به گزارش صراط به نقل از فارس، تیم مذاکره کننده آمریکا متشکل از داماد ترامپ و دوست وی یعنی ویتکاف به گونهای رفتار کردهاند که با انتقاد کارشناسان آمریکایی روبرو شدند. «کریس کریستی» فرماندار سابق نیوجرسی درباره این دو گفته است که «ویتکاف و کوشنر به درد خرید ملک می خورند نه مذاکره.»اما کارشناسان بینالمللی غیر از رفتار مبتدیانه نمایندگان ترامپ از عدم امکان مذاکره با آمریکا و حصول هر نوع تپافقی سخن میگویند.موضوعی که در پاکستان هم موج میزد و این کشور به عنوان میانجی در مواجهه با آمریکا دچار ابهامات فراوانی شد زیرا آمریکا بارها مواضع متناقضی اتخاذ کرد.فارن افرز طی گزارشی دستیابی به توافق پایدار میان ایران و آمریکا همچنان دور از دسترس خواند و نوشت: «بخشی از این شکست به انتظارات نابجای واشنگتن بازمیگردد؛ این واشنگتن است که باید امتیاز به تهران بدهد، امتیازهایی که خوشایندش نیست.»
همچنین «کیم اشمیتز» کارآفرین و فعال سیاسی آلمانی طی توییتی درباره رییسجمهور آمریکا نوشت: «غرورِ ترامپ، بزرگترین مانع در برابر خواست جهانی برای حل بحران ایران است. هیچ راه خروجی وجود ندارد، مگر با یک شکست سنگین برای آمریکا و اسرائیل. آیا ترامپ تحقیرِ ناشی از حماقتش را میپذیرد، یا بر سر لجاجتش بیشتر پافشاری میکند؟»
این نظرات حتی شامل بخشی از ضدانقلاب هم میشود. «علی افشاری» در توییتی در این باره مینویسد: «ترامپ بالاخره اعتراف کرد که به دنبال توافق با جمهوری اسلامی نیست! او از وقتی که به کاخ سفید برگشت دنبال توافق نبود، بلکه در فکر استیلا بر ایران و تغییر نقشه سیاسی خاورمیانه بر مبنای طرح نزاع تمدنی راست افراطی جهانی بود. مذاکره از دید ترامپ، جنگ بدون شلیک گلوله است تا طرف مقابل کاملا تسلیم دیکتههای او شود. انتظارات زیادهخواهانه، ایرانستیزانه و غیرواقعبینانه ترامپ مانع اصلی توافق است.»
آمریکا بدون در نظر گرفتن جنگ با ایران و نتیجه این جنگ که غیر از اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز، آمریکا به اهداف راهبردی خود در این جنگ نرسید، سعی دارد خواستههای نامعقول خود را تکرار کند بلکه در وادی سیاسی به اهدافی که در جنگ بدان نرسیده دست یابد. بر اساس اصول بین المللی بر فرض توافق آمریکا باید در این شرایط امتیاز دهد اما ترامپ در این حوزه خود عامل بن بست دیپلماتیک است. اگرچه مذاکرهای میان طرفین صورت نمیگیرد اما به هر حال با وجود میانجیها دو طرف از خواستههای یکدیگر با خبر هستند. ایران اخیرا با اعلام «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه کشورمان خواستههای خود را به اطلاع طرف مقابل رسانده است.آنچه از اظهارات کارشناسان بینالمللی برمیآید، فراتر از نقد تاکتیکی به ویتکاف و کوشنر، به ناکارآمدی راهبردی رویکرد واشنگتن بازمیگردد. فارن افرز بر یک واقعیت بینالمللی تأکید میکند که گرهگشایی از بحران ایران، نیازمند امتیازدهی آمریکاست، نه تهران.
از سوی دیگر، فعالان اقتصادی، غرور لجامگسیخته ترامپ را بزرگترین سد در برابر خواست جهانی برای حل بحران میدانند. اینبار دیگر تهران زیر فشار اقتصادی نیست و جهان و خود آمریکا دچار مشکلاتی شدهاند اما واشنگتن این موضوع را در نظر نمیگیرد. هرچند در انتخابات میاندورهای قطعا تبعات این نادیده گرفتن پدیدار میشود.بدین ترتیب آینده اقتصاد جهانی در گرو پذیرش واقعیت تلخ برای آمریکا از سوی ترامپ رقم خواهد خورد. یا عقبنشینی ناشی از حماقت راهبردی و شکست، یا عقبنشینی از لجاجتی که به بنبست انجامیده است. آمریکا در حمله به ایران با درخواستهای متعدد عقب نشینی کرد اما در حوزه سیاسی نیز باید متحمل عقب نشینی شود و این موضوع ناگزیری است.نتیجه جنگ به هیچ وجه در خواستههای آمریکا در برابر ایران منعکس نشده و این موضوع قطعا بن بست راهبردی در حوزه زیادهروی آمریکا ایجاد میکند که یک معضل بزرگ جهانی تبدیل شده است.