۰۱ خرداد ۱۴۰۵
۰۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰

آتش بس به جای صلح | جنگ‌ها دیگر تمام نمی‌شوند

آتش بس به جای صلح | جنگ‌ها دیگر تمام نمی‌شوند
شاید امروز دیگر جهان شاهد جنگ‌های خونین سابق نباشد، اما عادت تازه جهان به «آتش‌بس» به طرز غم انگیزی، ناامیدکننده و تکرار شونده است.
کد خبر : ۷۳۸۲۰۳

به گزارش صراط به نقل از رویداد۲۴، حمله اسرائیل به غزه در اکتبر ۲۰۲۳ هرگز تمام نشده است. از آن تاریخ، شعار «آتش‌بس فوری» به مطالبه اصلی معترضان و سیاستمداران در سراسر جهان تبدیل شده است. این وضعیت فقط به غزه محدود نیست. در اوکراین هم «آتش‌بس‌ها» ریتم جنگی را تعیین کرده‌اند که بیش از یک دهه ادامه یافته است.

اما آتش‌بس، صلح نیست. آتش‌بس‌ها معمولاً یا پیش‌شرط مذاکرات سیاسی‌اند یا آخرین ابزار ممکن در شرایطی که هیچ راه‌حل دیگری وجود ندارد. هر جا آتش‌بس اعلام می‌شود، نوع خاصی از سکوت بر فضا حاکم می‌شود؛ سکوتی که می‌تواند مقدمه صلح باشد یا هشداری برای جنگ‌های آینده.

دولت‌ها معمولاً زمانی سراغ آتش‌بس می‌روند که دیگر نمی‌دانند چه کار دیگری باید بکنند. آتش‌بس‌ها که قرار بود ابزار حل منازعه باشند، اغلب به ابزار مدیریت منازعه تبدیل شده‌اند. به‌ویژه در دوره‌هایی مثل امروز که رسیدن به توافق سیاسی درباره جنگ‌های پیچیده تقریباً ناممکن شده و بسیاری از دولت‌ها حتی اراده‌ای برای تلاش در این مسیر ندارند.

یک پروژه تحقیقاتی به نام «پروژه آتش بس» در سال ۲۰۲۲ آتش‌بس‌ها را بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۰ بررسی کرده و نشان داده ۶۸ درصد آنها حتی به‌صورت رسمی مکتوب نشده‌اند. داده‌های این پروژه نشان می‌دهد آتش‌بس‌های شکست‌خورده معمولاً بین ۶۵ تا ۱۹۳ روز دوام می‌آورند و آتش‌بس‌های بشردوستانه بیش از همه مستعد بازگشت سریع خشونت هستند. همچنین بیشتر روند‌های صلح، در مسیر خود دست‌کم به سه آتش‌بس نیاز دارند

نیویورک تایمز در مجله خود یادداشتی درباره جنگ‌های بی پایان و سنت جدید آتش بس به جای صلح نوشته است. این رسانه میگوید: زمانی تصور می‌شد گذار از جنگ به صلح از مراحل مشخصی عبور می‌کند: یک طرف پیروز می‌شود یا هر دو آن‌قدر فرسوده می‌شوند که دیگر نتوانند بجنگند؛ بعد سربازان سلاح را زمین می‌گذارند، دیپلمات‌ها معاهده صلح می‌نویسند و رهبران سیاسی پایان جنگ را اعلام می‌کنند.

امر دو واتل، فیلسوف قرن هجدهم، در کتاب «حقوق ملت‌ها» نوشته بود: «اثر معاهده صلح، پایان دادن به جنگ و از میان بردن علت آن است.» او معتقد بود پس از امضای توافق، طرف‌ها دیگر نمی‌توانند بر سر همان موضوع دوباره دست به سلاح ببرند. هر جنگ تازه‌ای باید علت تازه‌ای داشته باشد.

اما امروز، روند‌های صلح معمولاً حتی از مرحله اول هم عبور نمی‌کنند و اختلافات سیاسی‌ای که جنگ را آغاز کرده‌اند، همچنان حل‌نشده باقی می‌مانند. یک آتش‌بس شکسته می‌شود، آتش‌بس دیگری جایش را می‌گیرد و آن هم دوباره نقض می‌شود.

حزب‌الله و اسرائیل بار‌ها بر سر آتش‌بس‌هایی توافق کردند که قرار بود نیرو‌های دو طرف را از مرز لبنان دور کند؛ توافق‌هایی که بار‌ها نقض شده است. در اوکراین هم پس از حمله روسیه در سال ۲۰۱۴، توافق مینسک امضا شد، اما خیلی زود فروپاشید و سال بعد آتش‌بس دیگری جای آن را گرفت که آن هم بلافاصله نقض شد.

افزایش وابستگی جهان به آتش‌بس به‌عنوان پاسخ پیش‌فرض به جنگ، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا اساساً «صلح» به‌عنوان یک هدف سیاسی کنار گذاشته شده است؟ آیا رهبران جهان با تکیه بر آتش‌بس‌های موقت، از مواجهه با ریشه‌های جنگ و امکان تحقق عدالت فرار کرده‌اند و جهان را بی‌ثبات‌تر ساخته‌اند؟

پس از فروپاشی شوروی، برای مدتی کوتاه امید به «صلح لیبرال» شکل گرفت؛ ایده‌ای که می‌گفت می‌توان از طریق دموکراسی، بازار آزاد و حاکمیت قانون، درگیری‌ها را حل کرد. سازمان‌های صلح‌ساز جهانی گسترش یافتند و توافق‌های بزرگی مثل اسلو، دیتون و توافق جمعه نیک در همین دوره شکل گرفتند.

اما خیلی زود این پروژه با بحران روبه‌رو شد. تلاش‌های غرب برای بازسازی کشور‌ها در نیکاراگوئه، السالوادور و آنگولا بی‌ثباتی را بیشتر کرد. در بوسنی و رواندا، مأموریت‌های سازمان ملل نتوانستند جلوی نسل‌کشی را بگیرند. بسیاری از توافق‌های دهه ۹۰ هم تا سال ۲۰۲۰ عملاً فروپاشیده بودند.

درخواست برای آتش‌بس جای درخواست برای صلح را گرفته و مدیریت بحران جای حل بحران را نشسته است.

آتش‌بس فقط زمانی موفق می‌شود که دو طرف واقعاً بخواهند جنگ را متوقف کنند و احساس کنند دیگر چیزی برای بردن در میدان نبرد باقی نمانده است.

با این حال، حتی موفق‌ترین آتش‌بس‌ها هم اغلب فقط وقفه‌ای موقت‌اند.

در بهترین حالت، آتش‌بس می‌تواند پلی به سمت حل مناقشه باشد، اما اغلب هیچ‌یک از طرف‌ها انگیزه‌ای برای حل ریشه‌ای اختلافات ندارند. هیچ آتش‌بسی آن‌قدر گسترده نیست که بتواند همه زخم‌های تاریخی را درمان کند. این مسئله در جنگ اسرائیل و حماس از هر جای دیگری آشکارتر است؛ جایی که مذاکرات آتش‌بس بار‌ها شکست خورده و هر دو طرف همچنان بر «پیروزی» اصرار دارند.

در چنین جهانی، شاید بهترین چیزی که بتوان به آن امید داشت همان چیزی باشد که یوهان گالتونگ جامعه‌شناس نروژی «صلح منفی» می‌نامید: نبود خشونت گسترده، بدون حل واقعی منازعات. صلحی بدون عدالت.

گسترش آتش‌بس‌ها به جای توافق‌های پایدار، نشانه سیاست بدبینانه عصر ماست. جهان آن‌قدر به جنگ‌های بی‌پایان عادت کرده که انگار دیگر امید به «صلح واقعی» را فراموش کرده است؛ صلحی مثبت، همراه با عدالت.