۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۵
بی‌خبری دولت از دیسکوهای پنهان پشت ویترین کافه‌ها؛

ولنگاری هم محصول جنگ است؟

کافه
در سایه بی‌خیالی و بی‌مسئولیتی ارکان فرهنگی دولت، اتفاقاتی در کافه‌های تهران در حال رخ دادن است که نظیر آن را فقط در جوامع ولنگار غربی و کشورهای توریست‌محورِ متکی بر جذابیت‌های جنسی می‌توان یافت. کافه‌هایی که تا عصر محل صرف قهوه و غذا هستند، از ساعت ۸ شب به بعد درهای خود را به روی مشتریان عادی می‌بندند و به پاتوق‌های شبانه با دی‌جی، رقص و آنچه خودشان آزادی پوشش و نوشیدنی می‌نامند، تبدیل می‌شوند.
کد خبر : ۷۴۸۶۸۱

به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد، سازوکار ورود به این برنامه‌ها هم هیچ شباهتی به یک دورهمی مخفیانه ندارد؛ در اینستاگرام تبلیغ می‌کنند و از طریق دایرکت بلیت فروخته می‌شود و بارکد اختصاصی برای ورود صادر می‌کنند. حتی قیمت ورود برای زنان و مردان هم مشخص شده است. سؤال ساده اما سنگین است: چطور چنین برنامه‌ای در پایتخت، آن هم با تبلیغات علنی در فضای مجازی، برگزار می‌شود و دستگاه‌های مسئول دولت همچنان خود را به بی‌خبری می‌زنند؟

 

ماجرا از حدود ساعت ۸ شب آغاز می‌شود؛ زمانی که کافه از یک فضای عادی پذیرایی خارج می‌شود و شکل یک مهمانی شبانه به خود می‌گیرد. برای ورود، کافی است هزینه اعلام‌شده را پرداخت کنید تا یک بلیت دیجیتال و بارکد اختصاصی دریافت کنید. بعد از آن، ماجرا دیگر شبیه رفتن به یک کافه معمولی نیست؛ ورودی و گیت مشخص است و مهمانان با همان بلیت وارد برنامه می‌شوند و به عیاشی می‌پردازند.

 

هزینه ورود برای زنان ۳۵۰ هزار تومان اعلام شده، در حالی که مردان باید یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بپردازند؛ رقمی که تقریباً چهار برابر مبلغ تعیین‌شده برای زنان است. یعنی حتی برای ورود به این مهمانی‌ها هم یک سازوکار تجاری دقیق طراحی شده و از جذب مشتری تا دریافت پول و کنترل ورود، همه‌چیز حساب‌شده پیش می‌رود.

 

اما بخش جنجالی‌تر ماجرا، محتوای تبلیغات این برنامه‌هاست. در تبلیغ برخی از این کافه‌ها صراحتاً از آزادی پوشش، رقص و نوشیدنی‌های خاص سخن گفته شده و حتی عبارت «نوشیدنی کاملاً آزاده» به کار رفته است. درواقع دیگر نمی‌توان از یک دورهمی خصوصی یا رفتار موردی سخن گفت؛ با فعالیتی مواجهیم که برای آن مشتری جذب می‌شود، قیمت تعیین می‌شود و سازوکار ورود طراحی شده است.

 

اینجاست که باید پرسید دستگاه‌های فرهنگی و نظارتی دولت کجا هستند؟ چگونه ممکن است یک واحد صنفی در ساعات روز کافه باشد و شب‌ها با فروش بلیت و تبلیغات عمومی، کارکردی کاملاً متفاوت پیدا کند و تبدیل به دیسکو شود؟

 

مسئله فقط یک کافه نیست. مسئله مدیریتی است که سال‌ها از جنگ فرهنگی حرف زده اما در میدان عمل، فرهنگ را به حال خود رها کرده است. اگر این فعالیت‌ها غیرقانونی است، چرا جلوی آن گرفته نمی‌شود؟ اگر قانونی است، چه نهادی و بر اساس چه ضابطه‌ای اجازه چنین فعالیتی را داده است؟

 

وقتی یک پدیده به مرحله تبلیغ عمومی، فروش بلیت و درآمدزایی می‌رسد، دیگر نمی‌توان اسمش را سهل‌انگاری گذاشت. این نتیجه مستقیم خلأ نظارت و بی‌عملی فرهنگی است؛ خلأیی که اگر پر نشود، فردا باید درباره عادی‌شدن چیزهایی پاسخ بدهیم که امروز هنوز از دیدنشان شوکه می‌شویم.