به گزارش صراط به نقل از تسنیم، اگر تا یک دهه پیش، نگرانی اصلی غولهای فناوری، تأمین سیلیکون و ظرفیت کارخانههای تایوانی بود، امروز بزرگترین چالش آنها «تأمین برق» است. این تغییر پارادایم، ریشه در وابستگی عمیق هوش مصنوعی به زیرساختهای فیزیکی دارد.
براساس گزارش مؤسسه S&P Global، پیش از آغاز جنگ، چهار غول فناوری مایکروسافت، آمازون، گوگل و متا برنامه داشتند تا در سال 2026 حدود 635 میلیارد دلار برای ساخت دیتاسنترها، خرید تراشه و سایر زیرساختهای هوش مصنوعی هزینه کنند. این رقم نسبت به 383 میلیارد دلار سال 2025 رشد چشمگیری داشت و نشاندهنده اشتهای سیریناپذیر این صنعت بود.
اما جنگ 9 اسفند 1404 آمریکا و اسرائیل علیه ایران و متعاقب آن بسته شدن تنگه هرمز، تمام این برنامهها را با طوفانی پیشبینینشده مواجه کرد.
در این میان، تنگه هرمز دیگر تنها یک دغدغه برای صنایع سنگین یا خودروسازی نیست؛ این آبراه حیاتی، مستقیماً روی هزینه نهایی هر پرامپتی که در چتباتها مینویسیم تأثیر میگذارد!! انرژی از «خون صنعت» به «مغز دیجیتال» بدل شده است. آنچه امروز رخ میدهد، فراتر از یک شوک قیمتی ساده است؛ کارشناسان از آن به عنوان یک «تحول ساختاری» در پایههای اقتصادی هوش مصنوعی یاد میکنند.
آمارها سخن میگویند: اشتهای سیریناپذیر هوش مصنوعی
برای درک عمق بحران، ابتدا باید به مصرف انرژی هوش مصنوعی نگاه کنیم. ابعاد این غول انرژیبر، بسیاری از تحلیلگران را شگفتزده کرده است.
طبق گزارشهای منتشر شده، یک جستجوی ساده در گوگل حدود 0.3 واتساعت برق مصرف میکند، در حالی که تولید یک پاسخ توسط چتباتهای پیشرفته هوش مصنوعی (مانند ChatGPT) به طور متوسط نیازمند 2.9 واتساعت است؛ یعنی نزدیک به 10 برابر بیشتر!
این تفاوت، نشاندهنده حجم عظیم محاسبات پشت هر درخواست ساده هوش مصنوعی است.
آموزش این مدلها نیز بهمراتب انرژیبرتر است. آموزش مدل GPT-3 (با 175 میلیارد پارامتر) حدود 1,287 مگاواتساعت برق مصرف کرده است. اما این رقم در مقایسه با جانشینش ناچیز است؛ برآوردهای غیررسمی حاکی از آن است که آموزش مدل GPT-4 (با حدود یک تریلیون پارامتر) نزدیک به 62,318 مگاواتساعت برق مصرف کرده که بیش از 48 برابر GPT-3 است.
پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نشان میدهد که مصرف برق دیتاسنترهای جهان از 460 تراواتساعت در سال 2022 به بیش از 800 تراواتساعت در سال 2026 خواهد رسید که بیش از دو برابر ظرفیت دو سال پیش است.
یک مطالعه اخیر حتی پیشبینی کرده است که مصرف انرژی هوش مصنوعی تا سال 2030 ممکن است به 21 درصد از کل تقاضای انرژی جهان برسد. برای روشنتر شدن ابعاد این ارقام، بد نیست نگاهی به توان مصرفی سختافزارهای این صنعت بیندازیم: انویدیا B200، پرچمدار جدیدترین نسل پردازندههای هوش مصنوعی، مصرفی معادل 1000 وات دارد و نمونههای خاص آن تا 1200 وات نیز میرسد که نسبت به نسل قبل (H100 با مصرف 700 وات) حدود 40 درصد افزایش یافته است. یک سرور مجهز به 8 عدد از این پردازندهها، فقط برای پردازندهها 7 تا 8 کیلووات برق مصرف میکند.
سرمایهگذاریها نیز همسو با این رشد بوده است. در سهماهه اول سال 2026، از کل 300 میلیارد دلار سرمایهگذاری خطرپذیر (VC) در جهان، 242 میلیارد دلار (بیش از 80 درصد) به سمت استارتاپهای هوش مصنوعی سرازیر شد. OpenAI به تنهایی 122 میلیارد دلار، آنتروپیک (Anthropic) 30 میلیارد دلار و xAI ایلان ماسک 20 میلیارد دلار جذب کردند اما پول، به تنهایی نمیتواند مشکل اصلی را حل کند.
اثر پروانهای: از خلیج فارس تا سرورهای جهان
تنگه هرمز، گلوگاهی است که روزانه حدود یکچهارم نفت خام دریایی جهان و 20 درصد از محمولههای گاز طبیعی مایع از آن عبور میکند.
میانگین تردد روزانه کشتیها در زمان صلح حدود 138 فروند بوده است. از زمان تشدید درگیریها، این تردد عملاً به صفر رسیده و پس از آتشبس شکننده اخیر نیز، تنها چند کشتی در روز اجازه عبور پیدا کردهاند؛ رقمی که 90 درصد کمتر از وضعیت عادی است.
اما این موضوع چگونه به سرورهای مستقر در آمریکا یا اروپا مرتبط میشود؟
جهش قیمت جهانی گاز طبیعی
حدود 75 درصد از مراکز داده هوش مصنوعی جهان از گاز طبیعی به عنوان سوخت اصلی خود استفاده میکنند.
در آمریکا، نیمی از برق دیتاسنترها از نیروگاههای گازی تأمین میشود و 60 تا 70 درصد از هزینه عملیاتی آنها را هزینه سوخت تشکیل میدهد. مجتمع صنعتی «راس لفان» قطر که مسئول حدود یکسوم تأمین LNG جهان و در بعضی منابع یک پنجم است، در جریان حملات ایران آسیب دید و به گفته وزیر انرژی قطر، تعمیرات کامل آن ممکن است 3 تا 5 سال به طول انجامد.

این اتفاق، قیمت گاز طبیعی در اروپا را تا 70 درصد و قیمت LNG در آسیا را تا 143 درصد نسبت به دوره پیش از جنگ افزایش داده است. قیمت نفت خام نیز از حدود 74 دلار در هر بشکه به اوج 113 دلار در هر بشکه رسید.
افزایش هزینههای خنککنندگی:
گرمای تولیدی این پردازندههای هزار واتی، نیازمند سیستمهای خنککننده پیشرفته و پرمصرف است. به طور معمول، 40 درصد از کل انرژی مصرفی یک مرکز داده صرف خنکسازی میشود و با ظهور تراشههای پرقدرتتر، این رقم نیز افزایش مییابد. برق، حدود نیمی از هزینههای یک مرکز داده هوش مصنوعی را تشکیل میدهد.
آسیب به زنجیره تأمین تراشه:
بحران فراتر از قیمت گاز است. قطر مسئول تأمین حدود 34 درصد از هلیوم جهان است.
هلیوم گازی حیاتی و بیجایگزین در فرآیند خنکسازی و لیتوگرافی برای ساخت پیشرفتهترین تراشههای جهان است. این گاز که در صنعت نیمههادی نقشی مشابه خون در بدن دارد، اکنون با بحران جدی مواجه شده است.
حملات به تأسیسات قطر و متعاقب آن بسته شدن تنگه هرمز، عملاً تانکرهای حامل هلیوم را در این کشور زمینگیر کرده است. قیمت هلیوم در بازارهای نقدی از زمان آغاز جنگ بیش از 100 درصد افزایش یافته و به بیش از دو برابر رسیده است.
تحلیلگران مؤسسه دویچه بانک این آسیب را «گسترده» و ترمیم آن را نیازمند سالها دانستهاند. کره جنوبی، سنگاپور و تایوان به ترتیب حدود 15 تا 35 درصد از LNG مورد نیاز خود را از قطر تأمین میکنند و کره جنوبی به طور خاص 64.7 درصد از هلیوم خود را از قطر وارد میکند. ذخایر استراتژیک این گاز در اختیار تولیدکنندگان بزرگ تراشه حداکثر 3 تا 6 ماه دوام خواهد داشت و با اتمام این مهلت، زنجیره تأمین جهانی نیمههادی با خطر جدی مواجه میشود.


در همین راستا، نرخ بهرهبرداری از پالایشگاههای کره جنوبی بین 10 تا 20 درصد کاهش یافته و مواد اولیه کلیدی با کمبود مواجه شدهاند.
مجموع این فشارها، هزینههای محاسباتی (هزینه نهایی پردازش) در آمریکا را 20 تا 30 درصد افزایش داده و روند آموزش نسلهای آینده مدلهای زبانی مانند GPT-5 را با تأخیر مواجه کرده است.
برآورد تحلیلگران تخمین زده میشود که در صورت تداوم بحران به مدت 6 ماه، کمبود هلیوم به تنهایی میتواند تولید جهانی تراشههای هوش مصنوعی را 10 تا 15 درصد کاهش دهد.
میدان نبرد دیجیتال: وقتی دیتاسنترها به خط مقدم تبدیل میشوند
آنچه این جنگ را از تمام درگیریهای پیشین متمایز میکند، ورود به عرصهای جدید است: هدف قرار دادن مستقیم زیرساختهای دیجیتال.
در اولین روزهای جنگ (اوایل اسفند 1404)، مراکز داده آمازون (AWS) در بحرین و امارات با حملات پهپادی ایران آسیب دیدند. این نخستین بار در تاریخ بود که زیرساخت ابری یک غول فناوری مستقیماً هدف نظامی قرار میگرفت و تأثیرات آن بلافاصله در اختلال خدمات دیجیتال در منطقه احساس شد.
پروژه عظیم «استارگیت» در ابوظبی مورد تهدید است؛ این دیتاسنتر به ارزش 30 میلیارد دلار، توسط کنسرسیومی از OpenAI، اوراکل، سافتبانک و انویدیا پشتیبانی میشود و یکی از جاهطلبانهترین پروژههای زیرساخت هوش مصنوعی جهان است؛ این تهدیدها، ماهیت جدیدی از جنگ را رقم زده است.
در 1 آوریل 2026، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فهرستی از 18 شرکت بزرگ فناوری آمریکایی از جمله انویدیا، اپل، گوگل، مایکروسافت، تسلا و اینتل را به عنوان «اهداف قانونی» در خاورمیانه معرفی کرد. این فهرست تقریباً تمام ارکان اقتصاد فناوری آمریکا، از تراشهسازی تا خودروسازی و ارتباطات را در بر میگیرد و نشان میدهد که میدان نبرد از حریم فیزیکی فراتر رفته و به قلب کسبوکارهای دیجیتال رسوخ کرده است.

نقشه دقیق شرکتهای بزرگ فناوری و هوش مصنوعی در منطقه خلیج فارس
شدت گرفتن حملات سایبری نیز به موازات تهدیدات نظامی، زیرساختهای حیاتی را هدف گرفته است؛ این تحولات، سرمایهگذاریهای کلان در منطقه را با خطر جدی مواجه کرده و منجر به توقف یا تعلیق پروژههای متعددی شده است.
پیامدهای اقتصادی برای صنعت فناوری
اگر هزینه انرژی در اثر بحران انرژی افزایش یابد، اکوسیستم فناوری با سه چالش اساسی روبرو خواهد شد:
پایان دوران هوش مصنوعی ارزان
شرکتهای فناوری (OpenAI، گوگل، آنتروپیک و...) در حال حاضر برای جذب کاربر، خدمات خود را با یارانه ارائه میدهند. برآورد شده که هزینه انرژی حدود نیمی از کل هزینه یک مرکز داده هوش مصنوعی را تشکیل میدهد.
با دو یا سه برابر شدن قبض برق دیتاسنترها، این شرکتها چارهای جز تغییر مدل درآمدی خود ندارند. OpenAI اخیراً به تغییر ساختار قیمتگذاری ChatGPT اشاره کرده و اعلام کرده که مدل «دسترسی نامحدود» پایدار نیست. سام آلتمن، مدیرعامل OpenAI، نیز هوش مصنوعی را به «برق» تشبیه کرده و اعلام کرده که احتمالاً آینده این صنعت مبتنی بر «پرداخت به میزان مصرف» خواهد بود.
در سناریوی بدبینانهتر پیشبینی شده است که اشتراک مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی به زودی بین 500 تا 1000 دلار در ماه خواهد بود.
تشدید انحصار غولهای فناوری
غولهای فناوری (Big Tech) سرمایه کافی برای پیشخرید انرژی یا حتی ساخت نیروگاههای اختصاصی را دارند. اما استارتاپهای کوچکتر که توانایی پرداخت هزینههای گزاف پردازش ابری را ندارند، از رقابت در توسعه مدلهای اختصاصی باز میمانند. برآورد تحلیلگران این است که سرمایهگذاریهای خطرپذیر (VC) و سرمایهگذاران بزرگ، ارزشگذاری استارتاپهای هوش مصنوعی را تا 20 تا 40 درصد کاهش دهند و این حوزه، شاهد ادغام و خروج بسیاری از بازیگران کوچک باشد.
تأخیر در توسعه مدلهای نسل جدید
مجموعه این فشارها، برنامههای بلندپروازانه را نشانه رفته است. مؤسسه Oxford Economics هشدار داده است که محدودیتهای تأمین مواد اولیه ساخت تراشههای هوش مصنوعی میتواند برای تورم کالاهای اساسی در ایالات متحده مشکلساز باشد.
همچنین پیشبینی میشود که حدود نیمی از پروژههای جدید دیتاسنتر در آمریکا که برای سال 2026 برنامهریزی شده بودند، به دلیل کمبود ترانسفورماتور، محدودیت ظرفیت شبکه برق و مشکلات زنجیره تأمین، با تأخیر جدی مواجه شوند یا به طور کلی لغو شوند؛ این یعنی عملاً نمیتوان انتظار داشت زیرساختهای لازم برای نسل بعدی هوش مصنوعی به موقع آماده شوند.
در سال 1405، مرزهای جغرافیایی و مرزهای دیجیتال بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدهاند. جنگ در خاورمیانه، دیگر تنها بر قیمت بنزین تأثیر نمیگذارد؛ بلکه معماری کل اقتصاد هوش مصنوعی را بازتعریف میکند.
پیش از این، هوش مصنوعی صنعتی «نامحدود» به نظر میرسید، اما بحران فعلی نشان داد که این فناوری به شدت به منابع فیزیکی، انرژی ارزان، مواد اولیه خاص و ثبات ژئوپلیتیکی وابسته است.
تنگه تایوان شاید سختافزار لازم برای تفکر هوش مصنوعی را بسازد، اما این تنگه هرمز و شریانهای انرژی خاورمیانه هستند که سوخت لازم برای تپش این قلب دیجیتال را تأمین میکنند.
هر موجی که در آبهای خلیج فارس ایجاد شود، میتواند به یک طوفان تورمی در صورتحسابهای ابری شرکتهای فناوری در سیلیکونولی تبدیل شود. به عبارت دیگر، آینده هوش مصنوعی نه فقط در لابراتوارهای گوگل یا انویدیا که در منطقه خلیج فارس رقم خواهد خورد.