خيال (گفت و شنود)
کد خبر : ۹۸۳۲
گفتم: براي اين كه مي دانستند خود كروبي اين نمايش را ترتيب داده تا خودش را «مهم» جلوه بدهد و گرنه پشه چي هست كه فشار خونش باشه؟!
گفت: ولي سران فتنه در نمايش هاي ساختگي ديگر نظير ترانه موسوي و ندا آقاسلطان و... وارد ماجرا مي شدند، چرا اين دفعه بي محلي كرده اند؟
گفتم: آخه اين دفعه قضيه فرق مي كرد و سران فتنه نمي خواستند كروبي مهم تر از خودشان معرفي شود!
گفت: حيوونكي ها چي فكر مي كردند، چي شد؟!
گفتم: شخصي كه در قرعه كشي بانك شركت كرده بود توي پياده رو حركت مي كرد و دو تا بچه اش پشت سرش مي آمدند. يكي از بچه ها به ديگري گفت؛ اگر بابا برنده ماشين بشه، من روي صندلي جلو مي نشينم، برادرش گفت؛ نه خير! من جلو مي نشينم و با هم بگومگو مي كردند كه پدرشون برگشت و با عصبانيت گفت؛ بسه ديگه، وگرنه ترمز مي كنم و هر دوتاتون رو از ماشين ميندازم بيرون!