۰۹ دی ۱۳۸۸ - ۱۵:۰۲

«امتحان دشوار» و مردودين امروز

کد خبر : ۸۴۲
انتشار خبر فوت آيت الله منتظري و حوادث ايجاد شده در حاشيه مراسم تدفين وي، موجب شد تا بار ديگر بخشهايي عبرت آموز از تاريخ انقلاب در اذهان مرور شود و چرايي کنار گذاشتن وي از جايگاه قائم مقامي رهبري توسط حضرت امام خميني(ره)، براي نسل سوم مطرح گردد. فرازهايي از پيام تسليت برخي از شخصيتهاي نظام، از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامي و حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي نيز اشاره اي گذرا به آن ماجرا دارد. در پيام رهبر انقلاب آمده بود: «در اواخر دوران حيات مبارک امام راحل امتحاني دشوار و خطير، پيش آمد که از خداوند متعال مي خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خويش بپوشاند و ابتلائات دنيوي را کفاره آن قرار دهد.»
اينکه اين «امتحان دشوار» چه بود و شاگرد امام از آن امتحان چگونه بيرون آمد، موضوعي است که با مطالعه کتاب «رنجنامه» نوشته يادگار امام - مرحوم سيد احمد خميني - و کتاب «خاطرات سياسي» اثر آيت الله ري شهري مي توان به اصل ماجرا پي برد. در اين بين مرور نامه مشهور 6/1/68 حضرت امام(ره) نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است که مي تواند راهگشاي حل مسائل امروز نيز باشد. حضرت امام در فرازي از اين نامه درباره علت عزل ايشان مي نويسد: «از آنجا که روشن شده است که شما اين کشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از کانال آنها به منافقين مي سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده ايد. شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد که معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر کشور حکومت کنند. به قدري مطالبي که مي گفتيد ديکته شده منافقين بود که من فايده اي براي جواب به آنها نمي ديدم...
ايشان ادامه مي دهند: «نامه ها و سخنرانيهاي منافقين که به وسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحي له الفداء- و خونهاي پاک شهداي اسلام و انقلاب گرديد.» (صحيفه امام، ج 21، صص 330 - 332)
تاثيرپذيري از منافقين و راديوهاي بيگانه و هماهنگي و هم سويي با آنها مساله اي نيست که در شخص منتظري محدود مانده باشد و متاسفانه امروز نيز شاهد آنيم که بسياري از سران فتنه سبز که اتفاقا از آقاي منتظري به عنوان «رهبر معنوي جنبش سبز» ياد مي کردند، به ايشان تاسي کرده! و مواضعي همسو با بيگانگان اتخاذ کرده اند. متاسفانه موسوي و کروبي و هواداران فتنه سبز نيز امروز اغلب همان حرفهايي را مي زنند که رسانه هاي بيگانه و شبکه BBC و VOA منتشر مي نمايند و از آن سو نيز اين رسانه هاي بيگانه، به بلندگوي سران فتنه تبديل شده اند.
نکته ديگر در بررسي زمينه انحرافات اين جريان را مي توان در بي اعتمادي به مسئولان و نهادهاي نظام اسلامي دانست و در عوض اعتماد به افراد و جريانهايي که با نظام اسلامي زاويه داشته و يا جزو مخالفين قرار مي گيرند. حضرت امام(ره) در بخش ديگري از نامه به آقاي منتظري يادآور مي شود: «در مسئله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين، متدينتر مي دانستيد...»
متاسفانه امروز نيز همين وضعيت را در اردوگاه فتنه گران سبزپوش مشاهده مي کنيم و مي بينيم که اين افراد به هيچ يک از دلسوزان انقلاب و نهادهاي رسمي کشور اعتماد نداشته و متاسفانه بيشترين توهينها به مجموعه هاي انقلابي چون سپاه و بسيج و شوراي نگهبان و قوه مجريه و قضائيه و مقننه، توسط اين جريان صورت پذيرفته است. شخصيتهاي بزرگ نظام و حتي مراجع عاليقدر شيعه نيز از اين اتهامات و توهينها مصون نبوده اند و در عوض افراد معلوم الحالي چون مخملباف،سازگارا، گنجي، مهاجراني، کديور و ... در جبهه معتمدين و همراهان سران فتنه قرار گرفته اند. حرکت در چنين مسيري است که متاسفانه اين افراد را امروز در برابر نظام اسلامي و ملت حزب الله قرار داده است.
آخرين توصيه ما به سران فتنه سبز از جمله خاتمي،موسوي و کروبي، همان توصيه مشهور حضرت روح الله به شاگرد مخلوعشان است که فرمودند: «از آنجا که ساده لوح هستيد و سريعاً تحريک مي شويد در هيچ کار سياسي دخالت نکنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.»