پنجشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۶
۱۲ دلیل پایتخت‌های اروپایی برای اینکه وارد جنگ نشدند؛

چرا ناتو نیامد؟

چرا ناتو نیامد؟
جنگ در سی‌وششمین روز خود با برخی معماهای بین‌المللی همراه است، از جمله اینکه چرا ناتو به‌رغم این سطح از چسبندگی آمریکا و اعضای ناتو، وارد جنگ علیه ایران نشد و چشم‌انداز آینده این عدم ورود چیست. برای پاسخ به این سوال ابتدا باید پیش‌زمینه ژئوپلیتیک، و نقش ناتو در خاورمیانه را مورد بحث قرار دهیم و سپس تردیدهای ژئوپلیتیک ناتو مورد توجه قرار گیرد.
کد خبر : ۷۳۳۱۰۶

به گزارش صراط به نقل از وطن امروز، جنگ در سی‌وششمین روز خود با برخی معماهای بین‌المللی همراه است، از جمله اینکه چرا ناتو به‌رغم این سطح از چسبندگی آمریکا و اعضای ناتو، وارد جنگ علیه ایران نشد و چشم‌انداز آینده این عدم ورود چیست. برای پاسخ به این سوال ابتدا باید پیش‌زمینه ژئوپلیتیک، و نقش ناتو در خاورمیانه را مورد بحث قرار دهیم و سپس تردیدهای ژئوپلیتیک ناتو مورد توجه قرار گیرد.

 پیش‌زمینه ژئوپلیتیک
1- نقش ناتو در خاورمیانه 
   ناتو یک اتحاد نظامی اروپایی آتلانتیک است که در اصل برای دفاع جمعی اعضا (ماده ۵) تشکیل شده است و تمرکز عمده‌اش بر تهدیدات امنیتی اروپا، بویژه روسیه است. در سال‌های اخیر ناتو به ‌نوعی در خاورمیانه حضور داشته (بناهای نظامی در ترکیه، جزایر بالکان، قطر و...) اما این حضور به‌صورت رسمی در قالب «عملیات» نیست و اکثر اقدامات به‌صورت مهار بحران‌های بومی یا مقابله با تروریسم بوده است.
2- سخنرانی‌های رئیس‌جمهور ترامپ 
   در دوران حضور ترامپ، سیاست‌های وی نسبت به ناتو مخفی‌کاری، فشار مالی و تهدید به خروج از اتحاد را نشان داد اما این سیاست‌ها هنوز به‌طور رسمی به خروج ناتو منجر نشده است. پس از ۲۴ آگوست ۲۰۲۴، وعده‌های او درباره «ببر کاغذی» یا «خروج از ناتو» فقط به‌عنوان دیپلماسی فشارآمیز شناخته می‌شود و همین موضوع بر سیاست عدم اعتماد ناتو نسبت به آمریکا افزوده است.
3- دیدگاه‌های روسیه، چین و ایران
  ایران، روسیه و چین در برخی سطوح به ‌دلیل منافع مشترک در مقابل فشارهای غرب همکاری دارند اما این همکاری در قالب‌های رسمی محدود است و بیشتر در عرصه دیپلماتیک و اقتصادی (مثلاً در سازمان‌های بین‌المللی) دیده می‌شود. با این حال ورود ناتو به یک منازعه بلندمدت علیه ایران، می‌تواند سطوح مناسبات بین ایران و این  ۲ کشور را بازآرایی کند که این موضوع برای ناتو زنگ خطر بزرگی خواهد بود. 

 ارزیابی تردیدهای ژئوپلیتیک ناتو علیه ایران
1-عملیات نظامی مبهم در تنگه هرمز
بر اساس اصل بین‌المللی بودن منازعات، هر گونه عبور ناوبری نظامی در تنگه هرمز در شرایط کنونی نه‌تنها تهدیدی برای امنیت ملی ایران، بلکه به همین واسطه منجر به بین‌المللی شدن منازعه خواهد شد.
2- پیامدها برای خاورمیانه
اگر ناتو یا نیروهای دیگر به‌صورت مستقیم در این ناحیه مستقر شوند یا عملیات «آزادسازی ناوبری» انجام دهند، ایران با تمسک به اصل دفاع از حاکمیت خود جبهه جدیدی علیه کشورهای اروپایی عضو ناتو خواهد گشود که این موضوع با توجه به وضعیت کنونی این کشورها قابل تداوم نیست.
3- ارزیابی اطلاعاتی درباره میزان موفقیت پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه 
یکی از تردیدهای اصلی ناتو این است که اگر حضور ناتو می‌توانست تنگه هرمز و جبهه علیه ایران را باز کند، طبیعتا این حجم از استقرار نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه به اندازه خود هم می‌تواند این کار را انجام دهد، وقتی آمریکا چنین توانی ندارد، یعنی ناتو نیز از چنین ظرفیتی برخوردار نیست. تخمین‌های عمومی درباره تعداد پایگاه‌های آمریکا در منطقه متفاوت است اما واضح است که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، عراق، کویت، قطر، ترکیه و ... وجود دارد. علاوه بر اینکه این حضور که عمدتاً تحت چارچوب پیمان‌های دو‌جانبه یا چندجانبه است، برای ایران به‌عنوان یک تهدید امنیتی محسوب می‌شود، مساله این است که اگر ایران می‌تواند با استفاده از سامانه‌های دفاع موشکی خود، آمریکا را تنبیه کند، حتما می‌تواند ناتو را هم تنبیه کند. 
4- تشدید بحران انرژی
هر گونه تنگنا در عبور نفت و گاز از خلیج فارس نه‌تنها برای اقتصاد آسیا، بلکه برای اقتصاد جهانی اثرگذار است. دولت‌های غربی برای حفظ جریان انرژی به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به حفظ «آزادسازی ناوبری» علاقه‌مندند اما این موضوع می‌تواند ابزاری در دست ایران برای فشار بر غرب نیز قلمداد شود.
5- نقش اسرائیل در معادله ایران - آمریکا
اسرائیل به‌عنوان هم‌پیمان اصلی آمریکا در خاورمیانه، همواره سیاست‌های ضدایرانی، بویژه در حوزه برنامه هسته‌ای و موشکی را دنبال می‌کند. کشورهای اروپایی عضو ناتو به خوبی از میزان انزجار افکار عمومی بین‌المللی از اسرائیل باخبر هستند به همین دلیل در ترکیب ائتلاف‌های نظامی -سیاسی غرب، فشارهای افکار عمومی برای عدم همراهی نقش بسزایی ایفا کرده است. 
6- ارزیابی ریسک‌های اقتصادی و مالی
یکی از تردیدهای اصلی ناتو اعمال سیاست‌های سختگیرانه‌ای است که ترامپ علیه اعضای اروپایی این نهاد داشته است. اعمال تعرفه‌ها علیه اتحادیه اروپا و فشارهای اقتصادی بین‌المللی (بویژه به ‌دلیل سیاست‌های تجارت و تحریم‌ها)، می‌تواند به‌صورت غیرمستقیم در ایجاد تردید نسبت به رفتارهای آمریکا اثرگذار باشد.
7- محدودیت‌های قانونی
 ماده ۵ فقط در مواجهه با حمله مسلحانه به یکی از اعضای ناتو فعال می‌شود. موضوع ایران، تجاوز به ایران است و نه برعکس تجاوز ایران به آمریکا. بنابراین هیچ تعهد قانونی برای دفاع جمعی که موضوع ماده 5 اساسنامه است، وجود ندارد. همچنین ناتو به‌طور صریح اعلام کرده است مداخله در منازعات داخلی یا مسائلی که خارج از حوزه «یورو آتلانتیک» باشد، در چارچوب وظایفش نیست.
8- عدم اجماع سیاسی
تصمیمات ناتو نیازمند توافق تمام اعضا (یا حداقل اکثریت قاطع در شورای وزیران دفاع) است. نظرات کشورهای کلیدی مثل فرانسه، آلمان و بریتانیا در مورد هر گونه اقدام نظامی علیه ایران بسیار متفاوت است و تا به امروز هیچ توافقی برای یک عملیات مشترک حاصل نشده است. برخی این اقدامات را خطر تشدید تنش‌های منطقه‌ای می‌دانند، در حالی که دیگران نگران اثرات اقتصادی (به‌ویژه انرژی) و ریسک‌های هسته‌ای هستند.
۹- تمرکز استراتژیک ناتو
پس از پایان جنگ سرد، ناتو به‌صورت عمده تمرکز خود را روی امنیت اروپا، حفظ تعادل در برابر روسیه و مقابله با تهدیدات سایبری و تروریستی محدود کرده است. دخالت در خاورمیانه بو‌یژه در مسائلی که بین‌المللی شدن‌شان به‌صورت مستقیم به دفاع از اعضای ناتو مرتبط نیست، خارج از حوزه اصلی استراتژیک این سازمان محسوب می‌شود.
10- نگرانی از تشدید تنش‌ها
یک جنگ مستقیم میان ایالات متحده/اسرائیل و ایران می‌توانست به‌سرعت به یک درگیری گسترده‌تر تبدیل شود (مثلاً ورود روسیه یا چین، یا گسترش به سایر کشورهای خاورمیانه). ناتو به‌دلیل تجربه قبلی در لیبی و افغانستان، محتاط‌‌تر شده و ترجیح می‌دهد از اقداماتی که می‌توانند منجر به فروپاشی‌های انسانی و بحران‌های پناهندگی شوند، خودداری کند.
11- مشکلات مالی و باربری
در سال‌های اخیر اختلافات درباره «بودجه دفاعی» میان آمریکا و هم‌پیمانان اروپایی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عیوب ناتو شناخته شده‌اند. تهدیدات ترامپ برای خروج یا کاهش سهم مالی آمریکا، باعث افزایش سردرگمی و عدم تمایل به تعهدات پرهزینه نظامی جدید می‌شود.
12- نگرش‌های داخلی و عمومی
در بسیاری از کشورهای اروپایی، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد مردم مخالف مداخله نظامی مستقیم در ایران هستند. دولت‌ها سعی می‌کنند با در نظر گرفتن فشارهای داخلی، از هر گونه تصمیمی که ممکن است به اعتراضات داخلی منجر شود پرهیز کنند.

مساله اوکراین و گرینلند، تعرفه‌ها و غزه
موضوع دیگر اختلافات عمده بین اعضای اروپایی ناتو و آمریکاست. این اختلافات بر سر مسائلی شبیه به اوکراین و سیاست عدم حمایت آمریکا از موضع اوکراین، مساله مداخله برای تصرف گرینلند، تعرفه‌های اعمالی و تحمیلی علیه اروپا به بهانه‌های واهی و مساله همراهی بی‌قید و شرط آمریکا از غزه به‌‌رغم انتقادات جدی که به موضع اسرائیل در ارتکاب جنایات جنگی نسبت به این باریکه وجود داشته، مربوط می‌شود. همه این اختلافات و اصطکاکات سبب شده است اعضای اروپایی ناتو در همراهی با آمریکا در مساله ایران با تردیدهای جدی مواجه شوند.