۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۱

جانفداها مشکل اقتصادی ندارند!

فکر کنید اگر قرار بود برای کم‌حوصله‌ترین فردی که سراغ دارید یک ماجرا را روایت کنید، چه باید می‌کردید؟ احتمالاً دست‌به‌دامن جملات نیم‌خطی یا حداکثر تک‌خطی می‌شدید. این شرح‌حال خانمی جوان و دوستش بعد از راهپیمایی «جان‌فدا» است.
کد خبر : ۷۴۹۳۴۷
به گزارش صراط به نقل از فارس؛ یکی از مخاطبان خبرگزاری فارس، موضوعی را با من در میان می‌گذارد؛ ماجرای چالشی که با یکی از دوستانش داشته. با او در تجمع شبانه مردم در میدان ابوذر تهران، دارالشهدای پایتخت، ملاقات می‌کنم. تا عصر در راهپیمایی ۳۱۳ هزار جان‌فدا شرکت کرده و حالا با دو فرزند کوچک که خواب و کلافگی از سر و رویشان می‌بارد به تجمع شبانه هم آمده درحالی‌که می‌توانست نیاید: «دوست ندارم میدان خالی باشد و دست دشمن پُر!» او می‌گوید: «نمی‌شود خودم به میدان نیایم و انتظار داشته باشم، دوستم دعوتم را قبول کند. آدم اول باید خودش به حرفش عمل کند.» او ماجرای مناظره جالبی که با دوستش درباره راهپیمایی جانفدایان داشته را برایم تعریف می‌کند. به سؤال و جواب‌هایی که بینشان ردوبدل شده است. به دو دنیای متفاوتی که با هم دارند اما باعث نشده رفاقت ۸ساله شان خراب شود، اشاره می‌کند. او می‌گوید: «ملیحه مثل خود من عاشق ایران است.»
 
 
یک رفاقت درست‌وحسابی...
 
مادر جوانِ دهه هفتادی که در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت است. همسرش برای مأموریت کاری چند روزی به استانی دیگر رفته است وگرنه هر شب خانوادگی اینجا حضور دارند. دختر گیلان در تهران دور از خانواده و اقوام در یک‌خانه هفتادمتری اجاره‌ای زندگی می‌کند. نه خبری از مهدکودک برای کودک ۴ ساله‌اش هست و نه کمک‌حالی برای نگهداری از دختر دو‌ساله بازیگوشش به جز دوستش ملیحه که گاهی با هم در رفت‌وآمد هستند. او با وجود همه این مشغله‌ها به تجمعات مردمی می‌آید. اما ماجرا وقتی جالب می‌شود که به‌عنوان دختری جوان بااین‌همه تکلیف و مسئولیت در زندگی، از مناظره‌ای که بعد از راهپیمایی جان‌فدایان با یکی از دوستانش داشته می‌گوید. دختر خلاقی است و برای مناظره اسم هم انتخاب کرده: «مناظره تک‌خطی». او خوشحال است که صمیمیت بین او دوستش همراه احترام، جنبه و پذیرش انتقاد از همدیگر بوده؛ موضوعی که دست هر دو را برای کمی شفاف، دور از مقدمه‌چینی و صراحت محور بودن مناظره باز گذاشته است. به قول خودش: «وسط هر بحث لازم نیست کلی به هم قربانت شوم، ببخشیدها، ببخشیدها یا... بگوییم. راحت بحث می‌کنیم. به دل هم نمی‌گیریم. انتقاد جای خودش؛ رفاقتمان جای خودش!»
 
 
شاید ملیحه هم بیاید!
 
ماجرا ازاین‌قرار است که ملیحه یکی از دوستانش به او گفته: «حوصله و دل‌ودماغ ندارم. حالا رفتید راهپیمایی جان فدا، اتفاقی هم افتاد؟ چیزی عوض شد؟ مردم از فردا گوشت و مرغ را ارزان می‌خرند یا نه؟» او هم نسبت به هر سؤال، جواب‌های کوتاهی به دوستش داده. می‌پرسم حالا پاسخ دادی، اثری هم داشت؟ می‌خندد و می‌گوید: «ملیحه مثل خود من دلش خیلی برای مردم می‌سوزد. هر دو مشکلات مالی داریم. با این تفاوت که من باید کلی قسط وام هم بدهم. به او حق می‌دهم. تورم همه ما را اذیت می‌کند. بعد از یک ساعت گفتگوی پینگ پونگی پرسید حالا تجمع شب‌ها دقیقاً ساعت چند شروع می‌شه؟ فکر کنم موفق شدم، کنجکاوش کنم خودش هم یکبار فضا را تجربه کند.» آنچه در ادامه می‌خوانیم، خلاصه‌ای از این مناظره دوستانه است. قسمت اول مربوط به سؤال، شبهه و انتقادهای خانم «ملیحه.ج» است و قسمت دوم پاسخ‌های «مریم رحمتی»، مادر دهه هفتادی. علامت منفی مربوط به پرسش‌های ملیحه خانم و و علامت مثبت پاسخ‌های خانم رحمتی است.
 
 
گوشت و مرغ ارزان شد؟!-
 
حالا شما رفتید تجمع، مشکلی هم حل شد؟ مردم از فردا می‌توانند گوشت، مرغ و برنج را ارزان بخرند؟+ راست می‌گویی واقعاً قیمت‌ها عجیب‌وغریب شده است. بعضی‌ها رسماً می‌گویند: جانفداها مشکل اقتصادی ندارند! ما هم مثل بقیه مردم؛ نه وعده دادیم نه وعده‌ای به ما دادند که اوضاع مالی‌مان بهتر می‌شود. اصلاً نیت ما برای حضور در این تجمع‌ها خیلی کلی‌تر است. تجمع‌های شبانه و «جان فدا» به دستور رهبر برای خونخواهی رهبر شهید و دفاع از کشور در برابر دشمن تشکیل شده؛ اقتصاد خودش کلی متولی دارد که به نظرم باید به سؤال همه ما پاسخ بدهند. اگر مشکلات حل می‌شود بگویند اگر نه به ما یاد بدهند در چنین اوضاعی چه‌کار کنیم؟ - قانع نشدم، یعنی این همه آدم، مشکل مالی نداشتید؟ چرا نباید یک چنین جمعی مطالبه اقتصادی نداشته باشد؟+ شعارنوشته‌های مردم به این موضوع هم کم اشاره نکرده بود. اما مگر در ماجراهایی که بعد از «مهسا امینی» پیش آمد یا دی‌ماه سال قبل، آن آدم‌هایی که آمدند بیرون همین مشکل را نمی‌دیدند؟ بعد هم یک عده سودجو و موج‌سوار، به کشور و بیت‌المال آسیب زدند، مشکلات مالی حل شد؟ مگر قرار نبود به گرانی اعتراض شود، چرا فقط به داشتن یا نداشتن حجاب ختم شد؟ خودت که می‌بینی من هم پوششم خیلی معمولی است و محجبه کامل نیستم. چرا از آن قشر توقع نداریم و پیگیری نمی‌کنیم که اعتراض به گرانی به کنار، هزینه آشوب و آسیب‌ها را چه کسی می‌دهد جز همین مردم!
 
 
این یک سرمایه‌گذاری است-
 
پولی که برای چاپ بنر، پرچم، پذیرایی و تبلیغات در همایشی به این بزرگی می‌شود، باید خرج نیازهای دیگر کشور بشود؛ اصلاً مشکلات سیستان و بلوچستان و... را حل کند! مگر نه اینکه مؤمن باید به فکر همنوعش باشد؟+ بخشی از حرفت را کاملاً قبول دارم. اول اینکه بخشی از هزینه را ستادهای مردمی پرداخت کردند. بعد در این مدت، بعد از جنگ رمضان، خیلی‌ها خودشان پرچم و بنر دارند؛ از خانه می‌آورند. خیلی‌ها اصلاً خودشان شعارنوشته درست کردند، تابلوی عکس رهبر را با گل تزئین کردند و... اما این فکر که نباید یک ریال خرج چنین مراسم‌هایی بشود، از کجا آمده؟ چه کسی گفته درست است؟ خرج کشور دیگری نشده که در کشور خودمان هزینه شده است. مهم‌تر از آن؛ چرا نباید یک کشور برای اقتدار خودش هزینه کند؟ کاری که تقریباً همه کشورها به‌خصوص غربی‌ها انجام می‌دهند. چند مقاله درباره همین موضوع در فضای مجازی هست که اصلاً با چنین کارهایی چقدر خوب می‌توان دشمن را به عقب‌نشینی مجبور کرد. اصلاً یک دلیل اصلی اینکه کشورهای دنیا سعی می‌کنند امکانات نظامی داشته باشند به‌خاطر همان تقویت امنیت و بازدارندگی است. امکانات نظامی بدون نیروی نظامی معنا ندارد. این راهپیمایی با همین هدف برگزار شد. کمی هزینه برای این همه فایده منطقی نیست؟
 
 
آری به امنیت نه به تخریب!-
 
خودت هم می‌دانی در کشورمان کلی مشکلات داریم، نداریم؟ آنها اولویت ندارد؟+ منکر مشکلات نیستم. نه خانه دارم، نه ماشین. ماه قبل فقط یک کیلو گوشت توانستم بخرم اما موضوع فقط امروز نیست؛ امنیت فردا هم است. پولی هم برای حضور در این مراسم به ما ندادند که از خودمان هزینه هم کردیم. من توی خانه می‌نشستم خرجم کمتر بود. بین راه فقط برای این دو بچه ۳۵۰ هزار تومان خوراکی خریدم. مگر مدام نقدمان این نیست که با فرهنگ‌سازی می‌شود مشکلات اقتصادی و تهدیدهای امنیتی را کم کرد؟ چرا از این زاویه به هزینه‌های احتمالی چنین مراسمی نگاه نمی‌کنی؟ اما نکته بعد؛ گفتی چرا خرج سیستان و بلوچستان نمی‌شود؟ خود ما گروه جهادی داریم که هر ماه برای محرومان دو استان، بسته‌های مواد غذایی تهیه می‌کنیم. هیئتی‌ها پای‌کار مردم بودند و هستند. اگر تو خودت راه بهتری برای کمک‌کردن سراغ داری، بگو تا با هم انجام بدهیم.- بماند بین خودم و خدا. مگر الان موضوع من یک نفر هستم؟ منظورم این است که این تجمع‌ها فایده‌ای برای قشر محروم هم داشته؟+ خیلی‌ها از همین جمع، خودشان قشر ضعیف یا متوسط جامعه هستند. همه دغدغه مالی داریم. اما نگرانیم برای کشورمان. امنیت باشد، امیدواریم مشکلات اقتصادی ایران را هم به‌زودی مطالبه و حل کنیم. اینکه انتظار داشته باشیم هر تجمع، اعتراض، راهپیمایی و... در این کشور برگزار شد، حتماً باید کاری برای مناطق کم‌برخوردار انجام بشود، چیز بدی نیست. من یک سؤال می‌پرسم؛ در دی‌ماه و ماجراهای شبیه آن، نه‌تنها کمکی به مناطق محروم نشد که اموال عمومی هم از بین رفت و فردا دوباره باید از مالیات من و تو هزینه بازسازی آن تأمین بشود. اینجا نه‌تنها امنیت تقویت می‌شود که هزینه هم روی دست کشور نمی‌گذارد.
 
 
ایده و پیشنهادت را مطرح کن...-
 
 شاید یک نفر بخواهد برود بیمارستان. مثلاً یک خانم باردار یا یک بیمار قلبی و... یعنی چه که مدام راه بسته باشد؛ حالا از این راهپیمایی گرفته تا تجمع‌های هر شب! این ضد آسایش مردم نیست؟+ اول اینکه مگر هر روز همایش و رزمایش برگزار می‌شود؟ دوم؛ چرا همیشه یک خانم باردار یا خانم و آقای سالمند که از قضا ناراحتی قلبی دارند و... پشت ترافیک دسته‌های عزاداری ماه محرم و... اذیت می‌شوند یا؟ اصلاً یک نمونه واقعی و مستند مثال بزن که فرزند کسی سقط شده باشد یا بیمار فوت کرده باشد؟ چرا وقتی یک کاروان عروسی خیابان را می‌بندد، نیم‌ساعت پایکوبی می‌کند یا برای برگزاری یک مسابقه دو یا کارهای غیر از این، مسیری تغییر می‌کند یا مسدود می‌شود، گله نمی‌کنیم؟ محض اطلاع اینکه با وجود برپایی تجمع، به‌جز همان محدوده جزئی، معابر منتهی باز هستند. مسیر جایگزین هم در نظر گرفته شده است. روز اول و دوم تجمع‌ها نیست، همه مردم به این موضوع عادت کرده‌اند. اگر کاری داشته باشند هم از معابر اطراف استفاده می‌کنند. ساعت تجمع‌ها هم ۸ و ۹ شب به بعد است که خیابان‌ها به‌خودی‌خود تردد کمتری دارند بااین‌حال اگر ایده‌ای داری به مسئولان برنامه بگو. استقبال می‌کنند. ما خودمان چند چیز را مطرح کردیم واقعاً رعایت کردند.
 
 
تو چرا تنها بودی؟-
 
در راهپیمایی جان فدا خیلی هم جمعیتی نیامده بوده، ظاهراً! من که خودم نرفتم اما در فضای مجازی فیلم و عکس‌هایی که می‌دیدم هم ‌چنان شلوغ نبود. وقتی خود مردم هم استقبال نمی‌کنند، اصلاً چرا باید برگزار بشود؟+ تو چرا سال قبل برای جلسه دفاع دانشگاهت تنها رفتی؟ من البته نبودم اما فیلمی که در اینستاگرام گذاشته بودی را دیدم، ناراحت شدم که تنها بودی! کاش می گفتنی همراهت می‌آمدم، دوستی را برای همین روزها گذاشته‌اند.- چه کسی گفته من تنها بودم؟ همسرم، برادرم و خواهرم بودند. آن فیلم فقط مربوط به یکی، دو دقیقه از دفاعم بود. تو وقتی آنجا نبودی، چطور می‌توانی بگویی که من تنها بودم؟+ حالا شد! تو که خودت به راهپیمایی نیامدی، چطور می‌توانی بگویی جمعیت کم بود؟ چرا فکر می‌کنی کسی که نسبت به انقلاب، جان فدا و تجمع‌های شبانه و... زاویه یا بدتر؛ موضع مخالف دارد حتماً درست هم روایت می‌کند؟ تصاویر صحنه‌هایی که خیابان از جمعیت کیپ است، صدای همخوانی مردم در هوا پیچیده و خیابان زیر پای آنهایی که جانانه رژه می‌روند می‌لرزد را برای تو ثبت و ضبط کند؟ وقتی چیزی را با چشم و گوش خودمان ندیدیم، چطور می‌توانیم این‌قدر مطمئن انتقاد کنیم؟ بد نیست به این عکس و فیلم‌هایی که خودم گرفتم هم نگاهی بینداز. آن وقت هرچه بگویی من قبول می‌کنم. جای سوزن انداختن نبود.
 
 
نمادین بود، جمعیت بیشتری آمد-
 
 اصلاً آن فیلم‌ها به کنار! یعنی تهران به این بزرگی باآن‌همه نیروهای مردمی که ادعا دارند جان فدا هستند؛ فقط ۳۱۳ هزار نفر دارد که برایش سینه سپر کنند؟ پس کجاست آن جمعیت میلیونی که ثبت‌نام کرده بودند؟+ اصلاً قبل از اینکه این همه از بقیه توقع داشته باشیم چرا به این فکر نکنیم که باز همان آدم، به اسم هم که شده در پویش ثبت‌نام کرده است، اما من چی!- ثبت‌نام کنیم که چه بشود؟ وقتی جنوب را می‌زنند و منِ جان فدا توی خانه‌ام تخت می‌خوابم چه فایده‌ای دارد؟ حالا اصلاً به فرض نام‌نویسی هم کردیم، چه فرقی به حال مملکت دارد؟ جنگ نشد که شد!+ اول پاسخ سؤال قبلی‌ات. این جمعیت ۳۱۳ هزارنفری، آن هم برای رژه در روز جمعه، نماد آمادگی برای ظهور است. برای من، خودت و خیلی‌های دیگر که خوشبختانه به ظهور امام‌زمان (عج) امیدواریم و منتظر، این راهپیمایی یک توسل و برای دشمن مخابره این پیام است که جنگ ما و شما، جنگ دو یا چند کشور نیست؛ نبرد آخرالزمانی حق با باطل است. ما خودمان را آماده می‌کنیم تا زمینه ظهور حضرت فراهم شود؛ همان‌طور که صهیونیست از مدت‌ها قبل و هر ثانیه برای استقبال از «ماشیح» خودش را آماده می‌کند. از طرفی، راهپیمایی مربوط به پایتخت بود. در راهپیمایی ملی، جمعیت بیشتر است. اما مهم‌ترین قسمت جواب: از کجا می‌دانی بیشتر از ۳۱۳ هزار نفر نیامد؟ من با همین دو بچه بین جمعیتی که ماشاءالله تمامی نداشت، به‌سختی حرکت می‌کردیم.
 
 
جان فدا برای دنیا مهم بود
 
اما پاسخ سؤال دوم: اگر پویش «جان فدا» فایده نداشت، رسانه‌های کشورهای دنیا این همه روی این پویش و عدد و رقم آن مانور نمی‌دادند. مثلاً همین پوتین، رئیس‌جمهور روسیه که دقیقاً به مهم بودن آن اشاره کرد. این پویش حتی به‌صرف اینکه هیچ کاری هم نکنیم، خبری هم از تجمع‌های شبانه نباشد، به‌خودی‌خود یک صف‌آرایی حماسه‌ای در برابر دشمن است. این فقط یک عدد ساده نیست؛ حتماً دشمن روی آن محاسبه می‌کند. نکته بعدی؛ جنگ پیش از پویش جان فدا شروع شد. اینکه دشمن بدعهدی می‌کند را هم باید جان‌فداها پاسخ بدهند. اما مهم‌تر از هر چیز؛ از کجا خبر داری آنهایی که مدت‌هاست رنگ خانه و خانواده را ندیده‌اند به جنوب اعزام شده‌اند یا داوطلبانه به آنجا رفته‌اند، جان فدا نیستند؟ اما یک نکته هم از قلم نیفتد! به جمعیتی که خیلی بیشتر از عدد نمادین راهپیمایی؛ به عدد یاران امام‌زمان (عج) آمده بودند، جمعیت آنهایی را هم اضافه کن که مشتاق بودند بیایند اما مریض بودند، مشکلی برایشان پیش‌آمده بود یا به هر دلیل غایب بودند اما شک ندارم دلشان می‌تپید که آنجا باشند.
 
 
تو بهتر مطالبه می کنی...
 
- ناراحت نشوی‌ها! از بین حرف‌های خودت به این سؤال می‌رسم؛ وقتی یک نفر برای حضور در یک راهپیمایی نمادین برای دفاع از کشور غایب است؛ چطور می‌توانیم به او اعتماد کنیم که وسط معرکه فرار نکند؟ اصلاً مگر کاری مهم‌تر از دفاع از کشور هم داریم؟+ چرا باید ناراحت شوم؟ اولاً اینکه خوشحالم با هر ادبیات و نگاهی هرچقدر متفاوت از هم که داریم، هم من و هم خود تو و امثال ما، جانشان برای ایران در می‌رود. اما چرا خودت حضور نداشتی؟ چرا وظیفه دفاع از کشور و خط‌ونشان کشیدن برای دشمن را از بقیه انتظار داریم؟ من با دو بچه کوچک بدون همسرم رفتم. به تو هم پیشنهاد دادم اما نیامدی. چرا وقتی خودمان یک شب هم به تجمع‌های مردمی نمی‌رویم، ندیده و نشنیده حرف‌های دیگران را باور و آن را مبنای نقدهای خودمان می‌کنیم؟ من از تو دعوت می‌کنم یک شب هم که شده با من به میدان بیایی! مگر کاری مهم‌تر از حضور در میدان و دفاع از کشور هم داریم؟ نمی‌شود هم غایب باشیم هم مدعی و منتقد! بیا، خودت ببین و دوباره انتقاد کن. حتماً تو بهتر از من می‌توانی مطالبه کنی. جای تو واقعاً خالی است.