به گزارش صراط به نقل از فارس، دادههای موجود نشان میدهد که رویکرد ایران در دور نخست مذاکرات، نه به عنوان یک کنش دیپلماتیک، بلکه به مثابه «امتداد جنگ ۴۰ روزه» تحلیل میشود. استراتژی ایران در این مرحله مبتنی بر تحمیل اراده و بهرهبرداری از بنبست طرف مقابل بوده است. با این حال، عبور از این مرحله و ورود احتمالی به دور دوم مذاکرات، مستلزم تحقق پیششرطهای قطعی و تغییرناپذیر است و در غیر این صورت، تداوم گفتوگوها خسارتی راهبردی تلقی میگردد.
شواهد حاکی از آن است که ایالات متحده پس از چند بار تمدید ضربالاجل تهدید به حمله به زیرساختها، در جستجوی «فرار آبرومندانه» از میدانی بود که ورود به آن را یکجانبه اعلام کرده بود. در ساعت پایانی، ایران با ارائه «پیشنهاد ۱۰ مادهای تحقیرآمیز» در شرایطی که گزینهای روی میز حریف نبود، عملاً آمریکا را در تله راهبردی خود گرفتار کرد. تحلیلگران بدبینترین سناریوها نیز چنین عقبنشینی سریعی را پیشبینی نمیکردند.
دستاوردهای راهبردی این مرحله:
۱. اثبات گریز از مهلکه: ایران هم برای تحلیل داخلی و هم برای افکار عمومی بینالمللی اثبات کرد که تهدیدات آمریکا در تقابل با هزینههای تحمیلی بر واشنگتن و متحدانش، توخالی بوده و طرف مقابل به دنبال خروج یکطرفه از باتلاق خودساخته است.
۲. مدیریت بحران زیرساخت: با وجود احتمال کم موفقیت، ایران موفق شد از وقوع آسیب به زیرساختهای خود در کوتاهمدت جلوگیری نماید. ذکر این نکته ضروری است که حتی در صورت خروج یکطرفه ترامپ از بحران و عملی شدن تهدیدات، شکست سیاسی برای او قطعی بود؛ هرچند این شکست برای ایران نیز هزینههای فیزیکی به همراه داشت.
ارزیابی وضعیت پیش از دور دوم: بنبست در پیششرطها
با وجود وعدههای مساعد و تاکید مقامات، دو پیششرط اصلی ایران محقق نشده است:
- آتشبس فراگیر: آتشبس مورد توافق به جای لبنان، صرفاً به محدوده بیروت تقلیل یافته است.
- آزادسازی داراییها: پولهای بلوکهشده ایران همچنان در حصار باقی ماندهاند.
بر اساس منطق دادههای موجود، ورود به مذاکرات دور دوم بدون تحقق کامل پیششرطها، اقدامی پرخطر و مغایر با اصول تعیینشده ارزیابی میگردد. ادامه مذاکره در شرایط کنونی به دور شدن از اهداف تعیینشده در «جنگ ۴۰ روزه» منجر خواهد شد.
بنابراین:
۱. هرگونه صحبت از تعیین زمان و مکان دور بعد، باید موکول به قطعی شدن کامل آتشبس در سراسر لبنان و آزادسازی داراییها باشد.
۲. در صورت تحقق شروط، مذاکره در قالب «ادامه مذاکره جنگ» و با حفظ اهرمهای فشار فعلی قابل بررسی است.
۳. در غیر این صورت، هرگونه مذاکره خسارات راهبردی جدی به همراه خواهد داشت.