کرامت نظام اسلامی را نشان می دهد. نظامی که منتظر است تا مردم خود به این بلوغ برسند که عدالت را از صاحبان قدرت و آقازادگان رانت خوار مطالبه کرده و با دست مردم این محکمه عمومی بر پا شود.
علی رغم خواست هاشمی رفسنجانی بر افتادن آب ها از آسیاب اما به نظر می رسد که هرچه از زمان فراری دادن مهدی بگذرد پرونده او و همکارانش قطور تر شده و گناه یاران او نیز سنگین تر خواهد شد. اینکه فائزه هاشمی با آن تبختر و غرور همیشگی بالاخره مجبور می شود به دادگاه رفته و در آن مجرم شناخته می شود - صرفنظر از میزان حکم بسیار غیر متناسب آن با جرم رخ داده – نشانی است که از مطالبه ملت در رسیدگی به پرونده های دانه درشت ها خبر می دهد. افکار عمومی اما میان دادگاه فائزه و مهدی تفاوت قائلند. اگر مهدی به ایران بازگردد دادگاه او در میان ملت و در وسط خیابان ها برگزار خواهد شد. کافی است پدر اذن ورود او را صادر کند تا این مطالبه ملی محقق شود. فعلا هاشمی به فرزندش توصیه کند تا برای محاکمه ملت خود را آماده کند.
وقتی فتنه ۸۸ شعله میکشید و مهدی رفسنجانی اتاق جنگ تشکیل داده بود تا به یکباره طومار نظام اسلامی را در هم بتند، او هیچگاه به فکر فرار از کشور نبود. وقتی ارتباطات خارجی با سرویسهای جاسوسی بینالمللی او را بر آن داشت تا اراذل و اوباش در تهران را به صف کند و آنان را به جان و مال و ناموس مردم بیاندازد، هیچگاه به فکر فرار از کشور نبود. او وقتی با پولهای کثیف بادآورده «شرخری» میکرد و با پررویی تمام، نظام مظلوم اسلامی را به مبارزه میطلبید گمان هم نمیکرد که روزی مجبور به فرار از کشور شود و حمایتهای بی دریغ هاشمی هم برای او کارگر نیافتد. اما از آنجا که میان فرار او و فرار محمدرضا، شباهتی عجیب برقرار بود، وقتی او از ایران گریخت «همه» دوستان پشتش را خالی کرده و مردم نیز مطالبه دستگیری و مجازات قاطع این آقازاده شرورپرور را داشتند. مهدی هاشمی اما تودهنی خورد. سلسله برنامه ریزی های او برای انهدام پایه های اعتماد مردم به انقلاب اسلامی فرو ریخت و او از مردمی که پشت سر ولی فقیه عادل زمان ایستادند و قدرت نَسَب مهدی رفسنجانی را به هیچ انگاشتند به هیچ انگاشته شد و این عامل اصلی فرار مهدی هاشمی شد. مهدی این را دیده بود که علیرغم هزینههای هنگفت در فتنه ۸۸ اما نظام اسلامی هیچگونه تزلزلی به خود راه نداده و اساساً این خاندان پرحاشیه است که هر روز در دیدگاه مردم مغضوبتر از دیروز میشود و از این جهت بود که فرار را بر قرار ترجیح داد. فرزند پر قدرت و نفوذ هاشمی رفسنجانی که سال ها با حمایت پدر بر بخش های عمده ای از ارکان اجرایی و تاثیرگذار کشور حکمرانی میکرد اما به بهانه سرکشی از شعبات دانشگاه آزاد فرار کرد. این یعنی آنکه انقلاب اسلامی تا بدانجا پیش رفته که یکی از گلوگاههای اصلی هجمه به پایه های اعتبار نظام اسلامی که قدرت فراوانی نیز در اختیار دارد دیگر نمیتواند از قدرت خود بهرهمند شده و باید صحنه را خالی کند. سرکشی از واحدهای دانشگاه آزاد بهانهای بود که به «دروغ» از سوی خاندان رفسنجانی و منتسبین آنها در دانشگاه آزاد به مردم گفته شد تا اگر آبها از آسیاب افتاد «مهدی» هم به کشور بازگردد. اما امروز و در حالیکه دو سال از این فرار میگذرد، مهدی هاشمی رفسنجانی با پول دانشجوهای بیچاره در لندن ایام میگذارند و اتفاقاً اسناد جدید به دست آمده از وی، هر روز پروندهاش را قطورتر میسازد. تاثر برانگیز آنکه مهدی هاشمی رفسنجانی هم اکنون اسناد فراوانی از روند شکلگیری، تداوم، اوجگیری و دامنهدار شدن فتنه ۸۸ و فتنههای مشابه، اختلاسهای مالی و اقتصادی و زدوبندهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشور دارد و امیدوار است که این اسناد را هیچگاه افشا نکند. امیدی که با توجه به روند مطالبه مردم از خاندان هاشمی چندان واقعی به نظر نمیرسد. امید دیگر مهدی به نفوذ قبلی پدرش و حمایت او از مهدی است . اینکه «او میخواهد به کشور بازگردد ولی من به او گفتم که باز نگردد» امید مهدی را افزون میکند اما واقعیت آن است که دیگر افسار حلقه های نفوذی همچون گذشته در اختیار نفوذ پذیران نیست . این بار مردم خود مطالبه می کنند و تا این مطالبه به تحقق نرسد از پای نمی نشینند. و مگر 9 دی این واقعیت را اثبات نکرد؟ حقیقت آن است که مهدی هاشمی رفسنجانی کلید برخی رمزهای سازمانهای جاسوسی را کاملاً بلد است و میداند که خود و سایر ایادی فتنهگر چگونه توانستهاند فتنه ۸۸ را برای براندازی نظام اسلامی کلید بزنند. اما تاریخ گواهی خواهد داد که مهدی هاشمی چون عمر محمدرضا پهلوی نمی تواند اسرار را مخفی کرده، او مجبور میشود با خفت و خواری راه کشور را طی کرده و در زندان، پرده از رموز ناگفته بردارد.
مهدی هاشمی رفسنجانی حمایت امنیتی و رسانهای سرویسهای جاسوسی غربی و رسانههای وابسته به ایشان نظیر BBC و VOA و... را لمس نموده است. اما این حمایتها نه تنها موجب نشده که مردم جفاهای او به نظام و مردم را فراموش کرده و خواهان استرداد و محاکمه عادلانه او شوند که روز به روز عمق بدبینی و انزجار مردم از حامیان نسبی و سببی او نیز بیشتر شده است. مردم امروز می بینند که مهدی هاشمی علاوه بر پروندههای قطور سیاسی، امنیتی، اقتصادی، پروندههای سنگینی از فسادهای گوناگون دارد. اینکه خاندان هاشمی رفسنجانی برای حفظ و زنده نگاه داشتن روحیه مهدی، هر هفته با وی در دبی، لندن یا.. دیدار داشته و مقدماتی از [...] را برای وی مهیا میکردند و گذرنامههای آنان از این بابت مضبوط شده است، اخباری است که از سوی بسیاری از مطلعین تأیید میشود و این مظلومیت و کرامت نظام اسلامی را نشان می دهد. نظامی که منتظر است تا مردم خود به این بلوغ برسند که عدالت را از صاحبان قدرت و آقازادگان رانت خوار مطالبه کرده و با دست مردم این محکمه عمومی بر پا شود.
علی رغم خواست هاشمی رفسنجانی بر افتادن آب ها از آسیاب اما به نظر می رسد که هرچه از زمان فراری دادن مهدی بگذرد پرونده او و همکارانش قطور تر شده و گناه یاران او نیز سنگین تر خواهد شد. اینکه فائزه هاشمی با آن تبختر و غرور همیشگی بالاخره مجبور می شود به دادگاه رفته و در آن مجرم شناخته می شود - صرفنظر از میزان حکم بسیار غیر متناسب آن با جرم رخ داده – نشانی است که از مطالبه ملت در رسیدگی به پرونده های دانه درشت ها خبر می دهد. افکار عمومی اما میان دادگاه فائزه و مهدی تفاوت قائلند. اگر مهدی به ایران بازگردد دادگاه او در میان ملت و در وسط خیابان ها برگزار خواهد شد. کافی است پدر اذن ورود او را صادر کند تا این مطالبه ملی محقق شود. فعلا هاشمی به فرزندش توصیه کند تا برای محاکمه ملت خود را آماده کند.
تا حالا از 3000 میلیارد تومان 2300 میلیارد تومان به خزانه برگشته.
صراط عزیز:
این مطلب به نقل از عصر امروز است*
دلیلی برای عدم انتشار نیست:
========================
اين خاندان بايد ..............:
___________________________
پدر خانواده (..........) :
خطاب به رهبر انقلاب(پيش از انتخابات):بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت!!!!!!!!!!!
صرف نظر از اين حمايت و ابعاد مختلف آن، همکاري و هماهنگي هاشمي رفسنجاني با پيشبرد طرح تشكيك در سلامت انتخابات موضوع مهم تري بود که نيازمند توجه و بررسي جدي است؛ روزنامه اعتماد ملي مورخ ? دي ماه ?? نوشت که اکبر هاشمي رفسنجاني در جمع اعضاي سازمان اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد منطقه ?، اظهار داشت: "اگر ناظران و مسئولان برگزاري انتخابات رأي مردم را ضايع کنند و اعلام قيمومت کنند و نگذارند آنچه مردم ميخواهند اعلام شود، اين کار خيانت و مستوجب عذاب الهي است. حتي اگر براساس مصلحت برخي بگويند که اين فرد نبايد انتخاب شود، اشتباه است و منتهي به استبداد ميشود و اين اتفاق شومي خواهد بود..."
با اين همه نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبر معظم انقلاب سه روز پيش از انتخابات و طرح مسائل قابل تامل و بحث برانگيز آخرين تير ترکش وي در روزهاي قبل از برگزاري انتخابات بود که البته در نهايت نتيجه دلخواه وي را به ارمغان نياورد.
وي که در خطبههاي نماز جمعه خود از دستگيرشدگان حمايت كرده و پايبندي همه به قانون، دلجويي از آسيبديدگان، فضاي بحث براي جلب اعتماد، آزادي زندانيان و آزادي رسانهها و مطبوعات را بهعنوان راهکارهاي خود مطرح کرده بود، در مقابل تمام موضع گيري هايي که نسبت به مواضع اش مي شد، ايستاد و در سخنراني معروف خود در جمع دانشجويان مشهدي و حتي در ديدارش با اعضاي حزب اعتدال و توسعه بر مواضعش در نماز جمعه ?? تير ماه ?? اصرار ورزيد.
در ادامه اين موضع گيري ها بايد غيبت در مراسم تنفيد و تحليف رئيس دولت دهم را هم مورد اشاره قرار داد. ضمن اينکه هاشمي رفسنجاني در يکي از سخنراني هاي سال ?? خود نيز تاکيد کرده بود که هنوز هم به مواضع خود در آخرين نماز جمعهاش معتقد است و همين اصرار مجدد وي بر مواضع نادرست گذشته نشان از آن دارد که برخي از کارشناسان سياسي کشور چندان هم بيراه نمي گفتند که "هاشمي پناهگاه جريان فتنه است"
_______________________________
مادرخانواده ( ......... ) :
اگر تقلب نشود، موسوي رئيسجمهور ميشود، ولي خدا نکند تقلب کنند که اگر اينگونه شود، مردم به خيابانها ميآيند و اعتراض ميکنند!!!!!!!!!
همسر اکبر هاشمي رفسنجاني در پاسخ به سوال فردي که ميپرسيد اگر تقلب شود چه اتفاقي ميافتد، نيز تاکيد داشت که "اگر تقلب شود، از مردم ميخواهم با حضور در خيابانها واکنش نشان دهند. اما در صورتي که تقلب انجام نشود مطمئن هستم که ميرحسين موسوي راي خواهد آورد...".
_______________________________
پسر خانواده (.........!):
پيش از انتخابات دهم رياست جمهوري هم با فعاليت و جنجال هايي مختلف سياسي و اقتصادي، نامي پرآوازه در کشور براي خود دست و پا کرده بود. وي شايد رسانهاي ترين چهره اين خاندان هم باشد که در انتخابات دهم رياست جمهوري از دريچه رسانه به فعاليت عليه دولت وقت و حمايت از كانديداي مورد نظر خود پرداخت.
بعد از راه اندازي كميته راهبردي ستاد حاميان ميرحسين موسوي، قائم مقام حسين مرعشي در اين کميته شد و هدايت رسانهاي حامبان موسوي را عهده دارد شد، اما عملكرد سايتهاي تحت مديريت او به شکلي بود كه حتي مهدي كروبي نيز از تخريبها و تخلفات آنها گلايهمند بود.
از اعترافات حمزه كرمي مديرمسئول سايت جمهوريت و مسعود باستاني سردبير اين سايت:
ما نيز سايت جمهوريت با مديريت رسمي مهدي هاشمي را راهاندازي كرديم..!سايت جمهوريت ابتدا قرار بود از كانديدايي در انتخابات حمايت و نسبت به دولت نهم نيز نقدهايي داشته باشد، ولي با فشارهاي مهدي هاشمي، اين سايت تبديل به سايت تضعيف كننده سازمانهاي انقلابي مانند سپاه و بسيج و سازمانهاي دولتي شد و حتي اين سايت خدمات دولت را نيز پول پاشي معرفي ميكرد و كار به جايي كشيد كه اين سايت برخلاف واقعيت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقين كرد..."
"مهدي هاشمي حتي مطالب تندتري را براي انتشار سايت جمهوريت ارائه ميداد كه از جمله اين مطالب ميتوان به گزارشي كه ? روز قبل از انتخابات توسط وي به ما داده شده، اشاره كنم كه در اين گزارش فرمانده بسيج متهم به تخريب و تضعيف ميرحسين موسوي شده بود. البته اين گزارش را ما هرگز منتشر نكرديم..."
در اين شرايط که مستندات و يا به قول برخي نزديکان خاندان هاشمي، اتهامات بسياري نسبت به فرزند جنجالي اکبر هاشمي رفسنجاني در کشور مطرح بود، وي به بهانه رسيدگي به امور دفاتر دانشگاه آزاد در لندن، به دامن پير استعمار گريخته و جالب تر اينکه زماني هم که دادستان عمومي و انقلاب تهران به وي توصيه كرد براي دفاع از خود هر چه زودتر به ايران بازگردد، طي نامهاي به خط و نشان كشيدن براي دادستاني پرداخت. هاشمي پدر هم ضمن توصيه به پسرش كه با خيال راحت به كارها و تحصيلاتش در لندن ادامه دهد، در مشهد با بيان اينکه "مهدي در اين انتخابات هيچ دخالتي نداشت..."، گفت که "مهدي ما رفته خارج و خيالش از پروندههايش راحت است..."
_______________________________
دختر خانواده ( ......... !! )
فائزه از پركارترين اعضاي خاندان هاشمي در انتخابات رياست جمهوري بود و با وجود مخالفت پيشينش با كانديداتوري موسوي، در حمايت از وي در اين دوره از انتخابات با ساماندهي دختران فيروزهاي سنگ تمام گذاشت. بدون ترديد يکي از معروف ترين اقدامات وي در دوران تبليغات انتخابات دهم رياست جمهوري به سخنراني در مراسم سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادي در حضور خاتمي و زهرا رهنورد مرتبط مي شود که در آنجا دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگي دانسته و در توصيف دوراني كنوني نيز مدعي شد که "در شرايط به سر ميبريم كه نكبت، خفت و خواري نصيب ملت ايران شده است..." وي همچنين گفته بود که "مطمئن هستم كه اگر در اثر خطاي ما اين دولت پيروز شود، امر بر اين آقا (احمدينژاد) مشتبه ميشود كه خود را امام زمان بنامد و خطاهاي گذشته را با قدرت بيشتر ادامه دهد..."
او ?? خرداد، يعني چهار روز پس از انتخابات در تجمعي روبهروي جام جم مدعي شد كه تمامي ناظران را هنگام شمارش و تجمع آرا بيرون كردند و صندوقها از قبل، پر از رأي به احمدينژاد بود!
روز ?? خرداد، بار ديگر فائزه با شركت در تجمع حاميان فتنه سبز در خيابان آزادي، به تحريك معترضان براي تداوم اغتشاشات پرداخت و به همين اتهام نيز دستگير شد، اما در جريان بازداشت يكروزه وي، فشارهاي بسياري براي آزادي وي ايجاد شد تا اينکه بازداشت به اتمام رسيد و فائزه هاشمي آزاد شد. نکته جالب توجه اين است که وي بعدها مدعي شد در روز ?? تير براي خوردن ساندويچ به خيابان آزادي رفته بود!
هر چند كه وي بعد از بازداشت يك روزه، مدتي را به حاشيهنشيني پرداخت اما حضور دوبارهاش در حاشيه مراسم ??آذر و روز دانشجو در واحد علوم تحقيقات دانشگاه آزاد و سخنراني در جمع تعدادي از حاميان موسوي و همچنين حضوري ديگر بار در ميان اغتشاشگران روز عاشوراي حسيني در تهران از تداوم تحركات او در ايام انتخابات حكايت داشته و دارد"
_______________________________
ساير فرزندان :
محسن هاشمي رفسنجاني که بيشتر نامش با نام "مترو" شناخته مي شود، همانند مهدي و فائزه، چهره اي فعال و البته جنجالي در انتخابات رياست جمهوري دهم نبود اما وي نيز پس از مناظره ?? خرداد ماه احمدينژاد و موسوي، در نامهاي به احمدينژاد مدعي شد كه رئيس جمهور با دروغ و عوامفريبي ميخواهد فضاي انتخابات را "هاشمي-احمدينژاد" کرده و اينگونه به عرصه انتخابات رياست جمهوي ورود کرد. وي پس از آن نيز با تنظيم و طرح شكايت از رسانههاي منتقد هاشمي نام خود را در عرصه سياسي کشور مطرح کرد و اين چنين در مسير خواسته ها و اهداف خاندان هاشمي گام برداشت.
فاطمه هاشمي رفسنجاني هم که تفاوت بسياري با خواهر خود داشت، ولي حضور کم رنگ در عرصه هاي سياسيي، زماني که پس از ?? سال در شهريور ماه ?? از رياست فدراسيون ورزشهاي بيماران خاص استعفا داد، اما در متن استعفاي خود به نوعي عقدهگشايي سياسي دست زد و در حالي از حلقه بسته مديريت در کشور انتقاد کرد كه اشارهاي به چگونگي باقي ماندن ? ساله خود در رياست فدراسيون ورزشهاي بيماران خاص در دولت نهم نکرده بود.
ياسر هم که آخرين فرزند هاشمي رفسنجاني بوده و نسبت به سايرين، حاشيه هاي کمتري در حوادث قبل و بعد از انتخابات رياست جمهوري دوره دهم داشت، در جريان اغتشاشات روز ?? آبان سال ??، اخباري مبني بر حضور وي در ميان اغتشاشگران منتشر شد که البته برخلاف فائزه كه عضو فعال اغتشاشات بود، وي فوراً حضور خود را در اين اغتشاشات تكذيب كرد که در نهايت اين دست اقدامات فرزندان هاشمي موجب متوهم تر شدن کروبي و موسوي در پروزه الغاي تقلب و تاکيد سران فتنه بر خواسته هاي نامشروع از نظام شد.
_______________________________
_______________________________
* رضايت بزرگ خاندان هاشمي از فرزندانش
در شرايطي که مرور برخي از اتفاقات و اظهارنظرهاي منتسب به خاندان هاشمي رفسنجاني و به خصوص همسر و پسر و دختر وي يعني مهدي و فائزه، جاي هيچ گونه ترديد و شبهه اي را نسبت به نقش آفريني آنها در حوادث تلخ پس از انتخابات رياست جمهوري دهم باقي نمي گذارد، بزرگ خاندان هاشمي رفسنجاني که تبحر خاصي در "يکي به ميخ و يکي به نعل کوبيدن" دارد، همچنان دست از حمايت از فرزندان خود بر نمي دارد؛ وي در بخشي از فيلمي که از زندگي اش در پايگاه اطلاع رساني اش منتشر شده، در پاسخ به سؤالي درباره تربيت فرزندانش، ميگويد که "فرزندانم همانگونه كه ميخواستم بار آمدهاند و من از همه آنها رضايت دارم..." وي همچنين ضمن تمجديد از همسر خود، از كنايههاي كساني كه آنها را خشك مقدس و ليبرال ميخواند، انتقاد ميكند و ميگويد: همسرم به من كمك ميكند، برخي جلسات كه من نميتوانم بروم ايشان (عفت مرعشي) ميرود.
_______________________________
_______________________________
_______________________________
احمدي دلاور در ميدان ولي عصر 23 خرداد:
در انتخابات ايران40 ميليون نفر خودشان بازيگر اصلي و تعيين کننده اصلي بوده اند. حالا چهار تا خس و خاشاک اين گوشه ها کاري مي کنند بدانيد اين رودخانه زلال ملت جايي براي خودنمايي آنان نخواهد گذاشت.
========================
آخه بگو ........ اگه بیای ................ ....!!!
ضمنا یاداوری گذشته پوشش خرابیهای امروز است
جناب "ناشناس"
به نظر شما ، مقصود از ضرب المثل :
"یک آدم عاقل رو "مار" دو بار از یک سوراخ نیش نمی زنه" چیه؟
اگر حرف شما صحیح باشه ، بنابراین ورق زدن تاریخ و نگاه انداختن به حوادث سالهای قبل و تجزیه و تحلیل آنها غلط است.
ورق زدن صفحات تاریخ عبرت گرفتن است نه انتقام .
ثانیا: نوشته اید که "ورق زدن صفحات تاریخ ، عبرت گرفتن است ، نه انتفام."
احسنت ، بنده هم می گویم باید تاریخ را ورق زد و عبرت گرفت تا دوباره مارها ما را از همان سوراخ قبلی دوباره نیش نزنند.
ضمنا من نیز معتقد به عبرت هستم ، نه انتقام.
و در انتها ، متاسفانه پاسخ شما بی منطق بود.