به گزارش صراط به نقل از همشهریآنلاین، بسیاری از افراد، استراحت را یک کار ساده و طبیعی و ضروری نمیدانند. بلکه از نظر آنها استراحت یعنی تلف کردن وقت باارزش و زمان استراحت برای آنها با حس بیقراری و عذاب وجدان همراه است. ذهن این افراد در زمان استراحت به جای آرام شدن، شروع به بازخواست میکند که «پس چرا کار مفیدی انجام نمیدهی؟» روانشناسان معتقدند ریشههای این موضوع را باید در شخصیت، تربیت و البته فرهنگ جستوجو کرد.
وقتی استراحت را با بیهدفی اشتباه میگیریم
بعضی روانشناسان این وضعیت را به طور قابل توجهی با اضطراب عملکرد و کمالگرایی مرتبط میدانند. به گفته مطهره شریفی، روانشناس بالینی و تراپیست، «افرادی که چنین ذهنیتی دارند، معمولاً ارزشمندی خود را به عملکردشان گره میزنند؛ یعنی اگر کاری نکنند، ناخودآگاه احساس میکنند کمارزش یا بیهدف هستند یا از بقیه عقب ماندهاند یا چیزی را گم کردهاند».
او به همشهریآنلاین میگوید: «مغز انسان مثل یک «منبع نامحدود» کار نمیکند. ظرفیت توجه و تمرکز در طول روز محدود است و اگر بیشتر از حد درگیر کار و تصمیمگیری باشد، به تدریج افت میکند و باعث خستگی ذهنی، کاهش تمرکز و پایین آمدن کیفیت کار میشود. پس استراحت «وقت تلف کردن» نیست. درواقع بخشی از خودِ کارکرد درست ذهن است، نه نقطه مقابل آن.»
به گفته شریفی، «خیلی از افراد استراحت را با «بیهدفبودن» اشتباه میگیرند. در حالی که استراحت مفید دقیقاً همان چیزی است که به عملکرد بهتر کمک میکند. به خصوص در بلندمدت.»
بعضیها هم زیادی استراحت میکنند
البته در مقابل افرادی که از استراحت عذاب وجدان میگیرند، گروهی هم هستند که استراحت، بخش پررنگی از زندگیشان است. به گفته متخصصان، استراحت زیاد یا کمکار بودن به تنهایی نشانه مشکل نیست. شریفی هم میگوید: «مهم این است که ببینیم آیا آن فرد از زندگیاش رضایت دارد؟ آیا روابط و کارهای ضروریاش را به درستی انجام میدهد یا نه؟ اگر فرد با وجود فعالیت کم، احساس آرامش و رضایت نسبی دارد، دچار افت شدید عملکرد یا دچار افت خلق یا بیانگیزگی شدید نشده، این سبک زندگی لزوما ناسالم تلقی نمیشود. حتی اگر برنامه روزانه فرد، ساده و بدون فعالیت هدفمند خاصی باشد.»
استراحت از نظر آدمهای کمالگرا
این روانشناس درباره ارتباط این موضوع با کمالگرایی هم توضیح میدهد: «بسیاری از افراد منظم و هدفمحور، یک صدای درونی فعال دارند که اجازه توقف نمیدهد و مدام میگوید باید بیشتر انجام دهی تا راضی شوی. درحالیکه این رضایت پایان مشخصی ندارد و هر دستاوردی به سرعت با استاندارد بالاتری جایگزین میشود. درنتیجه فرد وارد چرخهای میشود که در آن موفقیت نه آرامش میآورد و نه توقف را ممکن میکند. فقط سطح انتظار را بالاتر میبرد. حتی بعضی از کمالگراها که ترس از ناکافی بودن یا شکست دارند، ممکن است کارها را نیمهتمام بگذارند یا از پروژهای به پروژه دیگر بروند. چون هیچ خروجیای برایشان به اندازه کافی کامل و رضایتبخش نیست. این افراد معمولاً موقع استراحت هم دچار عذاب وجدان میشوند و حس میکنند زمانشان در حال از دست رفتن است.»
به گفته روانشناسان، این الگو در دوره جوانی معمولاً پررنگتر است. دلیل آن نیز وضعیت روانی این دوره است؛ مثل شکلگیری هویت، تلاش برای اثبات خود، فشار برای ساختن آینده و .... در چنین شرایطی توقف کردن میتواند با «ترس از عقب افتادن» اشتباه گرفته شود. به همین دلیل است که بعضی افراد حتی در زمان استراحت هم ذهنی فعال و ناآرام دارند.
رواندرمانگران تأکید دارند که مشکل اصلی این افراد در «ناتوانی در استراحت کردن و نداشتن مهارت در این خصوص» است. این افراد به دلایل مختلف ازجمله شخصیت، تربیت، عوامل زیستی، عوامل اضطرابی و ... یاد نگرفتهاند که استراحت هم بخشی از چرخه پیشرفت و سلامت است. درحالیکه استراحت سالم، یک مهارت مهم و قابل یادگیری است و وقتی این مهارت شکل نگیرد، حتی وقت آزاد هم میتواند به منبع اضطراب تبدیل شود.