نقاط مثبت و منفي توافق تبادل سوخت
کد خبر : ۴۵۲۶
در اين باره اشاره به نكات زير مهم به نظر مي رسد:
1- رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه قرار بود در نشست گروه 15 در تهران و مذاكرات ميانجيگري تبادل سوخت همزمان با رييس جمهور برزيل در تهران حاضر شود اما چند روز مانده به اين نشست در اظهاراتي به دور از سياست هاي قبلي آنكارا، گفت كه به دليل نااميدي از دستيابي به توافق و متمايل نبودن ايران به حل مساله هسته اي خود به تهران نخواهد آمد و لولا داسيلوا رييس جمهور برزيل را در ماموريت ميانجيگري تهران تنها مي گذارد .
اما ايران با موافقت با موضوع تبادل سوخت به نوعي اردوغان را وادار به عقب نشيني كرد تا به تهران بيايد.
2- ايران با قبول تبادل سوخت و امضاي بيانيه آن با حضور سران دو كشور غيردائمي شوراي امنيت يعني تركيه و برزيل، عملا تصويب قطعنامه تشديد تحريم ها عليه خود در شوراي امنيت را با مشكل جدي روبه رو كند.
3- موضوع هسته اي ايران و بالا گرفتن آن در جهان حداقل براي مدت زماني با آرامش روبه رو خواهد شد و اين موضوع بر تلاش هاي آمريكا و غرب براي تشديد تحريم ها عليه ايران تاثير منفي بسياري خواهد داشت.
4- برزيل را مي توان جزو كشورهايي دانست كه در دوره رياست جمهوري محمود احمدي نژاد، پتانسيل هاي آن مورد اهتمام گسترده قرار گرفت. براي نخستين بار احمدي نژاد در قامت رييس جمهور ايران به برزيل سفر كرد و تهران نيز براي اولين بار ميزبان رييس جمهور برزيل شد.
برزيل درباره ميزباني از احمدي نژاد و سفر رييس جمهوري اين كشور به تهران به شدت از سوي آمريكا و اسراييل و ديگر قدرت هاي جهاني تحت فشار قرار گرفت اما در نهايت اين دو سفر انجام شدند.
لولا پيش از سفر به تهران گفته بود به ايران سفر مي كند تا مانع از تكرار فاجعه حمله به عراق در مورد ايران شود. به نوعي و بر اساس فعاليت هاي رسانه هاي غربي، تلاش هاي لولا در تهران به عنوان آخرين تلاش در موضوع هسته اي تهران مطرح شده بود .
پس با موفقيت اين تلاش، عملا جهان و جهانيان بايد انتظار خاتمه اين مساله را داشته باشند و اين موضوعي است كه از سوي تصميم گيران ايراني به شدت دنبال شد.
به نظر مي رسد شخص احمدي نژاد نيز با موافقت با ميانجيگري برزيل در درجه نخست مزد مقاومت هاي برزيل را در برابر غرب و اسرائيل پرداخت كرد و از سوي ديگر آب سردي را بر آتش شعله ور شده هسته اي ايران ريخت ؛ آتشي كه هر روز مقامات آمريكايي سعي مي كردند آن را شعله ورتر كنند.
5- موضوع چگونگي اجراي بيانيه تهران خود شامل شرح و بسط ديگري است . به ديگر سخن ايران مي تواند پس از برقراري آرامش و ابتر ماندن تلاش هاي آمريكا و غرب در شوراي امنيت مطالبات خود را مطرح و بر اجراي آنها پافشاري كند.
6- مساله اصلي موضوع هسته اي ايران كه در قطعنامه هاي متعدد شوراي امنيت نيز به آن پرداخته شد، مخالفت صريح با غني سازي ايران بود ؛ حتي آمريكا تعليق غني سازي را پيش شرط مذاكرات و اقدامات ديگري مي دانست گر چه در مذاكرات ژنو اين پيش شرط خود را ناديده گرفت اما هم اكنون به موضوع ديگري پرداخته شده است و آن مبادله سوخت براي راكتور تحقيقاتي تهران است.
يعني موضوع اصلي يعني همان غني سازي همچنان باقي مانده و ايران هيچ تعهدي براي محدوديت يا تعليق غني سازي نداده است و از اين نظر تهران امتياز بزرگي را به دست آورده است.
همچنين تنها نيازمندي ايران به غني سازي در مقياس 20 درصد و سوخت هسته اي براي راكتور تهران نيست بلكه ايران نيروگاه بوشهر و 20 نيروگاه ديگر را نيز در برنامه دارد كه مي بايست براي آنها نيز اورانيوم غني كند و سوخت هسته اي بسازد و لذا توجيه لازم براي ادامه غني سازي ايران در مقيان 20 درصد وجود دارد.
7- ايران با اين توافق بار ديگر به صورت عملي پايبندي خود را به تعهدات بين المللي، آرامش منطقه، دور نگه داشتن منطقه از بحران و احتمال اقدام نظامي و البته در راس آنها ثابت كردن مقاصد صلح آميز خود تاكيد كرد.
8- ايران بر اساس قطعنامه هاي شوراي امنيت در زمينه واردات اورانيوم و سوخت هسته اي تحت تحريم است. اقدام آمريكا و فرانسه در مبادله سوخت با ايران خود به نوعي نقض كننده و ناديده گرفتن اين تحريم و به رسميت شناختن غني سازي 5 درصد ايران است.
9- اين توافق ، به نوعي وزن افزايي براي كشورهاي مهم گروه 15 است و از اين منظر مي توان آن را اقدامي راهبردي براي ارتقاي سطح اهميت كشورهاي خارج از دايره چند كشور محدود غربي دانست.
به بيان ديگر ، بيانيه تهران مي كوشد دايره بازيگران تاثير گذار بين المللي را از چند كشور معروف و معدود فراتر ببرد و با پررنگ كردن نقش بقيه ، بر روي ساخت قدرت در جهان امروز نيز موثر باشد.
و البته دو نكته مبهم همچنان درباره توافق تبادل سوخت در تهران باقي مي ماند و آن اينكه :
اولا: مقامات ايراني بايد پاسخ دهند چه تضمين هايي را دريافت كرده اند كه حاضر شده اند محل تبادل سوخت هسته اي در خارج از ايران قرار بگيرد و اورانيوم كم غني شده خود را براي تبادل به كشور ديگري منتقل كنند؟ اگر اين اورانيوم در كشور ثالث با هر اتفاق از قبل پيش بيني نشده اي روبه رو شود، در اين صورت مقامات ايراني تا چه اندازه قدرت خواهند داشت تا از اين سرمايه ملي حفاظت كنند؟
ثانيا: پيش از اين به ايران پيشنهاد شده بود كه ايران اورانيوم كم غني شده خود را به روسيه و سپس به فرانسه منتقل كند تا سپس در فرايندي حدودا يكساله سوخت دريافت كند اما پس از آن ايران خواستار مبادله پاياپاي و همزمان اورانيوم غني شده در برابر سوخت شد كه آن نيز مورد موافقت گروه وين قرار گرفت اما بحث و اختلاف اصلي بر سر محل تبادل، اين پيشنهاد را ناكام گذاشت.
حال معلوم نيست چرا مبادله سوخت دوباره به حالت اول (يعني با زمان بري حدود يكساله و البته خارج از ايران) برگشته است. يعني نه مبادله سوخت همزمان و پاياپاي است و نه مبادله در خاك جمهوري اسلامي ايران صورت مي گيرد.
ولی سوال من این است که برزیل این وسط چه کاره بود . بازیگران اصلی ایران و ترکیه بودند و سوال بعدی هم این که بالخره بعد از چند روز تعطیلی شهر تهران و هزار بار معرفی گروه 15 از سیما نتیجه نشست چه شد؟!