خضوع در اینجا به معنای این است که زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف نکنند تا مردان بیمار دل را دچار ریبه و خیال های شیطانی کنند وشهوت آنها را برانگیزانند. منظور از بیماری دل، نداشتن نیروی ایمان است؛ آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوت باز می دارد. و (قولاً معروفا) یعنی سخن معمولی و مستقیمی بگویند که به دور از کرشمه و ناز باشد و شرع و عرف اسلامی آن را پسندیده دارد.( جوادی آملی، ص ۶۳۴) این آیه اشاره به کیفیت و محتوای سخن گفتن و حرمت صحبت کردن با ناز و عشوه دارد و صحبت کردن با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و خضوع و خودنمایی باشد. همچنین براجتناب از هرگونه سخنان بیهوده و غیرضروری و شهوت انگیز تأکید دارد و متذکر می گردد در صورت عدم رعایت این امر ممکن است در اثر نمایش جاذبه های زنانه و سخنان هوس آلوده، افرادی که از سلامت روحی و روانی و اعتدال نفسانی - که در اثر ضعف یا فقدان ایمان می باشد - برخوردار نباشند به فکر گناه و فحشا بیفتند و امنیت جامعه را به خطر بیندازند.
آنان که بی قید و لاابالی اند ، ولی می گویند :« دلت پاک باشد ...»
نمی دانند که پاکی دل ، در پاکی رفتار و متانت و وقار ، نمایان می شود و از دل پاک ، جز نگاه پاک برنمی آید .
از کوزه همان برون تراود که در اوست .
حجاب نوشت: خانمی است که در محیطی اداری کار میکند که با بعضی مردان همکار است....او در این محیط کار میکند....از لحاظ ظاهر خیلی بدحجاب نیست...نه موهایش بیرون است ...نه خیلی بد لباس می پوشد...نمی دانم شاید بخاطر محدودیت محیط اداری اینطور است....
اما وقتی با همکار مرد حرف میزنه....چنان ناز و کرشمه ای دارد که نگو...از تمام ظرافت زنانه اش استفاده میکند که...
واقعا چرا...؟چرا....؟دلش را برباید....؟؟؟؟؟نه برایم قابل باور نیست....پس چه هدفی دارد...؟؟
نه برایم غیرقابل باور است که بخواهد دلش را برباید....او زنی متاهل است...مردی که با او حرف میزند...هم متاهل است...خوب پس چرا اینطور رفتار می کنند...؟؟؟؟؟؟متعجبم...!!!!!!!
خوب چرا عادی باهم حرف نمیزنند...چرا زن این همه با ناز و ادا حرف میزند...
همین طرز حرف زدن اوست که مرد را به هر بهانه ای به اتاق محل کارش می کشاند...
ببخشید خانم فلانی..میخواستم بدونم نظرتون در مورد این موضوع چیه...؟
دوباره...ببخشید خانم فلانی...شما فلان نامه رو دیدین....؟
دوباره...مرد می آید...ببخشید دوباره مزاحم شدم...میخواستم بپرسم شما در مراسم فلان که در اداره برگزار می شود شرکت می کنید...
و دوباره...و دوباره....و دوباره.....هر بار هم خانم با کمال میل و ظرافت زنانه جوابش را میدهد....
خیلی خوشحال است از اینکه چقدر آقای فلانی به او توجه دارد...
اما......وای.... که نمی داند با دل مرد چه کرده است....؟؟؟نمیداند که طنین صدای او در گوش آن مرد هر لحظه فریاد میزند....ذهنش را در گیر کرده است....مرد دلش میخواهد هربار به هر بهانه ای...با او که اینقدر زیبا صحبت میکند همکلام شود....
حواسمان باشد...به رفتارهایمان...به طرز صحبت کردنمان....
بعضی مردان(با عرض معذرت از بقیه آقایان)...بیمار دل اند....طوری صحبت و رفتار نکنیم که هوس را در دل بیمارش بیاندازیم....
با طرز حرف زدن ذهن و فکرش را درگیر نکن خواهرم...
طوری رفتار کنیم و حرف بزنیم که خدا می پسندد.....من به توجه کسی غیر از خدا نیازی ندارم....اگر خدا من را نبیند...چه فایده...که دیگران به من توجه کنند....اگر خدا به من توجه میکند....مهم نیست که دیگران به من توجه نمی کنند به خاطر حجابم....مهم نیست که مرا نمی بینند...مهم این است که خدایم من را می بیند...
حجاب مایه آسایش و امنیت زن است
حجاب باعث رشد معنوی و توجه او به خدا میشود
.
.
.
عمر کم گل به خاطر بی حجابی اوست
شما اول بگو به چی اعتقاد داری؟ چیو قبول داری؟ چیو قبول نداری؟ دینت چیه؟ اصلا خدا پرستی؟
اول یه اشتراک پیدا کنیم تا بتونیم بحث کنیم.