۱۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۰
حاجی بی باجی

بيا اى بهار گم شده ‏ام

..... دلتنگ و بى‏ قرار توام. تنها نفس گرم توست كه عطر بهار را مى‏ آورد و طنين نغمه‏هاى عشق توست كه سكوت لحظه‏ها را مى ‏شكند.
کد خبر : ۷۴۷۹۰

به گزارش سرویس وبلاگ صراط؛نویسنده وبلاگ حاجی بی باجی در آخرین به روزرسانی وبلاگ خود نوشته است:


انيس جسم و جانم!

..... دلتنگ و بى‏ قرار توام. تنها نفس گرم توست كه عطر بهار را مى‏ آورد و طنين نغمه‏هاى عشق توست كه سكوت لحظه‏ها را مى ‏شكند.

نديده تو را عاشق شديم و صدايت را نشنيده پاسخ گفتيم. تو را از كودكي‌هامان مشق كرديم «آن مرد آمد، آن مرد در باران آمد، آن مرد با اسب آمد»دعا كرديم كه بيايي، سال‌هاي سال. ...بيا

بيا! اى بهار گم شده‏ام بيا... بيا تا با ياس‏ها همنوا شويم . بيا تا در شهر پاكى‏ها قدم بزنيم. بيا تا از كوچه‏هاى عشق بگذريم. بيا تا بوى عطر سجاده‏ها را بفهميم. تا پنجره‏ها را باز كنيم. تا بغض لحظه‏ها را بشكنيم.

بيا، بيا و ببين كه چه‏طور نرگس‏هاى باغچه‏ام را به انتظارت نشانده‏ام. بيا... بيا اى بهانه زندگى‏ام... بيا!

بيا و دلتنگى‏ام را ببين. ببين كه چه‏طور از اينجا رانده و از آنجا مانده‏ام.

ببين كه چگونه در كوچه‏هاى ندبه و سمات سرگردانم. ببين كه چه‏طور قاصدك خيالم را به سويت كوچ داده‏ام.

آقاي من...آقاي ما ...آقاي همه ي خوبيها....به انتظار مي نشينيم .....تا آنروز كه هاتف لاهوتي، آمدن گوهر هستيت را نويد دهد..

تا گل هميشه بهار هاشميت ...اي نوبهار حُسنِ اهل بيت عليهم السلام ....

به.... بهشت بي انتهاي مهرباني...

راهنمايمان باشد؟