انتشار سراسري يك تكذيب
به گزارش صراط، روزنامههاي دوشنبه
هفته گذشته هشتم آبانماه صرفنظر از گرايش سياسيشان به انعكاس موج
جديد اخبار مربوط به مذاكره با آمريكا پرداخته و متفقالقول و با
استناد به يك تكذيبيه محكم از سوي علياكبر ولايتي مشاور امور بينالملل
مقام معظم رهبري اينگونه تيتر زدند: «ابرار: مذاکره با آمريکا؛ هرگز»،
«وطن امروز: مذاکره با آمريکا از پايه و اساس دروغ است.»، «آفتاب يزد:
مذاکره با آمريکا شايعه بود»، «تهران امروز: تکذيب سفر ولايتي به
آمريکا»، «سياست روز: آرزوي گشايش دوباره لانه جاسوسي»، «ابتکار: با
آمريکاييها ديدار نداشتم»، «جام جم»: «با آمريکاييها گفتوگو
نکردهام.»، «آرمان: تصميم براي مذاکره با آمريکا درست نيست.»
«اعتماد: تكذيبهاي ولايتي». «کيهان»، «جمهوري اسلامي» و «همشهري» نيز به
نقل از دكتر ولايتي نوشته بودند: «خبر مذاکره من با آمريکاييها
دروغ است.»
دليلي براي تاخير در بازنشر
گرچه
استناد همه رسانههاي مذكور تنها به يك جمله علياكبر ولايتي بود كه
در لابهلاي گفتوگوي تفصيلي وي از سوي پايگاه خبري مشرق و در روز ششم
آبانماه منتشر شده بود و بر اساس آن مشرق از دكتر ولايتي پرسيده
بود: «در برخي خبرهاي منتشرشده از سوي رسانههاي غربي ادعا شده
است که شما مذاکرات مستقيمي با طرف آمريکايي داشتهايد.» و او تنها
در يك جمله گفته بود: «از پايه و اساس دروغ است.» اما شايد بتوان
عامل تأخير دو روزه رسانههاي داخلي براي بازنشر تك جمله مشاور مقام
معظم رهبري را انتشار گزارشي از سوي روزنامه اسرائيلي «معاريو» در روز
هفتم مهرماه دانست كه نوشته بود: «ايالات متحده در سالهاي اخير به
ايران پيشنهاد داده، روابط کامل ديپلماتيک ميان دو کشور برقرار
شود اما با اين حال ايران پيشنهاد آمريکا را که در سال ۲۰۰۸ و
اندکي پس از روي کار آمدن اوباما مطرح شده بود، نپذيرفته است.»
اين
روزنامه همچنين به نقل از «مقامات نزديک به دولت آمريکا» نوشت: «در
سال ۲۰۰۹ «ويليام برنز»، معاون وزير خارجه آمريکا با سعيد جليلي مذاکره
کننده ارشد هستهاي ايران به مدت يک ساعت ديدار داشته و پس از
آن نيز ديدار ديگري ميان آنها در حاشيه نشستهاي مذاکرات ايران و
۱+۵ صورت گرفته كه طي آن آمريکا به ايران پيشنهاد داير کردن دفاتر
حافظ منافع در تهران و واشنگتن و سپس ارتقاي آنها به سطح روابط کامل
دوجانبه شامل بازگشايي سفارتخانه در دو کشور را داده است كه پس
از اين نيز به همکاريهاي امنيتي ميان دو کشور، پروازهاي مستقيم ميان
ايالات متحده و ايران و صدور رواديد براي ايرانيان مايل به سفر به
آمريکا ارتقاء يابد.»
۱۱ ساعت مذاكره سه به سه!
اما
اصل خبر جنجالي و تكذيب شده مذاكره علياكبر ولايتي با مقامات آمريكايي
به گزارشي بازميگردد كه روز ۱۳مهرماه پايگاه خبري «ورد نت ويكلي»
در بخش سياسي خود به قلم شخصي به نام «رضا كهليلي» منتشر كرده و در
توصيف نويسنده نوشته بود: «وي جاسوس «سيآياي» در سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي بوده و در حال حاضر در بخش امنيتي يك هيئت مشاوره براي
كنگره آمريكا كار ميكند و برنده كتابي به نام «زماني براي خيانت» نيز
هست!»
اين پايگاه خبري به نقل از نويسنده مذكور نوشته بود:
«علياكبر ولايتي روز دهم مهرماه به همراه حجتالاسلام طائب رئيس بخش
اطلاعات سپاه و اصغر حجازي براي مذاكره به دوحه سفر كردهاند و طي آن
با يك هيئت ۳ نفره آمريكايي با رياست زني به نام «والري ژارت»، مشاور
رئيسجمهوري امريکا ديدار داشتهاند. اين ديدار که حدود ۱۱
ساعت طول كشيد دوبار براي اقامه نماز توسط هيئت ايراني متوقف شد.
دو تن از نمايندگان ايراني گرين كارت داشتند و مرتب به آمريكا سفر
ميكنند.»
مردم ايران آرزو دارند با ما معامله كنيد
بنابراين
گزارش، هيئت امريکايي اعلام کرده است: «اگر ايران بتواند حتي يک يا
دو هفته قبل از انتخابات رياستجمهوري امريکا، توقف غنيسازي را اعلام
کند، در عوض دولت اوباما به سرعت بخشي از تحريم بانک مرکزي و صنعت
نفت ايران را حذف خواهد کرد.»
البته با اينكه پس از اين پايگاه
خبري، گزارشهاي متوالي ديگري با شرح و بسط موضوع مذاكره با آمريكا از
سوي نشرياتي چون «لوموند»، «نيويورك تايمز» و «اسرائيل نشنال نيوز» نيز
منتشر شد اما يك هفته پيش از تكذيب اخبار فوق از سوي علياكبر ولايتي،
باراک اوباما در سومين و آخرين مناظره تلويزيوني خود روز سيام مهرماه
سال جاري در شهر «بوکا راتو» در ايالت فلوريداي آمريکا در پاسخ به
اين پرسش مجري برنامه که طبق برخي گزارشها، ايران و امريکا در خصوص
مذاکره درباره برنامه هستهاي توافق کردهاند، اگر چنين مذاکراتي
شروع شود، شما چه نتيجهاي از آن انتظار داريد؟ گفته بود: «اول
بايد تأکيد کنم که اين گزارشها صحت ندارند. اما هدف ما اين است
که ايران را متقاعد کنيم که برنامه هستهاياش را کنار بگذارد و از
قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل اطاعت کند؛ زيرا به اين صورت آنها
فرصت مييابند به جامعه بينالمللي ملحق شوند. ما نيز از اين حرکت
استقبال ميکنيم. مردمي در ايران هستند که آرزوهايشان براي داشتن
يک زندگي بهتر شبيه آرزوهاي ديگر مردم دنياست. ما اميدواريم که
رهبران ايران تصميم درست بگيرند. معاملهاي که در نظر ما قابل قبول
است، اين است که آنها به برنامه هستهاي خود پايان دهند. ما اجازه
نميدهيم ايران وارد مذاکراتي شود که به جايي ختم نميشود.»
دليلي براي توضيح
اما
چرا يالثارات با گذشت زمان تقريبا يك ماهه از انتشار اخبار تكذيب شده از
سوي رسانههاي آمريكايي به بازنشر و انتشار واكنش رسانههاي داخلي در
مورد آن ميپردازد؟ فارغ از شانتاژ خبري بيارزش رسانههاي
فارسيزبان ضد انقلاب درباره اين خبر دروغ و تكذيب شده از سوي
علياكبر ولايتي، نوع نگاه ارگان مطبوعاتي دولت به اين ماجرا و باز نشر
آن از سوي روزنامه «ايران» و محتواي گزارش رسانههاي آمريكايي ميتواند
دليل معقولي باشد تا هفتهنامه يالثارات پس از گذشت يك ماه از انتشار
اين اخبار دروغ به توضيح و تحليل درباره آن بپردازد.
مواضع پخته، جامع، جالب و درستِ آقاي رئيس
روزنامه
ايران در شماره ۵۲۱۴ خود در مورخ نهم آبانماه سال جاري و يك روز پس
از واكنش رسانههاي داخلي، با انتشار گزارشي به بررسي روند خبري موضوع
مذاكره با آمريكا پرداخت و در ذيل تيتري با عنوان «آيا مک فارلين
جديدي در راه است» نوشت: «تحليل محتواي مجموع مواضع دو نامزد
رياستجمهوري در امريکا، نشان ميدهد موضوع ارتباط با ايران براي هر
دو حزب دموکرات و جمهوريخواه چالش مهمي است و فضاي افکار عمومي و
نخبگاني ايالات متحده نيز به اين موضوع توجه ويژه دارند. اين مهم
در حالي اهميت دوچندان مييابد که به ياد آوريم دکتر
احمدينژاد در سفر اخير به آمريکا به تعبير رهبري مواضعي پخته، جامع،
جالب و درست گرفته و حاکمان امريکايي را در برابر افکار نخبگان اين
کشور در خصوص رابطه با ايران قرار داده است. پس طبيعي است که
دستگاه رسانهاي و تبليغاتي غرب به فکر مديريت اين موضوع در زمين
طراحي شده خود باشد.»
بالاخره دروغ بود يا نبود؟
اما
اين گزارش روزنامه ايران آقاي احمدينژاد را مخاطب سخنان اخير مقام
معظم رهبري درباره ادبياتِ برخورد با دنياي زورگوي مستکبر و غربي
فرض كرده و در ادامه آن مينويسد: «ملت ايران هنوز ماجراي
مک فارلين را فراموش نکرده است. هرگونه اقدام براي ايجاد ارتباط با
کشوري همچون امريکا تنها و تنها از سوي رهبري و با مديريت دولت جمهوري
اسلامي رقم ميخورد.»
روزنامه ايران در حالي در انتهاي گزارش
خود دروغپردازي رسانههاي آمريكايي را با قضيه مك فارلين گره زده
و نسبت به آن هشدار داده است كه در اين رابطه بايد گفت: «مك
فارلين» در ايران به عنوان نماد بياطلاعي دولت از روند نوعي
مذاكره پنهاني شناخته ميشود. افتضاح سياسي موسوم به «مك فارلين» يا به
قول آمريكاييها «ايران-كنترا» در نوامبر ۱۹۸۶ و به دنبال اقدامات
پنهان دولت رونالد ريگان فاش گرديد. در اين ماجرا كه با هدف
گسترش روابط ايران و ايالات متحده صورت گرفت، با مداخله اسرائيل،
محمولههايي از سلاح به ايران تحويل ميگرديد و بهاي اين سلاحها
دريافت ميشد. گروهي از سياسيون ايراني كه از اين سناريو اطلاع
داشتند قول داده بودند كه همه اقدامات لازم براي آزادي
۶تبعه آمريكايي به گروگان گرفته شده در لبنان توسط سازمان «جنبش جهاد
اسلامي» را انجام دهند.
اما اين معامله مخفيانه به يك
آبروريزي براي آمريكاييها تبديل گرديد كه ريگان اعلام نمود در
جريان فعاليتهاي همكارانش در كاخ سفيد قرار نداشته است! «بر اين
اساس معلوم نيست اين نويسنده روزنامه ايران ماجراي مذاكره هيئتهاي
ايراني و آمريكايي در قطر را يك دروغ ميپندارد يا براساس تيتري كه
براي اين گزارش زده معتقد است يك ماجراي مك فارلين ۲ اتفاق افتاده
است؟»
تشويش اذهان عمومي
بر اين اساس،
زاويه نگاه روزنامه ايران به اخبار دروغ مذاكره مشاور مقام معظم رهبري
در امور بينالملل با هيئت آمريكايي و ارتباط دادن آن به موضوع مك
فارلين و تأكيد بر اين نكته كه «هرگونه اقدام براي ايجاد ارتباط با
کشوري همچون امريکا تنها و تنها از سوي رهبري و با مديريت دولت جمهوري
اسلامي رقم ميخورد.» با عطف به مواضع رسانههاي مجازي ضد انقلاب كه
نوشته بودند: «حاكميت در خفا به مذاكره رفته و ملت را دور زده.»
معناي خاصي مييابد!
روزنامه ايران در گزارش نهم آبانماه
خود با عنوان «آيا مک فارلين جديدي در راه است؟» تلاش داشت تا
در پايان به مخاطب بفهماند كه اولاً هر مذاكرهاي با آمريكا صرفا معطوف
به اجازه فرمانده كل قواست و البته با عطف به اين مفهوم، اين امكان
وجود دارد كه يك «مك فارلين ۲» نيز (با كسب اجازه از شخص مقام معظم
رهبري) در جريان بوده باشد! تا بر اين اساس شاهد بروز يكي از
مصاديق تشويش اذهان عمومي در ارگان رسمي دولت باشيم.
مخابره پيام درست در قالب خبر نادرست
گزارش
معنادار ايران زيركانه بود، اما نكته ديگري در فحواي اخبار دروغ
انتشار يافته از درخواستهاي هيئت ۳نفره آمريكايي از هيئت ۳نفره ايراني
وجود دارد كه با پيوند دادن آن به شروط تعيين شده براي
مذاكره با آمريكا از سوي احمدينژاد در مصاحبه با رسانههاي آمريكايي
در ۵۰روز گذشته نتايج قابل تأملي را دستگير مخاطب ميسازد. اين
نكتهاي است كه در واقع بايد از آن با عنوان انتقال يك «پيام درست»
در پاسخ به يك «پيام درست ديگر!» و در قالب انتشار خبر «يك مذاكره
از اساس نادرست» ياد نمود.
«پيام درست اول»
اما
«پيام درست اول» را بايد در لابلاي مصاحبههاي آقاي احمدينژاد
در حاشيه آخرين سفرش به مجمع عمومي سازمان ملل متحد جستجو نمود. بر
اين اساس وي روز دوم مهرماه سال جاري به «واشنگتنپست» گفته بود: «پس
از انتخابات آمريکا، ايران آمادگي برگزاري گفتوگوهاي مستقيم با آمريکا
درباره چگونگي پابرجا کردن وضعيت در افغانستان را دارد.» روز
چهارم مهرماه و در مصاحبه با آسوشيتدپرس نيز در پاسخ به سؤالي مبني
بر اينكه آيا گفتوگوها با ۱+۵ بيارزش و بيفايده است، گفته بود:
«معتقدم اين مذاكرات لزوماً به حل و فصل مسأله هستهاي ايران منجر
نخواهد شد و بعضي از اعضاي گروه ۱+۵ نيز صراحتاً به ما اعلام
كردهاند كه اگر خواهان حل اين موضوع هستيم بايد آن را با
آمريكاييها حل و فصل كنيم.»
اما آقاي احمدينژاد در پاسخ
به سؤال ديگري مبني بر اينكه اگر حل و فصل مسأله هستهاي ايران منوط به
مذاكره و تفاهم با آمريكاست، آيا ايران تمايل دارد چنين مذاكرهاي
انجام شود؟ تصريح كرد: «اينكه آمريكا طرف اصلي مخالفت با موضوع هستهاي
ايران است با اينكه ايران و آمريكا به صورت مستقيم مذاكره كنند، دو
موضوع جدا از هم است. ما گفتوگو را رد نميكنيم و اگر بنا به مذاكره
در آمريكا باشد، مسائل زيادي براي گفتوگو وجود دارد.»
رمز گشايي از «پيام درست اول»و مطابقت با «پيام درست دوم»
بر
اين اساس اگر بخواهيم «پيام درست اول» را از محتواي سخنان آقاي
احمدينژاد استخراج كنيم سه نكته قابل دستيابي است: ۱- امكان مذاكره
با آمريكا وجود دارد؛ ۲- مسائل زيادي براي گفتوگوي طرفين در
بين است؛ ۳- زمان مناسب براي اين گفتوگو پس از انتخابات رياستجمهوري
آمريكا خواهد بود.
اما «پيام درست دوم» را ميتوان از
محتواي گزارشهاي كذب رسانههاي آمريكايي در قالب انتشار خبر مذاكره هيئت
منسوب به رهبري با گروه آمريكايي استخراج كرد و در واقع آن را پاسخي
به «پيام درست اول» دانست.
بر اين اساس، رسانههاي آمريكايي به
نقل از هيئت امريکايي مذاكره كننده خيالي اعلام ميكنند: «اگر ايران
بتواند حتي يک يا دو هفته قبل از انتخابات رياستجمهوري امريکا، توقف
غنيسازي را اعلام کند، در عوض دولت اوباما به سرعت بخشي از تحريم
بانک مرکزي و صنعت نفت ايران را حذف خواهد کرد.» بنابراين ميتوان اين
طور استنباط كرد كه طرف آمريكايي به خوبي «پيام درست اول» را درك
كرده و پاسخ به آن را با توسل به شيوه رسانهاي ياد شده داده
است. چنانچه تنها اختلاف دو طرف بر سر زمان مذاكره يا هر توافق ديگر
است و نه برسر اصل آن و موضوع آن.
سؤال از ايران
اما
پس از اين، سؤالاتي در خصوص گزارش مرموز شماره ۵۲۱۴ روزنامه ايران
رونمايي ميشود و اميد است كه اين ارگان به آن پاسخ گويد . «گزارش
آيا مك فارلين ديگري در راه است؟» به تاريخنگاري دقيق و مبادي
اوليه انتشار گزارش خبر كذب مذاكره هيئتهاي آمريكايي و ايراني در قطر
اشراف كامل داشته و به توالي خبري پس از آن نيز اشاره دارد. يعني اين
ارگان رسانهاي در همان مقطع زماني (۱۳ مهرماه) از انتشار اين خبر و
محتواي آن اطلاع داشته است، اما هرگز به تنوير افكار عمومي در قالب
قياس اين داستان دروغ با ماجراي مك فارلين نپرداخت.
با اين وصف آيا اين طور به نظر نميرسد كه محتواي اين خبر كذب حاوي پاسخ «پيام درست كدگذاري شده» بوده كه با يك هفته تأخير از سوي طرف آمريكايي مخابره شده است؟ آيا نبايد تصور نمود كه انتشار اين گزارش كذب حاوي پيامي با مخاطب خاص در داخل ايران بوده؟
علياكبر ولايتي وظيفهاي براي تكذيب خبري كه درباره آن از او سؤال نشده نداشته است، لذا تكذيب اين خبر تا ششم آبانماه كه وي از سوي پايگاه خبري مشرق مورد سؤال واقع شده به تاخير افتاده است. بيميلي مضاعف ارگان رسمي دولت براي بازنشر اين خبر زماني مسجّلتر ميشود كه تمامي رسانههاي مكتوب بلافاصله پس از انتشار تكذيبيه به بازنشر آن پرداختند، در صورتي که به نظر ميرسد روزنامه ايران با ۲ روز تأخير و با تيتر و محتوايي پر ابهام سعي در گذاشتن سرپوش بر اصل ماجرا داشته است.