۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۰

اندیشکده کارنگی: عرب‌ها، آمریکا را در خروج از منطقه یاری کنند

سردبیر نشریه دیوان در اندیشکده کارنگی در یادداشتی بسیار خواندنی، به تشریح سه دلیلی می‌پردازد که ثابت می‌کنند بهتر است که آمریکا هر چه سریع‌تر از منطقه غرب آسیا خارج شود و هرگز حسرت حضور در منطقه‌ای را نداشته باشد که مدام در آن شکست خورده و موفقیت پایداری حاصل نکرده است.
کد خبر : ۷۴۸۲۴۶
به گزارش صراط به نقل از فارس: مایکل یانگ، سردبیر نشریه دیوان در اندیشکده کارنگی اعتراف می‌کند که اسرائیل در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و ایران و دیگر کشورها با حمایت نامشروط آمریکا مرتکب جنایات گسترده می‌شود و دلیل اصلی این حمایت همه‌جانبه آمریکایی آن است که مقامات تصمیم‌ساز در آمریکا، هیچ اهمیتی برای مردم این منطقه قائل نیستند. او تأکید می‌کند که اگر آمریکایی‌ها در حال رفتن هستند، کشورهای منطقه باید به آنها در جمع کردن وسایلشان کمک کنند.این کارشناس یادداشت خود را با این مسئله آغاز می‌کند که آیا برای آمریکا بهتر نیست که روند خروج خود از خاورمیانه را تسریع کند؟ او سپس توضیح می‌دهد که حداقل سه دلیل وجود دارد که نشان می‌دهد پاسخ از منظر خود منطقه باید مثبت باشد.
دلیل نخست: سلطه امنیتی آمریکا در منطقه شکست خورده است
نخست اینکه الگوی غالب آمریکا برای تعامل با خاورمیانه، الگویی مبتنی بر سلطه امنیتی، شکست خورده است. درگیری با ایران این باور را که ایالات متحده می‌تواند یک چتر حفاظتی معتبر برای کشورهای خلیج فارس فراهم کند، در هم شکسته است. سامانه پایگاه‌های نظامی آمریکا بر اثر موشک‌های ایران ویران شده و نیروهای آمریکایی را وادار کرده است به اردن و اسرائیل عقب‌نشینی کنند. یانک تأکید می‌کند بدون وجود چنین شبکه‌ای از پایگاه‌ها، و با توجه به اینکه تهران نشان داده است با خنثی کردن این پایگاه‌ها تا چه اندازه توانمند است، قدرت واشنگتن برای متقاعد کردن کشورهای خلیج فارس به احیای این تأسیسات با هدف مهار ایران، به‌شدت کاهش یافته است.
 
مردم منطقه از اسرائیل و امپریالیسم به یک اندازه متنفر هستند
این مدل امنیت‌محور، از نظر سردبیر دیوان، در جریان حمله به عراق، برای مدتی با رویکردی به همان اندازه کوته‌بینانه جایگزین شد؛ رویکردی که می‌توان آن را عملاً نوامپریالیستی توصیف کرد. قابل توجه است که تفکر آمریکایی درباره خاورمیانه بزرگ‌تر تا چه اندازه تحت تأثیر دو نوع رفتار قرار گرفته است که در منطقه عمیقاً منفورند: رفتار اسرائیلی و رفتار بریتانیایی. 
ایران ثابت کرد که حساب شده جنگیدن را بلد است
این کارشناس اعتراف می‌کند آمریکایی‌ها علاقه به استفاده از خشونت برای تغییر واقعیت‌های سیاسی را از اسرائیلی‌ها وام گرفتند؛ این باور که اگر فشار نظامی کافی بر کشورهای منطقه وارد شود، آنها سرانجام مانند یک لباس ارزان‌قیمت از هم می‌پاشند. اما ایران که از بسیاری جهات قدرتمند است، نشان داد که آمادگی برای جنگ و استفاده حساب‌شده از مزیت‌های موجود چه دستاوردی می‌تواند داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را در موضع دفاعی قرار داد.
دلیل دوم: اسرائیل قرار بود جایگزین هژمونی آمریکا در منطقه شود
دومین دلیل برای حمایت از خروج سریع‌تر آمریکا، به عقیده یانگ تعهد واشنگتن به اسرائیل است؛ تعهدی که نحوه نگاه آمریکایی‌ها به منطقه را دچار انحراف کرده است. اگرچه هر رئیس‌جمهور آمریکا از زمان جورج دبلیو. بوش ضرورت خروج آمریکا از خاورمیانه را درک کرده است، میان تصمیم‌گیرندگان آمریکایی درباره اینکه چه چیزی باید جای خالی آمریکا را پر کند، اجماع چندانی وجود نداشته است.
 
ترامپ سه هدف اصلی صهیونیسم را در منطقه دنبال می‌کند
یانگ می‌گوید: «امروز می‌توانیم به وضوح ببینیم آن تلاش به نحو شگفت‌انگیزی شکست خورده است.» اما ترامپ متعاقباً گام‌های بیشتری برداشت: او از طریق توافق‌های ابراهیم الگویی برای خاورمیانه پساآمریکایی ارائه کرد که هدف آن انجام سه کار بود: 
نخست، فلسطینی‌ها و آرمان آنها را نادیده بگیرد و هرگونه ایده تشکیل کشور فلسطینی را تضعیف کند؛
دوم، اسرائیل را در قلب یک توافق بزرگ منطقه‌ای قرار دهد؛ توافقی که در آن اسرائیل به ستون فقرات امنیتی نظم جدید منطقه‌ای تبدیل شود و آشتی اعراب و اسرائیل ستون سیاسی آن را شکل دهد؛ و
سوم، نقش نظامی برتر اسرائیل به آمریکا اجازه دهد نیروهای خود را کاهش دهد و اسرائیل را به عنوان تضمین‌کننده امنیت شرکای آمریکا در منطقه باقی بگذارد.
 
نسل‌کشی صهیونیستی در غزه، به توهمات ترامپ برای منطقه، پایان داد
یانگ سپس اعتراف می‌کند که نسل‌کشی فلسطینیان در غزه به دست اسرائیل، به این توهمات ترامپ پایان داد. او تأکید می‌کند در حالی که اسرائیل در این سرزمین مرتکب جنایات هولناک شد و تلاش کرد واقعیت‌های جدیدی را در کرانه باختری ایجاد کند، در حالی که بخش‌های وسیعی از جنوب سوریه و سپس جنوب لبنان را اشغال کرد، در حالی که تلاش کرد مقام‌های حماس را در دوحه ترور کند و در حالی که نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، وعده داد خاورمیانه را دگرگون کند، بیشتر کشورهای منطقه که متحد آمریکا محسوب می‌شوند دریافتند که بیش از ایران باید نگران چیز دیگری باشند. به عقیده یانگ ایشان مطمئن شدند که باید منتظر ظهور یک زورگوی منطقه‌ای باشند؛ زورگویی که اتفاقاً از حمایت آمریکا نیز برخوردار است و کشورهای منطقه دلایل فراوانی برای مخالفت با آن دارند.
آمریکا خود اسباب دشمنی مردم منطقه با اسرائیل را به وجود آورده است
از نظر یانگ آنچه این وضعیت را ممکن کرد، خود آمریکا بود؛ کشوری که در برابر اقدامات اسرائیل چشم خود را بسته است، در حالی که اسرائیل تلاش می‌کند غزه، کرانه باختری و جنوب لبنان را از ساکنانشان پاکسازی قومی کند. به نظر سردبیر دیوان، آمریکایی‌ها به وعده کذب نتانیاهو برای کسب پیروزی وارد جنگ با ایران شدند. او اظهار شگفتی می‌کند که از همه غیرقابل‌درک‌تر این است که آمریکا هیچ فشاری بر اسرائیل وارد نکرده است تا از رفتار تهاجمی خود علیه متحدان آمریکا، یعنی ترکیه و قطر، بکاهد.
 
این مسئله به‌روشنی نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها، به احتمال زیاد آگاهانه، در حال تسهیل تجاوزگری اسرائیل هستند. اسرائیل احساس می‌کند می‌تواند هر کاری که بخواهد انجام دهد، زیرا آمریکا همواره پشت سر آن خواهد ایستاد. با توجه به چنین شرایطی، خروج سریع آمریکا از منطقه به‌هیچ‌وجه چیزی نیست که بتوان از آن تأسف خورد.
دلیل سوم: برای مقامات آمریکایی مردم خاورمیانه هیچ اهمیتی ندارند
سومین دلیل یانگ برای اینکه کاهش حضور آمریکا می‌تواند به نفع منطقه باشد این است که به نظر می‌رسد میان آمریکا و کشورهای منطقه پیوند چندانی وجود ندارد؛ به استثنای اسرائیل. خاورمیانه از نظر این کارشناس اغلب برای آمریکایی‌ها به عنوان یک بار اضافی تصویر شده است؛ مکانی که در ذهنیت عمومی آمریکا شایسته توجه چندانی نیست. البته تنها استثنا اسرائیل است. اسرائیل از نظر مقامات سیاسی در آمریکا، «یک قربانی شایسته حفاظت و حمایت است»؛ اما جنایات سنگین اسرائیل در غزه، این رویکرد را در آمریکا به شدت تحت فشار قرار داده است.یانگ در اینجا تأکید می‌کند رقم ۷۰ هزار نفر قربانی در غزه، رقمی بسیار خوشبینانه است و در واقع تعداد افرادی که به دست اسرائیل به قتل رسیده‌اند، بسیار بیشتر از این است و همچنین خاطرنشان می‌کند که بیشتر این قربانیان، زنان و کودکان بودند. او سپس توضیح می‌دهد اینکه اسرائیل بتواند به مدت دو سال با حمایت کامل و تسلیحات مدرن متحد آمریکایی خود این حجم از انسان‌های بیگناه را به خاک و خون بکشد، در هیچ جای دیگر و برای هیچ مردم دیگری غیرقابل تصور است؛ برای مثل آمریکایی‌ها نمی‌توانند هرگز تصور کنند که قربانیان، اروپایی باشند.
 
به عقیده یانگ تعصب معمول و واکنشی علیه مسلمانان از سوی برخی نمایندگان در آمریکا و تصاویر کلیشه‌ای از اعراب و دیگر مردم خاورمیانه، که در فرهنگ عامه آمریکا به‌وفور دیده می‌شود، همگی نشان می‌دهند که خاورمیانه و مردم آن همچنان برای بسیاری از آمریکایی‌ها به شکلی ناامیدکننده بیگانه‌اند.
آمریکا نگاه معامله‌محور نسبت به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس دارد
یانگ سپس می‌پرسد که چرا این مسئله اهمیت دارد و استدلال می‌کند اگر روابط آمریکا با منطقه صرفاً معامله‌محور باشد، دیگر دلیلی وجود ندارد که آمریکا همچنان نقش مسلطی را که طی سه‌ونیم دهه گذشته ایفا کرده است، ادامه دهد. آمریکایی‌ها از نظر این کارشناس ثابت کرده‌اند که نمی‌توانند از کشورهای خلیج فارس محافظت کنند؛ همان‌طور که با متحد اصلی منطقه‌ای خود نیز در تحریک بی‌ثباتی گسترده در منطقه همراه شده‌اند. بنابراین، اعطای مشروعیت عملی به این رابطه چندان معنایی ندارد. کشورهای خلیج فارس از نظر مالی چنان با آمریکا درهم‌تنیده‌اند که قطع کامل روابط برایشان امکان‌پذیر نیست، اما منافع مشترک آنها با چین و روسیه به اندازه‌ای است که منطقی است روابط خود را متنوع کنند و از خروج آمریکا از منطقه حمایت کنند.
 
از دست رفتن سلطه آمریکایی در خاورمیانه، حسرت خوردن ندارد
یانگ تصریح می‌کند تاخت و تاز واشنگتن در خاورمیانه در چهار دهه گذشته چیزی نیست که ارزش حسرت خوردن داشته باشد. در فلسطین، عراق، سوریه و لبنان و همچنین در تعاملات آمریکا با ایران و کشورهای خلیج فارس، دستاوردی که بتوان آن را موفقیتی پایدار توصیف کرد، بسیار اندک است.
 
موفقیت‌های مقطعی پس گرفته شده‌اند و آمریکا نتوانسته است خود را از وابستگی شدید به اسرائیل رها کند؛ وابستگی‌ای که بیش از حد، گزینه‌های آمریکا را محدود کرده است. تک‌قطبی‌گرایی وابستگی ناسالمی به آمریکایی‌ها و نیروی نظامی آنها ایجاد کرد، اما شرایط چندقطبیِ رو به گسترش امروز ممکن است کشورهای منطقه را وادار کند مشکلات خود را از طریق دیپلماسی حل کنند.او در نهایت چنین نتیجه می‌گیرد: «اگر آمریکایی‌ها در حال رفتن هستند، کشورهای منطقه باید به آنها در جمع کردن وسایلشان کمک کنند».