۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۳
وقتی جوانان برای امرار معاش پیاده به جان خیابان‌ها می‌افتند؛

پیک‌ها پیاده شدند!

پیک
اتحادیه پیک‌های موتوری فعالیت پیک‌های پیاده را فاقد ‌جایگاه قانونی می‌داند و نسبت به نبود نظارت بر آنها هشدار می‌دهد.
کد خبر : ۷۴۸۸۶۵

به گزارش صراط به نقل از هفت صبح، در روزهای شلوغ و پرجنب‌وجوش تهران، جایی که موتورسیکلت‌ها ریه‌های ترافیک‌اند و پیک‌های موتوری با کلاه‌های سیاه و سفیدشان بین ماشین‌ها می‌لولند، پدیده تازه‌ای در حال ریشه دواندن و رشد پیدا کردن است. دیگر لازم نیست برای رساندن یک بسته کوچک، حتماً موتوری روشن کنی یا در ترافیک معطل بمانی.

 

حالا کافی است دو پا داشته باشی، یک کوله‌پشتی بر دوش بگذاری و در میان کوچه‌های شهر قدم بگذاری تا جزو اولین «پیک پیاده»های بازار کار کشور باشی. همان‌‌ها که برای رساندن محموله‌ها به نقاط مختلف شهر، بخشی از مسیر را پیاده طی می‌کنند و برای مسافت‌های طولانی‌تر نیز سوار اتوبوس و مترو می‌شوند. پدیده‌ای که شاید در نگاه اول ابتدایی و ساده به نظر برسد، اما در دل خود، قصه‌ گرانی، ناچاری و تلاش هزاران جوان برای بقا را روایت می‌کند.

 

پیکی فراتر از یک شغل

شاید در نگاه اول، واژه «پیک پیاده» یک تناقض به نظر برسد؛ چرا که ما به پیک، همیشه با موتور و سرعت عادت کرده‌ایم. اما حقیقت ماجرا چیز دیگری است. براساس دیدگاه موافقان این شغل، برخلاف آنچه تصور می‌کنید، پیک پیاده برای مسیرهای کوتاه بسیار کارآمد هستند و به راحتی می‌توان از آن برای رساندن بسته‌های کوچکی مثل پاکت‌نامه و مجلات و بسته‌های سبک وزن استفاده کرد.

در میان ما آدم‌های زیادی هستند که در پیاده‌روی و دویدن استقامت چشمگیری دارند و می‌توانند ساعت‌ها راه بروند؛ همین افراد می‌توانند سرمایه اصلی این شغل نوپا باشند. همان‌هایی که برای رساندن محموله‌ها به نقاط مختلف شهر، بخشی از مسیر را پیاده طی می‌کنند و اگر مسیر طولانی باشد برای مسافت‌های طولانی‌تر نیز سوار اتوبوس و مترو می‌شوند.

 

بنابر ادعای موافقین این حرفه، به‌کارگیری پیک پیاده برای انتقال بسته‌ها، تنها یک راه‌حل اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند نقش مهمی در اشتغال‌زایی ایفا کند و موانع موجود بر سر راه شروع به کار جوان‌ها را از میان بردارد. ما که شوخی نمی‌کنیم؛ وقتی یک جوان بدون داشتن حتی یک وسیله نقلیه و تنها با استفاده از قدرت بدنی و پاهایش می‌تواند درآمد کسب کند، چرا این کار را نکند؟ جذابیت این شغل در سادگی آن است. یک پیک پیاده برای شروع کارش به هیچ‌چیز جز یک کوله‌پشتی نیاز ندارد. همین سادگی و هزینه تمام‌شده پایین، باعث می‌شود به‌کارگیری این نوع پیک برای مسافت‌های کوتاه، بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر از سایر انواع پیک ارسال کالا باشد.

 

بازاری در حال تغییر

بازار کار پیک در ایران دارد پوست‌‌اندازی می‌کند. دیگر فقط پیک‌های موتوری نیستند که صاحبان کالا را خوشحال می‌کنند؛ در کنار آن‌ها، استخدام پیک پیاده هم دارد به یک گزینه تازه و جدی برای کسب درآمد تبدیل می‌شود. برخی آگهی‌های استخدامی در مناطق پرتردد شهری، از جذب نیرو برای ارسال سفارش‌ها به صورت پیاده خبر می‌دهند.

 

اما این تنها بخش شیرین ماجراست. ارقام ذکر شده در آگهی‌ها، همان چیزی بود که باعث شد این پدیده به سرعت در فضای مجازی بپیچد و واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیزد. بر اساس آگهی‌های منتشرشده، درآمد پیک پیاده در برخی موقعیت‌های شغلی بین 20 تا 30 میلیون تومان اعلام شده است. همین رقم‌های تقریبا خوب، این نوع فعالیت را برای افرادی که امکان خرید یا استفاده از موتورسیکلت را ندارند، بسیار جذاب‌تر کرده است.

 

در سوی دیگر، افزایش چشمگیر قیمت موتورسیکلت، هزینه تعمیر و نگهداری، استهلاک و مخارج مرتبط با سوخت، هزینه ورود به شغل پیک موتوری را به‌شدت بالا برده است. در چنین شرایطی، بسیاری از کسب‌وکارها برای ارسال سفارش‌های مشتریان خود در مناطق شلوغ و پرتراکم، استفاده از پیک‌های پیاده را در دستور کارشان قرار داده‌اند. 

 

البته باید در نظر داشت که میزان درآمد اعلام‌شده برای پیک‌های پیاده، به عوامل متعددی مانند تعداد سفارش‌ها، ساعات کاری، محل فعالیت و شرایط هر مجموعه بستگی دارد و نمی‌توان رقم 20 تا 30 میلیون تومان را به‌عنوان درآمدی ثابت برای همه پیک‌های پیاده در نظر گرفت. با این حال، کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند که با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و دشوارتر شدن ورود به مشاغل وابسته به موتورسیکلت، به نظر می‌رسد استخدام پیک پیاده، روندی رو به رشد و تسریع‌شونده خواهد داشت.

 

اما این گرانی، تنها مختص بنزین و موتور نیست. محمد محمدی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان قطعات و تعمیرکاران دوچرخه و موتورسیکلت، از افزایش شدید قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت خبر می‌دهد. موضوعی که عاملی شده برای گران شدن استفاده از موتورسیکلت در حرفه پیک موتوری. به گفته این فعال صنفی، به علت تحریم‌ها و نوسانات نرخ ارز، برخی از اقلام پرمصرف و وارداتی طی ماه‌های گذشته بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد گران شده‌اند. این ارقام، زنجیره‌ای از گرانی را رقم زده که در نهایت، جوان‌هایی که روزی رویای پیک موتوری شدن را در سر داشتند، حالا مجبورند به پیک پیاده شدن فکر کنند؛ نه از روی علاقه، که از سر ناچاری و نبود هیچ راه دیگری.

 

 آگهی‌دهندگان چه می‌گویند؟

برای پیگیری این ماجرا و صحت این آگهی‌ها، به سراغ چندتا از این آگهی‌ها می‌رویم و به شماره تماس‌هایی که به‌عنوان کارفرما در فضای مجازی منتشر شده زنگ می‌زنیم تا از چند و چون استخدام و صحت آگهی‌ها مطلع شویم. اولین تماس ما با کسی است که در منطقه بازار «باب‌همایون» تهران فعالیت می‌کند. وقتی می‌فهمد که برای آگهی پیک پیاده زنگ زده‌ایم، می‌گوید: «کارش زیاد سخت نیست. ما اینجا در باب‌همایون، خرید و فروش مواد شیمیایی داریم.

 

کار شما این است که از صبح تا بعدازظهر اینجا باشی و هر وقت لازم شد، بسته‌‌های قابل حمل مواد شیمیایی را که چند کیلو بیشتر هم نیست، از اینجا به مغازه همکاران یا به دست مشتریانی که بیشتر در اطراف خودمان هستند برسانی.» وقتی از او می‌پرسیم مسافتی که باید برای رساندن بسته‌ها طی کنیم چقدر است؟ خنده‌ای می‌کند و جواب می‌دهد:

 

«ممکنه تا یک کیلومتر، دو کیلومتر هم برسه، اما تقریباً تو همین حدود هست.البته ممکنه جای دیگری از شهر باشه. یعنی مشتری عجله نداشته باشه و شما مجبور شوی آن بار را با اتوبوس و مترو به دست وی برسانی» لحظه‌ای سکوت می‌کند و بعد ادامه می‌دهد: «به هر حال فکر می‌کنم این گزینه مناسبی است. شما اگر موتور داشته باشید که خب، می‌توانید بروید پیک موتوری باشید، اما برای کسی که چیزی ندارد و وسیله‌ای برای کار کردن ندارد، این روش بهترین گزینه است.»

 

اما تماس دوم، ما را با دنیای متفاوتی روبه‌رو می‌کند؛ دنیایی که در آن، شوخی و صمیمیت با بی‌پروایی در هم آمیخته است. کارفرمایی که فعالیتش در زمینه توزیع لوازم‌تحریر است، با خو‌شرویی به ما می‌گوید: «ما الان هم پیک پیاده داریم، اما چون کارمان زیاد است و دائم باید جنس‌ها را بین مغازه‌ها جابه‌جا کنیم، به دنبال جذب دو نفر دیگر هستیم.»

 

وقتی با خنده و شوخی از او می‌پرسیم که آیا این کار سخت نیست، او هم به شوخی جواب می‌دهد: «کسی براتون دعوت‌نامه نفرستاده! اینجا متقاضی زیاده. تا الان چند نفر از صبح به من زنگ زدن. هر کسی دوست داشته باشه می‌تونه بیاد کار کنه و اگر دوست داشت ادامه بده.» او تأکید می‌کند که به دنبال «آدم مورد اطمینانی» می‌گردد و اگر کسی بتواند خودش را ثابت کند، حتماً جای پیشرفت هم برایش وجود خواهد داشت.

 

اما آن‌جا بود که بحث به «قانون» و «اتحادیه» می‌رسد. پاسخ او، تصویری عجیب و قابل تامل از این بازار بی‌قانون را ترسیم می‌کند. وقتی از او می‌پرسیم که آیا برای انجام این کار باید از اتحادیه پیک‌های موتوری نامه یا مجوزی هم بیاوریم؟ خنده‌ای پرصدا می‌کند و در همان حال می‌گوید: «نه عزیزم! نامه چیه؟ میای همین‌جا  می‌ایستی و کار می‌کنی.

 

فوقش شناسنامه‌ات رو اینجا گرو می‌گیریم! اما این‌ها ربطی به اتحادیه نداره.» این جمله‌ ساده، پرده از یک حقیقت بزرگ برمی‌دارد؛ حقیقتی که در آن، «شناسنامه» جایگزین «مجوز» شده و «اعتماد» تنها سند رسمی این قراردادهای بی‌رسم است. شغلی که در یک خلأ قانونی مطلق نفس می‌کشد و هیچ نهادی مسئولیت و نظارتی بر آن ندارد.

 

رئیس اتحادیه: غیرقانونی است!

داود محمدی، رئیس اتحادیه وانت‌بارها و پیک‌های موتوری، فعالیت این‌گونه پیک‌ها را غیرقانونی می‌داند و با قاطعیتمی‌گوید: «اصولاً فعالیت هر نوع پیکی بدون نظارت اتحادیه غیرقانونی است؛ چون اصلاً چنین زیرشاخه‌ای در صنف ما تعریف قانونی نشده است. شما نمی‌دانید کسی که از کنار شما رد می‌شود و مثلاً پیک پیاده است، چگونه آدمی است و چه سوابقی دارد که در حال حمل یک بسته است.»

 

او ادامه می‌دهد: «هنوز نهادهای مرتبط نتوانسته‌اند برای ساماندهی بحث پیک‌های موتوری با هم هماهنگ و همکلام شوند، چه برسد به پیک‌های پیاده!  برآورد ما این است که در تهران چیزی حدود یک میلیون پیک موتوری داشته باشیم که شاید فقط تقریبا  400 هزار نفر از آنها از طریق شرکت‌های ثبت شده فعالیت می‌کنند.»

 

اما سخن مهم‌تر او شاید این باشد که به ‌صراحت ریشه این پدیده را در مشکلات بزرگ‌تر می‌بیند: «چه تضمینی وجود دارد که این پیک پیاده، یک بسته ارزشمند را ندزدد و فرار نکند؟ چه تضمینی وجود دارد که وقتی وارد منزلی می‌شود کار خلافی نکند و به اعضای آن خانه آسیب نرساند؟ البته به نظرم مسئله بسیار حادتر از موضوع پیک‌های پیاده است. وقتی ما هنوز به خاطر عدم حمایت استانداری، راهور و سایر نهادهای مرتبط نتوانسته‌ایم از پس ساماندهی وانت‌بارها و پیک‌های موتوری بربیاییم، طبیعی است که شکل‌گیری این پدیده جدید، خودش نشانه‌ای از همین خلأ نظارتی و حمایتی باشد.»

 

روایتی از ناچاری و بقا

واقعیت این است که پدیده «پیک پیاده» در تهران، به علت افزایش هزینه‌ها رواج یافته است. این پدیده، بیش از آنکه یک نوآوری و راهکار خلاقانه باشد، آینه‌ای تمام‌قد از وضعیت اقتصادی کشور است. در یک‌سو، آگهی‌هایی با حقوق‌های وسوسه‌انگیز 18 تا 30 میلیون تومان می‌بینیم که برای جوانانی که هیچ وسیله‌ای ندارند، تنها روزنه امید باقی‌مانده برای کسب درآمد است.

 

در سوی دیگر، نهادهای مسئول هنوز قادر به ساماندهی پیک‌های موتوری نیستند، چه رسد به پیک‌های پیاده! و در میان همه این‌ها، جوانانی ایستاده‌اند که با یک کوله‌پشتی و دو پای خسته، بار اقتصاد کشور و معیشت خانواده‌هایشان را به دوش می‌کشند. پیک پیاده، شاید راهی ساده برای برون رفت از بحران باشد، اما تا زمانی که تمام این حلقه‌ها - از گرانی و ناچاری تا خلأ قانونی و بی‌توجهی - به هم متصل‌اند، این پدیده نه یک راه‌حل، که نشانه‌ای از عمق یک بحران بزرگ‌تر خواهد بود.