۲۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۶
حسین شریعتمداری:

مکتب ایران همان مکتب آغامحمدخان قاجار است

مکتب ایران همان مکتب آغامحمدخان قاجار است
مدتي است جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است- اصرار دارد به جاي «مكتب اسلام» از «مكتب ايران» ياد كرده و ترويج و تبليغ آن را، همان تبليغ و ترويج مكتب اسلام معرفي كند!
کد خبر : ۱۰۲۷۵

صراط - يادداشت پيش روي براي درج در كيهان يكشنبه نوشته شده بود اما، از آنجا كه برادر عزيز و رئيس جمهور محترم كشورمان به نيويورك سفر كرده و مانند هميشه انتظار چالش ايشان با قدرت هاي استكباري در ميان بود، از انتشار اين يادداشت كه به هرحال نقدي بر اظهارات ايشان است خودداري كرديم، اما، ديروز شاهد اظهارنظرهاي فراوان- و البته با انگيزه هاي متفاوت- درباره سخنان جمعه شب آقاي دكتر احمدي نژاد بوديم بنابراين ملاحظه قبلي را مانع از انتشار اين نقد دوستانه نديديم.
¤¤¤
آن روزها، «جشن هاي دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي» با هزينه هنگفت و نجومي در جريان بود، سران و مقامات بلندپايه آمريكايي، اروپايي و شماري از كشورهاي عربي منطقه براي شركت در اين مراسم پرهزينه، بي مصرف و مردم ستيز به ايران آمده بودند. حضرت امام (ره) كه به تبعيد در نجف اشرف اقامت داشتند سخنان روشنگرانه اي در اعتراض به آن ايراد فرموده و پيامي براي ملت ايران فرستاده بودند. در همان روزها، مهندس پسنديده، فرزند مرحوم آيت الله پسنديده- برادر حضرت امام(ره)- به رحمت خدا رفته و اعلام شده بود كه به همين مناسبت، مجلس ختمي در مسجد ارك تهران برگزار مي شود و مرحوم فلسفي- خطيب توانمند و پرآوازه- سخنران مراسم خواهد بود. نگارنده كه در آن هنگام جواني كم سن و سال بودم، همراه با چند تن ديگر از دوستان براي شركت در مراسم ختم مرحوم مهندس پسنديده به مسجد ارك رفتيم، گفته مي شد با توجه به پيام حضرت امام(ره) درباره جشن هاي - به قول ايشان- كثيف و ننگين دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهي و از آنجا كه مهندس پسنديده با امام(ره) نسبت نزديك خويشاوندي دارد، به يقين آقاي فلسفي درباره جشن هاي ياد شده و مسائل آن روزها، سخناني خواهد داشت. جمعيت انبوهي از همه قشرها به مسجد ارك آمده بودند و حضور آشكار و پنهان پليس و نيروهاي امنيتي كاملا محسوس بود. مرحوم فلسفي در آغاز سخن به پيوند متوفي با بيت شريف حضرت امام(ره) اشاره كرد و هنگامي كه از امام(ره) با عنوان «يار سفر كرده» و «فخر العلماء والمجتهدين، حضرت آيت الله العظمي حاج آقا روح الله الخميني» ياد كرد، جمعيت با صلوات بلند به استقبال سخن ايشان رفتند. مرحوم فلسفي خيلي زود از مقدمه عبور كرد و به آنچه انتظار مي رفت پرداخت. ايشان در اعتراض به جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي، ابتدا با تأسي به پيام حضرت امام(ره) پرسيد؛ آيا نادرقلي لياقت بزرگداشت دارد؟ آيا آغامحمدخان با آنهمه جنايت كه روي تاريخ را سياه كرده است، ارزش جشن گرفتن دارد؟ و...
و اما، آن روزها، يكي از نشريات براي توجيه جشن هاي دو هزار و پانصدساله شاهنشاهي نوشته بود «كوروش» همان «ذوالقرنين» است كه در قرآن از وي به نيكي ياد شده است و نتيجه گرفته بود كه تجليل از «كوروش» تجليل از اسلام و قرآن نيز هست! مرحوم فلسفي - تا آنجا كه به خاطر دارم- در پاسخ به اين ديدگاه، سخناني قريب به اين مضمون داشت: «برخي از علماي اسلام نيز معتقدند كه «كوروش» همان ذوالقرنين است ولي اگر ذوالقرنين باشد با كوروشي كه شما معرفي مي كنيد همخواني ندارد و اساسا با روش و منش شما مغايرت دارد ولي اگر كوروش، ذ والقرنين نباشد، پادشاهي نظير آغامحمدخان و ساير پادشاهان ستمگر است كه جشن گرفتن براي او اهانت به مردم مظلوم خواهد بود» و اما، نكته دقيقي كه در اين باره گفته شد و يادداشت پيش روي به آن توجه دارد، اين كه؛ بر فرض كوروش همان ذوالقرنين باشد كه در كلام خدا به نيكي و بزرگي از او ياد شده است، ولي در حالي كه اسلام عزيز با قرآن، يعني تنها كتاب آسماني تحريف نشده و حكمت ها و آموزه هاي شناخته شده و غيرقابل ترديد در ميان ما حضور دارد، چرا بايد كوروش را جايگزين آن كرده و «منشور» او را به عنوان «الگو» به جهانيان معرفي كنيم؟!
اظهارات آقاي دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور محترم كشورمان در مصاحبه جمعه شب- 26/6/89- ايشان با شبكه خبر، موجي از حيرت توام با تاسف را در پي داشت. ايشان در مصاحبه خويش بعد از قرائت بخش هايي از منشور كوروش، گفت «دنيا به گفته كارشناسان دو مديريت دارد، يكي آمريكايي كه شكست خورد و امتحان خود را پس داده است و حال مي پرسند؛ مديريت ايراني چگونه است؟ كه ما مي گوئيم نمونه اي از آن، همين منشور كوروش است» و سپس افزود «و ارزش هاي والاي اسلامي».
درباره اين بخش از اظهارات برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، اشاره به چند نكته ضروري است.
1- در هويت كوروش مناقشه نمي كنيم و در منشور او كه به عنوان اولين منشور حقوق بشر در سازمان ملل به ثبت رسيده است، خدشه اي وارد نمي آوريم و حتي با اين فرضيه كه كوروش همان ذوالقرنين بوده است، مخالفت نمي ورزيم. اما سؤال اين است كه بر فرض قبول همه اين مفروضات، جناب آقاي احمدي نژاد با كدام منطق علمي و اسلامي آنهم از جايگاه رئيس جمهور ايران اسلامي مي فرمايند اگر دنيا از ما درباره مديريت ايراني سؤال كند در پاسخ آنها «منشور كوروش» را ارائه مي كنيم؟!
منشور كوروش را شاه معدوم چند ده سال قبل و در جريان جشن هاي ننگين دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهي به سران كشورها ارائه كرده بود و ديديد و ديديم و ديدند كه هيچ كاري از آن ساخته نبود، جز آن كه ايران عزيز زير چكمه بيش از 40 هزار مستشار نظامي آمريكا و با مديريت سفارت آن كشور اداره شود! جوانان اين مرز و بوم در خدمت آمريكا براي جنگ به ظفار فرستاده شوند، هواپيماهاي ايران براي كمك رساني به شورشيان هوادار پادشاه سابق يمن در اختيار اسرائيل قرار گيرد. ثروت هاي عمومي به غارت روند و حتي وزرا و نمايندگان مجلس از سوي سفارتخانه هاي آمريكا و انگليس، منصوب شوند... و تازه اين همه فقط بخشي از آن ماجراي تلخ و ذلت بار است. بنابراين جناب احمدي نژاد از منشور كوروش انتظار چه معجزه اي دارند كه آن را به جاي اسلام عزيز مي گذارند و عرق شرم بر پيشاني ملت پاكباخته و ايران دوست مي نشانند؟!
2- ممكن است رئيس جمهور محترم كشورمان بگويد كه در مصاحبه خويش علاوه برمعرفي «منشور كوروش» به عنوان نسخه اي براي مديريت جهان! به «ارزش هاي والاي اسلامي» نيز اشاره كرده است كه بايد پرسيد، مگر از نظر ايشان، آموزه ها و ارزش هاي اسلامي براي اداره جهان نقص و كمبودي داشته و كامل نيستند كه جناب رئيس جمهور به زعم خود با افزودن «منشور كوروش» در پي رفع اين نواقص و كمبودها!! برآمده اند؟! و اگر چنين نيست كه مي دانيم رئيس جمهور محترم-خداي نخواسته- چنين اعتقادي ندارند، بايد پرسيد مقصود ايشان از تاكيد بر منشور كوروش به عنوان نسخه اي براي مديريت جهان، چيست؟!
3- شايد گفته شود آقاي احمدي نژاد معتقدند كوروش همان ذوالقرنين است و از آنجا كه در كلام خدا، از ذوالقرنين به نيكي ياد شده است، ايشان نيز منشور كوروش را به عنوان يك سند الهي و پيام يكي از پيامبران! مطرح كرده اند! كه بايد گفت؛ جناب احمدي نژاد در همان مصاحبه تاكيد مي كند كه نمي داند كوروش همان ذوالقرنين است يا نه؟ و اساساً به اين مسئله كاري ندارد. ضمن آن كه برپايه اعتقادات به اثبات رسيده اسلامي، تنها آن بخش از كلام پيامبران الهي قابل استناد است كه در قرآن- يعني تنها كتاب آسماني تحريف نشده- آمده است، بنابراين احتمال مورد اشاره نيز بي اساس است و جايي براي طرح ندارد.
4- آقاي احمدي نژاد به يقين انكار نمي كند بلكه بارها تاكيد كرده و مي كند كه امروزه ايران اسلامي به مقتدرترين كشور منطقه تبديل شده و منحني پيشرفت هاي علمي، صنعتي، سياسي و ضريب اثرگذاري آن در معادلات جهاني قوس صعودي را با زاويه اي نزديك به قائمه طي مي كند. بنابراين بايد پرسيد اگر عامل و علت اصلي اين رشد پرشتاب و همه جانبه حضور اسلام ناب محمدي(ص) بر كرسي اداره كشور است، چرا بايد جاي آن با منشور كوروش عوض شود؟! و اگر اينگونه نيست- كه هست- چرا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي نه فقط از اين پيشرفت همه جانبه خبري نبوده است بلكه شاهد حركتي كاملا معكوس بوده ايم؟! با توجه به اين نكته بديهي آيا اظهارات برادر عزيزمان آقاي احمدي نژاد، نگاهي معكوس به واقعيات ملموس و مصداق شكستن نردبان بعد از صعود به بام نيست؟! مخصوصا آن كه هنوز قله هاي فتح نشده اي پيش روي داريم.
5- مدتي است جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است- اصرار دارد به جاي «مكتب اسلام» از «مكتب ايران» ياد كرده و ترويج و تبليغ آن را، همان تبليغ و ترويج مكتب اسلام معرفي كند! كه بايد پرسيد اگر از نگاه شما «مكتب ايران» همان «مكتب اسلام» است، چرا و با چه انگيزه اي مكتب اسلام را كنار مي گذاريد؟! اين در حالي است كه الف: مكتب اسلام، آموزه ها، رهنمودها و مرزهاي تعريف شده و شناخته شده اي دارد و تحريف آن امكان پذير نبوده و نيست و هيچكس نمي تواند و تاكنون نتوانسته است نظر و ديدگاه خود را به عنوان ديدگاه و نظر اسلام معرفي كند و حال آن كه «مكتب ايران» يك واژه و مقوله تعريف نشده و بي در و پيكر است و هر كس مي تواند نظر و خواسته من درآوردي خود را در آن جاي دهد. بنابراين اصرار بر جايگزيني «مكتب ايران» به جاي «مكتب اسلام» غير از عبور از اسلام هيچ مفهوم و معناي ديگري ندارد. اين نكته به اندازه اي بديهي است كه به قول اهل منطق «تصور» آن باعث «تصديق» خواهد بود. به عنوان مثال، آقاي احمدي نژاد، كدام روش حكومتي را در «مكتب ايران» الگو قرار مي دهند؟ آغا محمدخاني؟ نادرشاهي؟ پهلوي؟ و... زيرا همه اين الگوهاي منحط و مردم ستيز در «مكتب ايران» جاي مي گيرند و چنانچه منظور ايشان از مكتب ايران، ديدگاه و نظرات ملت ايران است كه اولاً آنها تا قبل از انقلاب اسلامي حاكميت نداشته اند كه نوع حاكميت آنان الگو باشد و در جريان انقلاب نيز به وضوح نشان داده اند كه مكتب مورد تاكيد آنها اسلام است. آيا غير از اين است؟
ب: ممكن است آقاي احمدي نژاد بفرمايند كه منظور ايشان از «مكتب ايران» و الگوي مديريت جهان، همان الگوي كوروش است! كه در اين صورت بايد پرسيد؛ اولاً؛ آيا با چند كلمه خشت نوشته كوروش مي توان يك روستا را اداره كرد؟! ايران و جهان بماند! ثانياً؛ جناب احمدي نژاد چه شناختي از روش و منش حكومتي كوروش دارند كه مي خواهند براساس آن جهان را اداره كنند؟! اين در حالي است كه مورخان برجسته و بلندآوازه جهان نيز برداشت درستي از آن ندارند! ثالثاً؛ تاكيد بر مكتب ايران به جاي «مكتب اسلام» در نگاه همگان به مفهوم عبور از اسلام است كه مي دانيم مورد نظر آقاي احمدي نژاد نيست، بنابر اين بايد پرسيد منظور ايشان چيست؟!و اما رئيس دفتر ايشان كه آقاي احمدي نژاد اظهارات و نظرات وي را منطبق با نظرات خود معرفي كرده است، چندي قبل تاكيد كرده بود كه دوران اسلام گرايي گذشته است! و در حالي كه «مكتب ايران» فاقد تعريف و مرزهاي مشخص است، در اجلاس ايرانيان مقيم خارج كشور ادعا كرده بود؛ از آنجا كه درباره اسلام برداشت هاي مختلفي وجود دارد! ايشان مكتب ايران را به جاي مكتب اسلام معرفي مي كند!
6- و بالاخره اگر آقاي احمدي نژاد عزيز، رئيس جمهور پركار، ساده زيست، پاكدست، مردم گرا و داراي ده ها ويژگي پسنديده ديگر نبود، نيازي به اين يادداشت احساس نمي شد، چرا كه آنچه ايشان در مصاحبه تلويزيوني جمعه شب گفته اند، نه فقط تازگي ندارد، بلكه مدتهاست از سوي برخي جريانات مطرح شده و مي شود كه صد البته قابل اعتنا نبوده و نيستند اما، وقتي رئيس جمهوري مانند احمدي نژاد با اعتقادات راسخ اسلامي چنين سخنان نسنجيده اي بر زبان مي آورند، اولا؛ مي دانيم كه پيامدهاي اين اظهارات را نمي دانند و اگر مي دانستند به يقين بر زبان نمي آوردند و ثانياً؛ بيم آن مي رود كه كساني به غلط تصور كنند نظر مطرح شده از جانب ايشان، همان ديدگاه و نظر انقلاب و نظام است و حال آن كه آقاي احمدي نژاد نظر و ديدگاهي منطبق با آموزه هاي تعريف شده انقلاب و نظام دارند هرچند كه گاه در بيان و توضيح آن بي آن كه بخواهند يا متوجه باشند دچار اشتباه مي شوند كه انشاالله ديگر نشوند.

نظرات بینندگان
a
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۹
رحیم مشایی چند وقت پیش گفته بود دیگه صدور انقلاب اسلامی و اسلامگرایی کارایی نداره و از مد افتاده خب در برابرش پناه بردن به ملی گرایی ! واسم جالبه شاگردان دیروز مکتب خلخالی که معتقد بود کوروش هم جنس باز بوده چطور امروز دست به دامان کوروش شده اند ؟! آیا این رفتار صدق سخنان رحیم مشایی را ثابت نمی کند ؟
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۹
ضمن تشکر از تيز بينی آقای شريعتمداری و با تائيد فرمايشات ايشان انفلاب اسلامی ازابتدا با قرائتهای مختلف از دين / حکومتداری / عقايد و انديشه ها از سوی به اصطلاح روشنفکران روبرو بوده و هست و به برکت توجهاتی که حضرت ولی عصر به اين نظام دارند مشاهده کرديم که هر سخن و رای ناپخته ای که جلای دينی ندارد همانند آوار بر سر سراينده آن فرو ريخته و نزد ملت سرافراز ايران خوار و حقير نمود . اين سخنان هم چند روزی بر روی آنتن ها و تريبونها سايتها و .. خود نمائی کرده و سپس همانند کالای تاريخ گذشته از چرخه بازار کنار خواهد رفت . انشاءالله با ظهور حضرت مهدی ارواحنا له الفداء شيرينی عدالت و رستگاری را که افکار بيمار آنرا درخشت و گل و مکاتب گوناگون می بينند تجلی خواهد کرد, و آن روز دير نيست .
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۹
همچین بی راه هم نگفته!! از دل مکتب صفوی و قاجار بود که علمای مجز گویی مثل مجلسی ظهور کردند. این بار من با بردار حسین هم نظرم!
hg
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۰۳ - ۱۳۸۹/۰۶/۳۰
اولا من حسين شريعتمداري را دلسوز انقلاب مي دانم و ايشان را بسيار دوست دارم
ثانيا اما مدتي است كه ايشان پا را از دايره انصاف خارج گذاشته و از حرف مسائلي دم مي زند كه جاي تامل دارد.
شما مسئولان اين سايت خودتان را مسلمان مي دانيد و بقايي و مشايي و همه طرفدارانشان را (فارغ از حرف هاي اشتباه مشايي و بقايي) غير مسلمان؟ شما فقط به انقلاب و رهبر وفاداريد و مشايي و بقايي جاسوس سيا و احمدي نژاد هم آلت دست آنها و البته احمدي نژاد هم هيچ اختيار و نظري از خود ندارد و آنقدر نفهم و بي شعور است كه نمي داند اطرافش چه مي گذرد.
شما هم سينه چاكان انقلاب كه البته كنار گود نشسته ايد و مي گوئيد لنگش كن و آنقدر مسلمانيد كه ديگران را ضد انقلاب و غير مسلمان و ... اگر اين مسلماني است من نمي خواهم مسلمان باشم.
اگر مدركي داريد بزنيد توي سايتتان پايش هم بايستيد، مرد و مردانه. اينقدر هم خبرهايي كه فقط اذهان ما را مشوش مي كند نزنيد.
سيد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۳۷ - ۱۳۸۹/۰۶/۳۰
برادر ارجمند مسلمان،انقلابي گذشته و ايراني و... حال و شاگرد آقاي مشايي جناب آقاي احمدي نژاد

فراموش نكن ما دوم خردادي نيستيم كه به هر قيمت پاي راْي خود باشيم
سعي كن كمتر خون تو دل حزب اله........
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۰۸ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۱
مشایی خیلی خیالها دارد فردا دیر است او دارد جوان های انقلاب ندیده جنگ ندیده وسرد وگرم نچشیده را با پست میخرد وبجان انقلابیون می اندازد نمونه بارز آن در شیراز استاندار بی تجربه وبر خوردش بااصول گرایان
ایرانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۴۳ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۱
اقا خدا را شکر کن که موسوی قاجار ررئیس جمهور نشد اگر نه کل مملکت را با یک حرام سرا عوض می کرد
محمدمهدي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۷ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۱
معيار حق و باطل جناب آقاي شريعت مداري.فكر نميكنم اينطور كه شما شخصيت رييس جمهور محبوب را در اين يكسال لگد مال كردي كل جريان اصلاح طلب و سبزها در تمام دنيا موفق به انجام آن شده باشند.شما فكر مي كنيد سوگند خداوند به قلم در قرآن كريم فقط مربوط به بقيه است و شما را شامل نمي شود.اين همه رهبري عزيز فرمودند مسائل دست چندم را مسئله اول مملكت نكنيد.شما كه ادعاي ولايت مداري مي كنيد آيا سر سوزني به حرف حضرت آقا عمل كرديد.شما همش مي گوييد در انتخابات كلي از آقاي احمدي نژاد حمايت كرده ايد و خودتان را محق ميدانيد براي دخالت در تمام عزل و نصب هاي ايشان.پس ما كه يك عمر دوستيهامون،فاميليهامون و مهمانيهامون رو خراب كرديم به خاطر بحث سياسي در دفاع شما شريعتمداريها آيا محق نيستيم كه بخواهيم انتقادات ما را گوش كنيد و با استكبار همصدا نشويد در از بين بردن آرامش مردم،وحدت و جذب حداكثري.
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۶ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۲
جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است.
این چه حرفیه ما وقتی به آقای احمدی نژاد رای دادیم یعنی به او حق انتخاب دادیم بی خودی تند نرید وباعث شکاف و اختلاف نشید .
عبدالله
|
Germany
|
۰۰:۲۹ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۳
آقايان! چرا ايران را در برابر اسلام قرار مي دهيد؟تعصب تا اين حد؟ آيا منشور كوروش تنها "چند كلمه خشت" نوشته است؟ امان از سياست كه چشم ها را كور مي كند
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۰۹ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۷
چرا نظر مرا نیاوردید بد نگفته بودم گفتم خودتان کردید