۳۰ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۷

حرفهای‌در‌گوشی‌باسرباز‌نمونه

کد خبر : ۱۰۳۴۳
مصطفی علی ای، متولد سال 1363 است و مدرک مهندسی اش را در رشته برق از دانشگاه شاهد گرفته است. او در بخش جوان و سرباز جشنواره ملی جوان ایرانی نفر دوم شده و این روزها، روزهای پایانی خدمت اش را می گذراند.
به نوشته برنا مصطفی می گوید:" بزرگ ترین خواسته سرباز، مرخصی تشویقی است". از بی احترامی نسبت به سربازها دلگیر است. مصطفی در شرکتی در زمینه رشته تحصیلی اش کار می کند و می گوید:" بهترین خاطرات دوران سربازی اش مربوط به شب هایی است که در چادر می خوابیدند و با صدای انفجار از خواب می پریدند." او هیچ وقت از پادگان فرار نکرده، هیچ وقت به مافوق اش بی احترامی نکرده و خلاصه سرباز سر به راهی بوده!

*چقدر مانده تا سربازی ات تمام شود؟
حدود سه ماه.

*در جشنواره که برگزیده شدی، تشویقی نگرفتی؟
نه،هیچی.

* اصلا؟ یعنی هیچ استقبالی نشد؟حتی از طرف هم خدمتی هایت؟
هم خدمتی ها که تشویقی نمی توانند کنند.

* تبریک هم نگفتند؟
تبریک و تحسین از طرف مقامات سازمان بسیج علمی هم بوده، ولی خب حالا تشویقی که آن طور مرسوم است و این ها نه.

* تا حالا چند روز تشویقی گرفتی ؟ چرا؟
سه روز، در پادگان مقداری کارهای سخت بود، کمک کردم.

* چه کاری؟
دم عید بود. تمیز کردن ساختمان و این ها بود. کمک کردم و تشویقی دادند.

* سخت ترین چیزی که در سربازی با آن مواجه شدی چه بود؟
بی احترامی.

*از جانب؟
اشخاصی که کمی بالاتر از من هستند


* الان با لباس شخصی هستی یا لباس سربازی؟
شخصی

* کدام پادگان هستی؟
سازمان بسیج علمی وابسته به بسیج مستضعفان که الان محل اش طرف های میدان آرژانتین است. خود سازمان بسیج مستضعفان یکی از نیروهای دفاعی است و ما زیر نظر سپاه هستیم.

* صبح ها ساعت چند می روی پادگان؟
ساعت یک ربع به هفت تا یک ربع به دو

* فکر می کنی سربازی علافی است؟
بله.

* چی شد به این نتیجه رسیدی؟
چون بستر مناسبی برای استفاده از سربازها وجود ندارد. یعنی شما اگر بخواهید خدمت کنید، باید محیط آن فراهم باشد. ولی متاسفانه در این خدمت مقدس سربازی خدمت خاصی صورت نمی گیرد،مکان هایی برای نگهبانی و نیروی انتظامی و... سرباز نیاز دارند و اگر سرباز نباشد، کارشان لنگ می شود.
سرباز الان نیروی کار مفت است و تحت مقررات سربازی و اطاعت از ما فوق هم هست. کارهای بی ارزش به آن ها می سپارند و استفاده خاصی ازشان صورت نمی گیرد. باید استفاده از سرباز را هم هدفمند کرد. چون هر چیزی که دم دست باشد ارزان است.
باطن سربازی از 80 سال پیش تا الان تغییر نکرده، باید سربازی را به صورت حرفه ای در بیاورند که مثلا افراد بیایند دوره ای نظامی را برای دفاع از ممکلت ببینند و اگر کسی می خواهد بیاید و خدمت سربازی حرفه ای انجام دهد، در هر زمینه ای که تحصص آن را دارد. باید شرایطی فراهم شود تا این کار انجام شود.
با این کار بازدهی کار سربازان هم بیشتر می شود. اکثر کشورها در جهان، سرباز حرفه ای می گیرند. کسی که با اشتیاق رفته سربازی با کسی که به زور رفته فرق می کند. البته بحث دفاع از ممکلت موضوعی دیگر است. ولی الان سرباز دوست دارد، حتی شده 5 دقیقه زودتر از پادگان بیرون بزند، هیچ کس علاقه ای به بیشتر ماندن ندارد.

*با توجه به اینها، چطور سرباز نمونه شدی؟
سعی کردم در اوقات خارج از خدمتم کارهایی در زمینه کاری خودم انجام بدهم. مسوولین به دلیل این موارد من را به عنوان سرباز نمونه معرفی کردند. البته دوستی هم داشتیم که به خاطر کاری که برای پادگان کرده بود انتخاب شد.

* نفر دوم جشنواره شدی، چند سکه گرفتی؟
سه تا.

* سکه ها را چکار کردی؟
دو تا را خرج شغل خودم کردم که امیدوارم سود آن برگردد. یکی را هم نگه داشتم.

* تا به حال با مافوق خودت درگیر شدی، منظورم اختلاف کلامی است؟
بله. اختلاف به صورت نظری بوده.

* تعریف می کنی اختلاف تان سر چه بود ؟
در محل خدمت قبلی ام روزهای پنج شنبه را تعطیل بودم. روزهای اول انتقالی یک روز پنج شنبه می خواستم از پادگان خارج شوم، چون پنج شنبه ها در یک مدرسه درس می دادم، ساعت یک کلاس داشتم و پادگان ساعت 12 تعطیل می شد. گفتند امروز نباید بروی چون اسباب کشی داریم. گفتم من درس می دهم و الان شاگردانم منتظرم هستند. لطف کنید مرخصی رد کنید. در حین صحبت مقداری لحن من تند شد، ولی آخر سر قبول نکردند.

* خوب این که درگیری نداشت!
ناراحتی ای بود که بین ما اتفاق افتاد. بالاخره او مافوق بود دیگر. البته موضوع دیگری هم بود. در دوران آموزشی با یکی از مسوولان مشکل داشتیم. گاهی به او تذکر می دادیم که شما دارید مطالب را اشتباه می گویید. یک مقدار یا من بد شده بود، می خواست از اختیارات نظامی اش هم استفاده کند تا اذیتم کند که نشد الحمد ا...

* پیش آمده که به حرف مافوق ات گوش ندهی؟
کارهایی که وظیفه ام است را انجام می دهم و گاهی اوقات از زیر بعضی کارها فرار می کنم!

* فکر می کنی اگر حرف مافوق ات را گوش نمی کردی، باز هم سرباز نمونه می شدی؟
بالاخره من آنجا جلوه خوبی داشتم که انتخاب شدم و گرنه اگر با آنها در گیر بودم که انتخاب نمی شدم.

* نمی خواهی از سختی های دوران خدمت بگویی؟
یک سری از سختی ها که خیلی خوب است. مثلا الان موبایل کامپیوتر و همه امکانات هست. ولی در زمان خدمت شما را جایی می برند که هیچ چیز نیست و مجبورید بمانید و حرف گوش کنید. این برای دوره آموزشی بود.
نکته مثبتی است که نفس ما مقداری رام شود تا اگر روزی امکانات نبود بتوانیم خود را وفق بدهیم. نکته بعد حرف گوش کردن است، وقتی فرد به سربازی می رود، حرف گوش کن تر می شود. فرد متوجه می شود که اگر گاهی حرف ها را گوش کند به نفع اوست. ولی سختی های دیگری هم وجود دارد که اصلا جالب نیست. مثلا شما فکر کنید کسی به شما بی احترامی می کند و یا نسبت به وقت شما بی توجهی می شود. برخورد خوب روی عملکرد سرباز خیلی تاثیر گذار است.

* هنوز هم به سربازها آش می دهند؟
بله می دهند. معمولا شب ها غذای برنجی نمی دهند. تقریبا هفته ای یک یا 2بار آش می دهند.

* منوی غذای سربازها چیست؟
غذاهای معمول هست، شاید گاهی اوقات کنسرو هم بخوریم.

* کسی می تواند از منزل غذا بیاورد؟
به سربازها ناهار نمی دهند، چون پادگان ساعت 2 تعطیل می شود. حالا در هفته که یک یا دو روز را تا 4 یا5 شیفت می مانیم غذا می دهند.

* فقط در دوران آموزشی شب ها توی پادگان می مانید؟
بستگی به سیستم پادگان ها دارد. برخی سربازها به صورت 24-24 هستند. یعنی یک روز پادگان و یک روز آزاد. یا برخی دیگر 48-24 هستند. بعضی از سربازها هم (معمولا دیپلم و زیردیپلم) در پادگان به عنوان نگهبان می مانند.

* کارت پایان خدمت کجا به درد می خورد؟
بیشتر به درد بیمه تامین اجتماعی می خورد. به دلیل سابقه ای که مجلس تصویب کرده تا به مدت خدمت سربازی تعلق بگیرد. بیمه ها پول آن را می گیرند و به عنوان سابقه محسوب می شود. این جای حرف دارد. البته برای مسافرت به خارج هم لازم است.

* چقدر حقوق می گیری؟
حدود50هزار تومان

* حقوق سربازها با هم فرق دارد؟
بله به هر حال بسته به مجرد و متاهل بودن و بسته به کاری که آنجا انجام می دهند، متفاوت است و به دور بودن شهر آنها هم بستگی دارد.

* میدان تیر رفتی؟ با این که می گویند میدان تیر بهترین بخش سربازی است موافقی؟
بله. شب های اردو، منظورم سه روز آخر آموزشی است، باید چند نفری در یک چادر بخوابی و مانورهای شبانه خاطرات قشنگی را به همراه دارد.

* بیدار شدن با این سروصداها چه حسی دارد؟
دلهره خیلی شدیدی دارد. بهترین خاطره آدم برای زمانی است که ترن هوایی سوار می شود. خوب آن هم خیلی دلهره دارد و خیلی شیرین است. همان ترس، خاطره جالبی است. دوره آموزش قم هم جالب بود، چون اکثر شب ها برای زیارت به حرم حضرت معصومه(س) می رفتیم.

* مگر محل آموزش شما ساری نبود؟
بله، دوره رزمی در ساری بود و دو هفته هم برای آموزش عقیدتی قم رفتیم.

* اگر به انتخاب خودت بود که سرباز یکی از کشورها باشی کدام کشور را انتخاب می کردی؟
کشوری که الان دارد راه حق را می رود، ایران است و من دوست دارم سربازی ایران را انجام دهم.

* اگر کار واجبی داشته باشی و مرخصی ندهند چکار می کنی ؟
غیر از صبر کردن و غرزدن چکار می توانیم بکنیم؟

* تا به حال شده سر صبحگاه نروی؟
صبح گاه ندارم، ولی در آموزشی یک روز را مریض شدم و شرکت نکردم.

* اگر صبحگاه نروی تنبیه می شوی پ؟
مجازات سنگینی دارد، مثلا باید کل پادگان را جارو بزنید.

* اگر می توانستی سرباز یکی از مسوولین سیاسی باشی چه کسی را انتخاب می کردی؟
دوست داشتم سرباز مقام معظم رهبری باشم.

* هر سرباز به خاطر تحصیلات خود درجه می گیرد یا نه عوامل دیگری هم وجود دارد؟
بله با توجه به تحصیلات است ولی گاهی درجه تشویقی هم می دهند.

* به نظر شما خانم ها هم باید سربازی بروند؟
به نظرم تنها فلسفه ای که می تواند برای سربازی نرفتن خانم ها تعریف شود این است که فلسفه جهاد برای خانم ها نیست. ولی اگر الان جهاد حساب نشود، خوب است خانم ها هم خدمتی به مملکت بکنند. البته نه به شکل آقایان. دیگر خیلی هم خوش به حالشان نشود(خنده).

* یعنی مثلا دوره ای اجباری برایشان بگذارند؟
کلا مخالف دوره اجباری هستم. باید به گونه ای باشد که فرد احساس نکند چیزی را بدست نمی آورد. باید این دوره طوری تعریف شود که به درد بخورند.

* فکر می کنی اگر متاهل بودی باز هم می توانستی نمونه شوی ؟
الان که متاهل نیستم تا ده یازده شب مشغول کار هستم، اگر متاهل بودم مطمئنا نمی شد.

* آفت های سربازی چیست؟
اینکه سرباز احساس کند آدم بی ارزشی است. نبودن جو مناسب در محل خدمت و...

* بزرگترین خواسته سرباز چیست ؟
مرخصی تشویقی(خنده) بزرگترین آن این است که از خدمت خود احساس رضایت کند. اگر سرباز از خدمت خود چنین حسی را داشته باشد، خیلی خوب است.

* واقعا برای مرد شدن باید سربازی رفت ؟
این مساله سابقا خیلی جدی تر بود، چون اکثر سربازها در شهرهای دیگر مشغول بودند و سختی های آن محیط ظرفیت انسان را چندین برابر می کرد و قدرت تحمل شرایط را بالا می برد. الان آن تاثیر کمتر شده.

* برنامه ات برای آینده چیست؟
بهتر و دقیق تر کار کنم و در زمینه کار خودم مطالعه و تحقیق کنم.

* چقدر اهل سربه سر گذاشتن و شوخی کردن با هم خدمتی ها هستی؟
اهل سر به سر گذاشتن نیستم.

* منظورم بیشتر شوخی بود؟
شوخی می کردم. شوخی هایی که زمینه آن در محیط پیش می آمد البته منهای سربه سر گذاشتن.

* تا حالا از پادگان فرار کرده ای؟
نه.

* از هم خدمتی هایت کسی بوده که فرار کند؟
بله.

* برای چه فرار کرده بود؟
خوب مقداری رویش فشار آمده بود، البته برگردانده شد.

* وقتی او را برگرداندند جریمه شد؟
بله. بازداشت شد.

* به نظر خودت چرا به عنوان سرباز نمونه انتخاب شدی؟
شاید کارهایی که انجام داده ام یک مقدار عناوین دهان پرکنی دارد. مثل ساخت رباط انسان نما و برگزیده جشنواره خوارزمی هستم و در چند پروژه حضور داشتم .

* رباط را در دوران دانشگاه ساختی ؟
بله. تقریبا برای آخر آن بود.

* جز عناوینی که گفتی مورد دیگری هم داری؟
در جشنواره خوارزمی و مسابقه ایران، اپن 2007 اول شدیم.

* اسم رباط تان چه بود؟
دارا و اسم تیم مان هم ایران فناوران بود.

* در زمینه های دیگر فعالیت خاصی داشتی؟
در دوران خدمتم در چند پروژه به نام عملگر انرژی بوده ام.

* خودت صحبت خاصی داری؟
صحبت خاصی ندارم، ولی امیدوارم مسوولین این صحبت ها را بخوانند. روزی که جایزه خود را دریافت کردم، به وزیر دفاع سردار وحیدی گفتم فکری برای حرفه ای کردن خدمت سربازی ندارید؟ که گفتند: مذاکراتی با نیروی انتظامی داشته ایم. البته سردار سوالاتی در مورد رباط کردند که آگاهی ایشان از برخی اصطلاحات فنی برایم جالب بود.