۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۶
دور باطل مذاکرات ایران و آمریکا؛

تلاشی فرسایشی برای رسیدن به برجامی نافرجام!

مذاکرات
سیاست فشار حداکثری نتوانست اهداف اعلامی واشنگتن را محقق کند و اکنون مذاکرات هسته‌ای بار دیگر گزینه توافقی نزدیک به برجام را روی میز قرار داده است.
کد خبر : ۷۳۹۷۱۹

به گزارش صراط به نقل از دانشجو، رئیس‌جمهورتروریست آمریکا در ماه‌های اخیر بار‌ها تکرار کرده که «هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد» و هیچ توافقی را امضا نخواهد کرد مگر آنکه تهران به‌طور کامل از هرگونه تلاش برای دستیابی به چنین سلاحی دست بکشد.

در نگاه نخست، این مواضع چیز تازه‌ای به نظر نمی‌رسند. مخالفت با هسته‌ای شدن ایران سال‌هاست به یکی از محور‌های اصلی سیاست آمریکا و متحدانش تبدیل شده است. اما آنچه امروز پرسش‌های جدی را برمی‌انگیزد، نه اصل این موضع‌گیری، بلکه تناقضی است که در رفتار و سیاست‌های ترامپ دیده می‌شود؛ تناقضی که منتقدان معتقدند نشان می‌دهد مسئله اصلی واشنگتن صرفاً جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیست.

تهران همواره تأکید کرده که برنامه هسته‌ای‌اش اهدافی کاملاً صلح‌آمیز دارد. جمهوری اسلامی علاوه بر استناد به عضویت خود در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، بار‌ها به فتوای مقام معظم رهبری درباره حرمت تولید و نگهداری سلاح هسته‌ای نیز اشاره کرده است.

با وجود این، دولت‌های مختلف آمریکا، به‌ویژه در دوران ترامپ، همچنان نسبت به ماهیت برنامه هسته‌ای ایران رویکرد خصمانه اتخاذ کرده‌اند. اما اگر نگرانی واشنگتن صرفاً به مسئله تولید سلاح هسته‌ای محدود می‌شد، آیا راه‌حل‌های دیپلماتیک موجود برای رفع این نگرانی کافی نبود؟

تلاشی فرسایشی برای رسیدن به برجامی نافرجام!

دکترین هسته‌ای ایران

برنامه هسته‌ای ایران محصول جمهوری اسلامی نیست. ریشه‌های این برنامه به دهه ۱۹۵۰ و دوران حکومت محمدرضا پهلوی بازمی‌گردد؛ زمانی که آمریکا در قالب برنامه «اتم برای صلح» از توسعه فناوری هسته‌ای در کشور‌های متحد خود حمایت می‌کرد.

در سال ۱۹۶۷، واشنگتن نخستین رآکتور تحقیقاتی فعال ایران را در اختیار تهران قرار داد؛ رآکتوری که با سوختی بسیار غنی‌شده کار می‌کرد. یک سال بعد، ایران پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد و در سال ۱۹۷۰ به آن پیوست.

به بیان دیگر، آغاز فعالیت هسته‌ای ایران نه‌تنها با مخالفت آمریکا همراه نبود، بلکه با حمایت مستقیم واشنگتن شکل گرفت. این واقعیت تاریخی امروز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما درک آن برای فهم مناقشه کنونی اهمیت زیادی دارد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، برنامه هسته‌ای ایران برای سال‌ها متوقف شد. جنگ هشت‌ساله با عراق نیز عملاً فرصت هرگونه توسعه جدی در این حوزه را از میان برد. اما با پایان جنگ، تهران به تدریج تصمیم گرفت پروژه‌های هسته‌ای خود را احیا کند.

همین روند بود که از اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی توجه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سپس قدرت‌های غربی را به خود جلب کرد.

برجام؛ توافقی نافرجام

پس از سال‌ها مذاکره، سرانجام در سال ۲۰۱۵ توافقی میان ایران و قدرت‌های جهانی شکل گرفت که به «برنامه جامع اقدام مشترک» یا برجام شهرت یافت.

بر اساس این توافق، ایران پذیرفت محدودیت‌های گسترده‌ای را بر فعالیت‌های هسته‌ای خود اعمال کند. بخش عمده ذخایر اورانیوم غنی‌شده از کشور خارج شد، سطح غنی‌سازی به ۳.۶۷ درصد کاهش یافت و سخت‌گیرانه‌ترین نظام بازرسی و نظارت بین‌المللی بر تأسیسات هسته‌ای ایران برقرار شد.

در مقابل، ایران توانست حق غنی‌سازی در خاک خود را حفظ کند و بخشی از تحریم‌های بین‌المللی نیز لغو شد.

در آن زمان، بسیاری از ناظران برجام را یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های دیپلماتیک قرن بیست‌ویکم می‌دانستند. حتی مخالفان توافق نیز اذعان داشتند که این سازوکار زمان لازم برای تولید احتمالی سلاح هسته‌ای را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. با این حال، یک بازیگر از همان ابتدا مخالف سرسخت برجام بود؛ اسرائیل.

دولت اسرائیل استدلال می‌کرد که توافق هسته‌ای، توانایی بالقوه ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را از بین نمی‌برد، بلکه فقط آن را به تعویق می‌اندازد. اما منتقدان این دیدگاه یادآور می‌شدند که ایران همچنان عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای باقی می‌ماند و تحت نظارت دائمی آژانس قرار داشت؛ بنابراین هرگونه انحراف احتمالی از مسیر صلح‌آمیز به سرعت قابل شناسایی بود.

چرا ترامپ از برجام خارج شد؟

ترامپ بار‌ها این توافق را «بدترین توافق تاریخ آمریکا» توصیف کرده بود. اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند مخالفت او با برجام بیش از آنکه ریشه در محتوای توافق داشته باشد، تحت تأثیر عوامل سیاسی قرار داشت.

از یک سو، برجام مهم‌ترین میراث سیاست خارجی باراک اوباما به شمار می‌رفت و ترامپ از نخستین روز‌های حضور در کاخ سفید تلاش کرد بسیاری از دستاورد‌های دولت پیشین را از میان ببرد. از سوی دیگر، روابط نزدیک او با بنیامین نتانیاهو نیز نقش مهمی در شکل‌گیری این رویکرد داشت.

نتانیاهو سال‌ها پیش از خروج آمریکا از برجام، در سخنرانی معروف خود در کنگره آمریکا، توافق هسته‌ای را به شدت مورد حمله قرار داده بود. او معتقد بود این توافق نه‌تنها مانع قدرت‌گیری ایران نمی‌شود، بلکه منابع مالی بیشتری در اختیار تهران قرار می‌دهد.

در چنین فضایی، ترامپ در سال ۲۰۱۸ به‌طور رسمی آمریکا را از برجام خارج کرد و سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران را آغاز کرد؛ سیاستی که هدف آن وادار کردن تهران به پذیرش توافقی جدید و سخت‌گیرانه‌تر عنوان می‌شد.

شکست فشار حداکثری

دولت ترامپ امیدوار بود تحریم‌های بی‌سابقه اقتصادی و فشار‌های سیاسی، ایران را وادار به عقب‌نشینی کامل کند. اما نتایج حاصل‌شده با اهداف اولیه فاصله زیادی داشت.

برخلاف تلاش‌های واشنگتن نظام سیاسی کشور سقوط نکرد. به بیان دیگر، اقدامی که قرار بود برنامه هسته‌ای ایران را مهار کند، در نهایت به توسعه بیشتر آن انجامید. ذخایر اورانیوم غنی‌شده افزایش یافت و تهران به سطوحی از غنی‌سازی دست یافت که در دوران اجرای برجام وجود نداشت.

همین مسئله باعث شد برخی کارشناسان غربی نیز سیاست فشار حداکثری را شکست‌خورده ارزیابی کنند.

تلاشی فرسایشی برای رسیدن به برجامی نافرجام!

مذاکرات جدید؛ بازگشت به نقطه آغاز؟

اکنون، پس از سال‌ها تنش، درگیری نظامی و فشار اقتصادی، واشنگتن و تهران بار دیگر در مسیر مذاکره قرار گرفته‌اند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ایران در مذاکرات اخیر بر چند اصل کلیدی تأکید کرده است: پایان فشار‌های نظامی و اقتصادی، رفع تدریجی تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و حفظ حق غنی‌سازی در داخل کشور.

در مقابل، آمریکا همچنان خواهان محدودیت‌های بلندمدت بر برنامه هسته‌ای ایران است.

اما نکته جالب اینجاست که آنچه تاکنون از جزئیات مذاکرات منتشر شده، شباهت زیادی به همان توافقی دارد که ترامپ هشت سال پیش آن را لغو کرد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که تهران حاضر نیست اصل غنی‌سازی در خاک خود را کنار بگذارد و بحث‌ها بیشتر بر سر میزان غنی‌سازی، مدت محدودیت‌ها و نحوه نظارت‌های بین‌المللی متمرکز است.

اگر این گزارش‌ها درست باشند، نتیجه نهایی ممکن است تفاوت چندانی با چارچوب برجام نداشته باشد؛ توافقی که ترامپ زمانی آن را نماد شکست سیاست خارجی آمریکا می‌دانست.

در این میان، عامل دیگری نیز بر آینده مذاکرات تأثیر می‌گذارد؛ موضع اسرائیل. بسیاری از ناظران معتقدند اسرائیل تلاش خواهد کرد مانع از شکل‌گیری توافقی شود که به کاهش تنش میان ایران و آمریکا بینجامد.

این مسئله می‌تواند مذاکرات را با موانع تازه‌ای روبه‌رو کند و احتمال رسیدن به یک توافق پایدار را کاهش دهد.

یک دور باطل دیگر

مهم‌ترین پرسش این است که آیا واشنگتن و تهران قادر خواهند بود از چرخه تکراری بحران و تقابل خارج شوند یا نه؟

آنچه تاکنون از روند مذاکرات برمی‌آید نشان می‌دهد حتی اگر توافقی جدید حاصل شود، احتمالاً تفاوت بنیادینی با توافق سال ۲۰۱۵ نخواهد داشت؛ توافقی که روزی به عنوان راه‌حل بحران معرفی شد، سپس کنار گذاشته شد و اکنون دوباره بسیاری از عناصر آن به میز مذاکره بازگشته‌اند.

بدعهدی آمریکا و رویکرد ترامپ درباره برجام، به نظر می‌رسد با همان نتیجه همیشگی مواجه خواهد شد.