۳۰ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۱
ابتکار

برخورد کارگري با دنياي بازيگري!

کد خبر : ۳۳۷۶۸
به گزارش صراط نیوز روزنامه ی اعتماد در صفحه ی فرهنگ‌وهنر امروز خود نوشت:
بسياري نوشتن يادداشت يا نقد يا... درباره فيلم «شيش و بش» را کار با اهميتي نمي‌دانند چراکه معتقدند چنين فيلمي ارزش بررسي ندارد و همانند اغلب آثار سخيف و تجاري اخير، کسي از آنها توقع بار معنايي، ميزانسن و بازي‌هاي درخشان ندارد و بطور کلي از سر و شکل و حتي اسم فيلم پيداست که با چه نوع اثري طرف هستيم.
اما تنها دليلي که شايد قلمي را براي نوشتن درباره «شيش و بش» به کارگرداني «بهمن گودرزي» ترغيب کند، پربيننده بودن فيلم آن هم به دليل حضور دو بازيگر گيشه‌ساز سينماي ايران يعني «محمدرضا گلزار» و «امين حيايي» است. گلزار بعنوان سرمايه بزرگ سينماي ايران که نقش مهمي در موفقيت فيلم دارد و حتي اگر در فيلمي «کت واک» هم برود آن اثر پرفروش خواهد شد اين بار پا را فراتر گذاشته و فيلمنامه‌اي را با تقليدي به غايت ناشيانه از «سن پترز بورگ» به رشته تحرير درآورده که اثر مذکور در بازنويسي‌هاي متعدد «پيمان قاسم‌خاني» و «خشايار الوند» و کارگردان فيلم «بهمن گودرزي»، چنان مثله شده که «قاسم‌خاني» در مصاحبه‌اي کلا زير داشتن هرگونه مسئوليتي در مورد اين فيلمنامه زد و درج نامش در تيتراژ «شش وبش» را يک کار رفاقتي از سوي هدايت فيلم دانست! «شيش و بش» به گواهي تيزر پخش شده از تلويزيون قرار بوده تِمي مانند «کما» داشته باشد که در سال‌هاي قبل با زوج طلايي «گلزار» و «حيايي» به فروش بالايي دست يافت، اما هيهات! به جز آن‌که دنباله‌سازي در سينماي ايران کاري جز نابود کردن اصل اثر نيست، متاسفانه فيلم دوم يا سوم بر پايه لودگي، شوخي‌هاي کوچه بازاري و پيامکي و شکستن خطوط قرمز شکل مي‌گيرد و عمدتا فروش ميلياردي اين آثار به صاحبان اثر آنچنان پر و بال مي‌دهد که خود را مالک ذهن، فکر و سليقه مخاطب بدانند. جالب آنکه گلزار خود شخصا درباره «شيش و بش» قول فروشي رکوردشکن را داده است! اما با ديدن «شيش و بش» خواهيد گفت صد رحمت به فيلم‌هاي شانه تخم مرغي! (تله‌فيلم‌هاي کمدي شبکه ويدئويي) و جالب آنکه قسمت بعدي اين فيلم به نام «جفت شيش» نيز در راه است و حقيقتا بدا به حال سينماي ايران!
در اين فيلم متاسفانه با لحني تمسخرآميز به سوءاستفاده از پوشش نيروي پليس مي‌پردازد و در اکثر صحنه‌ها ماموران امنيتي را مشتي آدم سودجو، رشوه‌خوار و فاسد نشان مي‌دهد و در نهايت با ماست‌مالي و سرهم بندي و شايد هم چاپلوسي، پليس را شاهد و ناظر هوشيار کل داستان قرار مي‌دهد. راستش از کارگردان کار اولي چون «بهمن گودرزي» که کل تجربياتش به ساخت تله‌فيلم محدود مي‌شود انتظاري نمي‌رود اما بي‌شک از «محدرضا گلزار»، سوپرمن سينماي ايران که دستي بر قلم و پايي در آثار پرفروش دارد، توقع مي‌رود مخاطب را احمق فرض نکند و به خطوط اصلي داستان پايبند باشند. به نوشته سينماپرس؛ در اين فيلم خطوط قرمز به نحوي ناشيانه و کراهت‌بار شکسته مي‌شود و چيزي از ارزش‌هاي اخلاقي باقي نمي‌ماند. بينندگان فيلم از ديدن صحنه استنشاق مواد مخدر توسط «رضا رشيدپور» چنان مشمئز شده بودند که بسياري سالن را به سرعت ترک کردند و شايد بسياري آرزو مي‌کرند کاش کودکان و نوجواناني که با والدينشان به نيت ديدن فيلمي شاد به سينما آمده‌اند جنس روابط سامي و داوود را درک نکنند و از عشوه و اداهاي فاجعه‌آميز «آنا نعمتي» الگو نگيرند!
البته بايد گفت «امين حيايي» برحسب معمول در اين فيلم هم حرکات موزون اجرا کرده و اين شايد از منظر مخاطب جلوه شادي داشته باشد ولي بيچاره «امين حيايي» که با اين همه استعداد بازيگري به توانايي رقص خود متکي است و بعد از اين همه تجربه‌هاي متفاوت و بعضا موفق و همکاري با همه نوع کارگرداني، با بازيگري مثل کارگري برخورد مي‌کند!
فيلم نه آغاز خوبي دارد نه پايان‌بندي درست و اصولي. شخصيت‌ها همه پا در هوا هستند و در نهايت بر بيننده معلوم نمي‌شود آيا «آنا نعمتي» پليس مخفي بوده؟ چرا داوود به زندان نيفتاد؟ تکليف ياقوت‌ها چه شد؟ پروين را دستگير کردند؟ ولي باز هم بايد گفت اينها که مهم نيست! شما در حال تماشاي فيلم گلزار هستيد! فيلم خودِ خودش! متاسفانه سيستم ستاره‌پروري در ايران (در اين مورد به خصوص) اصلا جواب نداده و کاش ستاره ما همچون «شهاب حسيني» و «بهرام رادان» خود را نجات مي‌داد و بجاي اتکا بر فيزيک و گريم‌هاي سنگين و لباس‌هاي آنچناني، روي حس‌گيري و فن بيانش کار مي‌کرد که بعد از اين همه تجربه ديالوگ‌گويي‌اش آنهمه ناجور نباشد! راستش شايد خود گلزار هم خيلي مقصر نباشد، بالاخره اين همه زرد نويس و پرتقالي نويس به خوراک نياز دارند و با بزرگنمايي و هوچي‌گري نادانسته و يا شايد هم دانسته، هم ستاره را مي‌سوزانند هم سينما را! مخلص کلام اينکه؛ واقعا دل هر علاقه‌مند سينما مي‌سوزد وقتي که بازيگر قابلي چون «بيتا فرهي» که از جايگاه فعلي‌اش در سينما گله‌مند است را مي‌بيند که سطح هنر خود را با بازي در يک نقش نامناسب در «شيش و بش» تا اين حد پايين آورده و آن‌وقت نقش‌آفريني‌هاي زيبايش در «هامون»، «بانو» و «کيميا» به خاطراتي دور و دست نيافتني تبديل مي‌شوند!
بر اساس آخرين آمار موجود،"شيش و بش"طي ده روز اکران توانسته حدود نيم ميليارد بفروشد و اين زنگ خطر بزرگي است...براي آنان که ادعا مي‌کنند متولي فرهنگ و هنر اين مملکت هستند و مايه افسوس براي ما که چه بوديم و چه شديم...