به گزارش سرویس وبلاگ صراط؛نویسنده وبلاگ جوانی در همین نزدیکی ها در آخرین به روزرسانی وبلاگ خود نوشته است:
آورده اند که موجودیست دوپا و شوهری دارد بسی بی غیرت،هرچند که قدرت پرواز ندارد اما خیلی ها دیگر در آسمان ها دنبالش میگردند،این روزها سرش بسی شلوغ است و طرفدارانش هر از گاهی در مکانی دور همدیگر جمع میشوند تا برای دیدن محبوب خود با قیمت دولتی از غافله عشاق جانمانند.نامش مرغ است پرنده ای که پرواز نمی کند.

این روزها از سیاست و اقتصاد گرفته تا عرصه رسانه ای و دیپلماسی بدجوری به او گره خورده اند،از مسلمات سیاست این است که کاندیداهای ریاست جمهوری در سال آینده به مردم وعده کم کردن قیمت این پرنده محبوب تر از طاووس را میدهند،در اقتصاد هم جای طلا را گرفته و دیگر بجای اینکه رانندگان تاکسی برای بالارفتن کرایه به قیمت نفت و طلا استناد کنند به قیمت مرغ استناد می کنند،از سویی دیگر در عرصه روابط دیپلماتیک پس از آنکه دوستان غربی و متحدانشان با تحریم های پشت سرهم نتوانستند به رویای خیابان های ناآرام تهران دست یابند به صف های شلوغ مرغ توسل جسته اند و دست به دامن بالارفتن قیمت مرغ شده اند تا بگویند اینجا همه چی آروم نیست از سویی دیگر هم ابعاد فاجعه ی مرغ بسی در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس داشته،سی ان ان تصاویر حمله مردم به سمت کامیون های عرضه مرغ را نشان میدهد و میگوید در ایران جوجه مردم را تحریک می کند و در رسانه های داخلی هم همه میگویند اگر جریان ما رای می آورد مرغ گران نمی شد،اما فارغ از این قضایا این روزها مرغ ارزشی فلسفی هم پیدا کرده و علت العلل تمامی وقایع متفقه شده و گوی اصالت را از وجود ربوده و به زودی باید شاهد مکتب اصالت مرغ باشیم،در باب علت العلل بودن مرغ به همین کفایت می کنیم که هرکسی که با جمهوری اسلامی مشکل دارد دیواری کوتاه تر از مرغ پیدا نمی کند و تا به در بسته میخورد میگوید غنی سازی میخواهیم چکار وقتی مرغ گران است،از سینماگران می پرسیم این چه وضع گیشه است مردم حاضر نیستن این مزخرفات شما را در سینما ببینن میگویند آقا قیمت مرغ بالارفته مردم به سینما نمی آیند،به باشگاه ها ایراد میگیریم که چرا باید 3میلیارد هزینه قرارداد ج.ن بشود میگویند مصرف مرغش بالاست دیگر 2میلیارد تومان کفاف مرغش را نمی دهد.در باب بحث اصالت مرغ هم میتوان به تیتر1 جراید اشاره کرد که همه چیز را مرغ میدانند و بر اساس اصل تشکیک مرغ همه چیز اصلیتش از مرغ است اما پدیده ها از باب مرتبه مرغ بودنشان با هم تفاوت دارند،جراید ما این روزها در سیاست مرغ می بینند،در فرهنگ مرغ می بینند،در اقتصاد مرغ می بینند و در هر جلوه ای از این عالم مثالی از مرغ برایشان نمایان میشود.
این روزها دارم فکر می کنم اگه اونقدری که فکر و ذکرمون شده مرغ،اگه اونقدری که انرژی میذاریم برای ساختن جوک با موضوع مرغ،اگه اونقدری که وقتمان را حراج کردیم برای مرغی که حراج نمیشه هم و غم و وجودمون رو میذاشتیم واسه فکر و چاره ای برای مشکلات کشور چقدر به نفعمون میشد،مرغ هم ارزان میشود،شاید دیگر کیلویی2000تومان نشود اما ارزان میشود و باز هم سر سفره ها گوشت هورمون زده مرغ خودنمایی می کند مثل حکایت سکه که خودمان را کشتیم تا در تورنومنت خرید سکه عقب نیافتیم اما این وسط چیزی که بر نمی گرده این همه وقت و دغدغه ای هست که بخاطر مرغ هدر رفت،مرغ هم ارزان میشود حتی اگر هم نشود هنوز مرغ ما اونقدر جوجه هست که نتونه تو اراده این مملکت خدشه بندازه،7000ساله که این مملکت با همه سختی و راحتی ها با همه جنگ ها و صلح ها با همه تلخی ها و شیرینی ها پابرجا مانده چهارتا قطعنامه و تحریم نمی تونه کاری بکنه اما باید از روزی بترسیم که فراموش کنیم زندگی ما ارزشش خیلی بیشتر از این همه به فکر مرغ بودنه،بعضی موقع ها میگم شریعتی انتهای دریای فکرش به کجاها می رسیده که حرفاش برام تکراری نمیشه،آره شریعتی،مردی که گفت:
میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میکشد .......
فقر ، گرسنگی نیست .....
فقر ، عریانی هم نیست ......
فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند .........
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند .....
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میکشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست ..
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است ...

آخه یک مرغ مگه چقدر ارزش داره که همه دغدغه ما شده اون
اگه اونقدری که به فکر مرغیم دغدغه آقا رو داشتیم الان ظهور کرده بود
همه جای دنیا وقتی یه چیز گرون میشه تقاضا میاد پایین تو ایران هرچیزی گرون بشه چه مرغ باشه چه سکه باشه و چه هر چیز دیگه اینقدر مردم می رن میخرن که قیمتش بالاتر هم میره
رغ هم ارزان میشود حتی اگر هم نشود هنوز مرغ ما اونقدر جوجه هست که نتونه تو اراده این مملکت خدشه بندازه،7000ساله که این مملکت با همه سختی و راحتی ها با همه جنگ ها و صلح ها با همه تلخی ها و شیرینی ها پابرجا مانده چهارتا قطعنامه و تحریم نمی تونه کاری بکنه