۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۰

آیا قیمت نفت، انگیزه اصلی چین برای خرید از ایران است؟

نفت
به‌طور کلی، کسی مدعی نیست که چین از سر دوستی و رفاقت، از ایران نفت می‌خرد. اما روایت خرید به دلیل تخفیف و ارزانی، روایت غلطی است که روابط راهبردی دو طرف را زیر سوال می‌برد.
کد خبر : ۷۵۰۱۷۹
در سال‌های گذشته درباره خرید نفت ایران از سوی چین یک گزاره به‌طور مکرر تکرار شده است: چین نفت ایران را صرفا به دلیل ارزان بودن و دریافت تخفیف خریداری می‌کند. بر اساس این نگاه، رابطه نفتی ایران و چین بیش از آنکه ریشه در ملاحظات راهبردی داشته باشد، یک معامله اقتصادی میان فروشنده‌ای تحت تحریم و خریداری در جست‌وجوی نفت ارزان است. اما آیا ابعاد اقتصادی این تجارت، به اندازه‌ای است که بتواند توضیح‌دهنده پذیرش ریسک‌های سیاسی و تحریمی از سوی چین باشد؟
 
به گزارش صراط به نقل از فارس؛ برای بررسی این ادعا، می‌توان سهم نفت ایران را از کل انرژی مورد استفاده اقتصاد چین محاسبه کرد. شاخص Total Energy Supply (TES) امکان چنین مقایسه‌ای را فراهم می‌کند و مجموع انرژی تأمین‌شده از منابع مختلف، از زغال‌سنگ و نفت و گاز گرفته تا انرژی هسته‌ای و تجدیدپذیرها، را در یک مقیاس واحد نشان می‌دهد. به بیان ساده، TES تصویری از کل انرژی موردنیاز اقتصاد یک کشور برای تأمین مصرف نهایی ارائه می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بین المللی انرژی(IEA) این عدد برای چین در سال 2023 برابر با 1018 ژول اعلام شده است.
 
در این شرایط، اگر کل عرضه انرژی چین از حامل‌های مختلفی مانند برق، نفت و فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی و زغال‌سنگ را معادل یک بشکه نفت خام تبدیل کنیم، مجموع انرژی در دسترس این کشور حدود ۸۰.۹ میلیون بشکه نفت خام در روز خواهد بود. این تبدیل امکان مقایسه سهم هر یک از منابع انرژی، از جمله نفت ایران، را در مقیاسی واحد فراهم می‌کند.
 
برآوردهای بازار نشان می‌دهد واردات نفت ایران توسط چین در سال‌های اخیر عموماً در محدوده ۱.۳ تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز قرار داشته است. در این شرایط حتی اگر رقم بالاتر یعنی ۱.۵ میلیون بشکه در روز را مبنا قرار دهیم، نفت ایران تنها 1.8درصد از کل انرژی موردنیاز اقتصاد چین را تشکیل می‌دهد. به بیان دیگر، وابستگی چین به نفت ایران با وابستگی چین به انرژی تفاوت بسیار زیادی دارد.
 
این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که ارزش این تجارت را با اندازه اقتصاد چین مقایسه کنیم. اگر متوسط قیمت نفت سال‌های اخیر را ۷۰ دلار در هر بشکه فرض کنیم و صادرات نفت ایران به چین را ۱.۵ میلیون بشکه در نظر بگیریم، ارزش سالانه این صادرات حدود ۳۸ میلیارد دلار خواهد بود. در مقابل، بر اساس داده‌های بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی(GDP) چین در سال ۲۰۲۵ حدود 19500 میلیارد دلار و ارزش صادرات آن 3770 میلیارد دلار بوده است. بنابراین ارزش کل نفت ایران تنها حدود ۰.۲ درصد از GDP و ۱درصد صادرات چین است.
 
این اعداد یک نکته مهم را نشان می‌دهند: حتی اگر فرض کنیم نفت ایران برای چین به صورت رایگان عرضه شود، مقیاس این تجارت به اندازه‌ای نیست که بتوان آن را یکی از عوامل تعیین‌کننده توسعه اقتصادی چین دانست. اگر تخفیف قیمتی مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین عامل بود، انتظار می‌رفت کشورهای کوچک‌تر و کم‌درآمدتر آفریقایی و آسیایی که با محدودیت‌های شدید منابع مالی و نیاز گسترده به انرژی مواجه‌اند، انگیزه بیشتری برای خرید نفت تحریم‌شده و ارزان داشته باشند.
 
لذا تصمیم چین را باید در چارچوب گسترده‌تری شامل امنیت انرژی و مناسبات ژئوپلیتیکی این کشور بررسی کرد. ایران نیز صرفاً یک عرضه‌کننده نفت نیست؛ بلکه کشوری بزرگ و اثرگذار در منطقه‌ای راهبردی است که در بسیاری از موضوعات، در برابر نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا در منطقه موضعی متفاوت دارد. از این منظر، تداوم روابط چین با ایران می‌تواند علاوه بر منافع اقتصادی، تحت تأثیر ملاحظات امنیت انرژی و ژئوپلیتیکی نیز قرار داشته باشد.
 
اما در سال‌های اخیر، همواره بخشی از جریان‌های سیاسی داخلی خرید نفت ایران توسط چین از یک موضوع دارای ابعاد راهبردی به یک معامله صرفاً اقتصادی تقلیل داده و سپس بر مبنای همین تقلیل، امکان شکل‌گیری یک شراکت راهبردی میان تهران و پکن را انکار می‌کنند. امری که با واقعیت موجود ناسازگار است.
 
سوال این است که اگر علت خرید نفت، قیمت آن نیست، پس چرا چین از ایران نفت می‌خرد؟بدیهی است که در جهان بین‌الملل، هیچ کشوری، دوست یا رفیق کشوری دیگر نیست و هر بازیگر، منافع خود را در نظر می‌گیرد.از مصادیق مهم ارتباط فراتر از قیمت نفت میان پکن و تهران، کریدور شرقی-غربی و جاده ابریشم است که منافع هر دو کشور را به هم گره می‌زند.مسئله دیگر، بحث قطب‌بندی جهانی است. چین و ایران به همراه کشورهای دیگر همچون روسیه، در بلوک کشورهای شرقی و مقابل کشورهای غربی قرار دارند. آن‌هم در جهانی که قطب‌بندی‌ها با سرعت بی‌سابقه‌ای سبک و سنگین می‌شوند.
 
به‌طور کلی، کسی مدعی نیست که چین از سر دلسوزی از ایران نفت می‌خرد. اما روایت خرید به دلیل ارزانی هم، روایت غلطی است که روابط راهبردی دو طرف را زیر سوال می‌برد.