نامه سرگشاده حسین دهباشی
جواد آقای موگویی!
سلام و وقت به خیر
هرکس دوست دارد تجربههای تلخش در زندگی اجتماعی و سیاسیاش را دیگران تکرار نکنند. من مثل یک معتادی که چند ساله ترک کرده و پاک شده است دلسوزانه میخواهم شما اشتباه وجدانسوز من را مرتکب نشوید.
وقتی فیلم تبلیغاتی ریاست جمهوری حسن روحانی را میساختم به او حقهبازی و شیرهمالی سر مردم را یاد میدادم.
در افشاگریهایی که بعدها داشتم اعتراف کردم و گفتم: برای فیلمبرداری پلانی از فیلم که روحانی در ماشین نشست و من رانندهاش بودم و از مناظره انتخاباتی برمیگشتیم و روحانی گفت: «بنا نداشتم آنچه را از [فساد] رقبا میدانم بگویم».
ما ده بار این سیاهبازی و بازیگری روحانی را تکرار نمویم و هربار فیلم بطور رسوایی خراب میشد. در آخر این سکانس را دل به دریا زده فیلمبرداری کردیم.
مردم فکر کردند طبیعی و واقعی و مستند است. فریب دادیم.
و روحانی را یک شومن نامیدم و پیشبینی کردم از این پس در وطنم شومنها رئیس میشوند.
در همان مصاحبه اعترافی گفتم: من این جمله را در دهان روحانی گذاشتم که بگوید: «اینکه چرخ سانتریفیوژها بچرخد خیلی خوب است ولی باید چرخ زندگی مردم هم بچرخد».
این دو مورد فقط اشارهای محض یادآوری بود وگرنه من برای اینکه روحانی را یک دلسوز با تدبیر نشان بدهم و به مردم قالب کنم صدها صفحه تحلیل بافتم و چند هزار پاراگراف برای پیج روحانی تهیه کردم و صدها عکس نوشت و ویدئو و سایر رسانهها ساختم که روح او هم خبر نداشت.
تنها توجیهم این بود فیلمساز حرفهای هستم، شغلم مردهشوییست، کاری ندارم بهشت برود یا جهنم.
پول هنرم را میگیرم.
ولی در واقع تنها سنخیت بین روحانی و آن دروغها نفاقی بود که در آن رسانهها و تحلیلها وجود داشت.
روحانی قبل از تبلیغات ریاست جمهوری هرگز ساعتی بین مردم نبود. او ریاستطلبی بود که ترقی خود را فقط در ارتباط و لابیگری و رایزنی و کارچاقکنی با از ما بهترانی چون مرحوم هاشمی رفسنجانی دنبال میکرد و مردم هیچگاه در عمل و فکر او جایگاهی نداشتند.
من کلمه مردم را توی دهانش گذاشتم که تکرار کند.
میبینم که تو داری همان نقش من برای روحانی را برای قالیباف بازی میکنی در حالیکه بطور واضح میدانی و میبینی و وجدان میکنی که قالیباف تمام امیال ریاستطلبی خود را در لابیگری و ارعاب و ترغیب و تطمیع رقبا و ارتباط و فریب بزرگان و ذینفوذان دنبال میکند و هرگز مردم در قاموس او جایگاهی ندارند.
او میلیاردها پول بیتالمال حوزه ریاست مجلس را به جیب یک لشکر رسانهای ریخته که کانال بزنند و گروه تشکیل بدهند و هرجومرج سیاسی و ضدونقیضها و دوگانگی و پنهانکاریهای او و ائتلافش در تصمیمات سیاسی و سیاست خارجی را توجیه کنند به اسم مصلحت نظام و سایر کلک واژهها...
خودت نسبت به حقهبازی معمول بین شما باند چند دهنفری رسانهای قالیباف به خطدهی و تدارکات و سرپرستی سعید احدیان وجدانداری که به دروغ، نقدها و اعتراضات جبههی انقلابی به دوگانگی در رفتاروگفتار سیاسیون را اعتراض به سپاه و سرداران و رزمندگان جان برکف پای لانچرها و برجهای دیده بانی وانمود میکنی قطعاً به این وارونهنمایی آگاهی... و این گناهش دو برابر است.
من تو را که نماد این رویه توجیه و ماستمالی هستی خطاب قرار دادم و منظورم این است دیگر رفقا و همکارانت از جمله تقوینیا، قاسمزاده، عبدالرحیم انصاری و دیگر اعضای باند رسانهایتان مثل آقای تحلیلگر و آقای تفسیرگر حتی سبیل چرب کنهایتان شمسایی و احدیان هم میخوانند.
دوست تازه وارد من این راه را من رفتم الآن وجدان درد دارم از گندم ری روحانی نخوردم مطمئن باش تو هم نمیخوری در این راه ادامه نده به عاقبتت فکر کن تا عاقبت به خیر شوی .توجیه خطاهای راهبردی قالیباف و هم زدوبندیهایش که خسارت زیادی به کشور زده است هیزم آتش جهنمت خواهد شد... دعا میکنم متنبه و عاقبت بخیر شوی.
#وجدانی_دائم_ناراحت
#حسین_دهباشی