۰۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۹

مطالبات رهبر انقلاب؛ چارچوب هرگونه توافق احتمالی برای پایان جنگ

مطالبات رهبر انقلاب؛ چارچوب هرگونه توافق احتمالی برای پایان جنگ
ایران با در دست داشتن کلید تنگه هرمز و قدرت نظامی درون‌زا قصد دارد تا زمینه‌ساز و تسهیل‌گر خروج آمریکا از منطقه شده و نظم جدید منطقه را با مشارکت کشور‌های آن رقم بزند؛ بنابراین «آمریکازدایی» از منطقه و به رسمیت شناختن حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز می‌بایست حتما در دستورکار مذاکره‌کنندگان در پذیرش هرگونه توافقی قرار بگیرد.
کد خبر : ۷۳۸۵۶۴

به گزارش صراط به نقل از دانشجو، پس از بار‌ها ضرب‌الاجل‌های نامعتبر ترامپ به ایران که نهایتا هر دفعه با عقب‌نشینی وی روبه‌رو شد، ایالات متحده که عزم استوار ایران برای دفاع از خود و حقوق حقه ملت ایران را مشاهده کرد، مسیر دیپلماسی را در پیش گرفت.

این در حالی است که به ادعای برخی رسانه‌ها بنا شد تا تفاهم اولیه‌ای در بین طرفین برای «خاتمه جنگ» نوشته شده و پس از آن، مذاکراتی در رابطه با دیگر پرونده‌ها نیز آغاز بشود.

این یعنی دیپلماسی کماکان بر لبه تیغ در حال حرکت است و هشیاری مقامات سیاسی و نیرو‌های مسلح کشور یک ضرورت حیاتی خواهد بود.

فارغ از این موضوع، آنچه که مهم بوده این است که هرگونه توافقی حتما می‌بایست مبتنی‌بر فرامین و بیانات رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای باشد.

چراکه این بیانات، نه فقط برآورده‌کننده حقوق ایران خواهد بود بلکه زمینه‌ساز شکل‌گیری نظم جدید منطقه هم خواهد شد.

از همین روی باید سنگ محک هر گونه تفاهم و توافقی را نکات مطروحه رهبر معظم انقلاب دانست.

فصل جدید تنگه هرمز

یکی از دستاورد‌های معادله‌ساز در جنگ رمضان، بلاشک ورود تنگه هرمز به «مرحله‌ای جدید» بوده که در آن، اگرچه مانند قبل معبری برای عبور و مرور خواهد بود، اما برخلاف گذشته، مدیریت و حاکمیت ایران بر تنگه هرمز اعمال خواهد شد.

این موضوع مکررا در ادبیات مقامات ارشد کشور و صریحا در اولین پیام رهبر معظم انقلاب مطرح شد.

آیت‌الله خامنه‌ای در این باره بیان کردند: «حتما مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.» اهمیت این ماجرا از این حیث خواهد بود که تنگه هرمز که بیش از ۲۰ درصد نفت دنیا از آن عبور می‌کند می‌تواند به عنوان یک اهرم ژئوپلیتیک مورد استفاده قرار گرفته و به عنوان ابزاری تحریم‌زدا و نقدشونده از آن بهره‌برداری بشود.

علاوه بر این، مدیریت ایران بر تنگه هرمز می‌تواند زمینه‌ساز پایان نظم «آمریکامحور» حوزه خلیج فارس بشود که اولین قدم برای شکل‌یابی نظم جدیدی را پایه‌گذاری خواهد کرد.

به همین علت حفظ مهم‌ترین دستاورد ایران در جنگ یعنی تنگه هرمز، صرفا از روی محفوظ نگاه داشتن یک دستاورد جنگی و یا محلی برای کسب عایدات اقتصادی نیست بلکه بقای کلید تنگه در دستان ایران، سرنوشت ایران و منطقه را متاثر خواهد ساخت.

همچنان که رهبر انقلاب فرمودند: «ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفاده‌های دشمن را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اعمال مدیریت جدید تنگه، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملت‌های منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد.»

«آینده‌ای بدون آمریکا»

پس از پایان نظم دوقطبی بر اثر فروپاشی شوروی در آغاز دهه ۱۹۹۰، عملا آمریکا به تنها قطب قدرت بین‌المللی بدل شد که بنا بود با استراتژی «هژمونی لیبرال» نظم لیبرال آمریکایی را بر صحنه بین‌المللی حاکم کند.

در پی این ماجرا بود که آمریکا تلاش کرد تا در چارچوب «ثبات هژمونیک» نظم منطقه خاورمیانه به عنوان یکی از ژئواستراتژیک‌ترین مناطق دنیا را خود شکل داده و بازیگرانی همانند ایران و عراق بعثی را که این نظم را نپذیرند، در چارچوب «مهار دوجانبه» مورد تهدید و فشار قرار داده و به انزوا بکشاند.

بر همین اساس بود که دولت بوش پدر با تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی در سال ۱۹۹۱ به عراق صدام‌حسین که با ادعای حاکمیت بر کویت به این کشور تجاوز کرده بود، حمله کرد و کمیت و کیفیت پایگاه‌های آمریکا در کشور‌های منطقه در دهه ۱۹۹۰ بیش از پیش رو به فزونی گذارد. همانگونه که پیتر منسفیلد در کتاب «تاریخ خاورمیانه» توضیح داده: «با فروپاشی شوروی، آمریکا قدرت بلامنازع جهان شد.

خلا ناشی از فروپاشی شوروی، واشنگتن را به عمل‌گرایی جدیدی سوق داد. طی دهه‌ی بعدی، تصمیمات مهم اصلی موثر بر خاورمیانه یا در پایتخت کشور‌های غربی اتخاذ می‌شد یا در مقر سازمان ملل در نیویورک.» با این حال، در طول یک دهه گذشته با افزایش هزینه‌های ایالات متحده بر اثر ماجراجویی‌های سیاست خارجی آن و ظهور قدرت‌های جدیدی همچون چین، موضوع «افول آمریکا» که پیش‌تر مورد اذعان تحلیل‌گران روابط بین‌الملل بود بیش از گذشته عینی شده و عملا میزان حضور آمریکا و سرنوشت نظم منطقه‌ای محل پرسش و ابهام قرار گرفت.

آغاز جنگ رمضان نقطه‌عطفی در این زمینه بود چراکه بنا بود با سرنگونی جمهوری اسلامی و تغییر نقشه ایران، مقدمه ظهور «خاورمیانه‌ی جدید» را رقم بزند که از رهگذر آن، اسرائیل به هژمون منطقه تبدیل و به نیابت از آمریکا در خاورمیانه نظم امنیتی جدیدی را ایجاد و تثبیت کند.

با این وجود، سه‌گانه‌ی موشک، تنگه و خیابان نه‌تنها منجر به بقای جمهوری اسلامی شد و توان نظامی ایران هم پایگاه‌های آمریکا در منطقه را دچار خسارت‌های جدی کرد بلکه عملا «پیروزی تاکتیکی» آمریکا در ابتدای جنگ را به یک «شکست استراتژیک» بدل ساخت.

همانگونه که ایندیپندنت اظهار کرده: «تحلیلگران می‌گویند جنگی که قرار بود یک تفریح کوتاه‌مدت برای ترامپ باشد، در حال تبدیل شدن به یک شکست استراتژیک بلندمدت است.»

حال آمریکا از طرفی چاره‌ای جز کاهش حضور نیرو‌های خود و نهایتا خروج و سپردن سرنوشت خاورمیانه به کشور‌های منطقه نداشته بلکه می‌بایست اراده و موافقت ایرانِ قوی‌ترِ پساجنگ را نیز در نظر بگیرد.

همانگونه که سال‌ها قبل ریگان، رئیس جمهور اسبق آمریکا بیان کرده بود: «بدون موافقت ایران هیچ صلح پایداری در خاورمیانه وجود نخواهد داشت.»

از سوی دیگر، ایران با در دست داشتن کلید تنگه هرمز و قدرت نظامی درون‌زا قصد دارد تا زمینه‌ساز و تسهیل‌گر خروج آمریکا از منطقه شده و نظم جدید منطقه را با مشارکت کشور‌های آن رقم بزند.

به همین علت، «آینده‌ای بدون آمریکا» برای منطقه، یکی از مهم‌ترین فرامین مطروحه رهبر معظم انقلاب بوده چراکه رخداد آن زمینه ثبات و آسایش را برای منطقه رقم خواهد زد؛ بنابراین «آمریکازدایی» از منطقه می‌بایست حتما و قطعا در دستورکار مذاکره‌کنندگان و نیرو‌های مسلح در پذیرش هرگونه توافقی قرار بگیرد.

رهبر معظم انقلاب در این زمینه فرمودند: «آینده‌ی درخشان منطقه‌ی خلیج فارس، آینده‌ای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملت‌هایش خواهد بود... زنجیره‌ی این ظفر که به لطف پروردگار تبارک و تعالی در سایه‌ی تدابیر و سیاست‌های مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعه‌ی نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.»

غرامت و تعیین متجاوز

یکی از شروط ایران برای آمریکا در هرگونه توافق می‌بایست به پذیرش پرداخت غرامت از سوی آمریکا مربوط و منوط بشود. منطق این مهم این است که به طور سنتی، کشوری باید غرامت را بپردازد که از طرفی متجاوز بوده و از طرف دیگر در تجاوز خود شکست خورده است.

بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب بر پرداخت غرامت از سوی آمریکا برای تعیین و تنبیه متجاوز تاکید داشته و آن را در اولین پیام‌شان مطرح ساختند.

ایشان در این رابطه نوشتند: «به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازه‌ای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.»

‌این موضوع در پیام ایشان به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبری گرانقدر، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای برای باری دیگر تاکید شد که نشان از اهمیت آن خواهد داشت: «ما حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمی‌کنیم. حتماً غرامت تک‌تک صدمات وارد شده و خون‌بهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد.»

بیانات رهبری؛ نقشه‌راه توافق

هرگونه تفاهم و توافق در برابر آمریکا می‌بایست براساس نقشه‌راه رهبر معظم انقلاب که در بیانات ایشان مورد تاکید قرار گرفته تنظیم بشود.

به سخن دیگر، آنچه که مذاکره‌کنندگان می‌بایست در دستورکار خود قرار بدهند نه صرفا توافقی برای پایان جنگ بلکه می‌بایست منطبق بر مطالبات و بیانات رهبری معظم انقلاب سنگ بنایی برای آغاز نظم جدید منطقه باشد.

از این رو، مدیریت ایران بر تنگه هرمز، حرکت به سوی «آمریکازدایی» از منطقه و لزوم تعیین متجاوز و پرداخت غرامت از سوی آن از جمله الزامات هرگونه توافقی خواهد بود.