۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۸
فرار از هرمز؛

رویای ناتمام شیخ‌نشین‌های نفتی

رویای ناتمام شیخ‌نشین‌های نفتی
کشور‌های عربی خاورمیانه سال‌ها میلیارد‌ها دلار هزینه کردند تا وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند، اما جنگ منطقه‌ای و نظم نوین ایرانی بر تنگه هرمز نشان داد فرار کامل از این گذرگاه استراتژیک تقریباً غیرممکن است.
کد خبر : ۷۳۷۳۴۴

به گزارش صراط به نقل از دانشجو؛ جنگ میان ایران و دشمن صهیونی-آمریکایی در هفته‌های گذشته و تنش‌ها در تنگه هرمز و آب‌های خلیج فارس، دوباره یک واقعیت قدیمی را به جهان یادآوری کرده است؛ اقتصاد جهانی هنوز به یک گذرگاه باریک دریایی وابسته است.

گذرگاهی ۳۴ کیلومتری میان ایران و عمان که روزانه نزدیک به یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند و هر تنش نظامی در آن، می‌تواند بازار‌های جهانی را به لرزه درآورد.

در هفته‌های اخیر، همزمان با تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا، صادرات نفت برخی کشور‌های عربی خلیج فارس با اختلال جدی روبه‌رو شد. کویت برای نخستین بار از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، عملاً صادرات نفت خود را به صفر رساند؛ اتفاقی که نشان داد بسیاری از کشور‌های منطقه هنوز به‌شدت به تنگه هرمز وابسته‌اند و در صورت ادامه اختلال عبور و مرور‌ها در این مسیر، گزینه‌های محدودی برای ادامه صادرات دارند.

کویت یکی از آسیب‌پذیرترین کشور‌های منطقه است. تقریباً تمام صادرات نفت این کشور باید از هرمز عبور کند و برخلاف عربستان یا امارات، کویت هیچ خط لوله مهمی برای انتقال نفت به خارج از خلیج فارس ندارد. به همین دلیل، با افزایش تهدید‌ها علیه نفتکش‌ها و بالا رفتن هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی، صادرات نفت این کشور تقریباً متوقف شد و بخشی از تولید نفت به سمت ذخیره‌سازی داخلی رفت.

قطر نیز وضعیت مشابهی دارد. این کشور که بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی مایع یا LNG در جهان به شمار می‌رود، تقریباً تمام صادرات گاز خود را از طریق تنگه هرمز انجام می‌دهد.

تفاوت مهم گاز با نفت این است که انتقال LNG به‌سادگی از طریق خط لوله جایگزین ممکن نیست. همین مسئله باعث شده قطر یکی از آسیب‌پذیرترین بازیگران انرژی جهان در برابر هرگونه بحران در هرمز باشد.

بحرین نیز تقریباً راه فرار مشخصی از این وابستگی ندارد. اما عراق وضعیت پیچیده‌تری دارد. بخش بزرگی از صادرات نفت عراق از پایانه‌های جنوبی بصره انجام می‌شود که آنها نیز وابسته به هرمز هستند. با این حال بغداد یک مسیر جایگزین محدود در اختیار دارد؛ خط لوله کرکوک–جیهان که نفت شمال عراق را از طریق ترکیه به دریای مدیترانه منتقل می‌کند. هرچند این خط لوله به دلیل مشکلات امنیتی و اختلافات سیاسی سال‌ها با ظرفیت کامل فعال نبوده و توان جایگزینی صادرات جنوب عراق را ندارد.

در مقابل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی سال‌های گذشته میلیارد‌ها دلار هزینه کرده‌اند تا بخشی از وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند. عربستان مهم‌ترین مسیر جایگزین منطقه را در اختیار دارد؛ خط لوله شرق–غرب که نفت را از میادین شرقی این کشور به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. این خط لوله ظرفیت انتقال حدود هفت میلیون بشکه نفت در روز را دارد و به عربستان اجازه می‌دهد بخش بزرگی از صادرات خود را بدون عبور از هرمز انجام دهد.

امارات نیز با ساخت خط لوله حبشان–فجیره تلاش کرده مسیر صادراتی مستقلی ایجاد کند. این خط لوله نفت ابوظبی را مستقیماً به بندر فجیره در دریای عمان منتقل می‌کند؛ بندری که خارج از تنگه هرمز قرار دارد. در بحران اخیر، همین زیرساخت باعث شد امارات بتواند بخشی از صادرات نفت خود را حفظ کند، در حالی که بسیاری از کشور‌های منطقه با اختلال جدی روبه‌رو شده بودند.

با این حال، حتی عربستان و امارات نیز نتوانسته‌اند وابستگی خود به هرمز را کاملاً حذف کنند. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این تنگه عبور می‌کند، در حالی که مجموع ظرفیت مسیر‌های جایگزین منطقه فاصله زیادی با این رقم دارد. به بیان دیگر، حتی اگر همه خطوط لوله جایگزین با حداکثر ظرفیت کار کنند، باز هم بخش بزرگی از صادرات انرژی خلیج فارس بدون هرمز عملاً قفل خواهد شد.

این بحران امنیتی در تنگه هرمز، یک پیام روشن برای بازار‌های جهانی داشت؛ تنگه هرمز همچنان مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان است و اقتصاد بین‌الملل هنوز نتوانسته راهی واقعی برای دور زدن آن پیدا کند و در کوتاه مدت و میان‌مدت هم راهی وجود ندارد.

اثر این تنش‌ها فقط محدود به کشور‌های خاورمیانه نیست. در آمریکا، قیمت بنزین به بالاترین سطح چند سال اخیر رسیده و نگرانی درباره بازگشت موج تورمی دوباره افزایش یافته است. هر جهش در قیمت نفت، مستقیماً هزینه حمل‌ونقل، تولید و انرژی را در اقتصاد‌های غربی بالا می‌برد. همین مسئله باعث شده بازار‌های مالی آمریکا و اروپا به‌شدت به تحولات خاورمیانه حساس شوند.

در اروپا نیز بحران هرمز نگرانی‌های جدی ایجاد کرده است. کشور‌های اروپایی پس از جنگ اوکراین وابستگی بیشتری به LNG خاورمیانه و آمریکا پیدا کرده‌اند و هرگونه اختلال در صادرات انرژی منطقه می‌تواند امنیت انرژی اروپا را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند جنگ منطقه‌ای فقط یک بحران منطقه‌ای نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای اقتصاد جهانی محسوب می‌شود.

برای کشور‌های عربی خلیج فارس، بحران اخیر یک هشدار بزرگ بود؛ حتی میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری روی خطوط لوله و مسیر‌های جایگزین هم هنوز نتوانسته آنها را از وابستگی به هرمز نجات دهد و پرسش اصلی این است که آیا کشور‌های منطقه در سال‌های آینده می‌توانند زیرساخت‌هایی ایجاد کنند که وابستگی به این گذرگاه استراتژیک را کاهش دهد یا نه. پاسخ بسیاری از کارشناسان منفی است.

جغرافیا هنوز مهم‌ترین بازیگر بازار انرژی جهان است و تا زمانی که بخش عمده نفت خلیج فارس در سواحل داخلی این منطقه تولید می‌شود، تنگه هرمز همچنان قلب تپنده اقتصاد انرژی دنیا باقی خواهد ماند و کم کم دنیا نسبت به اراده و اقتدار ایرانی‌ها بر ایجاد نظم نوین در تنگه هرمز سر خم خواهد کرد.