حکایتهای زیبای بازیکنان فوتبال
برخی بازیکنان گلهای خود را به نزدیکترین افراد زندگیشان هدیه میکنند./ محسن خلیلی گل زده خود را به مادرش تقدیم کرد./ مدافع منشوری استقلال نیز گل خود را به فرزند دوستش تقدیم میکند.
کد خبر : ۲۳۱۶
به گزارش خبرنگار سرویس ورزشی «فردا» در پایان هفته بیست و هفتم رقابتهای لیگ برتر فوتبال 17 گل از خط دروازهها عبور کرد که نسبت به هفتههای گذشته آمار قابل قبولی نبود. در این بین برخی از بازیکنان بعد از آنکه موفق به گلزنی در برابر تیمهای حریف شدند گلهای خود را به نزدیکترین افراد زندگیشان هدیه کردند.
شماره 9 پرسپولیس که تمام بازیهای نیم فصل اول را روی سکوها و نیمکت ذخیرهها سپری کرد، دیروز پنجمین گل خود را به ثمر رساند که همگی در نیم فصل دوم به ثمر رسیده است. خلیلی پیش از این به مس کرمان، ذوب آهن، راه آهن و پیکان هم گل زده بود. در این بین چهار گل از پنج گل زده شده توسط خلیلی در زمان مربیگری دایی به ثمر رسیده است. محسن خلیلی روز جمعه توانست گل زیبایی به مقاومت سپاسی بزند. وی در خصوص این گل گفته که لطف خدا و زحمت سایر بچهها بود که با ضربه من به ثمر نشست تا زمینه ساز خوشحالی پرسپولیسیها شوم. در ضمن این گل را به مادرم تقدیم میکنم که همیشه مدیونش هستم. خلیلی در اظهار نظر جالب دیگری عنوان کرد که بعد از گلی که زدم شانس یار من نبود تا بتوانم گلهای بیشتری بزنم. بعد از گلی که زدم چند فرصت خوب گلزنی را از دست دادم و یا اینکه دروازهبان حریف به خوبی عکس العمل نشان داد.
میثاق معمار زاده دروازهبان بلند قامت پرسپولیس بعد از شکست 4 بر یک کابوس وار تیمش برابر شاهین بوشهر دیگر در لیگ برتر رنگ دروازه پرسپولیس را در مسابقات لیگ ندید. وی درباره آن مسابقه عنوان کرد که بعد از بازی با شاهین خانه و خانوادهام داغون شد. خود من هم حال و روز مساعدی نداشتم و فشار زیادی روی من بود. فشاری که در خانه ما هم تاثیر گذار بود و پدر و مادرم هم از بابت آن آسیب دیدند. اما معمار زاده روز جمعه در دیدار با مقاومت سپاسی ستاره بی چون و چرای تیمش بود و کار به جایی رسید که علی دایی سرمربی سرخها پس از پایان بازی اعلام کرد که میثاق یک دروازهبان بینالمللی است. وی خاطرات تلخ بازی با شاهین را با بازی خوب روز گذشته اش به فراموشی سپرد و سهمی از پیروزی پرسپولیس در شیراز را به پدر و مادرش تقدیم کرد. این در حالی بود که روز جمعه بعد از دفع چهارمین یا پنجمین موقعیت مسلم گلزنی امین متوسل زاده به وسیله معمار زاده، مهاجم شیرازی سراغ میثاق رفت و به نمایش فوقالعاده او گفت: بارک الله، شیر مادرت حلالت.
مدافع منشوری استقلال که نیم فصل اول مسابقات لیگ برتر را به دلیل محرومیت از دست داده بود، از آغاز نیم فصل دوم خود را به ترکیب اصلی استقلال تحمیل کرد و توانست در تمام بازیها فیکس شود. زننده گل دوم استقلال در برابر مس کرمان در مصاف خانگی چهارشنبه گذشته،گل خود را به بچه دوستش تقدیم کرد. وی فرزند یکی از دوستانش را طرفدار استقلال و خودش دانست و گفت: او بازی مرا دوست دارد. در دیداری که با او داشتم از من خواسته شد که این بازی را با برد پشت سر بگذاریم و من هم در آن گل بزنم. فرزند دوستم یک توپ کوچک هم به من هدیه داد. وقتی هم که گل زدم چون نمیتوانستم آن توپ را به زمین بیاورم با حرکات دستم توپ را به او نشان دادم.
پیش از این نیز در لیگ برتر شاهد تقدیم گل به افراد دیگربودهایم.
سیدمهدی سیدصالحی پس از برتری ۲ بر صفر برابر استیلآذین در مورد گلی که ثمر رسانده بود گفت: عکسی که بر روی زیر پیراهنم حک کرده بودم عموزادهام بود که همواره من را به ادامه فوتبال تشویق میکرد. بعد از فوت ایشان تصمیم گرفتم عکس او را نشان دهم.وی در ادامه افزوده بود: این سومین گل من در استقلال بود و لطف خدا هم شامل حالم شد هر چند بیشتر دوست دارم پاس گل بدهم تا اینکه گل بزنم.
در این بین ممکن است برخی از خوشحالیها بعد از پیروزی تیم محبوب موجب محرومیت و ایجاد حواشی دیگر هم شود. به عنوان مثال علیرضا حقیقی بعد از پیروزی پرسپولیس در داربی شصت هشتم به سمت جایگاه ویژه رفت تا از پدرش تشكر كند چرا كه معتقد بود همه موفقیت هایش را ممنون پدرش است اما مأمور ورزشگاه از ورود حقیقی به جایگاه جلوگیری كرد و این ماجرا باعث شد تا حقیقی بعد از درگیری با شیث با مأمورین ورزشگاه هم درگیر شود. علیرضا حقیقی نمی خواهد قبول کند حرکتی که انجام داد محرک بود و می توانست عواقب بدی داشته باشد. او در اوج عصبانیت هواداران استقلال از کنار آنها گذشت تا سرانجام این اتفاق به درگیری با مامور حراست در ورزشگاه آزادی کشیده شود. خودش در این مورد می گوید کارم اشتباه نبود.چون با هوادارن استقلال کاری نداشتم.فقط می خواستم بروم و دستهای پدرم را ببوسم که هر چه در فوتبال دارم متعلق به او است.اما در مسیر دیدم که مامور ورزگاه پدر پیر من را هل داد او با آن سن و سال روی زمنی افتاد به همین دلیل هم عصبانی شدم و با او درگیر شدم.اگر نه همه می دانند که من با کسی هیچ مشکلی ندارم.