به گزارش صراط ب نقل از نوبنیاد؛ رئیس بانک مرکزی دولت پزشکیان در تازهترین اظهارنظر خود، جهش نرخ ارز را به «فشار دشمن» نسبت داده است. این در حالی است که عملکرد عبدالناصر همتی در سه دوره مسئولیت ارشد اقتصادی، خود به یکی از عوامل اصلی بیثباتی بازار ارز و تقویت سیاستهای فشار آمریکا علیه منافع ملی تبدیل شده است.
دشمن از نخستین روز انقلاب اسلامی، ایران را تحریم کرده است. این واقعیتی کهنه است که هیچ سیاستگذاری نمیتواند آن را کشف تازه خود بداند؛ اگر قرار بود هر مقام اقتصادی با اشاره به «فشار دشمن» از پاسخگویی بگریزد، نیازی به وجود بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نبود! کارنامه همتی هم خواندنی است.
او نخستین بار در دولت دوم روحانی، ریاست بانک مرکزی را در دست گرفت. در همان دوره، جهش ارزی رخ داد و قیمت دلار از محدوده چهار هزار تومان به بیش از 20 هزار تومان رسید. در تمام آن ماهها، مسئولان بانک مرکزی نه پاسخ روشنی به مردم دادند و نه مسئولیت سیاستهای خود را پذیرفتند.
«فشار دشمن» به بهانهای برای عبور از هر انتقادی تبدیل شد. پس از آن، همتی به وزارت اقتصاد رفت. مجلس او را با رای قاطع برکنار کرد. نمایندگان در جلسه استیضاح، مدیریت او در بازار ارز و طلا، تخصیص ارز کالاهای اساسی و سقوط پول ملی را محورهای ناکارآمدی او برشمردند. پاسخ همتی در آن جلسه نیز همان بود: «فشار دشمن.»
حالا برای سومین بار، همان فرد در رأس سیاستگذاری ارزی کشور قرار گرفته است. کمتر از یک ماه پس از انتصاب او، قیمت دلار از مرز ۱۵۰ هزار تومان عبور کرد و اکنون رکورد ۲۷۰ هزار تومان را ثبت کرده است.
همتی در برابر خبرنگارانی که درباره این جهش میپرسیدند، پاسخی نداد و از میان آنان گریخت. اینکه کشور از ابتدای انقلاب تحت تحریم و فشار دشمن بوده، کشف تازهای نیست؛ اما پرسش بنیادین این است؛ وظیفه سیاستگذار در برابر این فشار چیست؟ آیا وظیفه او این است که بازار ارز را به بازیچهای برای تنشهای سیاسی و هدررفت منابع ارزی در اوج جنگ اقتصادی تبدیل کند؟
آیا وظیفه او این است که هر بار پول ملی سقوط کرد، انگشت اتهام را به سوی «دشمن» نشانه بگیرد و از پاسخگویی بگریزد؟ افزایش جهشوار نرخ ارز در هر دو دوره مسئولیت او در بانک مرکزی، دقیقاً همان چیزی است که آمریکا برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران روی آن حساب میکند.
این وضعیت، نه مقاومت در برابر دشمن، بلکه تحقق خواستههای دشمن است. سیاستگذاری اقتصادی در شرایط تحریم، دشوار است. اما دشوارتر از تحریم، داشتن سیاستگذاری است که شکست خود را به حساب دشمن مینویسد و از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکند.