تد پوستل، فیزیکدان برجسته و مشاور سابق امور موشکی و تسلیحاتی در کنگره، با اشاره به خُلف وعدههای مکرر ترامپ در قبال روسیه و ادامه کمکهای اطلاعاتی آمریکا به اوکراین و متحدین اروپایی او در حمله به اهدافی در عمق روسیه، تأکید میکند که این رفتار در نهایت باعث میشود روسیه وادار به گسترش دامنه جنگ به دیگر کشورهای اروپایی شود. او سپس به تحلیل جنگ دوباره علیه ایران میپردازد و هشدار میدهد که اگر حملهای هستهای علیه ایران صورت گیرد، درحالیکه ایران با اتکا بر قدرت مهندسی خود، تأسیسات حساسش را در اعماق زمین صیانت خواهد کرد، اما منافع آمریکا و متحدینش، به ویژه اسرائیل، در برابر پاسخ ویرانگر ایران هرگز مصون نخواهند بود؛ او همچنین تأکید میکند توانمندی فنی ایران در حوزه هستهای به قدری رشد کرده که از نقطه صفر تا ساخت اولین کلاهک عملیاتی هستهای، کمتر از دو هفته زمان نیاز دارد.
سوءاستفاده ترامپ از مذاکره و تفاهمنامه میتواند صبر مسکو را لبریز کند
به گزارش صراط به نقل از فارس ، پوستل در تحلیل تحولات جنگ اوکراین، به تناقضات «خستهکننده» ترامپ در قبال جنگ اوکراین اشاره میکند؛ از جمله تصمیم به قطع کمکهای اطلاعاتی به کییف و سپس عقبنشینی از این تصمیم. او معتقد است ترامپ تحت فشار جریانهای نئوکانی و متحدان اروپایی، حتی قادر به پایبندی به تصمیمات و تعهداتی نیست که شخصاً اعلام میکند. به اعتقاد او، زلنسکی نیز با اتکا به همین شکافهای سیاسی در واشنگتن و جلب حمایت مخالفان سیاست ترامپ، تلاش میکند آمریکا را به ادامه حمایت از جنگ سوق دهد.
از سوی دیگر، حمله مجدد اوکراین به پالایشگاه نفت روسیه در منطقه سامارا، آن هم پس از اعلام آمادگی واشنگتن برای کاهش حمایت اطلاعاتی از کییف، نشان میدهد که مسکو هم نمیتواند (و نباید) به وعدهها و تفاهمات اعلامشده از سوی آمریکا اعتماد کند.در واقع، به نظر میرسد این فیزیکدان نیز به این نتیجه رسیده که واشنگتن از مذاکره، تفاهمنامه و توافق برای مدیریت موقت بحرانها و تأثیرگذاری بر محاسبات رقبای خود، بدون تضمین پایبندی عملی به تعهدات، استفاده میکند؛ رویکردی که این تصور را تقویت میکند که آمریکا از مسیر دیپلماسی نه برای حل واقعی اختلافات، بلکه برای خرید زمان، فریب رقیب، جمعآوری اطلاعات و ایجاد خطای محاسباتی در طرف مقابل بهره میگیرد.پوستل سپس هشدار میدهد که چنین رفتاری، در کنار ادامه حملات اوکراین به زیرساختهای روسیه با پشتیبانی اطلاعاتی مستقیم آمریکا، میتواند صبر راهبردی مسکو را به پایان برساند و روسیه را به سمت حملات موشکی گسترده علیه زیرساختهای انرژی، مراکز مالی و تأسیسات فرماندهی و کنترل غرب سوق دهد. او تأکید میکند روسیه از نظر توان موشکی، قدرت هوایی و ظرفیت صنعتی، در مقایسه با غرب، برتری قابلتوجهی برخوردار است و ورود اروپا به جنگ مستقیم با مسکو، بدون برخورداری از توان دفاع هوایی مؤثر، میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی برای غرب داشته باشد.
چیستی و چگونگی استفاده از موشکها، نتیجه نبردهای جاری و آتی را تعیین میکند
این کارشناس برجسته حوزه موشکی سپس ادعای بسیار مهمی را مطرح میکند؛ به عقیده او، اینکه هر طرف از بازیگران درگیر در جنگ از چه موشکی و به چه شکلی استفاده میکنند، بر نتیجه نبردها و درنهایت، نتیجه پایانی جنگ، بسیار اثرگذار است.
او با این رویکرد به بررسی عملکرد سامانههای پدافندی آمریکا، بهویژه پاتریوت، میپردازد و بر محدودیتهای فنی این سامانهها در مقابله با موشکهای بالستیک تأکید میکند. در ارزیابی پوستل سامانه پاتریوت با موشک رهگیر پک-3 در برابر کلاهکهایی که در مرحله نهایی پرواز دچار نوسان یا مانورهای غیرقابل پیشبینی میشوند، با دشواری جدی مواجه است؛ زیرا این تغییرات مسیر، محاسبه نقطه برخورد و رهگیری هدف را مختل میکند و احتمال اصابت موفق را کاهش میدهد. او سپس میان مأموریت موشکهای رهگیر پک-2 و پک-3 تمایز قائل میشود و توضیح میدهد که پک-2 اساساً برای مقابله با هواپیماها طراحی شده و نمیتوان آن را راهکاری مؤثر برای مقابله با موشکهای بالستیک دانست. از نگاه پوستل، اتکای بیش از اندازه به سامانههای پاتریوت، تصور وجود یک چتر دفاعی مطمئن را به وجود آورده و به برآوردی غیرواقعبینانه از توان واقعی پدافند هوایی منجر شده است.
اروپا در برابر هر جنگ احتمالی با روسیه، کاملاً بیدفاع است
پوستل در ادامه، به سراغ تجربه جنگ اوکراین میرود و توضیح میدهد که افزایش قدرت آتش هوایی روسیه و استفاده گستردهتر از بمبهای هواپرتاب، بهویژه بمبهای هدایتشونده، توان تخریبی حملات روسیه را بهشدت افزایش داده است؛ بهگونهای که قدرت آتش نیروی هوایی این کشور در مقایسه با مراحل ابتدایی جنگ چندین برابر شده است. او این تحول را در کنار گسترش استفاده از پهپادها و موشکها، نشانهای از دشواری فزاینده مقابله با حملات انبوه میداند؛ زیرا حتی سامانههای پیشرفته پدافندی نیز با محدودیت تعداد موشکهای رهگیر، هزینه بالای هر رهگیری و احتمال اشباعشدن مواجهاند.
پوستل که پیش از این نیز مکرراً این برتری روسیه در برابر ناتو را تشریح کرده بود، اینبار نتیجه متفاوتی از تحلیل خود میگیرد. او معتقد است کشورهای اروپایی در وضعیت کنونی، در هیچ سناریویی نمیتوانند ظرفیت دفاع هوایی کافی برای مقابله با یک جنگ گسترده احتمالی با روسیه برای خود فراهم آورند و ورود مستقیم اروپا به چنین درگیریای، میتواند خسارات سنگین زیرساختی و نظامی بر این کشورها تحمیل کند.
آمریکا نمیتواند تأسیسات زیرزمینی ایران را نابود کند
این مشاور موشکی پیشین کنگره سپس به توضیح مسئله بمبهای سنگرشکن در تخریب تأسیسات زیرزمینی ایران، میپردازد. پوستل معتقد است بمبهای سنگرشکن متعارف، حتی اگر با قدرت تخریبی بسیار بالا و بهصورت متوالی به اهداف زیرزمینی شلیک شوند، قادر به نابودی تأسیساتی نیستند که در عمق چندصد متری کوه و درون ساختارهای مستحکم بتنی ساخته شدهاند.بنابر ارزیابی او، بمبهای سنگرشکن برای نفوذ به لایههای سطحی زمین و تخریب سازههای زیرزمینی با عمق و استحکام محدود طراحی شدهاند و نمیتوان توانایی آنها را به تأسیساتی تعمیم داد که در دل تودههای عظیم سنگی و در عمق زیاد قرار گرفتهاند. او در توضیح درباره آنچه که «مادر همه بمبها» میخوانند تأکید میکند به دلیل محدودیت قدرت نفوذ و ماهیت انفجاری این نوع بمبها، اساساً ابزاری برای تخریب اهداف زیرزمینی به شمار نمیروند. پوستل نتیجه میگیرد که بهرغم بهرمندی آمریکا از همه این بمبهای سنگین متعارف، بازهم نمیتواند با اتکا بر چنین ابزاری، تأسیسات زیرزمینی ایران را نابود کند.
توانمندی مهندسی ایران، سازههای زیرزمینی آن را در برابر هرگونه حملهای، حتی هستهای، ایمن میسازد
پوستل معتقد است که یکی از مهمترین موانع پیش روی هرگونه حمله به تأسیسات زیرزمینی ایران، چه هستهای و چه متعارف، صرفاً عمق این مراکز نیست، بلکه کیفیت طراحی و مهندسی آنهاست. او میگوید چنین تأسیساتی با استفاده از بتن فوقمستحکم، تونلهای عمیق و مسیرهای زاویهدار و غیرمستقیم ساخته میشوند؛ طراحیای که انتقال مستقیم موج انفجار به بخشهای داخلی را دشوار میکند و میزان آسیبپذیری سازه را در برابر هرگونه حملهای کاهش میدهد. همچنین، بهکارگیری روشهای مهندسی برای مقابله با پدیده «پوستهکنی» و جداشدن لایههای داخلی سازه در اثر موج ضربهای، مقاومت این تأسیسات را افزایش میدهد. پوستل توان مهندسی ایران را در ساخت مراکز زیرزمینی عاملی تعیینکننده در ناکارآمدی گزینههای متعارف و حتی دشواری استفاده از گزینه هستهای میداند؛ زیرا ایران با طراحی سازههایی در عمق زیاد و بهرهگیری از تمهیدات حفاظتی، میتواند تأسیساتی ایجاد کند که نابودی آنها نه با حملات هوایی متعارف تضمین میشود و نه حتی با استفاده از قدرتمندترین تسلیحات موجود، نتیجهای قطعی خواهد داشت.
ایران از نقطه صفر تا رسیدن به یک سلاح هستهای عملیاتی، کمتر از دو هفته زمان نیاز دارد
این فیزیکدان معتقد است که مطرح کردن گزینه هستهای علیه ایران، بهخودی خود، پیامدهای جدی به دنبال دارد. او با اشاره به تحولات اخیر و اظهارات مطرحشده در ایران درباره بازنگری در عضویت و تعهدات هستهای کشور، معتقد است ایران ممکن است در دکترین هستهای خود تجدیدنظر کند و مسیر متفاوتی را برای تأمین امنیت و بازدارندگی در پیش بگیرد.
او با تأکید زیاد تصریح میکند ایران در صورت اتخاذ تصمیم سیاسی برای ساخت بمب، از توان فنی لازم برای طیکردن این مسیر در مدتزمانی کوتاه برخوردار است و میتواند طی یک تا دو هفته مواد شکافتپذیر موردنیاز را آماده کرده و به یک سلاح هستهای ابتدایی دست یابد؛ البته به شرط آنکه بخواهد از صفر شروع کند و این مقدمات را در جایی از کشور، آماده به کار، دراختیار نداشته باشد. بنابراین در ارزیابی او ایران در صورت عبور از این آستانه میتواند بهجای ساخت یک سلاح پیچیده و پیشرفته، ابتدا به طراحی یک بمب ساده روی بیاورد و سپس با فراهمکردن امکان نصب آن روی موشکهای بالستیک، ظرفیت هستهای خود را به یک ابزار بازدارنده تبدیل کند.