سرويس اقتصادي،مهدي رهجو - زمانیکه بحث خصوصی سازی شرکت مخابرات مطرح شد شاید کمتر کسی فکر می کرد که اجرای فرایند خصوصی سازی در بزرگترین شرکت مشمول اصل 44 با فراز و نشیبهایی چنین نامتعارف همراه باشد اما نگاهی کوتاه به روند طی شده در این مسیر نشان می دهد که چگونه گروهی روند خصوصی سازی را به انحراف کشانده و از این بابت منافعی را برای خود فراهم ساخته اند و در مقابل لطمات و صدمات جبران ناپذیری را در حوزه های مختلف به جامعه تحمیل کرده اند. می توان گفت که تا چندی پیش از نظر بیشتر افراد و کارشناسان مرتبط با این مسایل فروش سهام عمده مخابرات به کنسرسیوم اعتماد مبین و به دنبال آن مرگ ناگهانی دکتر سلیمانی پور که در هیاهوی سیاسی آن زمان و در لابلای حوادث به فراموشی سپرده شد، اوج مسایل حاشیه ای در روند خصوی سازی شرکت مخابرات به شمار می رفت. اما روندی که مالک جدید این شرکت در سال جدید درپیش گرفت نشان داد که رخدادهای گذشته پیش زمینه ای برای بهره برداری مناسب برخی افراد و گروهها از ثروتهای جامعه بوده است. این روند زمانی مشهودتر شد که شرکت با دستکاری در نرخ استهلاک دستگاهها و تجهیزات پیش بینی سود خود را افزایش داد تا از این طریق بتواند ضمن افزایشی نشان دادن روند سودآوری شرکت راه را برای تقسیم این بخش از سرمایه شرکت تحت عنوان سود بازگشایی کند. هرچند که حسابرسان و به دنبال آن سازمان بورس اوراق بهادار در اطلاعیه های مختلف و متعدد مدیریت این شرکت را از حرکت در چنین مسیری منع کردند اما این شرکت در مجمع سالیانه خود به تقسیم 300 ریال سود نقدی به ازای هر سهم اقدام کرد درحالیکه طبق نظر حسابرس حداکثر سود تقسیمی برابر با 128 ریال به ازای هر سهم اعلام شده بود.
جالب است که میزان سود تقسیمی در مقایسه با سود تقسیمی سالهای گذشته کمتر بود اما مدیران شرکت در مجمع با اعتماد به نفس بالایی اعلام کردند که افزایش! سودآوری شرکت مرهون تلاشهای ایشان بوده است.
اما نکته قابل توجه در این صنعت این است که بخاطر رشد سریع تکنولوژی در حوزه های مخابرات و فناوری اطلاعات بویژه در بخش سخت افزار اتفاقا باید در تعیین مدت زمان استهلاک این دستگاهها و تجهیزات مرتبط با آنها بسیار محتاط و محافظه کارانه عمل کرد. چراکه تغییر سریع تکنولوژی ساخت تجهیزات و روند پرشتاب ارائه خدمات مخابراتی مبتنی بر تکنولوژی روز سبب می شود چنین شرکتهایی مدام در معرض ارتقاء سخت افزاری و نرم افزاری شبکه های خود باشند که با توجه به وابستگی خارجی در بیشتر زمینه های مورد نیاز، نیازمند هزینه های گزاف در سطوح مختلف می باشد. با این حال مدیریت شرکت برای تحقق اهداف خاص خود اقدام به افزایش زمان استهلاک دستگاهها و تجهیزات خود کرد.
همگان به یاد دارند که در ابتدای عرضه سهام شرکت مخابرات در بورس تهران بسیاری از نمایندگان محترم مجلس و حتی برخی سازمانها و نهادهای مرتبط و غیر مرتبط با سر و صدای فراوان شرکت مخابرات را ضررده معرفی می کردند و حتی برای هر سهم آن ارزشی بمراتب پایینتر از قیمت اسمی هر سهم (1000 ریال) تعیین می کردند. اما اکنون که این چنین سرمایه های انباشته از آحاد مختلف مردم و بیت المال طی سالیان گذشته با دستکاری در صورتهای مالی و حساب سازی بعنوان سود نقدی توزیع می گردد هیچ نهاد و سازمانی در مقابل آن نمی ایستد و بسیاری از افراد که در زمان کشف قیمت و عرضه سهام فریادشان بر سر این سهم بلند بود نیز وظیفه خود را تنها کم ارزش نشان دادن شرکت در زمان واگذاری و واگذاری آن به ثمن بخس به گروهی خاص می دانستند و اکنون هیچگونه تکلیفی برای خود نمی بینند.
ناگفته پیداست که هدف سهامدار عمده شرکت از توزیع هرچه بیشتر پول و سرمایه شرکت تحت عنوان سود نقدی تامین نمودن بخش قابل توجهی از قسط خود بابت بلوک خریداری شده از دولت می باشد. این درحالیست که اگر بنا بود خریدار پول اقساط خود را از جیب شرکت پرداخت کند آنگاه همه می توانستند خریدار بلوک عمده شرکت مخابرات باشند!. این طرز برخورد با خصوصی سازی تقریبا همان روشی است که در زمان دولت سازندگی در دستور کار قرار داشت. عده ای کارخانه ای را با منت فراوان به ارزشی ناچیز از دولت می گرفتند و پس از تعطیل کردن آن تنها با فروش زمین آن کارخانه نه تنها بهای ناچیز کارخانه خریداری شده را به دولت می پرداختند بلکه ثروتهای هنگفتی را نیز برای خود فراهم می کردند. اکنون هم در شرکت مخابرات چنین روندی با شکل و شمایلی دیگر در حال انجام است.
نگاهی به صورتهای مالی این شرکت و زیر مجموعه هایش نشان می دهد که سود اصلی این گروه در شرکت ارتباطات سیار قرار دارد. شرکتی که با برداشت از حساب ذخیره ارزی که متعلق به همه مردم است به توسعه شبکه سیار پرداخت و با فروش سیمکارت به قیمتهای مختلف در مقاطع زمانی دور و نزدیک و ارائه حداقل خدمات توانست خود را از لحاظ مالی غنی کند اما امروزه همان پول حساب ذخیره ارزی و سرمایه مردم به راحتی به جیب گروهی ریخته می شود تا با پول مردم و دولت شرکتی را از دولت برای خود بخرند و البته در این میان تنها چیزی که مهم نیست حقوق مردم است چراکه فقط حقوق صاحبان سهام مهم است .
نکته قابل توجه اینکه در حاشیه مجمع برخی خبرگزاریها از قول مدیرعامل همراه اول نوشتند که سهامدار عمده شرکت تصمیم دارد شرکت ارتباطات سیار را در بورس عرضه کند. حال شاید برای خیلی ها بیشتر آشکار شود که چرا افرادی چون مدیرعامل فعلی مخابرات ایران و برخی از نمایندگان همسو با وی در مجلس شورای اسلامی از ایده خصوصی سازی 31 شرکت مخابراتی بصورت یکجا حمایت می کردند و با اصرار فراوان و ضرر ده نشان دادن شرکتهای استانی در صورتهای مالی، سایر نمایندگان و کارشناسان را نیز به طرق مختلف قانع کردند که حتما باید همراه اول در کنار شرکتهای استانی و بصورت یکجا واگذار شوند و البته آقایان در وقت مناسب خود این شرکت را با ارزشی چندین برابر در بورس واگذار کنند تا ضمن تامین منبع مالی برای پرداخت بقیه اقساط بلوک خریداری شده به دولت از سایر مزایا و منافع حاصله از آن برخوردار شوند!
اگر اينگونه است امثال جابريان و ساير مشتريان سازمان خصوصي سازي نيز مي توانند هزينه خريد سهام عمده شركتهاي دولتي را با فروش بخش ديگري از سهام آن شركت به بهاي چندين برابر تامين كنند و براحتي هرچه تمامتر اموال بيت المال را به نام خود سند بزنند.
از طرف دیگر در ماههای گذشته برخی سهامداران جزء شرکت مخابرات نیز فریب بورس بازی برخی گروههای مرتبط با بعضی از مدیران شرکت مخابرات را خوردند و با توجه به تاکیدات مکرر حسابرس محترم و سازمان بورس اوراق بهادار مبنی بر موهوم بودن بخشی از سود اعلام شده نسبت به فروش سهام خود در قیمتهای پایین اقدام کردند. شاید اگر این سهامداران با کمی دقت مسایل مربوط به پدیده حباب قیمتها در بورس تهران را که در سالهای 82 و 83 خیل کثیری از سهامداران را به ورطه نابودی کشاند مرور می کردند و ردپای برخی مدیران طراز اول مخابرات و مجموعه های تحت مدیریت ایشان را در آن زمان می شناختند اکنون به هیچ وجه در بازی آنها وارد نمی شدند چرا که سرانجام بازی آنها برای فعالان بورس در آن سالها کاملا محسوس و شناخته شده است.
جالب است که میزان سود تقسیمی در مقایسه با سود تقسیمی سالهای گذشته کمتر بود اما مدیران شرکت در مجمع با اعتماد به نفس بالایی اعلام کردند که افزایش! سودآوری شرکت مرهون تلاشهای ایشان بوده است.
اما نکته قابل توجه در این صنعت این است که بخاطر رشد سریع تکنولوژی در حوزه های مخابرات و فناوری اطلاعات بویژه در بخش سخت افزار اتفاقا باید در تعیین مدت زمان استهلاک این دستگاهها و تجهیزات مرتبط با آنها بسیار محتاط و محافظه کارانه عمل کرد. چراکه تغییر سریع تکنولوژی ساخت تجهیزات و روند پرشتاب ارائه خدمات مخابراتی مبتنی بر تکنولوژی روز سبب می شود چنین شرکتهایی مدام در معرض ارتقاء سخت افزاری و نرم افزاری شبکه های خود باشند که با توجه به وابستگی خارجی در بیشتر زمینه های مورد نیاز، نیازمند هزینه های گزاف در سطوح مختلف می باشد. با این حال مدیریت شرکت برای تحقق اهداف خاص خود اقدام به افزایش زمان استهلاک دستگاهها و تجهیزات خود کرد.
همگان به یاد دارند که در ابتدای عرضه سهام شرکت مخابرات در بورس تهران بسیاری از نمایندگان محترم مجلس و حتی برخی سازمانها و نهادهای مرتبط و غیر مرتبط با سر و صدای فراوان شرکت مخابرات را ضررده معرفی می کردند و حتی برای هر سهم آن ارزشی بمراتب پایینتر از قیمت اسمی هر سهم (1000 ریال) تعیین می کردند. اما اکنون که این چنین سرمایه های انباشته از آحاد مختلف مردم و بیت المال طی سالیان گذشته با دستکاری در صورتهای مالی و حساب سازی بعنوان سود نقدی توزیع می گردد هیچ نهاد و سازمانی در مقابل آن نمی ایستد و بسیاری از افراد که در زمان کشف قیمت و عرضه سهام فریادشان بر سر این سهم بلند بود نیز وظیفه خود را تنها کم ارزش نشان دادن شرکت در زمان واگذاری و واگذاری آن به ثمن بخس به گروهی خاص می دانستند و اکنون هیچگونه تکلیفی برای خود نمی بینند.
ناگفته پیداست که هدف سهامدار عمده شرکت از توزیع هرچه بیشتر پول و سرمایه شرکت تحت عنوان سود نقدی تامین نمودن بخش قابل توجهی از قسط خود بابت بلوک خریداری شده از دولت می باشد. این درحالیست که اگر بنا بود خریدار پول اقساط خود را از جیب شرکت پرداخت کند آنگاه همه می توانستند خریدار بلوک عمده شرکت مخابرات باشند!. این طرز برخورد با خصوصی سازی تقریبا همان روشی است که در زمان دولت سازندگی در دستور کار قرار داشت. عده ای کارخانه ای را با منت فراوان به ارزشی ناچیز از دولت می گرفتند و پس از تعطیل کردن آن تنها با فروش زمین آن کارخانه نه تنها بهای ناچیز کارخانه خریداری شده را به دولت می پرداختند بلکه ثروتهای هنگفتی را نیز برای خود فراهم می کردند. اکنون هم در شرکت مخابرات چنین روندی با شکل و شمایلی دیگر در حال انجام است.
نگاهی به صورتهای مالی این شرکت و زیر مجموعه هایش نشان می دهد که سود اصلی این گروه در شرکت ارتباطات سیار قرار دارد. شرکتی که با برداشت از حساب ذخیره ارزی که متعلق به همه مردم است به توسعه شبکه سیار پرداخت و با فروش سیمکارت به قیمتهای مختلف در مقاطع زمانی دور و نزدیک و ارائه حداقل خدمات توانست خود را از لحاظ مالی غنی کند اما امروزه همان پول حساب ذخیره ارزی و سرمایه مردم به راحتی به جیب گروهی ریخته می شود تا با پول مردم و دولت شرکتی را از دولت برای خود بخرند و البته در این میان تنها چیزی که مهم نیست حقوق مردم است چراکه فقط حقوق صاحبان سهام مهم است .
نکته قابل توجه اینکه در حاشیه مجمع برخی خبرگزاریها از قول مدیرعامل همراه اول نوشتند که سهامدار عمده شرکت تصمیم دارد شرکت ارتباطات سیار را در بورس عرضه کند. حال شاید برای خیلی ها بیشتر آشکار شود که چرا افرادی چون مدیرعامل فعلی مخابرات ایران و برخی از نمایندگان همسو با وی در مجلس شورای اسلامی از ایده خصوصی سازی 31 شرکت مخابراتی بصورت یکجا حمایت می کردند و با اصرار فراوان و ضرر ده نشان دادن شرکتهای استانی در صورتهای مالی، سایر نمایندگان و کارشناسان را نیز به طرق مختلف قانع کردند که حتما باید همراه اول در کنار شرکتهای استانی و بصورت یکجا واگذار شوند و البته آقایان در وقت مناسب خود این شرکت را با ارزشی چندین برابر در بورس واگذار کنند تا ضمن تامین منبع مالی برای پرداخت بقیه اقساط بلوک خریداری شده به دولت از سایر مزایا و منافع حاصله از آن برخوردار شوند!
اگر اينگونه است امثال جابريان و ساير مشتريان سازمان خصوصي سازي نيز مي توانند هزينه خريد سهام عمده شركتهاي دولتي را با فروش بخش ديگري از سهام آن شركت به بهاي چندين برابر تامين كنند و براحتي هرچه تمامتر اموال بيت المال را به نام خود سند بزنند.
از طرف دیگر در ماههای گذشته برخی سهامداران جزء شرکت مخابرات نیز فریب بورس بازی برخی گروههای مرتبط با بعضی از مدیران شرکت مخابرات را خوردند و با توجه به تاکیدات مکرر حسابرس محترم و سازمان بورس اوراق بهادار مبنی بر موهوم بودن بخشی از سود اعلام شده نسبت به فروش سهام خود در قیمتهای پایین اقدام کردند. شاید اگر این سهامداران با کمی دقت مسایل مربوط به پدیده حباب قیمتها در بورس تهران را که در سالهای 82 و 83 خیل کثیری از سهامداران را به ورطه نابودی کشاند مرور می کردند و ردپای برخی مدیران طراز اول مخابرات و مجموعه های تحت مدیریت ایشان را در آن زمان می شناختند اکنون به هیچ وجه در بازی آنها وارد نمی شدند چرا که سرانجام بازی آنها برای فعالان بورس در آن سالها کاملا محسوس و شناخته شده است.
نكته ديگر اين است كه طبق قانون شركت مي تواند چند ماه پس از پايان سال مالي مجمع را برگذار نمايد ولي مجموعه مخابرات وسهامدار اصلي ان با فشار به كليه استانها وبه ويژه امور مالي ايشان را مجبور كردند تا 12 فروردين صورت هاي مالي خود را ارايه كنند تا هرچه سريعتر آقايان به سود خود برسند .وبراي اولين بار در حالي كه كليه سازمانهاي دولتي وحتي خصوصي از روز اول فروردين ماه تعطيل بودند امور مالي مخابرات كل كشور فعال بودو اين درحالي بود كه ساليان گذشته حسابهاي مالي حداقل تا اوائل ارديبهشت هر سال بسته نمي شد.