۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۴

خاتمی در کدام پازل نقش بازی می کند؟!

کد خبر : ۹۵۲۶

خبرنامه دانشجویان ایران: در سال 76 و پس از 8 سال سازندگی به ریاست هاشمی رفسنجانی احساس ملت ایران این بود که وی قصد دارد در خصوص ریاست جمهوری مادام العمر طرح هایی برپا کند و از سوی دیگر از مفاسد اقتصادی موجود در کشور رنج می برند لذا منتظر انتخابات ریاست جمهوری بودند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، در آن سال ها سید محمد خاتمی که چهره ای ناشناخته بود وارد انتخابات شد، البته وی از همان ابتدای ورود خود در عرصه ی انتخابات شعار اصلاحات را سر داد و این درحالی بود که اقشار جامعه از نوع اصلاحات وی بی اطلاع بودند و فکر می کردند با تثبیت شدن نظام اسلامی، فردی جرات ادعای اصلاح در نظام سیاسی ایران را نداشته باشد و فقط خاتمی در صدد اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی خواهد بود.

به هر حال خاتمی در دوره هفتم ریاست جمهوری به پیروزی رسید و از همان ابتدا با زد و بندهایی که با اپوزیسیون داخلی و خارجی به انجام رساند سعی در تغییر نظام سیاسی انقلاب اسلامی که برگرفته از اندیشه های امام خمینی (ره) داشت و در این مسیر کار را به جایی رساند که معاندان جدی نظام اسلامی را به دور خود جمع کرد و در نهایت حوادثی چون کوی دانشگاه 87 را پدید آورد.

افراطیون اصلاح طلب که قصد داشتند در دوره ی تصدی حامی خود زودتر به نتیجه رسیده و نظام اسلامی و قانون اساسی را تغییر دهند با تمامی هجمه های خود در 8 سال دوره اصلاحات، با هوشیار ملت با بصیرت ایران و هوشمندی مقام معظم رهبری به مقاصد خود نرسیدند و از این بابت بسیار خشمگین بودند.

در اینجا لازم است که به صورت اصولی در خصوص انگیزه ی خاتمی از ایجاد جناح چپ یا اصلاح طلبی کندوکاوی کنیم.

سعید حجاریان تئورسین اصلاح طلبان در سال 87 در مصاحبه با یکی از نشریه های اصلاح طلب در پاسخ به این سوال که "اولین جرقه ی کاندیداتوری خاتمی در انتخابات 76 چگونه زده شد؟" اینگونه ابراز می کند: "قصه به قبل از سال 76 بر می گردد، زمانی که خاتمی وزیر ارشاد بود، بحث تهاجم فرهنگی مطرح شد و بررسی این موضوع به شورای امنیت ملی محول شد. خود خاتمی در شورای امنیت ملی حضور داشت و شیخ حسن روحانی هم دبیر این شورا بود، از افرادی چون جنتی، حسین شریعتمداری، مسیح مهاجرانی، امین زاده، پور نجاتی و مسجد جامعی دعوت کرد تا در این جلسه حضور داشته باشند و من به نمایندگی از مرکز تحقیقات استراتژیک حضور پیدا کردم. در این جلسات بحث و جدلهای ما درباره ی تهاجم فرهنگی ادامه دار شد و عملا جلسه به دو جبهه تقسیم شد. بحثهای تند در این جلسات حتی به مشاجره و بحث های الکی رسید. در نهایت خاتمی به من گفت اصلا اینها طرف حساب من نیستند. مشکل جای دیگر است. در جلسه ی بعدی هم خاتمی آمد و گفت یا مشکل تهاجم فرهنگی من هستم و اگر بروم ایران گلستان می شود و فردای آن روز هم از وزارت ارشاد استعفا داد و خلاص شد".

خاتمی  با این اقدام خود عملا نشان داد که با بحث مبارزه با تهاجم فرهنگی که مورد تاکید مقام معظم رهبری بود مخالف است و نهایتا در سوم خرداد ماه 71 با نوشتن استعفا نامه بلند و بالایی به هاشمی رفسنجانی از مقام وزارت ارشاد استعفا  داد و به صورت بنیادی افراط گری های خود را آغاز کرد البته باید توجه داشت که این اولین سابقه ی خاتمی در شانه خالی کردن از پستهای دولتی نبود.

در این خصوص نیز می توان به خاطره گویی های سران فتنه در نشریات اصلاح طلب مراجعه کرد. مصطفی تاج زاده یکی از متهمان و عناصر اصلی اغتشاشات سال 88 می گوید : "این سومین استعفای خاتمی پس از رحلت امام بود. تا زمانی که امام در قید حیات بود، خاتمی هم وزیر ارشاد بود، هم معاون فرهنگی ستاد جنگ و هم نماینده ی ولی فقیه در روزنامه ی کیهان. از آن دو مقام که قبلا استعفا داده بود و در سوم خرداد سال 71 از وزارت ارشاد استعفا داد".

این مطالبی است که خود اصلاح طلبان به روشنی در مصاحبه های خود مطرح کرده اند و با مراجعه به این منابع می توان دریافت که خاتمی نیز همچون یار تازه فتنه گر خود یعنی میر حسین موسوی از همان ابتدای قبول مسئولیت های خود در نظام اسلامی و استعفای پیاپی خود، با افراطی گری های خود با مواضع شفاف امام خمینی (ره) و نظام اسلامی مخالف بودند.

خاتمی با استعفاهای خود از معاون فرهنگی ستاد جنگ در دوران جنگ تحمیلی و نمایندگی ولی فقیه در روزنامه ی کیهان در زمان حیات امام خمینی (ره) افراطی گری های خود و عناد با بینش اسلامی امام (ره) را کلید زد اما متاسفانه در اینجا نقدی نبز به هاشمی رفسنجانی وارد است که چرا خاتمی را در حالی که امتحان خود را پس داده بود در کابینه ی خود جای داد؟!

در این بین کسانی که رویای تغییر رویه ی سیاسی را که  امام (ره) در نظام اسلامی ایران تبیین کرده بود در سر می پروراندند با مشاهده افراطی گری های خاتمی به دور وی جمع شدند و در سال 74 حلقه ها و یا به قول خود سران اصلاح طلب محفلهای «آیین» و «کیان» را تشکیل دادند.

البته با بررسی دو حلقه ی فوق روشن می شود که اصلاح طلبان از ابتدای تشکیل این محافل دارای عقیده ی مشترک نبودند و عده ای از آنان در مسیر اصلاح طلبی به افراط گری و عده ای نیز به پیشروی عاری از خشونت معتقد بودند همچنان که حجاریان، کدیور و تاج زاده در حلقه ی آیین و سروش در حلقه ی کیان فعالیت داشتند.

حجاریان در این باره می گوید : "کیان و سروش گرایشات آنگولاساکسون و فلسفه ی تحقیقی داشتند اما خاتمی با شبستری و سید جواد طباطبائی و داوری و اردکانی رابطه ی فکری داشته و از گرایشات قاره ای بودند".

این دو حلقه با اینکه در عقیده و بیان تئوری، دیدگاه متفاوتی داشتند در نهایت به این نتیجه رسیدند تا خاتمی را برای کاندیداتوری در انتخابات 76آماده کنند پس با فضای مثبتی که در دوره ی سازندگی داشتند در دانشگاهها، محافل سیاسی و ... تبلیغات گسترده ای کرده و سعی کردند اعتقادات خود را به خورد اقشار مختلف ملت ایران دهند اما این مفاهیم حتی برای دانشگاهیان چنان سنگین و بیگانه بود که اقشار جامعه فقط برای رهایی از سیاست های دوران سازندگی و مبارزه با اشرافی گری ادعای اصلاح طلبان را مبنی بر تغییر در سیاست های کشور شنیدند و خاتمی را در سال 76 به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند.

پس از دوم خرداد سال 76 و ریاست جمهوری خاتمی تاسیس کنندگان حلقه های کیان و آیین با اتکا و اطمینان به افراطی بودن خاتمی از همان ابتدا خاتمی را تحت فشار قرار دادند تا با اتخاذ سیاست های افراطی و برگرفته از بنیادهایی چون سوروس سیاستهای برگرفته از گفتمان امام(ره) و حتی قانون اساسی کشور را تغییر بنیادین دهند.

خاتمی در ابتدا به ندای حامیان خود پاسخ داد و کار تا بدان جا رسید که حادثه ی کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای شکل گرفت.

در این بین اصلاح طلبان و به خصوص خاتمی با هوشیاری مقام معظم رهبری و ایستادگی قاطع ملت با بصیرت ایران و نهادهای حامی نظام اسلامی روبرو شدند و به ناگاه معادلات اصلاح طلبان و به خصوص حامیان غربی آنان به هم ریخت. اما پس از حادثه ی کوی دانشگاه اطرافیان خاتمی هنوز بر استفاده از خشونت در رسیدن به مقاصدشان تاکید می کردند و خاتمی به عنوان رئیس دولت اصلاحات به این نتیجه رسید که اگر قرار است به حال  و روز بنی صدر دچار نشود و بتواند حداقل تا پایان دوره ی 4 ساله ریاست جمهوری بر سر کار باشد باید ترس استفاده از خشونت را در جامعه تزریق کند که این امر به مزاج افزاطیون اصلاح طلب خوش نیامد و در نتیجه طرح عبور از خاتمی رامطرح کردند.

حجاریان در این باره اینگونه بیان می کند : "آقای خاتمی می ترسید که مثل بنی صدر شود. به خاتمی گفتم که بابا این حرفها چیه. گفتم خودت را با او مقایسه نکن. از خاتمی خواستم که باید لیدر جنبش باشد اما نپذیرفت. گفتم که اگر به جنبش نپردازی یک مشت از بچه ها به خیابان می ریزند و درگیر می شوند و تو نمی توانی اوضاع را جمع کنی".

خاتمی با تزریق ترس از خشونت توانست 8 سال رئیس دولت اصلاحات باشد و به نوعی برای جلوگیری از حذف کامل جناح چپ پس از ریاست جمهوریش به این سیاست ادامه داد البته برای راضی نگه داشتن حامیان افراطی خود گاهی دست به حرکات و سخنرانی های افراطی می زد.

اما پس از به قدرت رسیدن 4 ساله اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری نهم، اصلاح طلبان با هماهنگی با بنیادهایی چون سوروس و دریافت دستور از جین شارپ سعی داشتند تا به هر نحوی است دولت را از اصولگرایان بگیرند اما در حالی که هنوز یک سال به انتخابات ریاست جمهوری دهم فرصت بود اصلاح طلبان برای معرفی کاندیدای خود و معرفی خاتمی دچار تردید شدند.

در ابتدای امر رسانه های جنبش چپ بحث "جنبش دعوت" را مطرح کردند و از کاندیداتوری خاتمی به شدت استقبال کردند اما در این بین جلسات جدی سران اصلاح طلب و اتمام حجت با خاتمی آغاز شد و به ناگاه خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری دهم کنار کشید چون افراطیون اصلاح طلب با همراهی جریانهای مخالف احمدی تژاد قصد داشتند حتی با خشونت به پیروزی برسند و در صورت عدم پیروزی در انتخابات با عملی کردن دستورات جین شارپ پروژه ی براندازی نظام اسلامی را کلید بزنند.

در این جلسات از خاتمی خواسته شده بود تا لیدری جنبش را بر عهده بگیرد اما خاتمی که در 8 ساله ریاست جمهوری خود جوابیه ی افراطی گری را از ملت ایران گرفته بود این بار زیر بار نرفته و در نهایت از پازل بازی افراطیون خارج شد چون دریافته بود که استفاده از خشونت آن هم از نوع اصلاحات برای کسب قدرت کارساز نیست.

این در حالی بود که رسانه های اصلاح طلب بحث "جنبش دعوت" را از خاتمی مطرح کرده بودند همان طور که اکبر منتجی در سرمقاله ای در هفته نامه "شهروند امروز" سال 87 جنبش دعوت و به صحنه آوردن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری را به رشته ی تحریر در آورد اما هنگامی که خاتمی از حضور اینبار در انتخابات ریاست جمهوری و در واقع لیدری جنبش بر انداز نظام سرباز زد همین رسانه های اصلاح طلب به صورت زنجیره ای اعلام داشتند که به صلاح نیست که خاتمی در صحنه ی انتخابات ریاست جمهوری دهم حاضر شود.

در این خصوص می توان به مصاحبه ها و مقالات هفته نامه ی شهروند امروز اواخر سال 87 اشاره کرد.

این هفته نامه در شماره های اواخر سال 87 و با پوشش اینکه خاتمی ریاست اصلاح طلبان را برعهده دارد ونباید در این هنگام وی را خرج کرد به صورت زنجیره ای و با عناوینی چون "خاتمی بیاید یا نیاید؟" و "نه خاتمی نه کروبی" مصاحبه هایی را با افراد شناخته شده ی اصلاح طلب ترتیب دادند تا بدین شکل فضای مطلوب در جهت معرفی جایگزین خاتمی در کشور را مطرح کنند.

در این خصوص می توان به اظهار نظر برخی از چهره های اصلاح طلب اشاره کرد.

مرتضی الویری در مصاحبه با شهروند امروز که در شماره 63 این هفته نامه درج شده است در پاسخ به این سوال که شما موافق حضور خاتمی در این انتخابات هستید؟ اعلام می کند: "در جلسات فوق در این زمینه بحثی نشده است اما من شخصا مخالف حضور خاتمی و کروبی در انتخابات هستم".

محمد قوچانی در سرمقاله ی شهروند امروز شماره 55 با عنوان "خاتمی نه، خاتمیسم آری" اعلام می کند: "می توان خاتمیست را بود بدون اینکه از بازگشت خاتمی دفاع کرد. می توان خاتمی را قبول داشت بدون اینکه به ریاست جمهوری دوباره ی وی رای داد".

بدین ترتیب اصلاح طلبان بی هیاهو دوباره از خاتمی عبور کردند تا با همفکری و کمک امریکا، انگلیس و اپوزیسیون خارج نشین به صورت آشکار به براندازی نظام اسلامی دست بزنند.

میر حسین موسوی در دوره ی حیات امام خمینی (ره) و ریاست جمهوری مقام معظم رهبری بارها سرکشی از سیاستهای اصلی نظام را در پرونده ی خود داشت و در پازل بازی فتنه گران جای گرفت و بدین وسیله بساط فتنه انگیزی در طول قریب به یک سال در کشور پهن شد.

حال که خاتمی از لیدری جنبش برای براندازی نظام سرباز زده بود با مشاهده ی اغتشاشات پس از انتخابات گمان کرد که حامیانش بازی را برده اند پس پا در رکاب افراطی گری آنان کرد و حتی در برخی از اردوکشی های اغتشاش گران نیز حاضر شد دریغ از اینکه عمر جنبش سبز به گواه یکی از نشریات امریکایی تنها 2 ماه بود.

حال خاتمی که باز از ریاست جمهوری خود در سال 76 پای تئوروسین های غربی به ویژه سوروس و جین شارپ و... را به ایران اسلامی باز کرده بود و از همان ابتدا فکر براندازی با خشونت را در سر می پروراند اکنون در 2 موضع سخت قرار گرفته است یا باید برای باقی ماندن در بدنه ی نظام از هر گونه افراطی گری پرهیز کند و یا باید برای خوش آیند دوستان زندانی خود از جمله رمضان زاده، تاج زاده، میرعمادی و... هر از چندگاهی نیز به حرکات افراطی بپردازد.

با این توجه باید پرسید در حال حاضر خاتمی در کدام یک از پازلها نقش ایفا می کند؟

آنچه مشخص است خاتمی سعی دارد با سیاست بازی مرموز و از نوع جین شارپی در هر دو موضع حاضر باشد.

در حال حاضر خاتمی با مخالفت با مواضع میر حسین موسوی و کروبی و نشان دادن دوری از سران فتنه سعی دارد چهره ی خود را در میان حامیان از دست رفته ی خود  و نیز اصولگرایان اما از سوی دیگر وی باید خود را یار برپاکنندگان و القا کنندگان تقلب در انتخابات نشان دهد پس به دیدار خانواده های زندانیان سیاسی می رود و در گعده های سران فتنه شرکت می کند و در اینجا نباید از نصیحتها و دستورات مرد خاکستری به خاتمی به دور باشیم.

در حال حاضر تنها کسی که امکان دارد کاندیدای انتخابات باشد خاتمی است. پس سران فتنه به این نتیجه رسیده اند که وی را دوباره وارد بازی سیاسی کنند.

سران و نظریه پردازان اصلاحات در آخرین پیامهایی که به خاتمی داده اند به وی پیشنهاد داده اند تا حجم سخنرانی های خود را در جمع حامیانش بیشتر کند و از آن سو به رسانه های اصلاح طلب نیز دستور داده اند تا سخنرانی های او را برد خبری کنند تا عملا با این شیوه دوباره خاتمی مطرح شود.

اما آیا خاتمی هنوز حرکات افراطی را در سر می پروراند؟ در پاسخ به این سوال می توان به این نکته اشاره کرد که چندی پیش 7 تن از برپاکنندگان اغتشاشات سال گذشته در نامه ای 30 صفحه ای به رئیس قوه ی قضائیه از سرباازن امام زمان(عج) در سپاه پاسداران شکایت کردند.

این اقدام افرادی چون تاج زاده، رمضان زاده، میر عمادی، عرب سرخی، امین زاده و ... نشان داد که آنان به نوعی دیگر از دستورات جین شارپ در جهت فرار به جلو پناه برده اند و از سوی دیگر از رافت اسلامی دستگاه قضایی کشور سوء استفاده کرده اند در صورتی که قرار بر برخورد جدی با اعمال براندازی آنان بود باید مجازاتهای سخت تری نصیبشان می شد.

اما نکته ی قابل بحث اینجاست چرا خاتمی در محافل و گعده های خصوصی سران فتنه از این اقدام حمایت جدی می کند و می توان نتیجه گرفت که خاتمی هنوز بر اساس افراطی گری و فتنه انگیزی و در نهایت به دست گرفتن قدرت تاکید دارد.

نظرات بینندگان
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۶/۰۷
همینطوره منهم همینو میگم همانطور که در ابتدای این خبر مذکور است سید محمد خاتمی که چهره ای ناشناخته بود وارد انتخابات شد. بنده هم حالا همینو میگم ایشان چون مصلح است تغییر نکرده و هنوز ناشناس بودن خودرا حفظ کرده است . اما شما بندگان خوب خدا هشدار که نباید فریب یک ناشناس را بخورید. ایشان در این پازل گاهی رل کمکی دارد گاهی خارج از صفحه است گاهی نوک سبیل شیر میشود گاهی انتهای دم شیر. چون من میدانم شما میخواهید پازل یک شیر بی یال و دم را تکمیل کنید. با تکه های ناشناس کار نکنید شاید گردانندگان حرفه ای برای گمراه کردن شما انرا به صحنه پرتاب کرده اند