۰۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۸
نگاهی به سریال ساختمان پزشکان

زندگي بيمار در ساختمان پزشكان

برخي از رسانه ها مانند كتاب، هم الگو سازند و هم الگوگستر. اما رسانه هايي چون سينما و تلويزيون، غالباً الگوها و نظراتي كه انديشمندان توليد مي كنند را به مثابه يك واسطه، بين مردم توزيع مي نمايند.
کد خبر : ۲۷۲۴۴
به گزارش سرویس وبلاگ صراط نیوز آرش فهیم در کارگری در روزنامه نوشت:
نمايش سريال كمدي «ساختمان پزشكان» از سيما به پايان آمد، اما حكايت همچنان باقي است! حكايت توليد و نمايش يك سريال در رسانه ملي، بدون پشتوانه استراتژيك و تضاد آن با اهداف اصلي صداوسيما. اين سريال در نشاندن مخاطب پاي رسانه ملي، كمي تا قسمتي موفق بود. اما در زمينه تحقق ساير اهداف اساسي صداوسيما نظير تحكيم نهاد خانواده، عدالت خواهي، ترويج سبك زندگي ايراني و... چطور؟ اين نوشتار، جست وجويي است براي يافتن پاسخ اين پرسش:
سريال «ساختمان پزشكان» نيز همچون ساير فيلم ها، سريال ها و برنامه ها، مبلغ يك سبك زندگي خاص است.
يكي از ويژگي هاي اصلي و ثابت همه رسانه ها اين است كه الگوي ذهني و اخلاقي خاصي را بازتاب مي دهند. الگوهايي كه آموزشگر سبك زندگي هستند. برخي از رسانه ها مانند كتاب، هم الگو سازند و هم الگوگستر. اما رسانه هايي چون سينما و تلويزيون، غالباً الگوها و نظراتي كه انديشمندان توليد مي كنند را به مثابه يك واسطه، بين مردم توزيع مي نمايند.
تلويزيون، امروز در ايران مردمي ترين رسانه موجود و داراي بالاترين قدرت انتشار فرهنگ و اطلاعات است. زيرا اين رسانه، شعاع بسيار وسيعي از مردم كشورمان را پوشش مي دهد. در اين ميان، سريال هاي نمايشي بيشترين نقش را در توزيع الگوهاي زيستي و اخلاقي ايفا مي كنند. چون اين گونه برنامه ها از يك طرف از قابليت سرگرم كنندگي بسيار زيادي برخوردارند و از طرف ديگر، در قالب به تصوير كشيدن داستان ها و روايت هايي دراماتيك، زندگي روزمره مردم را بازسازي مي كنند. اگر يك فيلم سينمايي در بازه زماني حدودا دوساعته، مخاطب خود را در يك دنياي مجازي و با شخصيت هايي ساختگي همراه مي كند، سريال ها به خاطر خاصيت دنباله دار و مستمر خود، مدت هايي طولاني ذهن و روان بينندگان خود را هدف انتقال پيام ها و معاني قرار مي دهند.
در سريال «ساختمان پزشكان» نيز مجموعه اي از الگوهاي ذهني و شيوه هاي زندگي ترسيم شده است. سريالي كه فضاي داستاني آن را مي توان ماكتي از جامعه دانست. چون انواع و اقسام روابط انساني و همچنين قشرها، طيف ها و تيپ هاي مختلف اجتماعي و فردي در آن ديده مي شود.
به عنوان مثال، پدر و مادر نيما افشار، شمايلي شهرستاني و سنتي دارند و به نوعي مي توان آن دو را نمونه اي از عوام كوچه و بازار دانست. سريال، اين دو كاراكتر را به شكلي بي رحمانه نمايش داده است. يكي از ارزش هاي برآمده از فرهنگ بومي سرزمين ما، جايگاه رفيع والدين و كهن سالان است. اما در اين سريال مي بينيم كه انواع و اقسام صفت هاي بد و ناپسند به آن دو نسبت داده مي شود. از زالو صفتي گرفته، تا بلاهت و تبعيض قائل شدن ميان فرزندان و ظلم و آزار رساندن به عروس. به بياني بهتر، اين دو شخصيت كه اتفاقا ظاهري ساده و عوامانه دارند و با لهجه صحبت مي كنند، قطب شرور درام «ساختمان پزشكان» را تشكيل مي دهند. ضمن اينكه اين همه قساوت و بدرفتاري اين پيرمرد و پيرزن نسبت به عروسشان، خارج از دايره منطق و نوعي ضعف ساختاري و تكنيكي در آن محسوب مي شود. نحوه خلق اين دو كاراكتر در اين سريال با كينه اي عجيب همراه بوده. اين تصوير سازي از جايگاه بزرگترها در سريال، تاثيري جز كمرنگ كردن شأن و نقش كهن سالان بين مخاطب هاي اين برنامه ندارد.
اين مسئله تنها درباره والدين حاكم نيست، بلكه ساير روابط نيز دچار اين ابتلا هستند. مثلا رابطه برادري در اين سريال به شدت زيرسوال رفته است. اين كه يك فرد آن هم در بزرگسالي به طور مكرر به برادر خود توهين نمايد و بر سر هر مسئله كوچكي، برادرش را به كتك تهديد كند، به مرور در ذهن بينندگان كم سن و سال تلويزيون تبديل به يك الگوي رفتاري مي شود. نكته مهم اين است كه «ناصر» هيچ وقت هم نتيجه اين گونه رفتارهاي زشت خود را نمي بيند. برعكس، نيما كه هميشه به برادرش احترام مي گذارد، ارزش و جايگاه ضعيف تري نسبت به ناصر نزد ديگران دارد.
اين مسئله درباره روابط زن و شوهر نيز برقرار است. يكي از رسالت هاي تعريف شده براي صداوسيما، صيانت از نهاد خانواده به عنوان پايه و هسته اصلي جامعه است. اما در سريال «ساختمان پزشكان» از يك طرف تصويري منفي از ازدواج و تشكيل خانواده به نمايش درآمده و از طرف ديگر، الگوهايي ناسالم و مخرب براي زندگي مشترك ارائه شده است. به طوري كه يكي از الگوهاي سبك زندگي در اين سريال زندگي مجردي و گريز از خانواده است. به عنوان مثال، نيما افشار و هومن ملك زاده، همكار و دو دوست صميمي يكديگر هستند. نيما، متأهل و صاحب خانواده است و هومن مجرد. در اينجا مي بينيم كه همكار مجرد موفق تر از دوست متأهلش است. برخلاف نيما كه مطبش اكثر اوقات خالي از مشتري است و با مشكلات اقتصادي فراواني دست و پنجه نرم مي كند، هومن هميشه با خيل مشتري مواجه است و چنين مشكلاتي ندارد. نيما بار اول كه ازدواج كرد، با شكست روبه رو شد و هر ماه بايد قسط مهريه بپردازد، اما هومن هيچ گاه از اين دردسرها ندارد. به جز اين، ساير كاراكترهاي متأهل «ساختمان پزشكان» نيز از همسران خود رنج مي كشند. پدر نيما افشار هميشه به خاطر كارهاي همسرش در عذاب است، دكتر سهرابي از دست زنش آسايش ندارد و... . به طور كلي به زعم اين سريال، زندگي زناشويي و خانوادگي حاصلي جز بدبختي و نكبت براي آدم ها ندارد.
يكي ديگر از الگوهايي كه از سريال «ساختمان پزشكان» به ذهن مخاطب ها شليك مي شود، مخدوش كردن حريم ها در روابط اعضاي خانواده است. علاوه بر رابطه والدين با فرزندان و عروس خانواده كه شرح داده شد، بينندگان ساختمان پزشكان مي ديدند كه يك زن به راحتي مي تواند حرمت همسرش را بشكند و حتي براي دعوت يك مرد ديگر به خانه اش، رو در روي شوهرش بايستد و او را تهديد كند! در اين سريال شايد براي اولين بار در سيما ديديم كه يك مرد مي تواند بدون هيچ مانعي وارد حريم خصوصي همسر برادرش شود و بدون اينكه با مقاومت برادر مواجه شود، هر حرف و توهيني را به زن او نثار كند! شايد بتوان «ساختمان پزشكان» را از نادر سريال هاي سيما از ابتدا تاكنون دانست كه در آن برخورد فيزيكي زن با شوهرش به طور آشكار نمايش داده شد. همه اين تصاوير، بدون منجر شدن به نتيجه گيري اخلاقي، تاثيري جز قبح زدايي در بي حرمتي به همخانواده ها و خويشان ندارد.
يكي از شاخص هاي تفكر سرمايه داري كه در سريال «ساختمان پزشكان» هم تجلي يافته، پندار غلط رذالت ذاتي مستضعفان است. در اين تفكر، ادعا مي شود كه افراد مبتلا به فقر و تنگدستي، آدم هاي بي لياقت و دون صفتي هستند. اين انگاره هم در عرصه اجتماعي و هم جهاني با هدف توجيه بي عدالتي القا مي شود.
در سريال «ساختمان پزشكان» نيز فيروز به عنوان نماينده قشر زحمتكش جامعه، از همين تفكر برآمده است. او به عنوان سرايدار ساختمان، شمايلي خوفناك و نفرت انگيز دارد. فيروز در مقابل قدرتمندان سر تسليم فرو مي آورد اما در برابر افراد مظلوم، سركش و شجاع است. او نيز فرد فرصت طلب و شيادي به تصوير كشيده شده كه تا جاي ممكن به ديگران بدي مي كند.
اين نگاه، تنها به اين كاراكتر محدود نشده است. در ساير قسمت هاي سريال هم افراد فقير و زحمتكش به همين شكل هستند. مثلا در قسمتي كه نيما و ناصر براي تحقيق درباره پدرشان به محل سابق زندگي خود رجوع مي كنند، وقتي از يك رفتگر سوال پرسيدند، او براي راهنمايي آن ها مقدار زيادي پول طلب كرد! كجاي ايران ديده ايد كه يك فرد براي يك راهنمايي ساده، از ديگران باج بگيرد؟ اما چنين تحريف هايي براي تكميل آموزش زندگي به سبك «ساختمان پزشكان» الزامي بود.
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۰
بی خیال...
گمنام
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۰
............ مديران ........... صدا و سيما