شهید - صفحه 100

برچسب ها - شهید
سربداران 313
ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟» گفت :«هزار سال.»
کد خبر: ۸۰۹۶۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

دوران رنج
صحنه عجیبی نمایان شد، سکوت سنگینی فضا را فرا گرفت. قصاب به موهایم چنگ انداخته، کارد بر گلوی ام، منتظر دستور خان مانده است...
کد خبر: ۸۰۹۶۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

در روزهايي كه پر بود از صداي موشك و خمپاره و همه جا رنگ و بوي خون و باروت مي‌داد عده‌اي رهسپار جبهه‌هاي جنگ شدند تا تاريخ را ثبت كنند.
کد خبر: ۸۰۹۶۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

بی قرار شهادت
زیر بغل یکی از شهدا را گرفتم که بلندش کنم، دیدم کف دستش چیزی نوشته شده...
کد خبر: ۸۰۹۳۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی
روزى توفيق ديدار امام، نصيبمان شد. آن موقع، ما، جريان سؤال از سن امام را به كلى فراموش كرده بوديم، اما به محض اين كه احمد را ديد، پرسيد:
کد خبر: ۸۰۹۱۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

من براي اولين بار بعد از فتح المبين در جبهه‌هاي شوش دانيال حاضر شدم و در سنگرهاي پدافندي همراه رفقاي ديگر بودم. رفقا زياد نبودند؛ چون در دوره راهنمايي يک مقدار درس خوانده بودم، بچه‌ها ما را بردند و موظف کردند که براي سنگر‌هايِ چند نفره، نماز جماعت بخوانم. بنده خود به خود در معرض اصطلاح رزمي ـ تبليغي که بعدها باب شد، قرار گرفتم. سال‌هاي اول بيشتر رزمي شرکت مي‌کردم؛ ولي از سال سوم به عنوان طلبه حضور پيدا کردم. امام جماعت بودم و سخنراني هم مي‌کردم. در بعضي عمليات‌ها هم رزمي بودم.
کد خبر: ۸۰۹۱۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

بدون شک شهر حماسه آفرین خرمشهر سمبل استقامت در طول هشت سال دفاع‌مقدس است.
کد خبر: ۸۰۸۸۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

پلاک، شهادت
پيرمردي گوشي را برداشت و بعد از يكي، دو سرفه گفت:«بهشت زهرا بفرماييد».
کد خبر: ۸۰۷۷۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۵

حاج رضوان
بعد از چندین سال دوری وقتی ایشان رو دیده بودن از شدت نورانی بودن ایشان قلبم لرزید و بشدت گریه کردیم ...
کد خبر: ۸۰۷۵۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴

برای تأمین آب مورد نیازمان، ناچار بودیم هر چند روز یک بار به صورت سینه ‌خیز یک نفرمان به عقب برگشته تا از بچه‌های پشت سرمان یک گالن بیست لیتری آب بگیریم و پس از مشقت فراوان با سه کیلومتر پیاده‌روی از داخل شیارها، گذر از تپه‌ها و چاله‌ها، آب را به داخل تانک بیاوریم.
کد خبر: ۸۰۶۶۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴

چشم خدا
و متأسفانه کم از صدا و سیما نمی­شنویم این گونه تحلیل و نگاه را، تا جایی که یک بار، یکی از مجریان تلویزیونی در برنامه­ی زنده گفت: اگر صدام رستم را می­شناخت، هیچ گاه جرأت نمی­کرد که به ایران حمله کند!
کد خبر: ۸۰۵۶۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۴

نامه سرلشگر فلاحی به فرزندش و بخشی از وصیت نامه ی وی
کد خبر: ۸۰۳۵۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲

.... + دوران رنج + ....
یک روز حمید گفت: مادر مقداری پول بده کفش بخرم. کفش های من خیلی پاره است، توی مدرسه بچه ها یک جوری نگاهم می کنند. من خجالت می کشم.
کد خبر: ۸۰۳۳۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲

نقطه رهایی
اگر مقابل اسلام ما بایستند مقابل دنیایشان خواهیم ایستاد.
کد خبر: ۸۰۲۹۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲

در حالی که به عقب برمی گشتم در سه راهی چشمم به پیکر شهیدی افتاد که سر در بدن نداشت و یک دست او نیز از بدن قطع شده بود. از روی لباس‌های او متوجه شدم که.. بی‌خبر از آن بودیم که در جزیره سری از بدن جدا شده و حاج همت بی‌سر به دیدار محبوب رفته و دستی قطع شده‌‌؛ همان دستی که برای بسیجیان در خط آب آورد.
کد خبر: ۸۰۲۶۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۰۲

نیما نکیسا دروازه بان سابق تیم ملی در این فیلم در نقش شهید علی بیگی ایفای نقش کرده است. زهره صفوی (مادر) سیامک اشعریون (راننده اتوبوس) و مهسا اسد نیا (فاطمه) از دیگر بازیگران اصلی این پروژه هستند.
کد خبر: ۷۸۰۱۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۱۵

شهيد محمود کاوه ، فرمانده لشکر 155 ويژه شهدا، به سال 1340 در شهر مشهد به دنيا آمد. پدر محمود از کسبه مشهدي و اصليتش از دهستان بيهود توابع قاين بود.
کد خبر: ۷۷۴۷۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۱۲

پدر شهید مصطفی احمدی‌روشن با بیان اینکه این شهید دارای خصوصیت‌های بارزی بود، افزود:شجاعت، شهامت، انسان دوستی، کاردانی و وظیفه‌شناسی از ویژگی‌های مهم مصطفی بود.
کد خبر: ۷۷۲۴۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۱۱

الآن که این نامه را می‌نویسم ساعت 5/9 صبح در تاریخ 23/5/67 و روز اول محرم می‌باشد. هنوز از شما نامه‌ای به دستم نرسیده است و این آخرین نامه است که برایتان می‌نویسم.
کد خبر: ۷۷۰۵۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۰۸

در دوره عقدمان در دانشسرای مقدماتی تحصیل می‌کردم. مدت کمی مانده بود تا ازدواجمان. عباس به من یک پالتو پوست هدیه داد که خیلی زیبا و گران‌قیمت بود. طبیعی بود که از این هدیه خوشحال شوم اما از این کارش تعجب کردم.
کد خبر: ۷۷۰۲۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۶/۰۸