به گزارش صراط نیوز به نقل از عصر ایرانیان، دیپلماسی و مذاکرات منطقه‌ای همواره بر بستر واقعیت‌های روی زمین شکل می‌گیرند، اما تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از همان بدو پیدایش، با گسستی عمیق میان متن توافق و رفتارهای میدانی مواجه شد. توافقی که با ادعای ایجاد یک چارچوب جامع برای توقف عملیات‌های نظامی، فرونشاندن تنش‌های موشکی و پهپادی و مهار بحران‌های فرامرزی میان طرفین طراحی شده بود، به دلیل عدم پایبندی متقابل و اصرار رژیم صهیونیستی بر تداوم تجاوزات، خیلی زود شکنندگی و عدم کارآمدی ساختاری خود را به نمایش گذاشت.

میدان لبنان، به‌عنوان سنجه اصلی و محک واقعی پایداری این تفاهم، شاهدی بر عدم تعهد آشکار به مفاد اولیه توافق بود. بر اساس گزارش‌ها و بیانیه‌های رسمی اتاق عملیات حزب‌الله لبنان، آمار نقض آتش‌بس و تجاوزات هوایی، پهپادی و زمینی صهیونیست‌ها از مرز صدها مورد عبور کرد. تحرکات ایذایی دشمن در عمق روستاها و محورهای مرزی، از جمله ادعاهای بی‌اساس درباره پیشروی و تثبیت مواضع در اطراف نبطیه و همچنین تحرکات هوابرد و تجاوزات پهپادی در مناطقی نظیر نبی‌شیت، صرفاً تلاش‌هایی مذبوحانه برای تحریف واقعیت میدانی بود. بیانیه‌های رسمی مقاومت به‌روشنی آشکار ساخت که این نفوذهای ناپایدار، هرگز به معنای تسلط عملیاتی یا ایجاد واقعیت جغرافیایی جدید بر روی زمین نبوده و با هوشیاری مدافعان، در تمامی محورها با ناکامی مواجه گردیده است.

صدها شهید و مجروح و روستاهای ویران‌شده در جنوب لبنان، نشانه‌ای آشکار از شکست این توافق‌نامه و ناتوانی آن در ایجاد یک سازوکار واقعی و مؤثر برای توقف تجاوزات و حفظ امنیت و جان مردم است. این توافق‌نامه حتی در تحقق اثر ادعایی خود نیز ناکام ماند و نتوانست حملات و تجاوزات رژیم صهیونیستی را مهار کند. در واقع، نه‌تنها تجاوزات متوقف نشد، بلکه در ادامه، فشار بر حزب‌الله با مجموعه‌ای از اقدامات دولت لبنان پس از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد افزایش یافت و به‌جای کاهش، بر دامنه فشارها افزوده شد. فشاری که شاید اگر در متن توافق، نحوه تنظیم مفاد آن و همچنین روند و مسیری که به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد منتهی شد، دقت و تأمل بیشتری صورت می‌گرفت، اساساً امروز وجود نداشت و می‌شد از شکل‌گیری بخشی از این وضعیت جلوگیری کرد.

با این حال، نقطه‌عطف و حیاتی‌ترین مسئله در تحلیل این مقطع، نحوه مواجهه رهبری مقاومت با تحرکات دشمن و توافق اسلام‌آباد است. دبیرکل حزب‌الله، شیخ نعیم قاسم، در این بحران پیچیده با نهایت تدبیر، هوشمندی و نجابت راهبردی برخورد کرد. او با مسئولیت‌پذیری در قبال امنیت ملی و منافع مردم لبنان، فضا را برای آزمودن ادعاهای دیپلماتیک باز گذاشت و نشان داد که مقاومت هرگز آغازگر تنش یا عامل برهم‌زدن فرصت‌های آتش‌بس نیست.
اما بزرگ‌ترین خطای محاسباتی و تحلیلگران جبهه خاص و تیم دیپلماسی دقیقاً در همین نقطه شکل گرفت؛ جایی که آن‌ها کوشیدند این نجابت، صبوری و خویشتن‌داری عاقلانه شیخ نعیم قاسم را به‌عنوان نشانه‌ای از برتری دیپلماسی و دفاع از توافق‌نامه اسلام‌آباد تعبیر کنند. باید صریح و بی‌پرده گفت: هیچ طرفی حق ندارد نجابت مسئولانه شیخ نعیم قاسم را به‌عنوان یک دستاورد نظامی یا سیاسی برای توافق ازپیش‌شکست‌خورده خود مصادره کند. تبدیل کردن رفتار متین و حکمت‌آمیز جبهه مقاومت به ابزاری برای پوشش دادن ناکامی‌های استراتژیک در خطوط نبرد، یک فریب تبلیغاتی بی‌اثر است.

صبر راهبردی و نجابت دبیرکل حزب‌الله، هرگز به معنای دادن چک سفیدامضا به دشمن برای ادامه تجاوزات یا پذیرش یک‌جانبه مفاد توافق‌نامه‌ای بی‌خاصیت نیست. مقاومت لبنان ثابت کرده است که قدرتش را از میدان نبرد و اراده مردمش می‌گیرد، نه از بندهای کاغذی توافقاتی که توسط طرف مقابل نقض می‌شوند. تحولات میدانی نشان داد که هرگاه دشمن از خویشتن‌داری مقاومت سوءاستفاده کرده و بر تجاوز به روستاها و مناطق مرزی اصرار ورزیده، با پاسخ‌های کوبنده و دندان‌شکن مواجه شده است.

در نهایت، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد به دلیل فقدان ضمانت‌های واقعی و تلاش مقابل برای دستاوردسازی‌های دروغین و عدم پایبندی کامل دشمن، با بن‌بستی عمیق مواجه گردید. واقعیت میدانی حکم می‌کند که هیچ آتش‌بسی بدون توقف کامل و واقعی تجاوزات بر روی زمین پایدار نخواهد ماند و کسانی که با مصادره نجابت شیخ نعیم قاسم به دنبال تنفس مصنوعی دادن به توافقات شکست‌خورده خود هستند، به‌زودی با واقعیت‌های سخت‌ترِ میدان روبه‌رو خواهند شد.