۱۶ مهر ۱۳۹۰ - ۱۵:۵۷

اسباب بازي هاي پر خطر!

کد خبر : ۳۶۸۸۰
به گزارش صراط احمدرضا آل طاهر در روزنامه رسالت نوشت:
کودکان از ابتداي زندگي بخشي از شخصيت خود را از بازي کردن به دست مي آورند . کودکان در خلال بازي کردن با راه و رسم زندگي واقعي آشنا مي شوند و با آزمون و خطا از محيط پيراموني خود درس مي گيرند. کارشناسان تربيتي معتقدند که اسباب بازي بايد سبب نزديکي به واقعيت و فرهنگ جامعه باشد و با ديگر وسايل و محيط زندگي کودک و با ارزشهاي موجود در جامعه تناسب داشته باشد. هر اندازه اسباب بازي بتواند حواس بيشتري از کودک را به کار گيرد و لذت بيشتري ايجاد نمايد، مناسب تر است. اما اين بدان معنا نيست که خانواده ها بدون آگاهي و با ديدن اسباب بازيهاي زيبا شيفته آن شده و هر چه در بازار مي بينند براي سرگرم کردن فرزندان خود خريداري نمايند.به اعتقاد کارشناسان مسائل اجتماعي، يکي از گرفتاري هاي جوامع مصرف کننده اين است که توليدکنندگان و فروشندگان وسايل مربوط به کودکان و نوجوانان از علاقه و دل بستگي والدين نسبت به رفاه، سلامت و رشد کودکان سوءاستفاده کرده با بهره گيري از
کم‌اطلاعي آنان در مورد مراحل رشد و نيازهاي کودکان، هر روز وسايل و کالاهاي جديد و غالبا غيرضروري و بعضا مضر را به صورت اسباب بازي، لوازم التحرير و… عرضه مي کنند.
اما در اين ميان و در سال هاي اخير نوع اسباب بازيهاي کودکان به شدت تغيير کرده است در حالي که صاحب نظران معتقدند اين تغيير مي تواند در نهايت به ضرر کودک و حتي جامعه تمام شود!
اين روزها اما باربي، مرد عنکبوتي، سوپرمن، لاک پشت‌هاي نينجا، روبات‌ها و بازيهاي رايانه‌اي که همه و همه برگرفته از شخصيتها و قهرمان‌هاي کارتوني وارداتي از غرب هستند، جايگزين بازيهاي سنتي شده است که بعضا به دليل تفاوتهاي فرهنگي بين ما و جامعه غرب ،آثار مخربي در رفتار و شخصيت کودکان بر جاي مي گذارد.حضور اين شخصيتها آنقدر پررنگ شده که حتي روي کيف و لوازم التحرير مدرسه هم جا خشک کرده‌اند و خبري از الگوهاي ايراني و بومي نيست که نيست!
بررسيها نشان داده است که شخصيت کودک با اسباب بازيها و سرگرميهاي  دوران کودکي  شکل مي گيرد. دختر خردسالي را فرض کنيد که هر روز را با انواع عروسکهاي باربي با لباسهاي زيبا و پر زرق و برق
مي‌گذراند و حتي شبها با به آغوش گرفتن باربي مورد علاقه اش به خواب مي رود.انيميشني به همين نام  نيز ساخته شده است که  خانواده براي علاقه بيش از حد کودک براي او تهيه مي کند و در واقع باربي و زندگي کارتوني او در ذهن کودک نهادينه مي شود و بعدها از خودش مي پرسد چرا نبايد مثل عروسکش لباس بپوشد و در جامعه ظاهر شود؟ و همين ذهنيت تا دوران بلوغ ادامه مي يابد و تضاد فرهنگي در اينجا نمود
مي‌کند.اين تاثير پذيري تنها مختص دختران نيست.اسباب بازيهاي خشن و پر سر و صدا براي پسران ،کودک را با رفتارهاي ناپسند اجتماعي مانند قتل، آدم ربايي، دزدي و جنايت آشنا مي کند و بر سازگاري و روابط اجتماعي او به شدت تأثير مي گذارد. اسباب بازي جنگي به کودک چنين وانمود مي کند که جنگ، تفريح و سرگرمي و بازي است و اين تاثير بسيار منفي بر روحيه و شخصيت پسران مي گذارد و باعث مي شود در آينده انسانهايي بسيار عصبي و تند خو باشند و بنابراين  والدين بايد دقت کنند که تنها سالم و بي خطر  بودن و مرغوب بودن  يک اسباب بازي  معيار مناسبي براي  سنجش نيست  و بايدبه تاثيرات رواني اسباب بازيها و انيميشنها نيز دقت کرد.
البته در سال هاي اخير تلاش هايي نيز براي ساخت عروسک‌هاي بومي نيز انجام شده است که آنچنان قوي نبوده است.
لذا در نهايت بايد گفت نمي توان  صرفا به دليل جذابيت يک اسباب بازي آن را براي کودک تهيه کرد چرا که نوع اين اسباب بازي بايد هم سنخ با جنسيت ، هويت و فرهنگ کودک باشد و بدون شک در نظر گرفتن اين موضوع در آينده مي توان هم براي فرد و هم براي کودک چالش زا باشد.