به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد، چند روز پس از ترور حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، سید حسن نصرالله در سخنرانی خود یک موضوع روشن را مطرح کرد و گفت: پاسخ باید متوجه کشوری باشد که مسئول عملیات ترور است. یعنی ارتش آمریکا. شهید سید حسن نصرالله تصریح کرد که پایگاههای نظامی، کشتیها، افسران و سربازان آمریکایی در منطقه، در دایره رویارویی قرار دارند. سیدحسن هشدار داد: «بعضیها خواهند گفت سید داری موضوع را بزرگ میکنی. اما من آن را به اندازه واقعی خودش میبینم. اندازه این مسئله همین است. اگر مسئله ترور حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی و این حادثه با آن شکل و آن ابعاد به سادگی و به صورت یک اتفاق گذرا پشت سر گذاشته شود، من به شما میگویم که این یک آغاز خطرناک است.»
این موضوع نشان میدهد موضوع انتقام به حدی سهل گرفته شده بود که برخی به شهید سیدحسن نصرالله گفته بودند موضوع را بزرگ کردهای! اما اکنون باید این سؤال را بپرسیم که پس از گذشت ۷ سال از ترور حاج قاسم، آیا آن هشدار را به اندازه کافی جدی گرفته شد؟
از حاج قاسم تا شکستن آخرین خطوط قرمز
پس از شهادت حاج قاسم، ترور فرماندهان و شخصیتهای مقاومت سرعت گرفت. رژیم صهیونیستی که از ترس انتقام و حملات ایران در جریان ترور حاج قاسم علناً اعلام کرد هیچ دخالتی در به شهادت رساندن حاج قاسم سلیمانی نداشته است، با مشاهده عمق حملات ناکارآمد در انتقام از آمریکا، دوری از ترورهای گسترده را آغاز کرد. از به شهادت رساندن شهید فخریزاده، دانشمند هستهای کشورمان تنها یک سال پس از ترور حاج قاسم تا ترور هنیه در تهران و حمله به کنسولگری ایران در سوریه و شهادت فرماندهان عالیرتبه مقاومت لبنان و ادامه این روند تا جایی پیش رفت که حمله مشترک به رهبر معظم انقلاب، آیتالله سید علی خامنهای به وقوع پیوست.
حزبالله؛ همپیمانی تا شهادت
سید حسن نصرالله بارها حمایت خود از جمهوری اسلامی و رهبری ایران را اعلام کرد و در بازنگاههای مختلف، پیوند راهبردی میان تهران و مقاومت لبنان را نه تنها بیان بلکه با عمل و اقدام خود نشان داد.
شریک راهبردی ایران، که در جنگ ۴۰روزه پیشقدم شد و وارد درگیری مستقیم با رژیم صهیونیستی گردید، پیش از آن بارها پشتیبانی خود از ایران و ولایت فقیه را نشان داده بود. سیدحسن نصرالله تربیتیافته همان مکتبی بود که میگفت «اگر به ایران حمله شود، عاشورایی به پا خواهد خواست و از آن دفاع خواهد کرد.»، اما همان کسی که جان خود را برای ایران کف دست گرفته بود در عملیات اربعین و پس از شهادت فواد شکر اعلام کرد که در نتیجه رایزنیها، «ما تصمیم گرفتیم به صورت انفرادی دست به عملیاتمان بزنیم، آن هم بنا به مسائلی که با گذر زمان مشخص خواهد شد!»
این سخنان چنان تنهایی را از سید حسن نصرالله نشان میدهد که داغ از دست دادنش را دوچندان میکند.
رویای شیرین تفاهمنامه
اکنون، در سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، وقت آن است که راهبردهای گذشته را دوباره مرور کنیم، نه برای تکرار شعارها، بلکه برای فهمیدن اینکه کجا از مسیری که او ترسیم کرده بود فاصله گرفتیم. مکتبی که دشمن را با محاسبه قدرت و هزینه مواجه میکرد، نه با امید بستن به تضمینهای روی کاغذ.
تلختر آنجاست که امروز همان هشداری را که سیدحسن میگفت، عملاً تجربه کردیم. سیدحسن نصرالله منطق این میدان را به خوبی میشناخت. او بارها تأکید میکرد که دشمن را باید با زبان قدرت وادار به عقبنشینی کرد.
شاید مهمترین درس شهید سیدحسن بنصرالله برای امروز همین باشد؛ بازگشت به راهبردی که دشمن را وادار میکند هزینه اقدامات خود را پیش از هر تصمیمی محاسبه کند.