گزارشي ازاستعفاي ميرحسينموسوي
کد خبر : ۹۸۵۹
اما استعفاي شهريور 67 تنها استعفاي ميرحسين موسوي نبود و اگرچه او گفته كه من فقط يك بار استعفا كردم، آن هم به دليل پايان جنگ و گرفتن اختيار تعزيرات حكومتي از من بود كه به شدت نيز مورد عتاب امام(ره) قرار گرفتم اما هاشمي رفسنجاني در كتاب خاطرات خود از 2 استعفاي ديگر آخرين نخست وزير خبر ميدهد! در اين 2 بار، ميرحسين با كوچكترين بهانهاي تصميم به استعفا ميگيرد كه به نوعي توسط هاشمي يا رئيسجمهور وقت منصرف مي شود.
طرح مكرر بحث استعفا در حالي است كه در آن سالها كشور از يك سو با مشكلات عمده اقتصادي مواجه بود و از سوي ديگر از جانب ايالات متحده امريكا مدام مورد تهديد قرار ميگرفت. در واقع شرايط داخلي و خارجي كشور ثبات كافي نداشت.
استعفاي اول به سال 62 برمي گردد. هاشمي در ذيل خاطرات روز يكشنبه نهم بهمن ماه در كتاب "آرامش و چالش " صفحه 348 اين گونه مي نويسد: "شب در دفتر رئيس جمهور، جلسه اي با حضور {دكتر ولايتي} وزير امور خارجه و آقاي محتشمي{سفير ايران در سوريه} داشتيم. راجع به سياستمان در لبنان بحث شد.
قرار شد شوراي لبنان با اضافه شدن چند نفر، جامعتر و تقويت گردد و فرمانده سپاه در لبنان نيز تقويت شود. آقاي رئيس جمهور گفتند مهندس موسوي{نخست وزير} آمده و به خاطر عدم توافق روي وزير مسكن، پيشنهاد استعفا داده كه آيت الله خامنهاي مخالفت كرده و گفته اند كه وجود اختلاف به هر حال هست و با اين مقدار اختلاف نبايد كنار رفت و قابل حل است. نظر من هم همين است. نمي شود به روزي رسيد كه اختلاف نباشد. "
طرح استعفا در حالي است كه كشور از سوي وزير امور خارجه امريكا رسماً تهديد به عمليات پيشگيرانه شده بود و شرايط جنگ نيز هم چنان حاكم بود. در واقع در اين شرايط به خاطر دعوا بر سر اينكه وزير مسكن چه كسي باشد، ميرحسين بحث استعفا را پيش ميكشد!اما استعفاي دوم به سال 63 بر مي گردد. درست با فاصله چند روز از بمباران مناطق مسكوني پيرانشهر كه در آن 17 نفر شهيد و 34 نفر مجروح شده بودند، ميرحسين تصميم به استعفا مي گيرد. هاشمي رفسنجاني ذيل خاطرات روز 12 ارديبهشت ماه در كتاب "به سوي سرنوشت " صفحه 72 به اين استعفا اشاره مي كند. اين بار نيز كمي بودجه و عدم هماهنگي با رئيس جمهور وقت يعني حضرت آيت الله خامنهاي بهانه استعفا را فراهم ميآورد. اما اين بار ميرحسين به جاي اينكه مستقيماً پيش رئيس جمهور يا امام برود، خدمت آقاي هاشمي ميرسد. هاشمي داستان را اين گونه تعريف ميكند: "با مهندس موسوي نخست وزير ملاقات داشتيم؛ به خاطر عدم هماهنگي با رئيس جمهور و كمي بودجه استعفا و تعويض كابينه را مطرح كرد؛ مخالفت كردم و گفتم بايد تفاهم ايجاد كرد. " هاشمي همچنين از همدردي خود با ميرحسين سخن مي گويد و ضمن اشاره به مخالفتش با بحث استعفا مينويسد: "ولي اگر مجلس آينده با ايشان خوب نباشد، استعفا را منطقي دانستم؛ البته ظاهراً چنين نخواهد شد. قرار شد براي تكميل كابينه و ايجاد تفاهم اقدام كنيم. "
مشكلات اقتصادي و عدم توجه به مسائل كارشناسي
ميرحسين موسوي در اولين بند استعفايش ماجراي استعفاي روغني زنجاني، وزير برنامه و بودجه را مطرح مي كند. روغني زنجاني خود در كتاب اقتصاد سياسي با اشاره به فضاي قبل از پذيرش قطعنامه مي گويد: "من يك نامه اي را در سال 1365 به صورت دستي براي آقاي موسوي نوشتم و در آن استدلال كردم كه نمي توانيم جنگ را ادامه دهيم. آن چه الآن مي توانم به شما بگويم، اين است كه من استدلال كرده بودم ما 2 راه حل در پيش رو داريم. يا جنگ را تمام كنيم و نظام را حفظ كنيم و يا اين كه جنگ را با اهدافي كه تعريف
كرده ايم كه نتيجه آن فروپاشي نظام و قهرمانانه كنار رفتن است، پيش ببريم. ولي معلوم نيست كه قهرمانانه باشد. اين نامه را آقاي موسوي به آقاي هاشمي رفسنجاني هم نشان دادند، ايشان در آن زمان فرمانده جنگ بودند. "
وزير كابينه موسوي با ترسيم اين فضا به بحث استعفا اشاره مي كند و ميافزايد: "آقاي موسوي قصد استعفا داشت كه من هم به دنبال ايشان استعفا دادم. اما امام خيلي عصباني شدند. اگر درست يادم باشد سال 67 بود. امام عصباني شد كه به چه حقي استعفا داده ايد. من بايد نظر دهم. من براي آقاي موسوي نامه نوشتم كه در اين شرايط اصلاً نمي شود كار كرد. ما يك چيزهايي ميگوييم. آقايان در نظام چيز ديگري مي گويند و عمل مي كنند. وقتي من نمي توانم كار كنم، بروم بهتر است. وقتي آقايان حرف آدم را گوش نمي دهند يعني من مؤثر نيستم. پس بايد بروم. آقاي موسوي به من تلفن زد كه آيا هنوز روي استعفاي خود هستيد. گفتم هستم. "
وزير برنامه دولت موسوي در ادامه با اشاره به احتمال ايجاد نارضايتي بين مردم و آسيب ديدن مشروعيت نظام در فضاي تداوم جنگ مي گويد: "من همه اينها را در آن نامه نوشتم. امام با عصبانيت استعفاي آقاي موسوي را نپذيرفتند و ما برگشتيم به سراغ داستان هاي خودمان... من تمام اين گزارش ها را به طور مرتب به آقاي موسوي مي دادم. يك روز آقاي موسوي تلفن كرد كه آيا شما آن مسائل اقتصادي را كه درباره جنگ براي من نوشتيد، مي توانيد براي امام هم بنويسيد؟ گفتم چرا
نمي توانم. گفت هر چه كه فكر ميكني بنويس. گفتم مينويسم... روزي كه قرار شد قطعنامه پذيرفته شود، ما در دفتر آقاي خامنه اي جمع شديم. رؤساي 3 قوه و فرماندهان ارتش و سپاه هم بودند. مرحوم حاج احمد آقا هم بود. امام جمعههاي كليدي كشور هم حضور داشتند. آقاي مهدوي كني هم بود. گزارش من و وزير اقتصاد دارايي ارائه شد و ضبط هم شد. " روغني زنجاني البته با اشاره به نوع مواجهه نخستوزير با سازمان برنامه، از برخوردهاي موسوي انتقاد مي كند: "استدلالهاي ايشان عمدتاً اجتماعي و عاطفي بود و كمتر از واقعيتهاي اقتصادي نشأت ميگرفت. البته اين استدلال هاي احساسي و عاطفي بود كه نقطه نظرات كارشناسي را تحت تأثير قرار مي داد. معمولاً آقاي موسوي هم به راه حل ها و نظرات سازمان برنامه به ديده ترديد نگاه ميكرد. " او بر يك نكته ديگر هم تصريح دارد و آن بها ندادن به نهادسازي و مجموعه هاي كارشناسي است. روغني زنجاني گلايه هايي در اين زمينه نيز دارد: "يكي ديگر از ويژگي هاي آقاي مهندس موسوي اين بود كه بهاي چنداني به نهادسازي در تصميمگيريها نمي داد. اين مسئله منجر به بروز بحران هاي متعددي شد. "
اظهارات روغني زنجاني اشاره به شرايط دشوار جنگ و انتقادات مطرح به خاطر تداوم جنگ دارد. اين در حالي است كه يك استعفا هم براي بعد از پذيرفتن قطعنامه در كارنامه ميرحسين ثبت شده است.
اين همان استعفايي است كه به بهانه انتخاب وزرا و عدم همراهي مجلس و مشخصاً اختيار سازمان تعزيرات حكومتي خطاب به رئيسجمهور وقت حضرت آيتالله خامنهاي نوشته ميشود و امام به آن با لحني عتابآميز پاسخ ميدهد. روغني زنجاني در جاي ديگري هم باز بر مدعاي خود و شرايط دشوار جنگ تأكيد مي كند. او مي گويد:
"نامه اي نوشتم و در آن استدلال هاي خودم را بازگو كردم و استعفا دادم. من دو بار استعفا دادم.
آقاي مهندس موسوي به من تلفن زد و گفت چرا مي خواهيد استعفا بدهيد؟ گفتم آقاي مهندس از دست من كاري بر نمي آيد ما
نمي توانيم جنگ را بيش از اين ادامه بدهيم. براي اين كار هم 2 راه حل بيشتر نداريم. آن را با امام يا با رؤساي قواي 3 گانه در ميان بگذاريد. يا راه امام حسين را در پيش بگيريد و كاري هم به ماندن و نماندن حكومت و نظام نداشته باشيد و آن را هم علناً اعلام كنيم و بگوييد بر اساس هدف و اصولي كه داريم جنگ را ادامه مي دهيم، حتي به قيمت از بين رفتن نظام. شايد مردم نخواهند ما تا اين ميزان جلو برويم. اگر هم خواستيم كه نظام را حفظ كنيم بايد در سياست هاي جنگي كشور تجديد نظر كنيم... بعدها آقاي موسوي از صراحت و به تعبير خودشان از شجاعت من تقدير و تشكر كرد. فكر ميكنم همه درگير خود سانسوري بودند. "
متن استعفاي موسوي و پاسخ امام
موسوي عصر روز 14 شهريور 1367 در حالي استعفانامهاش را تنظيم كرد كه به تأكيد امام خميني ، نخست وزير وقت، با رهبر انقلاب و رئيسجمهور وقت هيچگونه هماهنگي نكرده و اين دو، خبر استعفا را صبح روز سهشنبه 15 شهريور 67 در روزنامه جمهوري اسلامي مشاهده كرده بودند.
در استعفاي ميرحسين موسوي آمده است:
برادر گرامي حجتالاسلام سيد علي خامنهاي
رياست محترم جمهوري
با سلام و درود فراوان به اطلاع ميرساند:
1ـ برادر گرامي و متعهد مسعود روغني زنجاني در روز 13/6/67 از مسئوليت وزارت برنامه و بودجه استعفا دادند و اين استعفا در شرايطي است كه تصميم گيري براي انتخاب وزراي نيرو، جهاد سازندگي و بازرگاني هنوز مبهم است. با توجه به جهتگيري روشن مجلس در امور مختلف و اطلاعاتي كه از داخل مجلس محترم در دست است، احتمالاً بين 5 تا 8 وزير از افراد معرفي شده رأي لازم را براي ادامه مسئوليت به دست نخواهند آورد و معناي اين شرايط آن است كه دولت در وضعيت كنوني كشور در تعدادي از وزارتخانههاي حساس براي مدت نامعلومي وزير نداشته باشد.
2-با توجه به جميع جهات ذكر شده و نيز مشكلات انتخاب وزرا، با عنايت به عدم تفاهم في مابين كه در انتخاب هر فردي بروز مينمايد (كه حتي در مواردي انتخاب يك وزير به بيش از يكسال انجاميده است) و از آنجا كه اينجانب اصالت در اختلافاتي كه بين 3 مرجع رياست جمهوري، نخستوزير و مجلس پيش ميآيد، براساس روح قانون اساسي و نيز صلاح كشور متمايل به مجلس منبعث از آراي ملت ميدانم و معتقدم كه در چنين مواقعي مصالح مملكت ايجاب مينمايد رئيسجمهوري و نخستوزير بدان تمكين نمايند، بدينوسيله براساس اصل 135 قانون اساسي استعفاي خود را تقديم مينمايم.
3- توضيحات اجمالي در اين خصوص به پيوست تقديم ميگردد.اميد است اين استعفا شرايط لازم را براي دولتي كه نخستوزير آن بتواند با استفاده از رهنمودهاي مقام معظم ولايت فقيه و نيز با استفاده از تمام اختيارات آمده در اصل 124 قانون اساسي (از جمله بخشهاي ترديدناپذير آن نظارت بر كار وزيران، هماهنگ ساختن تصميمات دولت در همه زمينههاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياست داخلي و خارجي و نيز تعيين برنامه و خطمشي دولت است) با اقتدار عمل نمايد- فراهم سازد.
4- با توجه به اصل 135 قانون اساسي تا تعيين دولت جديد اينجانب به وظايف قانوني خود به صورت كامل ادامه خواهم داد و اعضاي دولت خدمتگزار با نشاط و قدرت وظايف خود را با توانمندي لازم انجام خواهند داد.
5- طبيعي است تا انتخاب دولت جديد، برادر دكتر ولايتي بهعنوان وزير امور خارجه كشورمان با پشتيباني نظام، بيانگر نظرات رسمي جمهوري اسلامي در مذاكرات صلح ژنو باشند و بتوانند با رهنمودهايي كه به طور مستمر از رؤساي محترم 3 قوه كسب مينمايند، به وظايف خود ادامه دهند.
ضمناً فرصت را مغتنم شمرده اعلام ميدارد:
الف- اگر دولت خدمتگزار در طول ساليان دشوار و سراسر جنگ و جهاد گذشته توانسته باشد با توفيقات الهي خدماتي مورد رضايت مردم مؤمن و آزاده كشورمان انجام دهد، به يقين جز در سايه حمايتهاي همه جانبه رهبر كريم و عظيمالشأن انقلاب و مردم ايثارگر و شهيدپرورمان نبوده است. معجزه دفاع مقدس به ايستادگي و مقاومت 8 سال گذشته از آن امام و امت بزرگوار است و اگر دولت توانسته باشد، در اين ساليان تنها لياقت عنوان خدمتگزار محرومان را براي خود حفظ كند، بزرگترين افتخار را كسب كرده است و با اين وصف، اينجانب خود را در مقابل امام امت و امت بزرگوار امام خجل مييابم.ب- بنده بهعنوان يك خدمتگزار كوچك در هر شرايطي و در حد توان زير فرمان نخستوزير محترم جديد و دولت او خواهم بود وانشاءالله از خدمات ناچيزي كه ممكن است از دست اينجانب برآيد، غفلت نخواهم كرد. قدرتهاي مستكبر جهاني و ايادي آنها بايد بدانند كه در كشور اسلامي- انقلابي ما اختلاف سليقه و نظر در سياستهاي داخلي و خارجي نميتواند سبب فراموشي ضرورت وحدت صفوف در مقابل توطئههاي آنان بهويژه توطئه شيطان بزرگ امريكا باشد و ملت رشيد به يقين ميدانند كه در يك جامعه آزاد و سربلند كه آثار ديكتاتوري و وابستگي از آن رخت بربسته، آمد و رفت دولتها يك امر طبيعي و انشاءالله توأم با خير و بركات براي مردم است.
اما امام راحل در واكنش به اين استعفا، مرقومه عتابآميزي صادر فرمودند كه در نهايت منجر به پس گرفتن استعفا از سوي موسوي شد.در اين مرقومه كه صبح روز انتشار خبر استعفاي موسوي در رسانهها صادر شد، آمده است: "جناب آقاي موسوي نخستوزير محترم
نامه استعفاي شما باعث تعجب شد.حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاي نظام را در جريان ميگذاشتيد. در زماني كه مردم حزبالله براي ياري اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه ميبرند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخستوزيري در چارچوب اسلام و قانون اساسي به خدمت خود ادامه دهيد، در صورتي كه نسبت به بعضي از وزرا به توافق نميرسيد چون گذشته عمل شود. اين حق قانوني مجلس است كه به هر وزيري كه مايل بود، رأي دهد. تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد، در اختيار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه ببريم و در مواقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند. مردم ما از اين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديدهاند. اين حركات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت. از آنجا كه من به شما علاقهمندم، ان شاءالله عندالملاقات مسائلي است كه گوشزد مينمايم. سيد روحالله الموسوي الخميني
بازتابهاي استعفاي رسانهاي
زمان استعفاي موسوي مصادف بود با پايان حمله مرصاد و آغاز گفتوگوهاي آتش بس بين ايران و عراق. امام خميني (ره) در حكمي دكتر علياكبر ولايتي (وزير امور خارجه وقت) را به عنوان نماينده جمهوري اسلامي در مذاكرات آتش بس بين ايران و عراق تعيين كردند و دكتر ولايتي به سرعت عازم نيويورك شد.
استعفاي ميرحسين موسوي همزمان با صبح اولين روز اين مذاكرات بود. تأثيرات اين استعفا در مذاكرات، بعدها توسط دكتر ولايتي بسيار ناگوار و خرد كننده عنوان شد. اگرچه عده اي نيز استعفاي ميرحسين موسوي را ناشي از ناراحتي وي از تعيين ولايتي توسط امام به عنوان نماينده جمهوري اسلامي ياد ميكنند.
البته مشخص بود نامهاي كه به عنوان استعفا نامه ميرحسين موسوي در جرايد منتشر شد دلايل اصلي استعفاي نخست وزير نيست. گفته ميشود نامهاي چند صفحهاي از سوي مير حسين موسوي خطاب به حضرت آيت الله خامنهاي - رئيس جمهور وقت - در بولتنها پخش شد كه در آن، موسوي به طور دقيق دلايل استعفاي خود را شرح داده بود. آن گونه كه در آن نامه اشاره شده بود، اصليترين علت استعفاي نخست وزير، چيزي نبود جز دخالتهاي غير قانوني حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني در امور اجرايي كشور كه به هيچ وجه در حيطه اختيارات وي نبوده است. برخي از اعتراضات موسوي شامل اين موارد بود:
- ارتباط با برخي كشورها بدون اين كه موسوي از آنها مطلع باشد و آورده بود كه بايد به عنوان مسئول اجرايي مملكت، در يك ضيافت شام خبر آن را بشنوم.
- من همواره با عمليات هاي برون مرزي مخالف بودم و گفتهام كه انجام اين گونه عمليات جز تلفات و ضرر براي ما چيزي ندارد، ولي همواره به دستور آقاي هاشمي اين عمليات انجام مي شود.
- برخي مدعي شدهاند ما از 5 كانال با امريكا رابطه داريم و من به عنوان نخست وزير كشور، حتي از يك كانال آن نيز مطلع نيستم.
منبع: ويژه نامه رمز عبور 1