«تحریریه صراط نیوز» || بهمن ماه ۱۳۹۹ بود که خبر عدم پذیرش دیدار حضوری با قالی باف (رئیس وقت مجلس یازدهم) از جانب ولادیمیر پوتین و تصاویر سرگردانی او در خیابانهای مسکو، به تیتر اول رسانههای ضدایرانی تبدیل شد. در عین حال اگرچه این روایت، هیچگاه خدشهای به روابط دوستانه ایران و روسیه وارد نکرد، اما نشان داد که فرق میکند چه کسی فرمان عرصه دیپلماسی را باید بدست بگیرد.
شش سال بعد از آن جنجال رسانهای، قالی باف با بهره گیری از دوپینگ وفاق، رئیس تیم مذاکره کننده ایرانی در اسلام آباد شد و نتیجه راهبری مذاکرات از جانب وی، تفاهمنامهای شد که رهبر سوم انقلاب با عبارت بی سابقه «علی الاصول نظر دیگری داشتم»، نارضایتی خود از این اقدام ابراز نموده و در گام بعدی با تغییرات در دبیرخانه شعام، نشان دادند که تاریخ انقضای مدعیان مدیریت جهادی، فرا رسیده است.
در همان ایام، رسانههای وفاقی در منتهی الیه راست و چپ جریانات سیاسی، از جوان و فرهیختگان گرفته تا سازندگی و اعتماد، آنچنان از تفاهم منعقده با قاتلان رهبر شهید تعریف میکردند که گویی شق القمری دیگر پدید آمده است! با این وجود، گذر زمان ثابت کرد که نه تنها هیچیک از وعدههای مندرج در این تفاهمنامه، از آزادسازی پولهای بلوکه شده گرفته تا توقف اقدام علیه محور مقاومت در تمامی جبهه ها، واقعیت نداشتند بلکه ترامپ حرامزاده نیز در توصیف آن علناً گفت: «توافق با ایران ارزش کاغذی که روی آن نوشته شده را هم ندارد.»!
اینک، اما با تغییر فرمان دیپلماسی، نه تنها لحن طلبکارانه آمریکای جنایتکار در قبال ایران تغییر کرده، بلکه تحرکات روزهای اخیر از جمله سفر سرلشکر محسن رضایی به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین، حاکی از این حقیقت است که فارغ از نگاههای انتخاباتی به عرصه دیپلماسی، فرق میکند که چه کسی این عرصه را راهبری کند؛ چراکه از «رژه فیک ایرانی در قطر» تا «رژه واقعی اقتدار در مسکو»، تفاوت از زمین تا آسمان است!