۲۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۹

آغاز‌شمارش‌معكوس‌براي‌اعدام‌ترزا

کد خبر : ۱۰۲۷۶
به گزارش فارس، "ترزا لويس " زني 41 ساله با نارسايي ذهني است كه در صف اعدام ايالت ويرجينياي آمريكا قرار دارد. وي كه هم يك مادر است، و هم يك مادر بزرگ، قرار است 23 سپتامبر 2010 اعدام شود.
ترزا كه تا به حال حدود 7 سال از زندگي خود را در زندان سپري كرده است، به اجير كردن دو نفر براي قتل همسر و ناپسري خود در سال 2002 متهم است.
لويس همچنين در ازاي پرداخت هزينه خريد سلاح گرم براي قتل، خود و دختر 16 ساله‌اش را به قاتلان عرضه مي‌دارد.
در همين حال، "كن كوچينلي "، دادستان ويرجينيا حكم اعدام را براي ترزا با ذكر دلايلي كه آن را ماهيت خشن جنايت و ارتكاب زنا توسط ترزا مي‌نامد، موجه مي‌داند.
ترزا با وجود اينكه از نارسايي ذهني رنج مي‌برد، پس از اتفاق فوق مسئوليت اقدامات خود را پذيرفته و با پليس همكاري كرد. وي حتي "ماتيو شالنبرگر " و "رودني فولر " دو نفري را كه قتل‌ها را مرتكب شدند، به پليس معرفي كرد؛ اما اين در شرايطي است كه براي اين دو قاتل مجازات اعدام در نظر گرفته نشده و آنها فقط به حبس محكوم شده‌اند.
قاضي دادگاه ترزا را با نارسايي ذهني، "طراح " قتل‌ها معرفي كرد. اين در حالي بود كه اين زن در چندين تست هوش در مرز "عقب مانده‌ذهني " قرار گرفت. گفته مي‌شود كه ترزا در زمان قتل‌ها از نارسايي‌هاي ديگري رنج مي‌برد كه حكم اعدامش را زير سؤال مي‌برد.

***عجز ترزا در انجام امور روزمره ساده***

روزنامه آمريكايي "هافينگتون پست " در گزارشي نوشت: كارشناسان روانشناسي قضايي از نظر ذهني لويس را تست كرده و اعلام كرده‌اند كه ترزا نوعي "اختلال شخصيت وابسته " دارد و به علت اين نارسايي به تنهايي قادر نيست حتي از عهده وظايفي ساده چون تهيه يك فهرست خريد خواروبار برآيد.
"جيمز روكپ "، وكيل مدافع لويس نيز كه بدون دريافت حق وكالت از لويس دفاع كرد، مي‌گويد: رفتار لويس در زندان نمونه بوده است. اين يكي از دلايل مبني بر اشتباه بودن حكم اعدام است. ترزا تا اكتبر 2002 هيچ سوءسابقه اقدامات خشونت‌آميز نداشت. وي الآن به شدت نادم است. ترزا الآن نمي‌تواند دست كسي را بگيرد يا حتي در يك بازي شركت كند.
روكپ با انتقاد از حكم اعدام براي ترسا، آن را يك عيب و نقص بزرگ براي سيستم قضايي آمريكا دانست و گفت: سيستم قانوني براي جدي‌ترين جرم‌ كارآيي خوبي ندارد. براي افرادي كه كارهاي مشابه يا حتي بدتري انجام مي دهد، وضعيت بهتري حاكم است. ناسازگاري و ناهمخواني بسياري درباره كساني كه اعدام مي‌شوند و كساني كه اعدام نمي‌شوند، وجود دارد.

***سند كتبي براي رد اتهام لويس***

"ماتيو شالنبرگر "، يكي از قاتلان درگير در ماجراي قتل همسر و ناپسري ترزا لويس طي نامه‌اي كتبي به هم‌سلولي خود اعتراف كرد كه نقشه قتل، طرح ترزا نبوده و در كل ايده وي بوده است.
در اين نامه آمده است: من ترزا را در والمارت در دانويل ملاقات كردم. از زماني كه من وي را ديدم، متوجه شدم كه ترزا شخصي است كه به راحتي مي‌شود او را مديريت و كنترل كرد. كشتن جوليان و چارلز لويس در كل ايده من بود. من به پول نياز داشتم و ترزا يك هدف آساني بود.
شالنبرگر سه سال بعد در زندان خودكشي كرد و از آن زمان به بعد وكلاي مدافع ترزا نتوانسته‌اند از اين نامه به عنوان يك مدرك در دادگاه استفاده كنند.

***اعدام يك عقب‌مانده ذهني، نقض قانون***

"لري كاكس " مديرعامل سازمان عفو بين الملل در نامه‌اي به "رابرت مك دانل " فرماندار ايالت ويرجينيا نوشت : اعدام فردي كه دچار نارسايي ذهني است نقض قانون اساسي آمريكا است.
در اين نامه همچنين آمده است: غير ممكن است كه فردي كه پزشكان او را عقب مانده ذهني تشخيص داده اند و تاييد كرده اند كه استقلال در تصميم گيري ندارد توانسته باشد دو مرد را براي ارتكاب به قتل اجير كرده باشد.
كاكس در ادامه نامه خود مي‌افزايد: روانشناسان قضايي ترزا را مورد آزمايش قرار داده اند و تاييد كرده اند كه وي از انجام كارهاي روزانه خود عاجز است و حتي نمي تواند ليست خريد خود را تنظيم كند چه برسد به سازماندهي يك قتل.

***استاندارد دوگانه حقوق بشري***

موضوع ترزا تا حدودي زيادي به پرونده يك زن ايراني كه به زناي محسنه و همدستي در قتل همسر خود محكوم است، شباهت دارد. اما رسانه‌هاي تحت سلطه غرب اخيرا موج عظيمي از هجمه خبري را عليه ايران به راه انداختند تا جايي كه مقامات غربي بعضا حتي پاي خود را يك گام فراتر نهاده و در اين ميان رئيس جمهور و وزير خارجه فرانسه شخصا به دفاع از زن ايراني مجرم پرداختند. محافل باصطلاح حقوق بشري و رسانه‌هاي غربي با تيترهاي پرطمطراق خود چنان دم از دفاع حقوق بشر زدند كه افكار عمومي را محو دروغهاي خود كردند.
اما در سويي ديگر و در ويرجينياي آمريكا، زني دچار نارسايي ذهني در صف انتظار براي اعدام نشسته است. به نظر مي‌رسد كه از منظر آمريكايي و غربي، دفاع از يك مجرم در ايراني، دفاع از حقوق بشر محسوب مي‌شود، اما دفاع از زن عقب‌مانده ذهني محكوم به اعدام در آمريكا كه كسي صدايش را نمي‌شنود، در اين ميان هيچ محلي از اعراب ندارد.
ترزا سال 2002 به اعدام محكوم شد، اما از آن زمان تا كنون هيچ احدي به جز اطرافيان وي به دفاع از ترزا نپرداخته‌اند. مقامات كاخ سفيد كه به مداخله در امور داخلي ساير كشورها عادت دارند، از آن زمان تا كنون به خود اين زحمت را نداده‌اند يا اينكه مصلحت نمي‌دانند، سري را به عقب برگردانده و به نقض‌ حقوق بشر و محدوديت آزادي بيان در داخل مرزهاي آمريكا رسيدگي كنند. اين امر احتمال دست داشتن اين افراد پشت پرده ماجرا را بيش از پيش افزايش مي‌دهد.

***ترزا در حسرت گوش شنوا در آمريكا***

در حالي كه 2 روز تا اعدام ترزا مانده است، آخرين آرزوي وي در لحظات باقي‌مانده تا اعدام مي‎تواند اين باشد كه اي كاش وي در كشوري با سيستم قضايي و رسانه‌اي زندگي مي‌كرد كه به‏جاي مداخله در امور داخلي ساير كشورها و جوسازي‌ها، صداي مردم كشور خود را مي‌شنيد.
اما ترزا ديگر چشم اميد خود را به روي كمكهاي مقامات غربي بسته‌ است. شايد او هم الان مثل ما مي‌داند كه غربي‌ها چشم خود را بر نقض حقوق بشر در كشورهاي خود مي‌بندند. او در حال حاضر چاره‌اي جز انتظار تلخ و سنگين براي مواجهه با مرگ به واسطه تزريق مواد سمي را ندارد.