به گزارش صراط به نقل از مشرق، پس از حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران که گمانهزنیها و سرمایهگذاری گروهکهای ضدانقلاب بر تغییرات سیاسی را تقویت کرده بود؛ حالا اردوگاه جریان تروریستی سلطنتطلب، شاهد موج بیسابقهای از انشقاق و تنشهای درونی شده است.
طی این دو ماه اخیر، اختلافات میان مشاوران و چهرههای نزدیک به ربع پهلوی به اوج خود رسیده و اتهامات متعددی از جمله زنبارگی گرفته تا خونشوری و جاسوسی، فضای داخلی این جریان را بیش از پیش منفور و بیاعتبار ساخته است.
در نهایت توقف فعالیت شبکه منوتو توسط کیوان عباسی نیز تیر خلاص دیگری بر پیکر این تشکیلات فرسوده وارد کرده است.
درگیریهای درون سازمانی از کجا شروع شد؟
ماجرا از اینجا آغاز شد که شاهین نجفی، خواننده موهن و لمپن سلطنتطلبان که از قضا یکی از مشاوران نزدیک رضا پهلوی نیز به شمار میرود، با همکاری ابراهیم حامدی، ملقب به ابی، خواننده لس آنجلسی ضدانقلاب، یک موزیک مشترک به نام "شاهراه"، به مناسبت تلاشهای اخیر در راستای براندازی جمهوری اسلامی تولید کردند. پس از آن کمپین اروپاگردی و برگزاری کنسرت این موزیک در کشورهای مختلف نیز از سوی این دو خواننده منتشر شد.
همین کافی بود تا فعالان رسانهای سلطنتطلب، از این اقدام دو خواننده نزدیک به پهلوی بهت زده شده و آنها را به خونشوری متهم کنند. بیش از سه ماه است که به بهانه حوادث تروریستی دی و اسفند ۱۴۰۴، جریان سلطنت طلب خود رابه صورت نمادین، عزادار جانباختگان فتنه نشان داده و آنها را به سود خود مصادره میکند. اکنون منتقدان سلطنت طلب نیز مدعی هستند که این کنسرت با این عنوان و محتوایی که با یاد جانباختگان، همراه با رقص و آواز است، پروژهای برای مصادره جانباختگان و درآمدزایی با پیکر آنها به شمار میآید.

تولید موزیک در میانه فتنه و آشوب
اما عجیبتر توضیحات این دو خواننده درباره پشت پرده طراحی موزیک است؛ ابراهیم حامدی در گفتوگو با شبکه تروریستی اینترنشنال اعتراف میکند که طرح ریزی و پیشنهاد این رقص و آواز، از سوی او در تجمع زمستان سال گذشته در مونیخ به شاهین نجفی پیشنهاد شده است. تجمعی که دقیقا برای بزرگداشت فاجعه فراخوان پهلوی برای شورش در خیابان و کشتار عظیم تروریستهای موساد در خیابانهای ایران برگزار شد.
این اعتراف نشان میدهد که حتی این افراد در اوج حوادث و ابراز همدردی ظاهری، به فکر طراحی چنین جُنگ شادی بوده تا در اولین فرصت کاسبی برباد رفته خود را احیا کنند.
ابراهیم حامدی میگوید دقیقا دو روز پس از پیشنهادش، نجفی با او تماس گرفته و گفته موزیک را تولید کرده است. بلافاصله هم به لندن سفر کرده و موزیک را به صورت ویدیویی در استودیو ضبط کردهاند!

معرکهگیری عجیب علی کریمی
اما انشقاقی که برگزاری کنسرت ایجاد کرده صرفا در چند اکانت منتقد و روزمرهنویس سلطنتطلب نیز؛ دعوا بالاگرفته و به سطح چهرههای نزدیک به پهلوی رسیده است. علی کریمی از سال ۱۴۰۱ متواری گشت و به کمپین سلطنت طلبان پیوست و با مواضعی تند و حمایت از رفتارهای خشونتآمیز، آغاز به فعالیت سیاسی کرد. او از جمله چهرههای ائتلاف دانشگاه جرج واشینگتن بود و طی سالهای اخیر نیز برای حمایت از رضا پهلوی و عادیسازی حمله به ایران، سنگ تمام گذاشت.
حالا برگزاری این کنسرت در میانه جنگ سبب شده، علی کریمی همان ادبیات تهاجمی را علیه پهلوی و اطرافیانش به کار بگیرد. او برگزاری کنسرت به نام جانباختگان را بهانه کرده و مدعی شد این اقدام خونشوری و کسب درآمد با پیکر آنهاست.
کریمی همین موضوع را به یک اختلاف تشکیلاتی تبدیل کرد و در سلسه استوریهای خود به رضا پهلوی کنایه زد و گفت: «بهترین راه فهمیدن میزان هوش یک حاکم، نگاه کردن به اطرافیان نزدیک اوست.»

رقابت درآمدزایی با آشوب در بین عناصر ضدانقلاب
البته شاهین نجفی اولین کسی نیست که در بین عناصر ضدانقلاب به خونشوری و کسب درآمد با جانباختگان دی متهم شده است؛ چند هفته پیش، محمد رهبر، خبرنگار مستعفی شبکه اینترنشنال در پاسخ به مراد ویسی، مجری و خبرنگار این شبکه نوشت:
یک عمر موج سواری کردی حالا خون سواری!
این توئیت محمد رهبر در پاسخ به تلاش مراد ویسی برای سواستفاده از جانباختگان فتنه دیماه و خواندن اسامی جوانان جانباخته در لایو یوتیوب، منتشر شده است.
اعتراف شاهین نجفی: درآمد نداریم!
در مقابل شاهین نجفی نیز با انتشار یک ویدیو ابتدا با کنایهپرانی، علی کریمی را احساسی و هیجانی خواند و مدعی شد، این ویژگی اخلاقی در عرصه سیاسی جایی ندارد.
او همچنین اعتراف کرده که نیاز شدیدی به این درآمد دارد و تلویحا انتقادات و اتهامات علی کریمی درباره کاسبی با خون جانباختگان را تایید کرده است. نجفی در این ویدیو اعتراف میکند که وضعیت هنرمندان متواری در خارج از ایران اسفبار است و برخی از آنها به کار در اوبر (تاکسی اینترنتی) و رستوران روی آوردهاند.
او همچنین در این ویدیو مدعی میشود بسیاری از این نوازندههایی که برای بزرگداشت حوادث داخل ایران اجاره شدهاند غیر ایرانی هستند و توجیهاتی نظیر عدم دریافت پول به احترام مردم داغدار ایران نمیپذیرند.
شاهین نجفی همچنین در این ویدیو از کمپین "سربازشاه" رونمایی کرد تا خود را تلویحا به رضا پهلوی نزدیک کرده و اقداماتش را با او هماهنگشده جلوه دهد.
او از فعالان جریان سلطنتطلب نیز دعوت کرد به کمپین سربازشاه بپیوندند. این بگو مگوی کودکانه بین نجفی و کریمی تا حدی اوج گرفته که یاسمین اعتماد امینی، ملقب به یاسمین پهلوی در بخش نظرات ویدیو شاهین نجفی، از او دعوت کرده تا به دعوای با علی کریمی دامن نزند.
اما اندکی بعد علی کریمی لجبازی خود با کمپین موسوم را ابراز کرد و از هشتگ سرباز ایران استفاده کرد. او هشتگ "جاویدشاه" را هم از توئیتهای خود حذف کرده و توئیتهای او رنگ و بوی اعتراف به یک اشتباه را میدهند. به نظر میرسد مقصود او از این اشتباه، همسو شدن با کمپینهای گروهک تروریستی پهلوی بوده است.
یکی از کاربران ضدانقلاب در واکنش به جا زدن علی کریمی از اتحاد سلطنتطلبان نوشت:
«این اواخر طوری رفتار میکنی که انگار اکانتت دست خودت نیست! مردم داخل ایران؟ به همین زودی و راحتی از ادبیات تفرقه و جداسازی استفاده میکنی؟ داخل و خارج داره مگه؟ اون موقع که سوت و هورا برات میکشیدیم داخل و خارج نبود؟ همه به اسم "مردم ایران" نبودیم؟»
بالا گرفتن دعوا با مشاوران
اما همزمان با بالا گرفتن دعوای داخلی و کنایهپرانی علی کریمی علیه پهلوی، مشاوران بیشتری از رضا ربع پهلوی تقابل خود با کریمی را آغاز کردند. مرتضی اسماعیلپور، یکی از این چهرهها اقدام به برپایی لایو و انتقادات تند علیه پهلوی کرد. در یکی از این لایوها نیز از ایرج مصداقی، عنصر جداشده از منافقین نیز دعوت کرد تا دیدگاه کریمی نسبت به عزاداری و برگزاری کنسرت را زیر سوال ببرد.
این رفتارها سبب شد تا علی کریمی بر اسماعیلپور فوکوس کرده و او را تهدید به افشای مسائل شخصی او در فضای مجازی بکند.
کریمی در یک استوری نوشت: «هزار بار گفتم من جعبهسیاه همهتون هستم؛ با من درگیر نشید. دفعه بعد جزئیات خانه ترکیه را منتشر میکنم؛ آن وقت شاید زندگی زناشوییات به خطر بیفتد.» در مقابل پس از این استوری نیز، اسماعیلپور و تعدادی از هواداران سلطنت، حملات و فحاشی آنلاین علیه کریمی را آغاز کردند.
از اینجا به بعد، علی کریمی هم دستش برای افشاگریها بازتر شده و هم وعدهای که داده را باید عملی میکرد. او در مطالب بعدی به صراحت اعلام میکند مسئله اختلافات داخلی نیست و تیم رضا پهلوی در حال کاسبی با خون جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ است و در این راستا اقدام به تیمکشی و گروهبندی در اطرافیان خود کرده است. مقصود او از این تیمکشیها، پروژههای اخیر رضا پهلوی است که با عناوین دفترچه اضطرار، دیدار با بلاگرهای هتاک، دیدار با ورزشکاران متواری و کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی تاسیس شدهاند.
نکته جالب دیگر این است که علی کریمی، دیگر مشاوران پهلوی، نظیر سعید قاسمینژاد و امیر اعتمادی را "بلاگرهای دوزاری" خوانده و خطاب به آنها نوشت: زندگی سگی دارید که یه تیکه نون میندازن جلوتون براشون دم تکون میدید. "
در ادامه، سوشا مکانی، از چهرههای حامی سلطنت نیز در حمایت از شاهین نجفی به این بازی وارد شد. او در ویدیویی، علی کریمی را به نقد کشید و اشاره کرد که کریمی از یک سو خرید بلیت کنسرت را برای مردم تحریم میکند، اما از سوی دیگر برای فشار وارد کردن به تیم ملی در جام جهانی، فراخوان خرید بلیت مسابقات و حضور در استادیوم با پرچمهای جعلی را صادر میکند. در پاسخ به این افشاگری، علی کریمی نیز با انتشار یک استوری، ادبیات تندی علیه مکانی به کار برد و او را «ستون بیشرفی شاهین» خطاب کرد.

تعطیلی شبکه تفرقه
درست در شرایطی که سلطنتطلبان گرفتار انشقاق مشاوران پهلوی بودند، کیوان و مرجان عباسی نیز تیر خلاصی را به این جریان فرسوده زد. شبکه ضدایرانی منوتو در تازهترین بیانیه خود با عنوان «اطلاعیه منوتو درباره پایان پخش برنامهها» اعلام کرد پس از مدتها تامل و ارزیابی، سرانجام به این تصمیم رسیدهایم که به پخش برنامههای منوتو پایان دهیم. آخرین پخش از ماهواره و یوتیوب، شامگاه ۲۴ مه ۲۰۲۶ - ۳ خرداد ۱۴۰۵ خواهد بود.
منوتو در این بیانیه با اظهاراتی عجیب، مدعی شد علت این تصمیم فراتر از مشکلات مالی و منابع، رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، توجه مخاطبان را پراکنده کرده و مفهوم رسانه و پخش سنتی را تغییر دادهاند و به همین خاطر فضای عمومی، با اطلاعات نادرست و هیجانسازی، مرز میان واقعیت و روایتهای جعلی را مخدوش کرده است و فضا را برای فعالیت حرفهای، مستقل و اصولی را دشوارتر از همیشه کرده است!
کیوان و مرجان عباسی، مدیران شبکه منوتو و نویسندگان این بیانیه اعلام کردند ادامه برنامهها به این سبک ممکن از منوتو را به ورطه نابودی کشانده و بهتر از در آینده با ظاهری متفاوت فعالیت خود را از سر بگیرند.
این در حالی است که پخش ماهوارهای شبکه منوتو در بهمن ۱۴۰۲ پس از حدود ۱۴ سال متوقف شده بود و انصراف اسپانسرها، این شبکه را به تعطیلی کشانده بود. پس از گذشت ۹ ماه، این شبکه در بیانیهای جدید اعلام کرده بود قرار است به شرط پرداخت اشتراک این شبکه توسط ایرانیان خارج از کشور، با روندی متفاوت بازگردند.
مهمترین بهانه مدیران منوتو در تصمیم تعطیلی شبکه، کمبود بودجه و منابع مالی بود؛ شیوه درآمدزایی جدید این شبکه نیز بر اساس پرداخت حق اشتراک بنا شده بود که گویا طبق تازهترین بیانیه کیوان عباسی، بازهم نیازهای مالی منوتو را بر طرف نکرده است. مجریان و عوامل این شبکه که در شرایط عادی، عاجز از سطحیترین تحلیلهای حوادث روز هستند، مدیران منوتو را با این تصور که تعداد ایرانیان خارج از کشور بسیار زیاد و از دریافت حق اشتراک از آنها، نیازهای مالی این شبکه را بر طرف میکند، مدیران را خام کردند. اکنون نه آن تعداد ایرانیان خارج از کشور حاضر به پرداخت اشتراک شدند و نه منوتو در جذب مخاطب موفق بوده است.

بخشی از بیانیه تعطیلی شبکه منوتو در دو سال گذشته
شبکه منوتو از رسانههای وابسته به رضا ربع پهلوی بوده و حتی در ایام از سر گیری پخش دوم، پهلوی مخاطبان شبکههای اجتماعی خود را به پرداخت اشتراک و تماشای این تلویزیون دعوت کرد. اما طی چند ماه اخیر به خصوص پس از جنایات پهلوی در دی و اسفند، شیرازه سلطنتطلبان از هم پاشیده و نزدیکان و مشاوران پهلوی نیز دست به افشاگری علیه یکدیگر میزنند. منوتو نیز یکی از رسانههای تخریبچی سلطنتطلبان علیه منتقدان پهلوی به شمار میرفت.
دعوت از رضا پهلوی به خرید اشتراک ماهانه ۱۰ دلار از شبکه منوتو
شبکه منوتو تحت عنوان شرکت Marjan Television Limited زیرمجموعه هلدینگ مرجان در منطقه معاف از مالیات Isle of Man ثبت شده بود، اما ساختار اقتصادی آن هیچگونه پایداری تجاری نداشت. تنها منبع درآمد رسمی و تجاری این شبکه از طریق تبلیغات بازرگانی Commercial Advertising تأمین میشد که در اوج خود تنها ۱.۱۹ میلیون پوند در سال بود. در مقابل، مخارج شبکه بین ۱۸ تا ۲۰ برابر درآمد آن برآورد میشد؛ به طوری که این رسانه در ۱۰ سال نخست فعالیت خود نزدیک به ۶۰۰ میلیون دلار هزینه تراشید و تراز مالی آن از سال ۲۰۱۶ کاملاً منفی شد.
این شبکه در سال ۲۰۱۸ با وجود درآمد ۳ میلیون پوندی، حدود ۹۵ میلیون پوند بدهی انباشته داشت و طبق آخرین گزارش رسمی در سال ۲۰۲۱، میزان بدهیهای آن به نزدیک ۴۶ میلیون پوند رسید که اکنون بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون پوند تخمین زده میشود. مابهالتفاوت این هزینههای سرسامآور تماماً از طریق تزریق بودجه توسط سازمانهای اطلاعاتی صهیونیستی موساد و آمریکایی تأمین میشد.
روند قطع این بودجهها و تعطیلی شبکه از جایی آغاز شد که پس از عملیات طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳، تمرکز مالی و عملیاتی اسرائیل و آمریکا بر تسلیحات نظامی جنگ غزه معطوف شد و پروژههای رسانهای موساد دچار بحران تأمین مالی شدند. از سوی دیگر، حامیان مالی شبکه برای پرداختهای جدید خواستار تغییر مدیریت و دگرگونی استراتژی منوتو به سمت مواضع صریح سیاسی و تجزیهطلبانه بودند.
پیشتر مخالفت کیوان عباسی با این فشارها و اصرار او بر ادامه مدل جنگ رسانهای در بستر محتوای زرد و عامهپسند، در نهایت باعث قطع کامل بودجه از سوی مدیریت آمریکایی صهیونیستی و تعطیلی شبکه در بهمن ۱۴۰۲ شده بود.
اعتراف مدیران به بنبست تولید محتوای ضدایرانی
علاوه بر چالشهای مالی، فقر محتوایی و فقدان بدنه کارشناسی، از دیگر دلایل کلیدی در توقف فعالیت این شبکه بود. در پی ناکامی فراخوانهای جریان سلطنتطلب که به قیمت به خطر افتادن جانِ جوانان فریبخورده شد، موجی از تماسهای انتقادی از سوی ایرانیان خارج از کشور با برنامه منوتو شکل گرفت. مجریان شبکه که توان پاسخگویی منطقی به این انتقادات را نداشتند، بارها مجبور به قطع صدای مخاطبان یا ورود به درگیریهای لفظی با آنان شدند.
از طرفی از آنجا که تحریریه منوتو طی سالهای متمادی عمدتاً از بلاگرهای حوزه سرگرمی تشکیل شده بود، این شبکه در مواجهه با بحرانهای سیاسی، از ارائه هرگونه تحلیل عمیق سیاسی عاجز میماند. تحریم برنامههای تفریحی از سوی خود شبکه به بهانه همدردی با آسیبدیدگان نیز عملاً منوتو را در باتلاق بیمحتوایی مطلق گرفتار کرد.
این رسانه در نهایت حتی در حفظ پایگاه مخاطبان تندرو و هواداران پهلوی نیز ناکام ماند تا برای دومین بار خروج خود از صحنه را اعلام کند؛ هرچند این شبکه در کارنامه فعالیتهای خود، ننگ حمایت از حملات نظامی اسرائیل و آمریکا را به جان خرید و انتقادات زیادی هم در بر داشت. اوج این تنفر و رویارویی افکار عمومی با شبکه، زمانی شکل گرفت که یکی از مجریان منوتو به تمسخر تصاویر یک رزمنده جانباز که هر دو دست و پای خود را برای میهن فدا کرده بود، پرداخت و موج تازهای از نفرت علیه این شبکه را بر جای گذاشت.
پس از فتنه سال ۱۴۰۱، کمتر کسی در میان احزاب اپوزیسیون جمهوری اسلامی، شکست ائتلاف موسوم به منشور مهسا را پیشبینی میکرد. با این حال، آن گسست عمیق چند ماه به طول انجامید تا نمایان شود؛ تا جایی که حامد اسماعیلیون در قاب شبکه تروریستی اینترنشنال، صراحتاً رضا پهلوی را عامل اصلی فروپاشی این ائتلاف معرفی کرد و به تدریج از گروه واتساپی اتحاد خارج شدند و یکدیگر را آنفالو کردند.
اما در بدنه جریان سلطنتطلب که طی سالهای اخیر مجدداً در فضای رسانهای مطرح شده است، بینش سیاسی و تحلیل ساختاری جای خود را به رفتارهای مهارنشده رسانهای و نقشآفرینی بلاگرهای تندرو داده است. از سوی دیگر، انتشار گزارشهایی در رسانههای آمریکایی مبنی بر سرمایهگذاری واشنگتن بر روی گزینههایی جایگزین و فراتر از رضا پهلوی برای تحولات ایران، احتمالاً انشقاق و ریزشهای بیشتری را در میان نزدیکان او رقم خواهد زد.
علاوه بر این، توقیف اموال وطنفروشان نیز زمینهساز نوعی بازاندیشی یا عقبنشینی تدریجی در میان برخی چهرهها شده است؛ تا جایی که بسیاری از آنها تلاش میکنند از کمترین بهانهها و کوچکترین اختلافات برای زاویهگرفتن از این جریان جنگطلب و وطنفروش استفاده کنند.