۰۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۶

بی مادری فاطمه آغاز میشود

کد خبر : ۷۳۴۰۴
به گزارش سرویس وبلاگ صراط، وثوق ابراهیمی در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود نوشته است:



نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند....
    مثل آسمانی که امشب می بارد....
               .. و اینک باران...
  دلم باران میخواهد ...ابریست..وراه گریه کردن را نیاموخته ام...

 میخواهم سکوت کنم ودر خود بشکنم...خدایا یک ترک ..بگذار دیوار منیت هایم ترک بردارد ...

وتو ای مادر برام دعا کن ...همانگونه که برای فاطمه ات دعا کردی ...برایم یاورباش آنگونه که همسرت را یاری نمودی...

اصلا رسم زندگی را برما بیاموز ...بگذار بگذار من نیز از تو گریستن را بیاموزم ....گریه ی در راه حق را...گریه از خوف گناه را ...گریه بر درد از عقوبت را....

مادر بیا برایم اندکی مادری کن.....

اللهم عجل لولیک الفرج