به گزارش صراط به نقل از ایرنا، دکتر «معمر بن علی التوبی» در یادداشتی تحت عنوان «چرا دیگر به آمریکا اعتماد نداریم؟» در روزنامه «عمان» نوشت: جنگ بیرحمانهای که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختهاند و وارد دومین هفته خود شده، از چند جهت جنگی نامشروع و غیراخلاقی است. نخست آنکه این جنگ در شرایطی آغاز شد که دو طرف به توافق نزدیک شده بودند. دوم آنکه بمباران اهداف غیرنظامی توسط آمریکا یا متحدش اسرائیل - که نمونه آن را در غزه دیدهایم - غیرانسانی است؛ از جمله حمله به مدرسه دخترانه در ایران که نزدیک به ۲۰۰ دانشآموز را به کام مرگ کشاند. رئیسجمهور آمریکا ابتدا این حمله را تکذیب کرد، اما تحقیقات بعدی نشان داد که این ارتش آمریکا بوده است. این رفتار، دولت آمریکا را در موقعیتی قرار میدهد که دیگر قابل اعتماد نیست و به اصول جنگ پایبند نمیماند.
این وقایع ما را به یاد عملکرد گذشته آمریکا در جنگهای عراق و افغانستان و نیز بازداشتگاه گوانتانامو میاندازد؛ همه اینها تاکیدی بر این واقعیت است که جهان دیگر به آمریکایی که عینیت و اخلاق را در جنگ و غیر جنگ از دست داده، اعتماد ندارد.
دولت آمریکا صداقت خود را در تعاملات خارجی، حتی با متحدانش از دست داده و آنان نیز به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمی توان به واشنگتن اعتماد کرد. کافیست به منطقه خلیج فارس بنگریم؛ جنگی که در آن کشورهای عربی منطقه به دلیل حملات به اهداف غیرنظامی و اقتصادی خود تاوان میدهند، اما هیچ نقش موثری از سوی آمریکا برای حمایت از متحدانش نمیبینیم.
واشنگتن تعهدات دفاعی خود را نادیده گرفته و همه توان خود را برای حفاظت از اسرائیل متمرکز کرده است. این، معادله جدیدی را روشن می کند که آمریکا نه یک متحد قابل اعتماد، بلکه خود عاملی برای مصیبت در منطقه و شریک رژیم صهیونیستی در این جنگ است.
به همین دلیل کشورهای عربی آشکارا اعتماد خود را به آمریکا از دست دادهاند. پیام اخیر «خلف الحبتور» تاجر اماراتی، به «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس، خلاصهای از خشم و بی اعتمادی به آمریکایی است که دولتهایش بر اساس جاه طلبیهای توسعهطلبانه اسرائیل در منطقه عمل میکنند.
این دیدگاه با هشدار «بدر بن حمد البوسعیدی» وزیر خارجه عمان، همخوانی دارد که تاکید کرد ایران هدف نهایی این جنگ نیست، بلکه پروژه اصلی تغییر شکل کل منطقه است.
علاوه بر سابقه جنگی آمریکا که نشان داده است (و نه فقط در دولت فعلی) که بیشتر جنگهایش ناموجه و با هدف تصاحب و نابودی ثروت و تواناییهای ملتها بوده است، جنگ غزه نیز این واقعیت را تایید میکند. آمریکا تعهد داد که ضامن صلح در غزه و توقف جنگ باشد، اما در عمل شاهد تشکیل شورای صلح بودیم که جز پوششی برای ادامه نسلکشی اسرائیل نبود. غزه همچنان خونین است؛ اسرائیل گذرگاهها را در کنترل دارد، رفت و آمد را مطابق میل خود محدود کرده و حملات مکرر، ترورها و تهاجم نظامی خود را ادامه میدهد. در این میان، آمریکا به عنوان ضامن توقف جنگ، نه تنها سکوت کرده، بلکه این تشدید خشونت را انکار هم نمیکند. با چنین سیاستهای جانبدارانهای، چگونه میتوان به دولت آمریکا اعتماد کرد؟.
از دست دادن اعتماد به آمریکا به دلیل سیاستهای نظامی و خارجی نامتوازن آن، دامنه خود را به حوزه دیجیتال نیز گسترش داده است؛ حوزهای که آمریکا تسلط بالایی بر آن دارد، به ویژه در زمینه هوش مصنوعی. برای روشن شدن موضوع، باید به توافق اخیر شرکت «اوپن ای آی» (مالک چت جیپیتی) با وزارت جنگ آمریکا اشاره کنیم. بر اساس این توافق، دادههای تولید شده توسط چت جی پی تی و به طور کلی دادههای کاربران این شرکت، تحت کنترل وزارت جنگ آمریکا قرار میگیرد.
ادعای این شرکت برای حفظ خط قرمز در مورد حقوق کاربران، در برابر توافق با پنتاگون بیمعناست. بنابر این، بیاعتمادی به آمریکا، از رفتار نظامی و سیاسی تا حوزه فناوری امتداد یافته است. این مساله بسیاری از کشورها را نگران کرده است که مبادا دادههایشان در اختیار آمریکا و متحدانش، به ویژه رژیم صهیونیستی، قرار گیرد.
در این میان، اعراب بیشترین آسیب را از این توافقها خواهند دید. ما نمیدانیم چه حجمی از دادههای رسمی و غیر رسمی از طریق چت جیپیتی منتقل میشود. استفاده از مدلهای زاینده هوش مصنوعی تنها به مصارف فردی محدود نیست بلکه گزارشها نشان می دهد که افراد و نهادها از آن برای امور رسمی نیز استفاده میکنند و ممکن است دادههایی محرمانه یا بسیار حساس در این میان فاش شود.
اما این بی اعتمادی به آمریکا به معنای ناامیدی از شکلگیری دولتی خردمند در این کشور نیست. برعکس، آنچه این جنگها و نفوذ صهیونیسم در دولت کنونی و دولتهای پیشین آمریکا آشکار کرده، آگاهی تازهای در درون آمریکا ایجاد کرده است، چه در میان دولتمردان و چه در میان مردم عادی. این آگاهی بر ضرورت بازگشت به اصول انسانی و اخلاقی مندرج در قانون اساسی آمریکا تاکید دارد.
بسیاری بر این باورند که راهی برای بازگشت و اصلاح مسیر در آمریکا وجود دارد و این مسئولیت بر دوش نسلی خواهد بود که اکنون در حال شکلگیری است و به دیدگاه صهیونیستی باور ندارد، ائتلاف با اسرائیل را اولویت نمی داند و بر اهمیت قرار گرفتن آمریکا در چارچوب های اخلاقی شفاف تاکید دارد.
این انتظاری است که نشانههای آن در رویدادهای کنونی دیده میشود. حقایقی که روز به روز آشکار میگردند، به شکلگیری آگاهی جمعی در جامعه آمریکا و جهان کمک میکنند تا خود را برای عبور از این مرحله دشوار آماده سازند، مرحلهای که آمریکا بخشی از توان جهانی و اعتماد جامعه بینالمللی را از دست داده است.