۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۲
تغییر معادله در نبرد پیش رو؛

باب‌المندب، هدیهٔ یمن به نبرد سرنوشت‌ساز منطقه

تنگه باب المندب
کارشناسان صهیونیست هشدار می‌دهند که در نبرد احتمالی پیش‌رو، یمن با زرادخانه انباشته و اشراف کامل بر باب‌المندب، به بازیگری تعیین‌کننده بر علیه رژیم صهیونیستی و ارتش تروریستی آمریکا تبدیل خواهد شد.
کد خبر : ۷۳۸۶۸۶

به گزارش صراط به نقل از مشرق، در شرایطی که منطقه غرب آسیا بار دیگر در آستانه یک رویارویی بزرگ و سرنوشت‌ساز قرار گرفته، پرسش‌های فراوانی درباره نقشه راه محور مقاومت و هر یک از اضلاع آن مطرح می‌شود.

در میان این اضلاع، «یمن» جایگاهی منحصر‌به‌فرد دارد؛ بازیگری که در آخرین جنگ بزرگ منطقه (جنگ ۴۰ روزه رمضان) با خویشتن‌داری راهبردی از ورود تمام‌عیار به میدان پرهیز کرد، اما اکنون تمام نشانه‌ها و شواهد میدانی حکایت از آن دارد که در نبرد پیش رو، ورق کاملاً برگشته است.

باب‌المندب، هدیهٔ یمن به نبرد سرنوشت‌ساز منطقه

جنگ رمضان؛ خویشتن‌داری تاکتیکی در اوج آمادگی

جنگ ۴۰ روزه رمضان که بسیاری آن را یکی از خونین‌ترین و بی‌سابقه‌ترین حملات به نوار غزه می‌دانند، از زاویه نگاه ناظران یک پرسش بزرگ را ایجاد کرد: چرا یمن که سال‌ها در برابر متجاوزان سعودی-اماراتی ایستادگی کرده بود، در این نبرد تنها به شلیک چند فروند موشک بالستیک و چندین پهپاد تهاجمی بسنده کرد و وارد درگیری فراگیر نشد؟

پاسخ را باید در تدابیر هوشمندانه و برنامه‌ریزی بلندمدت رهبران مقاومت یمن جست‌و‌جو کرد. بر اساس اطلاعاتی که به تدریج از محافل نزدیک به اتاق‌های عملیات یمن منتشر شد، تصمیم بر این بود که یمن قدرت موشکی و پهپادی خود را برای یک نبرد فرسایشی زودهنگام هزینه نکند. در آن مقطع، هدف صرفاً اعلام حضور و ارسال پیام هشدار به دشمنان بود، نه افشای تمام توان آفندی.

فرماندهان یمنی به خوبی می‌دانستند که جنگ رمضان ممکن است مقدمه یک نبرد بزرگ‌تر و شاید طولانی‌تر باشد؛ بنابراین صرفاً با چند آتش سنگین، اما محدود، برگ‌های برنده خود را برای مرحله سرنوشت‌ساز حفظ کردند. همین خویشتن‌داری باعث شد بسیاری از تحلیلگران غربی و صهیونیستی به اشتباه و بر اساس پیش‌فرض‌های دور از واقعیت همیشگی خود تصور کنند توان یمن محدود است و این کشور صرفاً می‌تواند در حد یک عامل مزاحم عمل کند.

تغییر معادله در نبرد پیش رو؛ چرا این بار داستان متفاوت است؟

اکنون، اما شرایط کاملاً دگرگون شده است. رهبران مقاومت یمن به صراحت اعلام کرده‌اند که هرگونه ماجراجویی جدید رژیم صهیونیستی یا حمله نظامی آمریکا به محور مقاومت، با پاسخ تمام‌عیار و بی‌سابقه یمن مواجه خواهد شد. آن خویشتن‌داری حساب‌شده در جنگ رمضان، اکنون به انباشت حجم عظیمی از توان آفندی تبدیل شده که در طول ماه‌های اخیر نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه با تولیدات جدید و ارتقای تسلیحات بومی، چندین برابر شده است.

در نبرد آینده، یمن دیگر محدود به ایفای نقش یک جبهه پشتیبان یا نمادین نخواهد بود، بلکه وارد عمل خواهد شد تا ضرباتی مهلک و تعیین‌کننده بر پیکره دشمن وارد آورد. اهمیت این تغییر رویکرد را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد:

باب‌المندب، هدیهٔ یمن به نبرد سرنوشت‌ساز منطقه

غلبه بر راهبرد کنترل تنش

در جنگ رمضان، یمن ذیل یک راهبرد کلیِ حفظ آستانه درگیری عمل کرد تا جنگ به یک نبرد منطقه‌ای زودهنگام تبدیل نشود. اکنون آن ملاحظات رنگ باخته و یمن آماده ورود به یک نبرد فرسایشی گسترده و بی‌سابقه است.

انباشت تجربه و اطلاعات

عملیات‌های پراکنده یمن در دریای سرخ و شلیک‌های محدود، گنجینه‌ای از اطلاعات درباره چیدمان پدافندی دشمن، الگوی حرکت ناوگان‌های آمریکایی و صهیونیستی و نقاط ضعف سامانه‌های رهگیری فراهم کرده است.

ارتقای مستمر صنعت دفاعی بومی

یمن در طول سال‌های محاصره، نه‌تنها از پای ننشست، بلکه با تکیه بر نوآوری‌های داخلی، زرادخانه خود را به موشک‌های بالستیک نقطه‌زن، پهپاد‌های پنهانکار با برد بلند و موشک‌های کروز ضدکشتی مجهز کرده که همگی آماده بهره‌برداری در نبرد آتی هستند.

باب‌المندب، هدیهٔ یمن به نبرد سرنوشت‌ساز منطقه

توانمندی‌های راهبردی یمن؛ آنچه دشمن را بی‌خواب کرده است

برای درک نقش یمن در نبرد احتمالی، ابتدا باید نگاهی به برگ‌های برنده‌ای انداخت که صنعا طی سال‌ها مقاومت به دست آورده است:

موشک‌های بالستیک دوربرد

یمن امروز دارای زرادخانه‌ای از موشک‌های بالستیک با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر است که می‌توانند اهدافی در عمق سرزمین‌های اشغالی، از ایلات در جنوب تا حیفا و حتی فراتر از آن را مورد اصابت قرار دهند. این موشک‌ها که با سوخت جامد و قابلیت پرتاب سریع طراحی شده‌اند، می‌توانند از سامانه‌های پدافندی چندلایه رژیم صهیونیستی عبور کنند؛ به‌ویژه آنکه مسیر شلیک از جنوب، برای گنبد آهنین و پیکان ۳ یک چالش جدی محسوب می‌شود.

پهپاد‌های تهاجمی و شناسایی

ناوگان پهپادی یمن شامل صد‌ها فروند از انواع «صماد»، «وعید» و نمونه‌های پیشرفته‌تر است که قادرند هزاران کیلومتر پرواز کرده و با دقت بالا اهداف حساس را منهدم کنند. این پهپاد‌ها می‌توانند با پرواز در ارتفاع پست، رادار‌های دشمن را دور بزنند و تأسیسات نظامی، اقتصادی و حیاتی را هدف قرار دهند.

قدرت دریایی نامتقارن

یمن با تکیه بر موشک‌های کروز ساحلی، مین‌های دریایی هوشمند، شناور‌های تندرو تهاجمی و قایق‌های بدون سرنشین، عملاً تبدیل به یک قدرت دریایی نامتقارن در دریای سرخ شده است. نیروی دریایی یمن بار‌ها نشان داده که می‌تواند کشتی‌های تجاری و نظامی را در تنگه باب‌المندب و آب‌های آزاد هدف قرار دهد.

شبکه تونل‌ها و استحکامات زیرزمینی

یمن با بهره‌گیری از جغرافیای کوهستانی خود، شبکه‌ای عظیم از پایگاه‌های زیرزمینی ایجاد کرده که توان آفندی آن را در برابر حملات هوایی سنگین مصون نگه می‌دارد. تجربه عربستان سعودی از بمباران‌های بی‌نتیجه یمن، پیش‌بینی دقیقی از ناکامی حملات احتمالی آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های موشکی یمن است، همانطور که در چند سال گذشته ناکام بوده است.

تنگه باب‌المندب؛ شاهرگ اقتصادی دشمن در مشت یمن

اگر یک برگ برنده وجود داشته باشد که قدرت یمن را از یک تهدید منطقه‌ای به یک بحران جهانی برای دشمنان محور مقاومت تبدیل کند، آن تسلط بر تنگه راهبردی باب‌المندب است. این تنگه باریک که حدود ۱۲ درصد از تجارت دریایی جهان و بخش قابل توجهی از نفت و گاز صادراتی به اروپا و آسیا از آن عبور می‌کند، در تیررس کامل موشک‌ها و پهپاد‌های یمنی قرار دارد.

برای رژیم صهیونیستی، باب‌المندب شریان حیاتی محسوب می‌شود؛ زیرا بندر ایلات وابستگی کامل به این مسیر دارد و بخش عمده‌ای از کالا‌های اساسی و انرژی اسرائیل از همین تنگه می‌گذرد. در جنگ رمضان، یمن صرفاً چند حمله محدود و هشداردهنده به کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی انجام داد تا این پیام را ارسال کند که «می‌توانیم آبراه را ببندیم، اما فعلاً نمی‌بندیم».

 

حمله انصارالله یمن به کشتی مرتبط با رژیم صهیونیستی در باب المندب

در نبرد آینده، این خویشتن‌داری کنار گذاشته خواهد شد و یک محاصره تمام‌عیار دریایی می‌تواند اقتصاد اسرائیل و متحدان غربی‌اش را فلج کند. انصارالله یمن پیشتر تهدید کرده است که حتی می‌تواند کشتی‌های باری مرتبط با این رژیم را که از دریای مدیترانه به سمت بندر‌های این رژیم حرکت می‌کنند را هدف حملات خود قرار دهد. تصور کنید هم‌زمان با حملات موشکی و پهپادی به رژیم صهیونیستی، ناگهان جریان کالا‌های اساسی و سوخت به بنادر این رژیم قطع شود؛ این کابوسی است که برنامه‌ریزان نظامی دشمن را سخت نگران کرده است.

جبهه جنوبی؛ کابوس پدافند‌های چندلایه اسرائیل

یکی از مهم‌ترین دلایلی که یمن را به بازیگری بی‌بدیل در نبرد آینده تبدیل می‌کند، موقعیت جغرافیایی آن است. اسرائیل سال‌ها پدافند خود را برای مقابله با تهدیدات شمالی (لبنان و سوریه) و شرقی (ایران و عراق) طراحی کرده است. اما تهدید از سمت جنوب، یعنی از فراز دریای سرخ و آسمان یمن، نقطه ضعف این رژیم محسوب می‌شود و لایه پدافندی آن نسبت به سایر مناطق دیگر، ضعیف‌تر است.

موشک‌ها و پهپاد‌های یمنی با عبور از فراز آب‌های آزاد یا حریم هوایی کشور‌های عربی حاشیه دریای سرخ، می‌توانند خود را به عمق مناطق اشغالی برسانند؛ مسیری که سامانه‌های رهگیری اسرائیل پوشش کمتری در برابر آن دارند و با درگیری گسترده، میزان موجودی موشک‌ها پدافندی این رژیم برای پوشش تمامی حملات موشکی و پهپادی، به سرعت کاهش یافته و همانند آنچه که در روز‌های آخر جنگ رمضان شاهد آن بودیم، میزان اصابت‌ها افزایش چشمگیری خواهد داشت.

در جریان نبرد احتمالی، یمن قادر است هم‌زمان با درگیری در شمال (حزب‌الله) و شرق (مقاومت عراق)، از جنوب نیز آتش سنگینی بر سر رژیم صهیونیستی فرو بریزد و عملاً آن را در محاصره آتش سه‌جانبه قرار دهد.

این سناریو برای ارتش تروریستی آمریکا نیز بسیار پرهزینه خواهد بود؛ زیرا ناوگان پنجم این کشور در بحرین و ناو‌های هواپیمابرش در دریای سرخ و خلیج عدن، دائماً در معرض حملات کروز و پهپادی نیرو‌های یمنی خواهند بود.

درس‌های جنگ یمن علیه ائتلاف سعودی-اماراتی؛ الگویی برای فرسایش دشمن

نیرو‌های مسلح یمن در طول نزدیک به یک دهه نبرد با ائتلاف تحت رهبری عربستان و امارات، به یک دکترین جنگی منحصر‌به‌فرد دست یافته‌اند که ترکیبی از جنگ فرسایشی، دفاع عمقی و آفند‌های نامتقارن است. آنها یاد گرفته‌اند چگونه در برابر شدیدترین بمباران‌های هوایی مقاومت کنند، زیرساخت‌های خود را بازسازی کنند و در زمان و مکان غیرمنتظره ضربه بزنند. همچنین در طول دو سال نیم گذشته که یمن تجربه جنگ مستقیم با رژیم صهیونیستی و ارتش تروریستی آمریکا را داشته است، تجارب نظامی نیرو‌های یمنی از مواجه با دشمن، بیش از پیش افزایش داشته است.

 

رزمایش نیرو‌های یمن

این تجربه عظیم، اکنون قرار است علیه ارتش تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به کار گرفته شود. در حالی که آمریکایی‌ها به درگیری‌های کوتاه‌مدت و جنگ‌های برق‌آسا عادت دارند، یمن می‌تواند آنها را وارد یک جنگ فرسایشی طولانی و بی‌فرجام کند؛ جنگی که در آن هر ناوشکن آمریکایی در دریای سرخ به یک هدف شناور تبدیل می‌شود و هر پایگاه این رژیم در منطقه، زیر رگبار موشک‌ها و پهپاد‌های یمنی قرار می‌گیرد.

هماهنگی بی‌سابقه با محور مقاومت؛ مشت گره‌کرده واحد

نقش‌آفرینی یمن در نبرد آینده در خلأ صورت نمی‌گیرد، بلکه بخشی از یک آرایش منطقه‌ای هماهنگ است. بر اساس بیانیه‌های رسمی و مواضع مکرر رهبران یمنی، هرگونه تجاوز به یکی از اضلاع محور مقاومت با پاسخ جمعی و همزمان همه اعضا مواجه خواهد شد. یمن در این ساختار، وظیفه باز کردن جبهه جنوبی، فلج کردن مسیر‌های لجستیکی دشمن در دریای سرخ و وارد آوردن ضربات سنگین به عمق سرزمین‌های اشغالی را بر عهده دارد.

این هماهنگی بی‌سابقه که محصول سال‌ها ارتباط و برنامه‌ریزی مشترک است، ائتلاف دشمن را وادار خواهد کرد نیرو‌های خود را در چند جبهه پخش کند و از تمرکز بر یک نقطه باز بماند. آمریکا و اسرائیل به خوبی می‌دانند که اگر یمن با تمام توان وارد نبرد شود، آنها ناچار خواهند بود منابع عظیمی را صرف مهار این جبهه کنند؛ منابعی که می‌توانست در جای دیگری به کار گرفته شود.

پیامد‌های اقتصادی و سیاسی جهانی؛ سلاحی فراتر از میدان نبرد

نقش یمن در نبرد آینده صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی و سیاسی عمیقی دارد که می‌تواند جبهه داخلی دشمنان و متحدانشان را متزلزل کند. تهدید به بستن باب‌المندب تنها مختل کردن تجارت رژیم صهیونیستی نیست، بلکه می‌تواند کانال سوئز را عملاً از کار بیندازد و ضربه‌ای مهلک به اقتصاد مصر، اروپا و آسیا وارد کند.

افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی و کالا‌های اساسی در بازار‌های جهانی، فشار افکار عمومی در کشور‌های غربی را برای پایان دادن به ماجراجویی‌های نظامی چند برابر خواهد کرد. به عبارت دیگر، یمن در نبرد پیش رو هم‌زمان در دو عرصه رزم سخت و رزم نرم وارد عمل می‌شود؛ موشک‌هایش پایگاه‌های دشمن را می‌کوبد و موقعیت راهبردی‌اش، اراده سیاسی غرب را می‌شکند.

باب‌المندب، هدیهٔ یمن به نبرد سرنوشت‌ساز منطقه

از سکوت تا طوفان؛ یمن دیگر مهارشدنی نیست

در جنگ ۴۰ روزه رمضان، یمن با یک تدبیر هوشمندانه سکوت نسبی اختیار کرد تا دشمن را دچار محاسبه غلط کند و توان خود را برای روز مبادا حفظ نماید. اکنون آن روز فرا رسیده است. نبرد احتمالی پیش رو، عرصه‌ای خواهد بود که در آن یمن نه به عنوان یک بازیگر حاشیه‌ای، بلکه به مثابه یک نیروی راهبردی و تعیین‌کننده ظاهر می‌شود.

زرادخانه‌های پر از موشک‌های نقطه‌زن، ناوگان پهپادی بی‌نظیر، اشراف کامل بر تنگه باب‌المندب و یک دکترین رزمی آزمون‌پس‌داده در جنگ فرسایشی، همگی گواه آن است که یمن مهیای بزرگ‌ترین رویارویی تاریخ خود است.

رژیم صهیونیستی و ارتش تروریستی آمریکا باید بدانند که در نبرد منطقه‌ای پیش‌رو، از آتش یمن مصون نخواهند ماند. در این نبرد، آسمان تل‌آویو و ایلات از جنوب ناامن خواهد شد، ناوگان‌های متجاوز در دریای سرخ طعم موشک‌های کروز یمنی را خواهند چشید و باب‌المندب به گلوگاه خفه‌کننده اقتصاد دشمنان تبدیل می‌شود. یمن ثابت کرده است که اراده مقاومت را نمی‌توان با بمب و محاصره از بین برد و اکنون زمان آن است که این اراده به یک نیروی طوفانی و رهایی‌بخش در میدان نبرد تبدیل شود.