به گزارش صراط داوودمحمدی در روزنامه شرق نوشت:
۱- پرونده اتهام پرابهام آمريكا عليه ايران، بسيار غافلگيرانه گشوده شد و هرچند موضعگيري اوباما، هيلاري كلينتون، وزير دادگستري، رييس افبيآي و شماري ديگر از مقامات ريز و درشت آمريكايي در همان چند ساعت آغازين گشايش پرونده نشان از آن داشت كه اهداف طرح اين اتهام متفاوت از ديگر اتهامهاست اما بازهم موج تبليغي بعدي و گامهاي ديپلماتيك بلند و پرتعداد كاخ سفيد، فراتر از پيشبيني قاطبه كارشناسان داخلي و خارجي بود و چنين پيگيري آني و برنامهداري، ناظران را شوكه كرد.
۲- نكته حايز اهميت در اين پرونده اتهامي، سبقت «اقدامات تنبيهي» از «اثبات اتهام» است. واشنگتن در مرحله پس از ايراد اتهامی كه حتي با ترديد جدي اغلب كارشناسان امنيتي و سياست خارجي غربي هم مواجه شد، وعده مستندسازي سريع موارد اتهامي عليه ايران را داد، اما سواي رايزني ديپلماتيك با مقامات چند كشور متحد خود كه انتشار خبر قانع شدن آنان را در پي داشت، هنوز، مستندي به افكار عمومي آمريكا و جهانيان ارايه نكرده است تا اين اسناد در معرض نقد و قضاوت قرار گيرد. بنابراين، به نظر ميرسد طرح اتهام ضد ايراني از نظر كاخ سفيد، سكوي پرتابي است براي فراهم كردن بستر لازم با هدف اعمال «فشار عملي سريع» عليه جمهوري اسلامي. در برنامهريزي آمريكا، سرعت از چنان اهميتي برخوردار است كه تلاش براي مستندسازي اتهام و عبور از گذرگاه اقناع افكار عمومي را از صدر اولويتگذاريها خارج كرده است. چنين فرضي كه با دادههاي موجود، تاييد ميشود، چنانچه از سوي مقامات ايراني نيز پذيرفته شود، آنگاه آنان نيز بايد ضمن ادامه و حتي تشديد كوشش براي نمایش نقاط ضعف اتهامآلود آمريكا نزد مردم جهان، همزمان، يافتن راهكارهايي براي پيشگيري يا كاستن از برنامه «فشار عملي سريع» را در ابتداي فهرست اقدامات خويش قرار دهند و از بسندهكردن به «نبرد تبليغي» و غافل ماندن از «محاصره ديپلماتيك» با هدف انزواي جهاني ايران، اجتناب ورزند.
۳- ناگفته پيداست، حداقل تا مرحله حاضر، معبر يورش آمريكا به ايران از «جبهه ديپلماتيك» بوده است، بنابراين ميزان توفيق تهران در خنثيسازي فشار رقيب، با توانمندي دستگاه ديپلماسي ايران ارتباط مستقيمي دارد. بنابراين، خالي از فايده نيست اصول راهنماي كليدي دیپلماسی ايران و دستاوردهاي آن مورد بررسي قرار گيرد. كما اينكه مسوولان دولت نهم و دهم، كارنامه سياست خارجي دولتهاي پيشين را مورد ارزيابي قرار دادند و از آن تحت عنوان «ديپلماسي انفعالي» ياد كردند و با تاكيد بر اينكه برآیند«هزينه/فايده» اين ديپلماسي تامينكننده منافع ملي نيست، راهكار «ديپلماسي تهاجمي» را جايگزين آن کردند. شايد در شرايط فعلي يكي از اقدامات موثر، بازخواني دستاوردهاي اين ديپلماسي جايگزين شده طي سالهاي گذشته باشد، زيرا يافتههاي جمعبنديهاي اينگونه توسط كارشناسان خبره و مسلط بر منافع ملي و ساختار سياست بينالملل، اجازه خواهد داد تا با شناسايي و تقويت نقاط قوت و ترميم كاستيها و نقاط ضعف و از كانال كارشناسان و ديپلماتهاي آشنا به دنياي پر رمز ديپلماسي، حرکت تاثيرگذاري را در سياست خارجي به مرحله اجرا در آورد.
۴- اين واقعيت هم در زمره الفباي آموزههاي ديپلماتهاي جهان محسوب ميشود كه بهرهمندي از ديپلماسي قوي، در گرو داشتن پشتوانه مردمي است. بنابراين در شرايط فعلي نيز از هر راهكاري كه وحدت ملي و انسجام داخلي را افزايش دهد بايد با آغوش باز استقبال كرد زيرا در تمامي محاسبه «هزينه- فايده» كشورهاي رقيب براي اتخاذ سياستها و گامهاي عملي اعمال فشار عليه ايران، پايين و بالا بودن درجه همبستگي ملي، متغيري تعيينكننده و اثرگذار است.
سبقت اقدام از اثبات اتهام
کد خبر : ۳۸۳۵۷