به گزارش صراط به نقل از تسنیم، رسانه "ودوموستی" روسیه در گفتگو با کاظم جلالی، سفیر فوقالعاده و تامالاختیار جمهوری اسلامی ایران در مسکو، در مورد ارزیابی تهران از علل و چشماندازهای این درگیری و همچنین فرصتهای پایان دادن به آن از طریق دیپلماتیک مصاحبه کرد.
متن این مصاحبه به شرح زیر است:
آقای سفیر، از شما بابت فرصتی که برای ملاقات فراهم کردید، متشکرم. شاید تا زمانی که این مصاحبه منتشر شود، آنچه که ما اینجا گفتهایم، قدیمی شده باشد. با این حال، ما یک روز پس از شکست مذاکرات آمریکا و ایران در اسلامآباد در 11 آوریل صحبت میکنیم و دونالد ترامپ تهدید به اعمال محاصره دریایی بر تنگه هرمز کرد، تنگهای که از قبل مسدود شده است. نظر شما در مورد بیانیه ترامپ چیست؟
ترامپ و [بنیامین] نتانیاهو [نخستوزیر اسرائیل] در طول عملیات علیه ایران برای اهداف خاصی با هم متحد شدند. آنها ادعا کردند که میتوانند تمام ایران را در عرض چند روز فتح کنند و تغییر رژیم را انجام دهند. و حتی بعداً گفتند که باید در روند انتخاب رهبر عالی جدید مشارکت داشته باشند. سوال این است: در کدام یک از اهدافشان موفق شدند؟ در هیچکدام. اقدامات آنها منجر به اتحاد و تجمع بیشتر مردم ایران شد و نظامیان ما با روحیه مبارزه بیشتری به اقدامات تهاجمی آنها پاسخ داد. و شما میدانید که آنها در محاصره دریایی نیز موفق نخواهند شد.
علاوه بر این، نگاه کنید: آنها در ابتدا میخواستند تغییر رژیم را انجام دهند، اما تا آنجا پیش رفتهاند که میخواهند تنگه هرمز را باز کنند. این روش جواب نمیدهد. حالا از ترامپ میپرسند هدف حمله به ایران چه بود؟ او میگوید: «باز کردن تنگه هرمز». پنجاه روز پیش، این تنگه تا حد امکان باز و آزاد بود. چرا او تصمیم به حمله به ایران گرفت؟ تا تنها هدف امروزش باز کردن تنگه هرمز باشد. مسخره است. و محاصره دریایی که او اعلام کرد کاملاً بیمعنی است، زیرا ما اراده آهنینی برای ادامه اقدام داریم.
رسانهها گزارش میدهند که ایران حتی با هشدار، به کشتیهای کشورهای دوست اجازه عبور میدهد و از تانکرها برای عبور از تنگه هرمز، یک دلار به ازای هر بشکه عوارض میگیرد. آیا این درست است؟
ما از قبل اعلام کردیم که رژیم حقوقی جدید برای این تنگه اعمال میشود. طی 40-50 روز گذشته، رهبران و مقامات ما به وضوح تمام وظایف و مسائل خود را مشخص کردهاند. بر اساس رژیم حقوقی جدید که برای تنگه اعمال میشود، ما امنیت را تضمین خواهیم کرد. سپس، کشتیها میتوانند آزادانه از این تنگه عبور کنند.
بنابراین، گزارشهای رسانههای غربی در مورد اخذ عوارض، نادرست است؟
ایران عبور ایمن را تضمین میکند. بر اساس ترتیبات امنیتی و مطابق با رژیم حقوقی تنگه هرمز، کشتیها و شناورها میتوانند عبور کنند.
آیا رایگان است؟
نمیتوانم جزئیات را باز کنم. هنوز به تصمیم داخلی ما بستگی دارد. مجلس ایران در حال توسعه گزینههای مختلفی برای حل این موضوع است.
اگرچه مذاکرات در اسلامآباد شکست خورد، اما در حال حاضر یک نقطه عطف است و این مذاکرات به نحوی به نتیجه رسیدهاند. ابتکار عمل این کار چه کسی بود؟ نقش رهبر ایران چیست؟
طبیعتاً وقتی رئیس مجلس، آقای [محمدباقر] قالیباف، مذاکرهکننده ارشد شد، این نشان میدهد که تلاش برای مذاکره یک تصمیم مردمی و مستقل بوده که در بالاترین سطح کشور ما گرفته شده است، جایی که مهمترین سطح، رهبر معظم مجتبی خامنهای است.
اما ایده این جلسه از چه کسی بود؟
پس از اینکه آمریکاییها به دلیل سطح بیسابقه مقاومت مردم ایران و ارتش ما در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خود شکست خوردند، آنها واسطههای خود را برای اطمینان از انجام مذاکرات اعزام کردند. ما همیشه آمادگی خود را برای مذاکره اعلام کردهایم. اما نه مذاکره از موضع قدرت و تهدید. نه مذاکره تحت فشار.
آمریکاییها یک طرح مذاکره پانزده مادهای ارسال کردند. دقیقاً زمانی بود که ما به دفع حمله آنها ادامه میدادیم. و ما طرح پانزده مادهای آنها را کاملاً رد کردیم. ما نمیتوانستیم با آن موافقت کنیم. و سپس خود آمریکاییها، از طریق واسطهها، پیشنهاد دادند که ایران طرح جدیدی تدوین کند. ما یک طرح ده مادهای تدوین کردیم. واسطههای ما پاسخ دادند و گفتند که آمریکاییها با این طرح موافقت کردهاند و این طرح میتواند مبنای مذاکرات باشد. بنابراین، بر اساس طرح ما، ما شروع به مذاکره کردیم و وارد آن شدیم. البته پاکستان در اینجا نقش کلیدی داشت. آنها به عنوان یک کشور دوست، با حسن نیت به انجام مذاکرات کمک کردند.
چرا مذاکرات در اسلام آباد شکست خورد؟
آمریکاییها با مواضع و شرایط ما آشنا شدهاند. آنها متقاعد شدهاند که نمیتوانند از طریق اقدام نظامی ما را شکست دهند. ما خطوط قرمز مشخصی داریم که هرگز از آنها عدول نخواهیم کرد. به عنوان اعضای کامل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، ما باید تمام حقوق خود را تحت این پیمان، به ویژه در مورد انرژی هستهای صلحآمیز، اعمال کنیم. این یک واقعیت است. روند آینده رویدادها، چشمانداز مذاکرات و رسیدن به توافق به اراده آمریکاییها بستگی دارد.
اگر آنها بخواهند سناریویی را که ترامپ در مورد آن صحبت میکند، یعنی محاصره، اجرا کنند، بعداً خواهند فهمید که با چه چیزی روبرو هستند. ترامپ گفت که باید 100٪ خواستههای آمریکا در طول مذاکرات برآورده شود. او حتی به 95٪ هم راضی نیست. این کافی نیست. ترامپ میگوید که ما باید با آنچه او از طریق مذاکره دیکته میکند، موافقت کنیم. این «مذاکره» نامیده نمیشود. مذاکره به این معنی است که مردم باید بر اساس موضع برد-برد به یک مصالحه عادلانه برسند. آنچه ترامپ در جنگ به دست نیاورد، نمیتواند از طریق مذاکره به دست آورد.
آیا برای حل این مناقشه به واسطههای دیگری حساب میکنید؟ برای مثال، روسیه؟ آیا تهران از موضع خود در قبال توافقنامه مشارکت جامع راهبردی 2025 راضی است؟
روسیه کشوری دوست است. میدانید که ما با مقامات روسیه در حال رایزنی هستیم. همین دیروز، دو رئیس جمهور ما تلفنی صحبت کردند. چند ساعت دیگر، وزرای امور خارجه ما گفتگوی تلفنی خواهند داشت (عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بعدازظهر 13 آوریل با همتای روسی خود، سرگئی لاوروف، صحبت کرد؛ آنها در مورد جلسهای در اسلامآباد - ودوموستی - گفتگو کردند). تماسهای ما در بالاترین سطوح ادامه دارد. ما آمادهایم تا به ابتکارات شما گوش فرا دهیم. و البته، ابتکارات مختلف همکاران روسی خود را نیز بررسی خواهیم کرد. ما از فدراسیون روسیه به خاطر نقشی که تاکنون ایفا کرده است، سپاسگزاریم.
علاوه بر ایالات متحده، اروپاییهایی در غرب وجود دارند. آنها به عنوان "سه کشور اروپایی" (بریتانیا، فرانسه، آلمان - وداماستی) در برجام شرکت کردند. اکنون آنها از عملیات ترامپ حمایت نکردهاند. ایران اقدامات و موضع آنها را چگونه میبیند؟
در واقع، ما متقاعد شدهایم که اروپا در حال حاضر نقشی را که شایسته آن است در این ماجراها ندارد. و آنها واقعاً آنطور که انتظار میرفت در مورد برجام عمل نکردهاند. به یاد داشته باشید، ما حتی اعلام کردیم که آمادهایم توافقات را با اروپاییها ادامه دهیم. آنها گفتند که ایرانیها باید به تعهدات خود طبق توافقنامه عمل کنند.
ما گفتیم: "بسیار خب، ما به تعهدات خود عمل خواهیم کرد. اما شما چه کار خواهید کرد؟ چرا نمیتوانید تحریمها را لغو کنید؟" آنها پاسخ دادند که واقعاً هیچ نقشی در لغو تحریمها ندارند. ظاهراً ایران مجبور بود این موضوع را با آمریکاییها هماهنگ کند. بنابراین ما معتقدیم که اروپاییها نقش خاصی در این درگیری ندارند. صادقانه بگویم، ما همیشه میخواستیم که اروپا به طور کلی موضعی قوی و مستقل در مورد این مسائل داشته باشد. زیرا ما عمیقاً معتقدیم که یک سیستم کثرتگرا باید در سطح جهانی عمل کند. ما میخواستیم اروپا نقش مستقل خود را ایفا کند. ما در حال حاضر شاهد نوعی استقلال در اروپا در مورد جنگ هستیم. امیدواریم که آنها بتوانند حداقل سطح حداقلی از استقلال را تقویت کنند. تا مانند گذشته، مجبور نباشند از آمریکاییها پیروی کنند.
رسانهها گزارش میدهند که روسیه با ایران تبادل اطلاعات و کمکهای نظامی کرده است. آیا این منصفانه است وقتی که سلاحهای آمریکایی هم در درگیری اوکراین علیه روسیه و هم در خاورمیانه علیه ایران استفاده میشود؟
در مورد اطلاعات، این درست نیست. غرب نیز این را تصدیق کرده است، این درست نیست. ما قراردادهای مشخصی را از قبل با همکاران روسی تنظیم کرده بودیم. قراردادهایی که مدتها قبل از این جنگ امضا شده بودند، به هیچ وجه به این جنگ ارتباطی ندارند. آنها اکنون در حال اجرا هستند و در عمل اجرا میشوند. اینطور نیست که روسیه به طور خاص در این جنگ حمایت نظامی ارائه میدهد.
ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، در ادامه برخی روابط با این کشور، به کشورهای عربی سفر کرده و اخیراً محصولات مجتمع نظامی-صنعتی خود را به کشورهای عربی ارائه داده است و برخی از متخصصان حتی به امارات و سایر کشورها سفر کردهاند. نظر شما در این مورد چیست؟ آیا انتقاد تهران از این اقدامات به معنای تغییر موضع ایران در مورد درگیری بین روسیه و اوکراین است؟
ما، مانند گذشته، اعلام میکنیم که خواهان درگیری بین هیچ طرفی نیستیم. ما از صلح پایدار در سراسر جهان حمایت میکنیم. اما درک میکنیم که زلنسکی دائماً سعی میکند تقصیر ضعفهای خود را به گردن شخص دیگری بیندازد. چنین سفرهایی به هیچ وجه بر اراده ما تأثیری نخواهد گذاشت.
در سال 2023، عربستان سعودی و ایران به لطف عمان و چین روابط خود را از سر گرفتند. آیا حملات ایران به خاک عربستان، عادیسازی روابط ایران و عربستان در خاورمیانه را از بین برده است؟
رهبر معظم انقلاب در آخرین سخنرانی خود به روشنی بیان کردند: «ما از روابط حسنه همسایگی و دوستانه با همه کشورهای همسایه حمایت میکنیم.» اما آمریکاییها مدتهاست که تصور اشتباهی داشتهاند. آنها میخواستند در کشورهای همسایه ایران پایگاه نظامی مستقر کنند، با این تصور که ایران به آنها حمله نخواهد کرد. فرضیات آنها نادرست از آب درآمد. و ما از مدتها پیش به همه رهبران کشورهای همسایه هشدار دادیم: «ما نمیخواهیم به طور خاص با شما، کشورهای عربی، بجنگیم. ما میخواهیم روابط دوجانبه را توسعه دهیم. اما به شما هشدار میدهیم که اگر هرگونه حمله یا تهدیدی از پایگاههای مستقر در سرزمینهای شما ناشی شود، ما پاسخ خواهیم داد.» آیا این منطق درستی است؟ حملات از خاک کشورهای همسایه ما انجام میشود و شهروندان ما کشته میشوند. آیا ما میخواهیم بنشینیم و بگوییم که کار آنها نبوده است؟ نه، این کار جواب نمیدهد.
اقدامات و اقدامات تلافیجویانه ما کاملاً درست بود. مسیر فعلی ما توسعه روابط با کشورهای همسایه است. این اقدامات و حملات تلافیجویانه، حمله به کشورهای همسایه نیست. آنها حمله به پایگاههای نظامی آمریکا هستند.
حتی رهبران کشورهای همسایه میگویند که این پایگاههای نظامی در دست آنها نیست. آمریکاییها این پایگاههای نظامی را کنترل میکنند. بنابراین ما به همسایگان خود حمله نمیکردیم، بلکه به پایگاههای آمریکایی حمله میکردیم. همسایگان ما بالاخره به این درک رسیدهاند که «امنیتی» که از آمریکاییها «اجاره» کردهاند، همیشه نمیتواند مفید باشد. آنها میتوانند از آمریکاییها بپرسند: «چرا نتوانستید امنیت ما را تأمین کنید؟» از این گذشته، پایگاههای نظامی آنها اساساً به یک هدف و تهدیدی برای منطقه تبدیل شدهاند. و این حادثه فرصتی را برای ایجاد یک معماری امنیتی جدید فراهم میکند. بر اساس نیروها و پتانسیلهای منطقهای، باید یک معماری امنیتی جدید با مشارکت این کشورها ایجاد شود.
و حملات تلافیجویانه ما در منطقه نتیجه حضور نیروهای خارجی در آنجا است. ما درک میکنیم که کشورهای همسایه ما یا نتوانستهاند یا نتوانستهاند به هیچ نوع توافقی با این نیروهای خارجی برسند. و به آنها اجازه دادهاند که پایگاههای نظامی در سرزمینهای خود ایجاد کنند. زمان آن رسیده است که این نیروهای فرامنطقهای منطقه را ترک کنند.
صحبت از تناقض آمریکاییها شد. در حالی که نیروی هوایی و دریایی ایالات متحده در حال حمله به ایران هستند، وزارت خزانهداری ایالات متحده در 21 مارس فروش نفت تانکری به ایران، ظاهراً 140 میلیون بشکه، را تا پایان آوریل مجاز اعلام کرد و ظاهراً مانع از کسب درآمد اضافی تهران از افزایش قیمتها شد. این مجوز عمومی را چگونه ارزیابی میکنید؟
آنها حتی روسیه را معاف کردند (مجوز عمومی مورخ 11 مارس در 12 آوریل منقضی شد؛ تا زمان مصاحبه در 13 آوریل - وداماستی، هیچ اطلاعیهای مبنی بر تمدید برای مسکو منتشر نشده بود) از چنین اقدامات محدودکنندهای، چه برای شما و چه برای ما. دلیل آن روشن است. ترامپ تمام تلاش خود را برای مهار افزایش قیمت نفت انجام داد. در پایان هر هفته، آمریکاییها با تشدید حملات خود، فشار را افزایش دادند. قیمت نفت در حال افزایش بود. و آنها تصمیم گرفتند این کار را انجام دهند تا بازارهای انرژی را با توییتهای خود آرام کنند. آنها ما و روسیه را از این اقدامات محدودکننده معاف کردند. اگرچه وزیر نفت ما قبلاً تأیید کرده بود که ما در حال حاضر نفت میفروشیم و قیمت فروش را خودمان تعیین میکنیم. آمریکاییها میخواستند در جنگ روانی خود از این کارت برای بازارهای انرژی استفاده کنند.
فکر میکنید موفق شد؟
دروغ تا حدی جواب میدهد. در کتابهای درسی ادبیات ما، داستانی به نام "چوپان و گرگها" وجود داشت... این برای ما، شبیه تمثیل "پسر و گرگها" به نظر میرسد. تا حدی جواب میدهد. اما بعد مردم متوجه میشوند که دروغ میگویند. حتی اگر حقیقت را بگویند، دیگر آنها را باور نمیکنند. و این وضعیت ترامپ در حال حاضر است. میبینید، در خود ایالات متحده، مردم در واقع به این میخندند. این بیشتر خندهدار است. البته، ترامپ فقط سعی دارد با شوخیهایش حال و هوای برخی افراد را آرام کند.
حالا بیایید به همکاری با روسیه بپردازیم. قرار است در اول آوریل، توافقنامههای مربوط به ساخت راهآهن رشت-آستارا در شمال غربی ایران، که یک "حلقه گمشده" کلیدی در کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب است، شروع به اجرا کند. اما در 28 فوریه، جنگ آغاز شد. آیا این دخالتی داشت؟
ما توافق کردیم که قرارداد اجرایی برای اجرای این خطوط راهآهن را در اول آوریل امسال امضا کنیم. آنها جنگ را آغاز کردند و به دلیل این جنگ، این طرح اجرا نشد. اما جنگ ما را مجبور نخواهد کرد که این طرح را به طور کامل به تعویق بیندازیم. امیدواریم امسال بتوانیم بخش اجرایی قرارداد را اجرا کنیم. آنها فقط کمی مانع ما شدهاند، اما در کل، مانع توانایی ما برای ادامه فعالیت و اجرای کامل این پروژه نمیشوند.
مقامات ایرانی در مورد آینده برنامه هستهای خود چه فکر میکنند؟ آیا کنار گذاشتن آن یا اتخاذ مدل "مهاجر" مورد نظر ایالات متحده، شامل واردات سوخت غنیشده از خارج، به عنوان مثال از روسیه، در حالی که غنیسازی در داخل را کنار میگذارند، منتفی است؟
جمهوری اسلامی ایران بر اساس ان پی تی از حق استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای برخودار است و مقامات ایران برای آینده در این چارچوب برنامه ریزی میکنند.
وضعیت فعلی نیروگاه هستهای بوشهر (NPP) چیست؟ آیا این نیروگاه بدون متخصصان روسی فعالیت داشته است؟ تخلیه آنها چگونه بر تاریخهای تکمیل واحدهای 2 و 3 تأثیر میگذارد؟
نیروگاه هسته ای بوشهر با همت متخصصان ایرانی و همچنین همکاری متخصصان روسی که همچنان بخشی از آنها حضور دارند، دایر است.
روسیه و ایران در سال 2025 در مورد نیروگاه هستهای هرمزگان به توافق رسیدند. ساخت و ساز در کجا برنامهریزی شده بود و آیا اکتشاف و توسعه سایت برای این نیروگاه تا زمان دستیابی به توافق به تعویق افتاده است؟ چگونه قرار بود این پروژه تأمین مالی شود؟ کدام راکتورها نصب خواهند شد؟ آیا هنوز برنامههایی برای ساخت نیروگاههای هستهای کوچک در ایران با کمک روسیه وجود دارد؟ کجا و چند نیروگاه میتواند وجود داشته باشد؟
همکاریهای هستهای صلح آمیز ج.ا.ا و فدراسیون روسیه بر اساس معاهد مشارکت راهبری میان دو کشور دارای چشم انداز 20 ساله است و توافقات در مورد نیروگاه هستهای هرمزگان و نیروگاه های مقیاس کوچک در یک چارچوب بلند مدت نگریسته میشود.
آیا تأثیر جنگ بر لجستیک در منطقه میتواند رشد برنامهریزیشده تجارت ایران و روسیه را تضعیف کند و چگونه میتوان از این امر جلوگیری کرد؟
جنگ و تنشهای نظامی در هر منطقهای میتواند بهطور طبیعی بر کارآمدی زنجیرههای لجستیکی اثر بگذارد؛ این اثر معمولاً در قالب افزایش هزینههای حملونقل و بیمه، تغییر مسیرهای سنتی ترانزیت و کاهش پیشبینیپذیری در زمانبندی تحویل کالاها ظاهر میشود. در روابط اقتصادی ایران و روسیه نیز، هرچند روند همکاریها رو به گسترش است، اما فضای ژئوپلیتیکی و محدودیتهای موقت ناشی از شرایط فعلی میتواند بخشی از این روند را با کندی یا افزایش هزینه همراه کند. با این حال، نگاه حاکم در دو کشور این است که این شرایط بهمعنای توقف رشد تجارت نیست، بلکه ضرورت تطبیق و بازطراحی زیرساختها و مسیرهای لجستیکی را برجسته میکند.
در همین چارچوب، تمرکز اصلی بر تقویت کریدور بینالمللی شمال–جنوب قرار دارد که میتواند با ترکیب مسیرهای ریلی، جادهای و دریایی تجارت بین دو کشور را بیش از گذشته توسعه دهد. در کنار اینها، توسعه بنادر و همچنین گسترش سازوکارهای مالی مبتنی بر ارزهای ملی و همکاریهای بانکی دوجانبه، از جمله ابزارهای کلیدی برای افزایش تابآوری تجارت محسوب میشود.
تجربه اخیر نشان داد که فشارهای خارجی لزوماً به کاهش سطح تجارت منجر نمیشود، بلکه آن را به سمت مسیرهای پایدارتر، منطقهمحور و مبتنی بر همکاریهای ساختاری در چارچوبهایی مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا سوق میدهد.
آیا پارامترهای دیگری برای اجرای پروژه خط لوله گاز از روسیه، به جز مسیر آذربایجان، وجود دارد؟ چگونه و چه کسی آن را تأمین مالی خواهد کرد و پیمانکاران بالقوه چه کسانی هستند؟ امکانسنجی این پروژه، به ویژه پس از جنگ و حملات علیه تأسیسات سوخت و انرژی ایران، چگونه است؟
در خصوص همکاری گازی ایران و روسیه، باید توجه داشت که مسیر آذربایجان در حال حاضر واقعبینانهترین و آمادهترین گزینه برای پیشبرد تبادلات و توسعه ظرفیت انتقال گاز است. این مسیر به دلیل وجود زیرساختهای ارتباطی، تجربه عملیاتی و نزدیکی جغرافیایی، از سطح بالاتری از اجرای فنی و سیاسی برخوردار است و میتواند در قالب توافقات سهجانبه یا دوجانبه، بهعنوان محور اصلی همکاری انرژی میان ایران و روسیه عمل کند. در کنار آن، مسیرهای جایگزین نیز از نظر فنی قابل تصور هستند.
در مجموع، مسیر روسیه- آذربایجان- ایران همچنان عملیترین و قابلاتکاترین گزینه برای پیشبرد همکاری گازی ایران و روسیه در شرایط فعلی تلقی میشود. در خصوص تأمین مالی و اجرای پروژه خط لوله گاز نیز، الگوهای محتمل بیشتر بر مدلهای ترکیبی استوار است؛ یعنی مشارکت شرکتهای بزرگ انرژی روسیه در کنار سازوکارهای تسویه دوجانبه یا استفاده از ارزهای ملی. از نظر اجرایی نیز معمولاً پیمانکاران اصلی از میان شرکتهای بزرگ زیرساختی و انرژی دو کشور انتخاب میشوند و در برخی بخشها امکان استفاده از پیمانکاران ثالث منطقهای وجود دارد.
با توجه به اینکه صادرکنندگان به ما گفتهاند که استفاده از مسیرهای دیگر را آغاز کردهاند، در بحبوحه جنگ، چه اتفاقی برای ترافیک بار در امتداد کریدور شمال-جنوب میافتد؟
قاعدتا موضوع جنگ، بر زمان بندی اجرای پروژه های گوناگون از جمله پروژه راه آهن رشت- استارا تاثیر گذاشته است اما همین الان هم مکاتبات و پیگیری های مربوطه در حال انجام است و امیدوارم در آینده نزدیک با امضا قرارداد اجرایی پروژه، وارد مرحله ساخت بشویم. پروژه مذکور مورد تاکید و پیگیری رهبران دو کشور است و عملیاتی نمودن آن، یکی از اولویت های اصلی مناسبات اقتصادی دو کشور می باشد. شایان توجه است که کریدور شمال-جنوب محدود به مسیر ریلی مورد اشاره نیست. این دالان دارای سه شاخه شرقی، میانی (خزر) و غربی است و تجارت و ترانزیت از طریق هر سه شاخه در جریان است.
قاعدتا تضعیف لجستیک، بر روند تجارت دو کشور تاثیرگذار است اما ما تلاش داریم با تنوع بخشی به مسیرهای بازرگانی، تاب آوری خود را در برابر تحولات ژئوپلتیک و تحریم ها بالا ببریم. مسیر میانی از طریق خزر، ظرفیت بالایی برای کمک به این تنوع بخشی دارد و ما نیازمند سرمایه گذاری مشترک برای توسعه ناوگان و زیرساخت ها هستیم.