۱۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۰

درگیری "ال گور" با رسوایی بی‌سابقه اخلاقی

کد خبر : ۸۶۵۶
شبکه ایران: حتی اگر «ال گور» را نشناسید، اسم این سیاستمدار کهنه کار آمریکایی به گوشتان خورده است. «آلبرت آرنولد گور جونیور» که بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱ به عنوان معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون خدمت کرده و در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ هم از سوی حزب دموکرات آمریکا نامزد بود ولی انتخابات را به جورج بوش باخت، علاوه بر فعالیت‌های سیاسی‌اش به خاطر حضور جسته و گریخته در یک سری آثار سینمایی مستند هم در میان سینماگران شهرت دارد.

این مرد 62 ساله که همواره سعی داشته خودش را نسبت به شرایط زیست محیطی کره زمین و به خصوص گرم شدن بی سابقه آن طی چند سال اخیر حساس نشان دهد، طی روزهای اخیر درگیر رسوایی بی سابقه ای شده است!

ماجرا از این قرار است که یک متخصص ماساژ درمانی به نام «مولی هاگِرتی» به تازگی افشا کرده است که ال گور در سال 2006 او را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده است. این ادعا باعث شده پرونده ای حقوقی درباره این اعلام جرم تشکیل شود و کارشناسان حقوقی تحقیقات خود را برای یافتن صحت و سقم ماجرا آغاز کنند. جالب اینجا است تنها مدتی کوتاه پس از انجام تحقیقات، مشخص شده که هاگرتی دروغ می گوید و اتهام منتسب شده به ال گور از اساس نادرست است!

این نتیجه آن قدرها هم عجیب نبوده چون همزمان با رسانه ای شدن خبر رفتار غیراخلاقی ال گور، بودند بسیاری از روزنامه نگاران که تبرئه شدن ال گور در این ماجرا را حتمی دانستند؛ این دسته از روزنامه نگاران اعتقاد داشتند ال گور آن قدر لابی دارد که بتواند نتیجه این پرونده را به نفع خود تغییر دهد ولی واقعیت قضیه آن است که حتما جرمی ولو کوچک رخ داده که یک زن آبروی خود را به حراج گذاشته و از اتفاقی که در مقطعی از زندگی برایش رخ داده پرده برمی دارد وگرنه کدام آدم عاقلی است که بیاید حیثیت درونی و بیرونی خود را زیر سوال ببرد برای هیچ و پوچ!

ایالات متحده آمریکا آن طور که سردمدارانش می گویند کشور آزادی است و شهروندانش می توانند هر نوع عملی را که دوست دارند انجام دهند؛ یعنی مثلا به مانند آنچه بارها دیده ایم یک قاتل روانی می تواند به ناگاه تعدادی از دانش آموزان یک مدرسه را گروگان گرفته صرفا به خاطر اینکه به لحاظ روحی کمبودهایش را جبران کند. در این شرایط از کسی مثل ال گور هم نمی توان انتظار داشت که کاملا مبادی آداب بوده و خودِ درونی اش را عیان نکند اما مساله اینجا است که ال گور نه یک شهروند معمولی بلکه سیاستمداری است که قرار است الگویی باشد برای جامعه پیرامونی اش، سیاستمداری که می خواهد با ایده ها و سخنان خود راهکاری بجوید برای حل معضلات بیشمار کشورش! سوال اینجا است آیا کسی که خود به لحاظ اخلاقی مشکلات بسیاری دارد قادر است مشکلات دیگران را برطرف کند، مطمئنا خیر! تازه این در شرایطی است که بسیاری از دردسرهای برآمده از آدمهایی مثل ال گور با حق السکوت دادن‌ها در نطفه خفه می شود و کمتر پیدا می شوند کسانی مثل مولی هاگرتی که جرات کنند پرده از واقعیات بردارند.