به گزارش صراط به نقل از عصرایرانیان، نبود تضمین معتبر برای پایبندی آمریکا به تعهدات، شکست تفاهم اسلامآباد، تداوم تهدیدهای نظامی و آینده امنیت تنگه هرمز، محورهای اصلی گفتوگوی محسن رضایی با سایت آمریکایی «دراپسایت» است؛ مصاحبهای که در آن، تجربه مذاکرات پیشین مبنایی برای توضیح تغییر رویکرد ایران در برابر واشنگتن قرار گرفته است.
رضایی درباره علت شکست تفاهم اسلام آباد گفت: «تفاهمنامه شکست خورد، چون ترتیب اجرای تعهدات اشتباه بود.» به گفته او، ایران تنگه هرمز را باز کرد و تردد دریایی از سر گرفته شد، اما تعهدات سیاسی و اقتصادی آمریکا به شکلی اجرا نشد که توافق را پایدار نگه دارد. او تأکید کرد پس از آنکه واشنگتن به آنچه فوراً نیاز داشت دست یافت، توازن اهرمهای فشار تغییر کرد.
این تجربه، مسئلهای فراتر از اشکالات اجرایی یک تفاهم را مطرح میکند: چه تضمینی وجود دارد که آمریکا پس از دریافت امتیازات، بار دیگر تعهدات خود را زیر پا نگذارد؟ رضایی در پاسخ به همین نگرانی گفت: «ما دیگر علاقهای به توافقهایی نداریم که تنها تضمین آنها حسن نیت سیاسی باشد.» او اعلام کرد ایران هفت شرط جدید را از طریق واسطهها ارائه کرده و تا زمان اجرای آنها، نه تنگه هرمز را بازگشایی میکند و نه به مذاکرات بازمیگردد.
از نگاه رضایی، تغییر اصلی در رویکرد جدید، گنجاندن تضمین در ساختار توافق است؛ بهگونهای که ابتدا تعهدات آمریکا اجرا شود و سپس درباره بازگشایی تنگه تصمیمگیری شود. او همچنین از تفاهم با عمان درباره ایجاد کریدور دریایی جدید سخن گفت و تأکید کرد که مدیریت تنگه هرمز صرفاً موضوعی اقتصادی نیست، بلکه با امنیت منطقه پیوند دارد.
این مواضع در شرایطی مطرح میشود که برخی جریانهای سیاسی پیشتر تفاهم اسلامآباد را نشانه عقبنشینی آمریکا و سند شکست تاریخی معرفی میکردند. بااینحال، تجربه مورد اشاره رضایی نشان میدهد که اعلام توافق، بدون تضمین اجرایی و حفظ امکان واداشتن طرف مقابل به انجام تعهدات، لزوماً به نتیجه پایدار منتهی نمیشود.
قیمت نفت برنت در معاملات ۱ آبان ۱۴۰۵ به اوج یعنی ۱۱۷٫۴۵ دلار در هر بشکه رسید؛ وضعیتی که اهمیت امنیت مسیرهای انتقال انرژی و هزینههای اقتصادی تداوم درگیری را برجسته میکند. رضایی نیز هشدار داده است که ادامه جنگ میتواند آرامش بازارهای انرژی را برای سالها به تعویق بیندازد.
در چنین شرایطی، نباید مذاکره به ابزاری برای کاهش فوری قیمت نفت و سبککردن فشار اقتصادی بر آمریکا تبدیل شود، بیآنکه ایران در مقابل تضمین قابل اتکایی دریافت کند. اگر واشنگتن با توافقی موقت از فشار بازار انرژی رهایی یابد، اما تعهدات خود را اجرا نکند، نتیجه میتواند تکرار همان تجربه قبلی باشد. کاهش تنش نباید به بهای واگذاری زودهنگام اهرمهای فشار تمام شود.
رضایی با تأکید بر تداوم توان موشکی و پهپادی ایران گفت: «اگر سؤال این است که آیا ایران هنوز توان ادامه عملیات موشکی و پهپادی را دارد یا نه، پاسخ مثبت است.» او همچنین هشدار داد در صورت ازسرگیری جنگ، دامنه پاسخ ایران میتواند گسترش یابد و داراییهایی مانند کابلهای ارتباطی، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی آمریکا در منطقه نیز در تیررس قرار گیرند.
او در عین حال تأکید کرد که ایران دیپلماسی را ترجیح میدهد، اما اقدام علیه کشور را بدون هزینه نمیداند. در بخش منطقهای مصاحبه نیز بر ضرورت شکلگیری سازوکار امنیتی میان کشورهای ساحلی خلیج فارس تأکید کرد؛ سازوکاری که از نگاه او باید مانع تبدیل بنادر، تأسیسات انرژی و خطوط کشتیرانی به اهداف درگیری شود و امنیت منطقه را از وابستگی دائمی به قدرتهای فرامنطقهای خارج کند.
مجموع این مواضع نشان میدهد مسئله اصلی در مذاکرات، صرفاً رسیدن به توافق نیست؛ بلکه تضمین اجرای تعهدات آمریکا، جلوگیری از تکرار بدعهدی و حفظ اهرمهای فشار تا زمان تحقق تعهدات متقابل است. بدون چنین تضمینهایی، توافق سیاسی بهتنهایی نمیتواند مانع بازگشت بحران شود.