۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳

دولت های نهم و دهم رکورد دار تغییرات

کد خبر : ۴۱۳۳
تغییر یا جابجایی 60 استاندار در طول عمر دولت های نهم و دهم، محمود احمدی نژاد و وزارت کشور این دو دولت را رکورد دار تغییرات مدیران میانی کرده است.

به گزارش «فردا» عدم ثبات مدیریت یکی از عمده ترین انتقادات و چه بسا ضعف هایی است که برای دولت های نهم و دهم بر می شمارند. محمود احمدی نژاد از حیث تغییر و تحولات در کابینه و مدیران میانی دولت رکورداراست و بر اساس قرائن و شواهد موجود، این جابجایی ها و تغییر مدیران همچنان ادامه خواهد داشت.

هفته نامه اصول گرای « پنجره» در شماره جدید خود گزارش مفصلی دارد درباره تغییرات استانداران در دولت های نهم و دهم که در زیر می آید؛

کارنامه پر حاشیه وزرای کشور
بررسی دولت‎های نهم و دهم نشان می‎دهد تغییرات پیاپی استانداران، تنها یکی از پیامد‎های عدم ثبات مدیران ارشد کشور در پست‎های مهم و استراتژیک است، چه داستان طولانی و قابل اعتنای تغییرات فراوان در پست تعیین‎کننده وزارت کشور، در دولت نهم، به‎خوبی گویای این نکته است که اگر استانداران در این دولت با رکورد 49 تعویض پست مواجه بودند، وزرای کشور نیز در ردیف خود، دارای رکوردی ظاهرا تکرار نشدنی هستند. رایزنی‎های فراوانی که در سال 84 منجر به نشستن مصطفی پورمحمدی بر صندلی صدارت داخله ایران شده و به تغییر 38 استاندار در زمان تصدی انجاميد و پس از آن با نشستن سید محمد هاشمی بر اریکه سرپرستی این وزارتخانه، عدد تغییرات در سکانداری استان‎های کشور از 40 گذشت تا با تغییر جایگاه وزارت کشور از مرحوم علی کردان به صادق محصولی، تغییرات اعمال شده توسط وزارت کشور، در جایگاه استانداران، به مرز 50 نزدیک شود.

با وجود این ، چه کسی نمی‎داند تغییرات پیاپی در استانداری‎ها، سال 88 و پس از فروکش کردن هیجانات انتخاباتی، همچنان در وزارت کشور، حکم‎فرما بود تا این‎که در پایان این سال پرتلاطم، دولت دهم با رکورد قابل توجه 13 تغییر در استانداران خود، عدد کل استاندارانی را که محمود احمدی‎نژاد در هیئت دولت‎های خود به تصویب رسانده بود، از 60 فراتر ببرد. یعنی به ازای هر استان، بیش از 2 نفر در طی دوره پنج ساله ریاست محمود احمدی‎نژاد بر دولت، نشان استانداری را بر سینه خود دیده‎اند.
این‎چنین می‎شود که کارنامه پر حاشیه وزرای کشور دولت‎های نهم، اندکی در بستر تثبیت شده وزارت مصطفی محمد نجار، جای خود را با نگره‎ای نسبتا مطمئن‎تر تعویض مي‎کند تا حداقل در طول هفت ماه منتهی به 89، تنها 13 تغییر را در استانداران شاهد باشیم.

استانداری بدون حاشیه امن
قابل‎توجه‎ترین نکته‎ای که در تعویض مکرر استانداران به ذهن می‎رسد، عدم وجود حاشیه امن برای مدیران ارشد استانی است. این نکته که بارها مورد اشاره منتقدان سیاست‎های دولت اعم از اصول‎گرا و غیر اصول‎گرا قرار گرفته، با ساده‎ترین شکل ممکن به پیامد‎های این بی‎ثباتی در استان‎ها اشاره می‎کند. به گفته منتقدان، رویکرد آزمون و خطایی که دولت در نصب افراد برای مشاغل و جایگاه‎‎های مدیریتی و راهبردی استان‎ها در پیش گرفته است، ضربه‎‎های هولناکی را به توسعه و بازسازی استان‎ها، خصوصا در مناطق دورافتاده و محروم وارد می‎کند. زیرا که با برکناری هر استاندار یا فرماندار پس از طی دوره خدمتی کوتاه، فرد جدید نه تنها فرصتی برای اجرا و یا ادامه سیاست‎ها و برنامه‎‎های وی نخواهد یافت، بلکه با انتصاب مدیر جدید، عملا فرصت باقی ‎مانده برای ارائه خدمت به مردم استان نیز از میان خواهد رفت، زیرا با تغییر حتمی دوران ریاست‎جمهوری، رییس‎جمهور بعدی، بدون نگرانی و عذاب وجدان، مدیر دولت قبلی را برکنار خواهد کرد و او نیز به نوبه خود، مدیران همسویش را بر امور خواهد گمارد. به بیان دیگر، تغییرات پیاپی مدیران تصمیم‎گیر در استان‎ها، فرصت را از مردم برای رشد و توسعه خواهد گرفت.

به اعتقاد صاحب‎نظران، عجله محمود احمدی‎نژاد پس از حضور در راس دستگاه اجرایی کشور، باعث تشدید در تضعیف استان‎ها از لحاظ مدیریت ارشد شد، زیرا با دور ریختن تجربه استانداران و تعویض سریع همه آن‎ها در مدت کوتاهی توسط وزیر کشور وقت، و گماردن اشخاصی که به‎نظر می‎رسد تجربه عملی چندانی برای تمشیت امور استان‎ها نداشته‎اند، بدنه دولت را دچار ضعف جدی كرد.

به گفته ناظران آگاه، تغییرات پیاپی وزرای دولت در کابینه نهم، یکی دیگر از دلایل ضعیف شدن ساختار مدیریتی در استان‎ها بود که لاجرم تغییرات گریزناپذیر دیگری را نیز به‎دنبال می‎آورد. برکناری ناگهانی مصطفی پورمحمدی و گماردن محمد هاشمی در سرپرستی وزارت کشور و به دنبال آن، آمدن و رفتن علی کردان و صادق محصولی، بدنه وزارت کشور را دچار بی‎ثباتی مدیریتی ساخت و با آمدن و رفتن هر یک از این مدیران، گه‎گاه تغییرات به سطح فرمانداران و به طریق اولی، استانداران نیز کشیده شد.

سفر‎های استانی دولت در دوره نهم ریاست جمهوری نیز به‎عنوان دلیل دیگری برای این تغییرات گسترده، مورد توجه کارشناسان امر قرار گرفته است. سیاست سفر به دورافتاده‎ترین نقاط کشور که توسط رییس‎جمهور پایه‎گذاری و اجرا شد، علاوه‎بر برکات غیر قابل کتمان خود، دارای تبعات غیر قابل اغماض نیز بود که از آن جمله، تغییر در سطح استاندارانی بود که نتوانسته بودند تصمیمات هیئت دولت را در حوزه استحفاظی خود، عملیاتی كنند. به گفته آگاهان، درخواست مردم از رییس‎جمهور در سفر‎های استانی و نارضایتی آنان از مدیریت استانداران یا فرمانداران و مشاهده این کاستی‎ها در سفر‎های استانی، رییس‎جمهور را بر آن داشت در پاره‎ای از صفحات کشور، دست به تغییر استانداران بزند. از طرفی، تغییرات درون‎ساختاری در وزارت کشور، عامل دیگری در عدم ثبات مدیریت در استان‎ها قلمداد می‎شود. به‎طور مثال، در دولت نهم، برخی استانداران، مجبور شدند به حکم مافوق، جایگاه خود را ترک و در جایگاهی همطراز شغل فعلی خود در استان دیگری حضور یابند. در زمان تسلط محمد هاشمی بر وزارت کشور، دهمرده استاندار سیستان و بلوچستان به استان همجوارش، کرمان رفت و علی‎محمد آزاد استاندار جدید سیستان و بلوچستان شد. جایگاه قبلی خدمت آزاد، استانداری ایلام بود. همچنین چند ماه بعد، علی عبداللهی که در خطه گیلان، استانداری می‎کرد، به سمنان رفت تا جای خالی عبدالوهاب را پر کند.

این تغییرات اما، فرصت را به منتقدان دولت داد تا با «سیاسی» خواندن تغییرات شداد و غلاظ استانداران، شایبه حضور مسئولان ستاد‎های انتخاباتی رییس دولت را در پست‎ها و مشاغل مدیریتی مهم، بر سر زبان‎ها بیندازند. چنان‎چه نماینده ایلام در مجلس، «برجسته بودن، انتخاباتی بودن تغییرات و جابه‎جایی‎ها» را با خبرنگاران درمیان گذاشت تا به تعبیر وی «منافع نظام» در این تغییرات «گم شود». این تعبیر که شاید چندان واقعگرایانه به‎نظر نرسد، در حقیقت پاشنه آشیل وزارت کشور دولت‎های نهم و دهم شمرده می‎شود. زیرا که بارها در مجلس هفتم، همسو نبودن و عدم هماهنگی مدیران دولتی با نمایندگان در استان‎ها بهانه‎ای به‎دست منتقدان داد تا تغییرات استانداران را همسویی دولت با مجلس نیز تلقی کنند. یعنی دولت، خود را علاوه بر تلاطم درون سیستمی، با چالش‎هایی در بیرون خویش، از جمله با قوه تقنینی روبه‎رو می‎دید که مجبور بود برای کاستن از اصطکاک‎های ناگزیر، عده‎ای از مدیران استانی خود را قربانی مجلسیان کند. در این میان، گفته می‎شود تغییرات مدیران در استان‎هایی مانند فارس، آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، مرکزی، اصفهان، خراسان رضوی، گیلان، کرمانشاه، بوشهر، قزوین، کرمان و سیستان و بلوچستان، دقیقا ترجمان هزینه کردن دولت برای به دست آوردن دل مجمع نمایندگان این مناطق بوده است. ادعایی که البته برخی صاحب‎نظران با دیده شک به آن می‎نگرند، زیرا اعتقاد دارند احمدی‎نژاد کسی نیست که اقتدار تصمیمات خود را با غیر، خصوصا بهارستان‎نشینان، مشاع کند.

کارنامه‎ ای برای کابینه نهم
مصطفی پورمحمدی، طلایه‎دار تغییرات استان‎ها در سال 1384 بود. در زمان تصدی وی در وزارت کشور، 38 استاندار، تعویض، برکنار و جابه‎جا شدند. از این لحاظ، تاکنون کسی به گرد پای هفتاد و پنجمین وزیر کشور ایران، پس از استقرار نظام مشروطه نمی‎رسد.
البته شاید تغییراتی که مصطفی پورمحمدی در وزارت کشور اعمال کرد، ناشی از جو هیجانی انتخابات 1384 بود که در آن، قرار بود دولت، طرحی نو دراندازد. تغییر 28 استاندار در چند ماهه ابتدای استقرار دولت نهم، نشانه‎ای بارز برای شکافتن سقف فلک بود. ولی زمانی‎که پورمحمدی در سال 1386 به‎ناگاه از ادامه همکاری با دولت بازماند و بلافاصله در کسوت یکی از منتقدان پرنفوذ رییس‎جمهور، خرقه بازرسی به قامت خود دید؛ کسی نشانی از درانداختن طرحی نو در دولت اول احمدي‌نژاد ندید. این رسم که تغییر کلیه مدیران ریز و درشت در حیطه‎ای صرفا سیاسی به نام وزارت کشور، چقدر منطقی و مطابق با صرفه و صلاح آحاد مردم است، همیشه محل بحث بوده و هست، ولی رسم تعویض پیاپی مدیران که در اخلاف پورمحمدی گزارده شد، کمتر در نکوهش آن، کسی تردید کرده است. زیرا با رفتن پورمحمدی، قطار تغییرات گسترده در استان‎ها نه تنها متوقف نشد، بلکه با همان سرعت به پیش تاخت.
پس از پورمحمدی، مرحوم علی کردان با شش تغییر در استان‎ها، ردیف دوم را به خود اختصاص داده است. وی که با رأی عدم اعتماد مجلس، مجبور شد در کمتر از شش ماه صندلی را به خلف خود، محمد هاشمی واگذار کند، استان‎هایی را به دست تغییر سپرد که به‎طور معناداری با دارالحکومه تهران نزدیکی جغرافیایی و معنوی داشتند. تهران، زنجان، قزوین و آذربایجان شرقی از این ولایت بودند، هرچند تعویض استاندار کرمان و سیستان و بلوچستان، از جنس دیگری بود. در همان ایام گفته می‎شد مرحوم کردان تغییرات بسیار بیشتری از آن‎چه به وجود آورد را در برنامه داشت. با این همه، دولت مستعجل مرحوم کردان، فرصت ماندن بر اریکه تغییرات را از وی گرفت تا سرپرست سابق وزارت کشور یعنی محمد هاشمی، با سه تغییر در استانداران خویش، درمقام بعدی بنشیند. هاشمی استان‎هایی را در مدت تصدی سه ماهه خود تعویض کرد که در حقیقت، نقش چندانی در ابقا و تغییر آنان نداشت و همان‎طور که منتقدان آن روز عنوان کردند، این احمدی‎نژاد بود که مهره‎ها را جابه‎جا می‎کرد. با آمدن صادق محصولی به ساختمان خیابان فاطمی، دو تغییر نه‎چندان تعیین‎کننده در استانداران به وقوع پیوست: اردبیل و کهگیلویه و بویر احمد، مدیران جدیدی به خود دیدند تا منصور پورحقیقت و قوام نوذری نیز استانداری محل‎های خدمت جدید را در دولت نهم، تجربه کرده باشند.





تغییر همچنان ادامه دارد
با برآمدن آفتاب در طالع دولت دهم، انتظار می‎رفت وزیر کشور جدید، با فراغ بال بیشتری به تمشیت امور بپردازد و از تغییرات بی‎هنگام و غافلگیر کننده اجتناب نماید. با این همه، هنوز چهار ماهی از استقرار کابینه دهم نگذشته بود که مصطفی محمد نجار با تغییر چند استاندار، رسما به همگان نشان داد او نیز در پی به کرسی نشاندن تیم خود است. با وجودی که وزیر داخله دهمین کابینه از جمهوری اسلامی پیش از آن اعلام کرده بود تغییر استانداران تنها در حد ضرورت خواهد بود و بنای تغییر همگانی استانداران را ندارد، به‎ناگاه با تعویض و برکناری مدیر ارشد در چند استان، نگاه‎ها را متوجه خود کرد. وی که با اهرم «ارتقای سطح استانداران» رحیم قربانی و سید صولت مرتضوی را از تکیه زدن بر صندلی استانداری محروم کرده بود، در ادامه راه، عنوان «جوانگرایی» را نیز در لیست دلایل خود برای تغییرات پی‎درپی استانداران افزود تا پیگیری مصوبات سفر‎های استانی، همسو بودن با سیاست‎های جدید و ضرورت ارتقای سطح استانداران، تنها دلایل برکناری و تغییرات پیاپی نباشد.

با این همه، به‎نظر می‎رسد در زمان تحویل مابین دولتین نهم و دهم، تنها فرد عاقبت به‎خیر در میان استانداران، سید مرتضی بختیاری باشد. استاندار همیشه خندان اصفهان، در چیدمان کابینه دوم احمدی‎نژاد توانست مزد خدمت صادقانه و بی‎ریای خود را در دیار نصف جهان به نیکی بگیرد و پیش از آن‎که در لابه‎لای دلایلی مانند جوان‎گرایی و ارتقاء و اجرای مصوبات استانی، از ارنج تیم‎های استانی خط بخورد، برای خود در مقطع لولایی سه قوه یعنی در رأس وزارت دادگستری، جایی دست و پا کند و اکنون به‎عنوان وزیر دادگستری، حیطه خدمت‎رسانی خود را داشته باشد.

با این همه، به‎نظر می‎رسد برخلاف نظر مهدی محمدی‎فر، معاون حقوقی و پارلمانی نجار که در گفت‎وگو با خبرنگاران از «جوسازی رسانه‎ای» علیه دولت با مستمسک تغییرات استانداران گلایه کرده بود، تغییرات در ولایت مختلف ایران، همچنان ادامه خواهد داشت و رسمی که در دولت‎های پیشین به‎صورت زیرپوستی‎تری پایه‎گذاری شده، در دولت دهم، با سینه ستبر دولتمردان و وجدان آسوده، همچنان اجرا خواهد شد. به بیان دیگر، زمان انتظار تغییرات گسترده در استانداران، چندان طولانی نبوده است.
نظرات بینندگان
؟
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۰۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۰
شما حالتون خوبه؟!!!!