به گزارش صراط نیوز به نقل از نوبیناد، جنوب لبنان بار دیگر زیر آتش سنگین رژیم صهیونیستی قرار گرفته و ارتفاعات راهبردی «علیالطاهر» به کانون اصلی درگیری بدل شده است. منطقهای مسلط بر نبطیه که گزارشها از تلاش نظامیان صهیونیست برای نزدیکشدن به آن و خطر شهادت دهها رزمنده حزب الله حکایت دارد. حملات هوایی و توپخانهای به روستاهایی چون انصار و دیرالزهرانی نشان میدهد تلآویو بیش از مذاکره، به دنبال تجاوز و تثبیت مناطق بیشتر است. تفاهمنامه اسلامآباد نیز که از روز نخست اجرایی نشد و صرفاً امضایی روی کاغذ بود، امروز حتی ظرفیت مطالبهگری ندارد و سوءاستفاده از سخنان داخلی شیخ نعیم قاسم نیز نمیتواند ضعفهای بنیادین آن را بپوشاند.
آنچه در ارتفاعات علیالطاهر میگذرد را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک حمله دیگر رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان تحلیل کرد. علیالطاهر از نظر جغرافیایی بر نبطیه اشراف دارد و همچنین از مناطق مهم حزب الله است، به همین دلیل یکی از نقاط مهم در معادلات نظامی جنوب لبنان محسوب میشود. رژیم صهیونیستی از دو روز گذشته حملات زمینی و هوایی به این منطقه را آغاز کرده است.
در واقع، تلآویو همان مسیری را دنبال میکند که پیشتر در نقاط دیگری از جنوب لبنان آزموده است. فشار هوایی، آتش توپخانه، ایجاد رعب در مناطق مسکونی و سپس تلاش برای تثبیت موقعیت زمینی. اکنون علیالطاهر در مرکز این راهبرد قرار گرفته است. منطقهای که تسلط بر آن میتواند برای رژیم صهیونیستی یک دستاورد عملیاتی و روانی قابل توجه ایجاد کند.
حملات صهیونیستها به مناطق مسکونی
گزارشهای منتشرشده از حملات سنگین شب گذشته نیز از همین واقعیت حکایت دارد. آتش توپخانه و حملات هوایی و پهپادی، در کنار پرواز بالگردهای آپاچی، برای ایجاد امکان پیشروی نیروهای زمینی به کار گرفته شد. البته تا نزدیکی طلوع روز گذشته، تلاش برای پیشروی با موفقیت همراه نشده بود و پس از آن، حجم بمبارانها افزایش یافت.
در کنار علیالطاهر، مناطق مسکونی جنوب لبنان نیز از حملات در امان نماندهاند. حمله به انصار و دیرالزهرانی قربانیانی برجای گذاشته و گزارشهای منتشرشده از شهادت و زخمیشدن شماری از شهروندان لبنانی حکایت دارد. حملات همچنین موجب شده بخشی از ساکنان نبطیه و روستاهای اطراف، بار دیگر خانههای خود را ترک کنند.
این در حالی است که حملات رژیم صهیونیستی صرفاً به یک محور محدود نمانده و از نبطیه تا صور و مناطق اطراف گسترش یافته است.
کاغذی که نتوانست جلوی بمباران را بگیرد!
تفاهمنامه اسلامآباد که برخی آن را دستاورد میخواندند، از اساس تفاهمی اجرایی نبود. صرفاً امضایی روی کاغذ بود که هیچیک از مفاد آن عملی نشد. این سند که قرار بود آتشبس را در همه محورهای مقاومت، بهویژه لبنان، تضمین کند، از همان روز نخست نقض شد. آنچه جنگ را در لبنان محدود کرد، نه این کاغذ بیاعتبار، بلکه تهدید صریح ایران بود. اگر اسرائیل بیروت را بزند، تلآویو نیز هدف قرار خواهد گرفت. همین معادله بازدارنده بود که مانع گسترش کامل جنگ شد.
اکنون همان تفاهمنامه حتی ظرفیت مطالبهگری برای پایان جنگ را هم از دست داده است. در حالی که جنایت در جنوب لبنان ادامه دارد و ارتش رژیم صهیونیستی برای اشغال علیالطاهر بهعنوان مهمترین سنگر جنوب خیز برداشته، پرسش اصلی این است که چگونه باید با این وضعیت مواجه شد؟
هرگونه تأخیر ایران در ورود جدی به مسئله علیالطاهر میتواند خسارتهایی جبرانناپذیر بر جای بگذارد. لذا ایران باید هرچه سریعتر اقدامی انجام دهد. اگر این اقدام صرفاً سیاسی باشد، در مقابل حیوانی درندهخویی همچون رژیم صهیونیستی که جز زبان جنگ چیزی نمیفهمد، راه به جایی نخواهد برد.
از طرفی سوء استفاده برخی، از سخنان شیخ نعیم قاسم درباره تفاهم نامه نیز امری نادرست است. استفاده از سخنان ایشان در خصوص تفاهمنامه برای پوشاندن ضعفهای بنیادین تفاهمنامه اسلامآباد، نه درست است و نه اخلاقی. خطاب شیخ نعیم کاملاً داخلی بود؛ برای اقناع افکار عمومی داخل لبنان و کاهش فشار کمرشکنی که بر حزبالله وارد شده است. این سخنان را نباید بهعنوان توجیه یا پوشش برای ناکامیهای یک سند کاغذی خرج کرد که از روز نخست اجرایی نشد و هیچیک از مفاد آن عملی نگردید.
آزمونی دیگر برای ایران
این روزها آزمونی دیگر برای ایران است. درست همانگونه که شهید سیدحسن نصرالله درباره انتقام سخت شهادت حاجقاسم سلیمانی هشدار داد که اگر انتقام سخت نگیریم، آغاز ماجرا خواهد بود. امروز نیز همان منطق پابرجاست. تأخیر و نرمش در برابر پیشروی دشمن در جنوب لبنان، نه تنها علیالطاهر را در معرض سقوط قرار میدهد، بلکه معادله بازدارندگی را تضعیف میکند و هزینه مقاومت را در آینده بهشدت افزایش میدهد.
بنابراین، ورود قاطع و عملی ایران به این صحنه، ضرورتی استراتژیک است. هر روز تأخیر، موقعیت میدانی دشمن را تقویت و توان بازدارندگی محور مقاومت را فرسایش میدهد. رژیم صهیونیستی فقط زبان قدرت و اقدام را میفهمد و زبان دیپلماسی و تفاهمنامههای کاغذی برای آن بیمعناست. زمان برای اقدام جدی فرا رسیده است.
لذا اگر رژیم صهیونیستی بتواند علیالطاهر را تصاحب یا تثبیت کند، این اتفاق صرفاً تغییر نام یک نقطه روی نقشه نیست. چنین رخدادی میتواند بر امنیت نبطیه، وضعیت جنوب لبنان و محاسبات آینده مقاومت اثر بگذارد و قدرت حزب الله را با چالش مواجه نماید.
علیالطاهر امروز بیش از یک ارتفاع است؛ محکِ یک سیاست است. محک اینکه آیا در برابر تجاوز، صرفاً بیانیه و مذاکره کاربرد دارد یا بازدارندگی مؤثری نیز وجود دارد. تلآویو با بمب و توپخانه در حال تغییر واقعیت میدان است. پاسخ به چنین رویکردی نیز باید بر اساس واقعیت میدان، محاسبه دقیق هزینهها و جلوگیری از تثبیت اشغالگری شکل بگیرد. اگرنه فردا ممکن است مسئله دیگر حفظ علیالطاهر نباشد، بلکه بازگرداندن نقطهای باشد که امروز از دست رفته است.