به گزارش صراط نیوز روزنامه ی تهران امروز در ستون دیدگاه در صفحه ی یک خود به قلم حسن احمدی نوشت:
در حالي كه اميدها به همگرايي و انسجام در جريان اصولگرايي در پي تعاملات اخير جبهه پايداري و اردوگاه اصولگرايي افزايش يافته و انتظار ميرود پس از قريب به 3 ماه بحث و گفتوگو، همه اصولگرايان استراتژي مشتركي براي انتخابات پيشرو اتخاذ كنند، برخي نيروها و يا تريبونهاي حاشيهاي منتسب به جبهه پايداري دست به تلاش بينتيجه اما با اميد به تداوم اختلاف و تنش زدهاند. اين تلاشهاي تخريبگرايانه البته تازه نيست و در طول ماههاي اخير همه چهرهها و نيروهاي معتقد به اتخاذ مسير وحدتبخش با استراتژي جذب حداكثري و فعالسازي همه ظرفيتهاي ملي معتقد به نظام و ولايت فقيه، در تيررس هجمهها و حملههاي تند و تيز اين طيف قرار گرفتهاند. براي فهم انگيزه و يا علت چنين رويكرد سياسي ـ رسانهاي، از دو زاويه ميتوان آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داد: در نگاه خوشبينانه ميتوان گفت كه پرتاب تيرهاي زهرآلود و آميخته به تحريف و يا ارائه تفاسير غير حقيقي و متفاوت از متن واقعيتها، از تبعات افراط و تفريط طيفي است كه صدايي بلند اما گوشي براي نشنيدن سخنان ناصحانه و چشمي براي نديدن افقهاي دورتر دارد. افراط در خود «عماربيني» و هجمه به نيروهايي كه در ميدان عمل براي نظام و آرمانها و اركان آن به ويژه ولايت فقيه خدمت ميكنند، باعث آن شده است كه وحدت نه آرزوي دستنيافتني بلكه كالايي بدون احساس نياز و مطالبه دروني اين طيف باشد. از اينروست كه هرچه كشتي اصولگرايي به ساحل وحدت و آرامش نزديكتر ميشود، بادبانهاي آن در سيبل تيرهاي آتشناك اينها قرار ميگيرد. البته اگر با رويكرد كمي بدبينانه به تحليل و ارزيابي رفتار اين طيف بپردازيم، با واقعيتهاي تلختري مواجه ميشويم كه ناشي از عدم شناخت عميق نسبت به مباني جمهوري اسلامي و مصالح عالي نظام ميباشد. از اين منظر در سالهاي اخير طيفي در حاشيه فضاي سياست ايران، حيات و ممات خود را با حمله به نهادها و نمادهاي خدمت تعريف كردهاند و اين رفتارها نه ناشيانه بلكه آگاهانه و با اغراض خاصي است.
شاهد مثال اين فرض، آن است كه برخي نيروهايشان در تريبونهاي علني و غير علني اذعان ميكنند كساني را كه مورد تخريب قرار ميدهند به عنوان نيروهاي شاخص اصولگرا و سربازان ولايت ميشناسند. بديهي است اين طيف كه از پشتيباني مالي و لجستيكي سنگيني برخوردار است و تريبون آنها مستظهر به حمايت ثروتمندترين فعال سياسي كشور ميباشد، با نگاه خوشبينانه وقتي دچار افراط و تفريط ميشود، فراموش ميكند كه در همين نزديكيها (سال گذشته) وقتي روحانيت معظم از سوي هووي سياسي آنها (جريان انحرافي) تحت فشار و مورد هجمه قرار گرفته بود، آنها ديدگاه منتقدان دولت مبني بر تلاش جريان منتسب به چهرههاي دولتي براي جداسازي اسلام از روحانيت را قبول نداشتند.
در حالي كه اميدها به همگرايي و انسجام در جريان اصولگرايي در پي تعاملات اخير جبهه پايداري و اردوگاه اصولگرايي افزايش يافته و انتظار ميرود پس از قريب به 3 ماه بحث و گفتوگو، همه اصولگرايان استراتژي مشتركي براي انتخابات پيشرو اتخاذ كنند، برخي نيروها و يا تريبونهاي حاشيهاي منتسب به جبهه پايداري دست به تلاش بينتيجه اما با اميد به تداوم اختلاف و تنش زدهاند. اين تلاشهاي تخريبگرايانه البته تازه نيست و در طول ماههاي اخير همه چهرهها و نيروهاي معتقد به اتخاذ مسير وحدتبخش با استراتژي جذب حداكثري و فعالسازي همه ظرفيتهاي ملي معتقد به نظام و ولايت فقيه، در تيررس هجمهها و حملههاي تند و تيز اين طيف قرار گرفتهاند. براي فهم انگيزه و يا علت چنين رويكرد سياسي ـ رسانهاي، از دو زاويه ميتوان آن را مورد تجزيه و تحليل قرار داد: در نگاه خوشبينانه ميتوان گفت كه پرتاب تيرهاي زهرآلود و آميخته به تحريف و يا ارائه تفاسير غير حقيقي و متفاوت از متن واقعيتها، از تبعات افراط و تفريط طيفي است كه صدايي بلند اما گوشي براي نشنيدن سخنان ناصحانه و چشمي براي نديدن افقهاي دورتر دارد. افراط در خود «عماربيني» و هجمه به نيروهايي كه در ميدان عمل براي نظام و آرمانها و اركان آن به ويژه ولايت فقيه خدمت ميكنند، باعث آن شده است كه وحدت نه آرزوي دستنيافتني بلكه كالايي بدون احساس نياز و مطالبه دروني اين طيف باشد. از اينروست كه هرچه كشتي اصولگرايي به ساحل وحدت و آرامش نزديكتر ميشود، بادبانهاي آن در سيبل تيرهاي آتشناك اينها قرار ميگيرد. البته اگر با رويكرد كمي بدبينانه به تحليل و ارزيابي رفتار اين طيف بپردازيم، با واقعيتهاي تلختري مواجه ميشويم كه ناشي از عدم شناخت عميق نسبت به مباني جمهوري اسلامي و مصالح عالي نظام ميباشد. از اين منظر در سالهاي اخير طيفي در حاشيه فضاي سياست ايران، حيات و ممات خود را با حمله به نهادها و نمادهاي خدمت تعريف كردهاند و اين رفتارها نه ناشيانه بلكه آگاهانه و با اغراض خاصي است.
شاهد مثال اين فرض، آن است كه برخي نيروهايشان در تريبونهاي علني و غير علني اذعان ميكنند كساني را كه مورد تخريب قرار ميدهند به عنوان نيروهاي شاخص اصولگرا و سربازان ولايت ميشناسند. بديهي است اين طيف كه از پشتيباني مالي و لجستيكي سنگيني برخوردار است و تريبون آنها مستظهر به حمايت ثروتمندترين فعال سياسي كشور ميباشد، با نگاه خوشبينانه وقتي دچار افراط و تفريط ميشود، فراموش ميكند كه در همين نزديكيها (سال گذشته) وقتي روحانيت معظم از سوي هووي سياسي آنها (جريان انحرافي) تحت فشار و مورد هجمه قرار گرفته بود، آنها ديدگاه منتقدان دولت مبني بر تلاش جريان منتسب به چهرههاي دولتي براي جداسازي اسلام از روحانيت را قبول نداشتند.
همينطور وقتي اصولگراها از اهداف سياسي جريان انحرافي و انحرافات فرهنگي و فساد اقتصادي آنها سخن ميگفتند، اين گروه از توهم منتقدان دولت خبر ميدادند يا وقتي برخي نهادها و چهرههاي خدوم اصولگرا تحت القائات جريان انحرافي از سوي دولت تحت فشار قرار گرفته و هر روز سنگ تازهاي در راه خدمت و تلاش آنها انداخته ميشد، اين طيف در سكوت گرفتار بود. البته اگر بدبينانه بنگريم، پاسخ اين سكوتها و بيبصيرتيها و نديدن فعاليتهاي جريان انحرافي و ... آن است كه صرفاً هرگاه نداي وحدت برآيد، فرياد و فغان اين طيف بلند ميشود. اكنون گويي لحظه انعقاد وحدت در حال فرا رسيدن است كه هشدار آيتالله ممدوحي، عضو مجلس خبرگان به سوءاستفاده از اعتبار و جايگاه عالم معظم و فقيه عاليقدري چون آيتالله مصباح يزدي، با مغالطههايي آميخته ميشود و بار ديگر نه به روزنامه حامي وحدت كه به ساز و كار وحدت ـ هرچند تحت هدايت آيات عظام مهدويكني و يزدي ـ و راويان انسجام اصولگرايي ـ هرچند كه نماينده مردم در مجلس خبرگان باشد ـ هجمه ميشود. نشانه اين ادعا جز اين ميتواند باشد كه درست روزهايي كه از توافق جبهه پايداري و كميته وحدت خبرهايي ميرسد، اين سايت حاشيهگرا از رسانههاي اصولگرا پاسخگويي درباره ابهامات ساز و كار 8 + 7 را طلب ميكند. كدام ابهام؟ دم خروس ادعاهاي غيرواقعي اين تريبون زماني آشكارتر ميشود كه توجه كنيم حاشيهسازي و تعريض آنها صرفاً محدود به جايگاه شخصيتهاي اصولگرا نميشود بلكه خوديهاي معتقد به وحدت از جمله دكتر باقري لنكراني را نيز دربرميگيرد طوري كه سخنان مهم و پراهميت او در باب ورود نيروهاي اصولگرا با پرچم مشترك به انتخابات مجلس نهم به تيغ سانسور و در واقع تير غيب نياتخواني افراطي و تفريطي آنها گرفتار ميشود.
در حال حاضر ضرورتي ندارد سياههاي از رسانهداري آميخته به ايجاد جنجال و تنش در برابر نهادهايي چون دستگاه قضايي (از قضا در حمايت از دولتمردان)، هجمه به منتقدان دولت (در واقع منتقدان جريان انحرافي)، تخريب نيروهاي دلسوز از هر طيف و جناح اما مخالف تندروي، ايجاد هزينههاي سياسي و معنوي كه حتي مورد زنهار و هشدار مقام معظم رهبري و ... قرار گرفت، فهرست شود بلكه اميد ميرود با شكلگيري هرچه زودتر وحدت در اردوگاه اصولگرايي چنين قيل و قالهاي بيثمر نيز پايان يابد.
در حال حاضر ضرورتي ندارد سياههاي از رسانهداري آميخته به ايجاد جنجال و تنش در برابر نهادهايي چون دستگاه قضايي (از قضا در حمايت از دولتمردان)، هجمه به منتقدان دولت (در واقع منتقدان جريان انحرافي)، تخريب نيروهاي دلسوز از هر طيف و جناح اما مخالف تندروي، ايجاد هزينههاي سياسي و معنوي كه حتي مورد زنهار و هشدار مقام معظم رهبري و ... قرار گرفت، فهرست شود بلكه اميد ميرود با شكلگيري هرچه زودتر وحدت در اردوگاه اصولگرايي چنين قيل و قالهاي بيثمر نيز پايان يابد.